هدایت شده از "Letters to Mari"
آنجلوس نفس عمیق کشید. چشمانش را بست و اجازه داد جریان هوا را روی پوستش احساس کند..
آروم باش آنجلوس.. ما صدای آنجلا رو نمیشنویم.. اصلا مهم نیست که مثل یک بچه ی سه ساله جیغ میزنه و پا به زمین میکوبه تا به خواستهش برسه.. اصلا مهم نیست که داره روی اعصابت آب جوش میریزه و پیشامده.. پیشمیاد..
دوباره نفس عمیقتری کشید.. هنوز صدای آنجلا مثل ناخن بر تخته سیاه مغزش کشیده میشد.. اما خاصیت بچه ها گریه و زاری بود.. نه..؟
#Angelus
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
آنجلوس نفس عمیق کشید. چشمانش را بست و اجازه داد جریان هوا را روی پوستش احساس کند.. آروم باش آنجلوس
خاصیت بچهها نیست ولی خب.....👈🏻👉🏻