eitaa logo
𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
32 دنبال‌کننده
513 عکس
176 ویدیو
5 فایل
『𝙸𝚗 𝚝𝚑𝚎 𝚂𝚒𝚕𝚎𝚗𝚌𝚎 𝚘𝚏 𝙳𝚊𝚛𝚔𝚗𝚎𝚜𝚜, 𝚝𝚑𝚎 𝚂𝚘𝚞𝚕 𝚆𝚑𝚒𝚜𝚙𝚎𝚛𝚜 𝚒𝚝𝚜 𝚃𝚛𝚞𝚝𝚑𝚜.』 𝙵𝚢𝚘 | 𝙸𝙽𝚃𝙹-𝙰 | 𝟻𝚠𝟼 | 𝟻𝟷𝟺
مشاهده در ایتا
دانلود
فکت تاریخی آوردم براتون: توی یه مقاله خوندم که بزرگترین نسل کشی تاریخ توسط آلمان نازي صورت نگرفت بلكه با كشتن و آواره كردن بيش از ١٠٠ ميليون بومى آمريكايى (سرخپوست) انجام شد... > آناهارنت <
هدایت شده از کانال بستجی♨️
تاجری که گل را پرورش داد، حتما دلیلی داشت مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز مهمترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود. تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت. اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد. تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند، رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟ درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم. مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود! علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم. از آنجایی که بوته گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم. مرد در ادامه گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود. علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سرسبزی خود را حفظ می کرد نداشتم و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، اما با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است، می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم. شما در مورد خود چی فکر می کنید؟! بهترین پست ها در حکایات مجیک👇👇👇 @Magic_Tales
هدایت شده از 🎭... Aurora.Mikaelson.
هر روز كه ميگذرد بيشتر معتقد ميشوم که آدم ها شخصيت ناپایداری دارند نميشود روى ظاهر، لياقت يا فهم و شعورشان حساب باز كرد... _جین آستن
ئه... دازای، پسرم... ایز دت یو؟!
فکر کنم فهمیدم دقیقا "No longer human" یعنی چی.....
یکم خسته‌کننده ست که همه حرف مثبت می‌زنن؛ کاش یکم حقیقت رو می‌گفتن. چیزی که نگاه‌ها و سکوت‌ها و لبخندهاشون میگه. همون چیزایی که با تعلل به هم نگاه می‌کنن یا دنبال کلمات می‌گردن تا جوری بیانش نکنن که بهت بر بخوره یا هر کوفت دیگه‌ای. فقط حقیقت رو می‌گفتن.
وای واقعا دانشگاه باعث میشه آدم خوابش بگیره...
ولییی.....
باید عرض کنم که اگه سلامت روانتون رو دوست دارید؛ 6تا پیام بعدی رو ایگنور کنید.😔 اگه نه که راحت باشید.🤝🏻 (هشدار خشونت)
‹‹ INSANE | دیوونه ›› Dearly beloved For your entertainment It's my pleasure to introduce to you hell's latest arrival The equal-opportunity killer, Alastor عزیزانِ محترم باعث افتخاره که برای سرگرمی‌تون تازه‌ترین مهمان جهنم رو معرفی کنم… قاتل بی‌تبعیض… اَلستور! Hello, it's nice to meet you (hello) Oh, can you tell me where I am? I don't know how I got here But I, I think I'm startin' to understand I don't belong among the angels And baby, that's just fine with me The things I did up there were high school But now I'm going for my degree~ سلام، از آشنایی باهاتون خوش‌وقتم (سلام~) اوه، میشه بگی من کجام؟ نمی‌دونم چطور اومدم اینجا ولی… فکر کنم یواش یواش دارم می‌فهمم من به جمع فرشته‌ها تعلق نداشتم و عزیزم، من اصلا با این (جهنم) مشکلی ندارم کارایی که اون بالا کردم، تمرین مدرسه‌ای بود ولی حالا… دارم میرم مدرک اصلیم رو بگیرم~ Hey, sorry, but you just got in my way I promise, honey, I can feel your pain And maybe I enjoy it just a little bit Does that make me insane? Haven't been the same since I expired Doesn't mean that I plan to retire And now I have the power to bathe all of you in entertaining fire! هی، ببخشید؛ ولی تو فقط سر راهم بودی قول میدم عزیزم، دردت رو درک می‌کنم و شاید یه کوچولو موچولو هم ازش لذت ببرم این یعنی من دیوونه‌ام؟ از وقتی مُردم، دیگه اون آدم قبلی نیستم ولی معنی‌ش این نیست که قصد بازنشسته شدن داشته باشم و حالا قدرت اینو دارم که همتون رو تو یه آتیشِ تماشایی غسل بدم! Wait a minute, do I know you? Weren't you an old pal of mine? Departed from us far too early But now we're meeting a second time We used to have such fun together And maybe you have what I need But first, I have one tiny question Tell me, do you demons bleeeeeed...? صبر کن ببینم… من تو رو می‌شناسم؟ تو اون رفیق قدیمی من نبودی؟ خیلی زود از بینمون رفتی ولی حالا… بار دوم ئه که همدیگه رو می‌بینیم یه زمانی با هم کلی خوش می‌گذروندیم و شاید تو چیزی رو داشته باشی که من لازم دارم ولی اول یه سؤال کوچیک دارم... بهم بگو، شما شیاطین خونریزی می‌کنیــــــــــــد...؟ [ Hey, sorry, but you just got in my way I promise, honey, I can feel your pain And maybe I enjoy it just a little bit Does that make me insane? Haven't been the same since I expired Doesn't mean that I plan to retire And now I have the power to bathe all of you in entertaining fire ]×2 [ هی، ببخشید؛ ولی تو فقط سر راهم بودی قول میدم عزیزم، دردت رو درک می‌کنم و شاید یه کوچولو موچولو هم ازش لذت ببرم این یعنی من دیوونه‌ام؟ از وقتی مُردم، دیگه اون آدم قبلی نیستم ولی معنی‌ش این نیست که قصد بازنشسته شدن داشته باشم و حالا قدرت اینو دارم که همتون رو تو یه آتیشِ تماشایی غسل بدم ]×2 Sorry, but you just got in my way I promise, honey, I can feel your pain And maybe I enjoy it just a little bit Does that make me insane...? ببخشید... ولی تو فقط سر راهم بودی قول می‌دم عزیزم، دردت رو درک می‌کنم و شاید یه کوچولو موچولو هم ازش لذت ببرم این یعنی من دیوونه‌ام...؟ — — — — —
26.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‹‹ Daisies ›› By: Baasik and Black Gryph0n — — — — —