مدافعان حرم 🇮🇷
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀 #خاطرات_دفاع_مقدس* #نویسنده_محمد_محمودی* #گلابی_های_وحشی #قسمت_هفده
🥀 داستان روزانه هر روز یک قسمت🥀
#خاطرات_دفاع_مقدس*
#نویسنده_محمد_محمودی*
#گلابی_های_وحشی
#قسمت_هجدهم
با توجه به بار سنگینی که داشتیم بالا رفتن از دیواره ی مایلر خیلی سخت بود. اما در هر حال خودم را به بالای مایلر رساندم به سمت شلمچه حرکت کردیم. هوا کاملاً تاریک شده بود و خودروها با چراغ خاموش حرکت میکردند مقداری که جلوتر رفتیم صدای انفجار به گوش میرسید.
مایلر مسیرش را به طرف یک خاکریز کج کرد و با دستور فرمانده هان پیاده شدیم پیاده شدن از مایلر برایم سخت بود اسلحه را حمایل فنگ میکردم اما ماسک مانع می شد. کلاه آهنی زود میخواست بیفتد. آنقدر پاهایم کوتاه بود که هر چه خود را آویزان میکردم به جایی نمیرسید به هر جان کندنی بود پیاده شدم وقتی به داخل سنگر رفتم ، متوجه شدم که ماسکم گم شده .است آن قدر اندوهگین شدم که نزدیک بود گریه کنم زبیر میگفت:
_ناراحت نباش گور بابای یک ماسک دیگر
اما من از این حرفها خوشم نمی آمد .آقای احمدی مسئول تدارکات ،گردان با همان لکنت زبانی که داشت، التماس میکرد.
- بـ بـ بـ بچه ها م م م مواظب مـ مـ ماس سکهای خود ب باشید. س ساخت آلمان...
برای همین متأثر شده بودم اوضاع به هم ریخته بود و ماسک به این راحتیها پیدا نمی شد وارد سنگر که شدم جایی برای نشستن نبود؛ تا چه برسد کسی بخواهد استراحت کند حدود هفتاد نفر در سوله ای جا گرفته بودیم. بچه ها نماز را خواندند. هر کدام یک پتو همراه داشتیم پتویم را روی یک الوار که دم سنگر بود پهن کردم. کوله پشتی و تجهیزات را هم از خودم جدا کرده و به سختی جای شان دادم لحظه ها به کندی
می گذشت فرمانده ی گروهان رسید و گفت: - بچه ها دعا و نیایش کنید. گردانهای غواص همین الان وارد آب شدند و حرکت کردند.
#ادامه_دارد ...
@Modafeaneharaam
امام على عليه السلام:
مَن لَم يَكُن أكثَرَ ما فيهِ عَقلُهُ كانَ بِأكثَرِ ما فيهِ قَتلُهُ
كسى كه بيشترين چيزى كه در او هست خردش نباشد، با بيشترين چيزى كه در وجود او هست مرگش فراهم آيد
ميزان الحكمه ج7 ص504
@Modafeaneharaam
13.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت حاج قاسم از وصیت امیرالمومنین به امام حسن مجتبی(ع)
@Modafeaneharaam
شهادت پاسدار البرزی در حمله اسرائیل به سوریه
✅سپاه استان البرز : پاسدار بسیجی ( بهروز واحدی ) از نیروهای سپاه قدس و بسیجی حوزه شهید صدوقی ناحیه امام حسین ( ع ) کرج در راه دفاع از حریم اهل بیت (ع) و حضرت زینب کبری (س) در پی حملات هوایی ارتش اسرائیل به منطقه دیرالزور سوریه به شهادت رسید.💔
@Modafeaneharaam
12.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 لحظات اعلام خبر #شهادت پاسدار شهید بهروز واحدی خدمت خانواده محترم ایشان
@Modafeaneharaam
📣 #خبر_فوری
💐 وداع با شهید القدس" بهروز واحدی" در معراج شهدا
🕒چهارشنبه ۸ فروردین از ساعت ۱۵
📍معراج شهدای تهران
🔹آدرس:خیابان وحدت اسلامی، ضلع جنوب پارک شهر، انتهای خيابان بهشت، کوچه معراج (نزدیکترین مترو: ۱۵ خرداد - امام خمینیره)
@Modafeaneharaam
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥خدا به دل مادرش رحم کنه...
تصاویری از حضور شهید بهروز واحدی به همراه فرزند خردسالش در روضه حضرت علی اصغر(ع)😭
شهید بهروز واحدی شب گذشته بر اثر حملات رژیم غاصب صهیونیستی به مواضع محور مقاومت در استان دیرالزور سوریه به فیض عظیم شهادت نائل آمد. این شهید والامقام دارای یک فرزند ۲ ساله و ساکن کرج بود.💔
@Modafeaneharaam
💠 نمازهایش به موقع بود و به نماز اول وقت خیلی اهمیت می داد.
نماز شبش هیچ وقت ترک نمی شد و حتی در سوریه که خیلی خسته بودند و با کمبودِ آب هم مواجه بودند. دوستانش می گفتند ته مانده آب های بچه ها را جمع می کرد و در آن سوز و سرما تجدید وضو می کرد و نماز شب می خواند.
💠نیمه شب که برای نماز شب بیدار میشد بعد از نماز شب، زیارتنامه همه ائمه راکه در گوشیِ موبایلش داشت می خواند و به زیارت حضرت زینب که می رسید با دو دست به سرِخودش می زد و ضجهه می زد و گریه می کرد
و آخر هم فدایی بی بی شد...
#شهیدمدافع_حرم
#شهید قدرت اله عبودی
#شهدای_فارس🌷
#سالگردشهادت
@Modafeaneharaam
میهمان شهیدی هستیم که راهش رو با امام حسین پیدا کرده! گمش نکنید؛ میرسونه شما رو به مصباح هدایت؛ به کشتی نجات🌷ّ
«درویش اوزدمیر» اصالتا ترکیه ای بود اما در کشور آلمان به دنیا آمد.
مانند اهالی خانه از اهل تسنن بود و گاها آداب دینی را هم انجام میداد.
با پیروزی انقلاب اسلامی،شیفته شخصیت و منش امام خمینی(ره) شد.
با آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران، نیروهای جهاد سازندگی گروهی از نیروها را برای آموزش مکانیک سنگین به کشور آلمان اعزام کردند؛ نیروهای جهادی علاوه بر گذراندن دوره آموزشی، کارهای فرهنگی نیز انجام میدادند که در خرداد سال 1362 با «درویش ازدمیر» جوان اهل سنت مقیم آلمان آشنا شدند.
🇮🇷
از آنجا که خدا میخواهد مسیر بندگی یک نفر را روشن کند، این گروه در آلمان برای نماز و عبادت به مساجد تُرکها میروند.
درویش در صف نماز، با عکس امام(ره) که به سینهاش نصب کرده با جهادیون آشنا و دوست میشود. تا جایی که یکی از جهادیون از او دعوت کرده تا به ایران بیاید. حدود 3 ماه بعد با کمک این جهادگر و خانوادهاش، درویش به ایران میآید وعاشق انقلاب و جبهه میشود.
در مجلس روضه امام حسین علیهالسلام اشک میریزد و به سینه میزند🥺. در جبههی مهران موذن میشود! از امام حسین علیهالسلام زیاد سؤال میپرسد و تشنه دانستن میشود. به حوزه علمیه قم رفته و با کمک یک روحانی اهل کاشان که خودش قبلا سنی بوده، شیعه میشود. از آن به بعد، اسمش را از درویش اوزدمیر به «حسینعلی محمدی» تغییر میدهد.
بعد از یک سال زبان فارسی و عربی را مسلط میشود و تحصیلات حوزوی را هم میگذراند.
برای دیدن خانوادهاش به آلمان میرود. خانواده بهشدت با او مخالفت میکنند و پاسپورتش را از او میگیرند تا نتواند به ایران برگردد. اما حسینعلی با هر سختی که هست خود را به ایران میرساند و در حوزه علمیه قم به تحصیل ادامه میدهد.
آبان 63 با اصرار و خواهش، از حوزه مرخصی میگیرد و به جبهه میرود. او درحالیکه عبا روی تن دارد در منطقه عملیاتی سردشت، حین تبلیغ، به شهادت میرسد
اعمال امروزمون به همراه 14شاخه گل صلوات هدیه به این شهید عزیز🌹
@Modafeaneharaam