نسبت امام صادق(ع) با ابوبکر
روایتی منسوب به امام #صادق(ع) وجود دارد که فرموده باشد ابوبکر دو بار مرا متولد کرده است:
وَلدنی ابوبکر مرتین؛
اهلسنت بر این روایت مانور میدهند و طبعاً شیعه چندان پذیرشی نسبت به آن ندارد.
برخی از کتب دوره میانی شیعه نیز این سخن را از امام نقل کردهاند؛
اما به نظر میرسد این خبر به عنوان روایت و سخنی از امام صادق(ع) درست نباشد؛
و شواهد کافی برای انتساب آن به ایشان وجود ندارد.
با این حال اصل مطلب قابل انکار نیست؛
یعنی از نظر تاریخ و علم انساب تردیدی در این نسبت وجود ندارد؛
امفروه مادر امام صادق(ع)، دختر قاسم بن محمد بن ابیبکر است؛
این زن از دو سوی مادری و پدری نوه ابوبکر خلیفه نخست است؛
زیرا قاسم با دختر عموی خود اسماء بنت عبدالرحمن بن ابیبکر ازدواج کرد.
استاد حسینیان مقدم که پیشتر کتاب او درباره امام صادق(ع) در این کانال مستبین معرفی شد، در بخش تبارشناسی امام به بررسی این روایت پرداخته و احتمال میدهد زیدیان برای جذب امامیان آن را ساختهاند؛
دو مقاله نیز در نقد روایت منسوب به امام صادق(ع) نوشته شده و افتخار کردن آن حضرت به چنین نسبی را ردّ کردهاند.
مقاله نخست از دوست ما آقای رفعت را در پیوند شماره ۱۲۸ مستبین
و مقاله دوم از آقای حسینیپور را در پیوند شماره ۱۲۹ مستبین مطالعه کنید.
نویسنده دوم از احتمال تقیه بودن روایت سخن گفته است.
https://eitaa.com/Mostabin
☆
معرفی آثار ۸۶
درباره روابط پیامبر با یهود کتب و مقالات بسیاری در دست است که بخشی از آنها به مباحث قرآنی اختصاص دارد.
کتاب زیر که در دهه ۸۰ منتشر شده، با نگاهی تاریخی به رویدادهای عصر پیامبر در تعامل با یهودیان معاصر آنحضرت میپردازد.
پیامبر و یهود حجاز
✍️ مصطفی صادقی
تهیه و تحقیق پژوهشکده تاریخ و سیره؛
قم، بوستان کتاب، 288 صفحه وزیری؛
چاپ اول، 1382 ـ چاپ سوم 1386
✂️ بخشی از فهرست فصول پنجگانه کتاب👇
1️⃣ فصل اول: کلیات
واژه یهود،
نسب یهودیان و هجرت آنها به جزیرة العرب، ویژگیها و باورهای یهود؛
وضعیت پیش از اسلام؛
داستان قبله؛
جادو شدن پیامبر ه دست یهود؛
2️⃣ فصل دوم: روابط صلحجویانه
پیمان عمومی
پیمان با یهود
تلاش برای صلح با خیبر؛
3️⃣ فصل سوم: ستیز فرهنگی ـ تبلیغی
پرسش ا زپیامبر؛
انکار پس از انتظار؛
حمله تبلیغاتی؛
4️⃣ فصل چهارم: غزوهها
بنیقینقاع
بنینضیر
بنیقریظه
علل و زمینهها
بررسی آمار کشتگان
مظلومنمایی یهود در تاریخ
5️⃣ فصل پنجم: سریهها
حدیث فتک
قتل ابوعفک و عصماء
قتل کعب بن اشرف
قتل ابورافع خیبری.
قبلاً برشهایی از این کتاب در آدرسهای زیر از کانال #مستبین گذشت.
https://eitaa.com/Mostabin/709
https://eitaa.com/Mostabin/1198
https://eitaa.com/Mostabin/578
نهی از بدزبانی حتی به کافر
📖 مطلب زیر را از کتاب داستان راستان نقل میکنم اثر شهید مطهری؛
با عنوان: دوستیی که بریده شد.
📘 منبع آن کتاب کافی است ۳۲۴/۲
امام #صادق(ع) رفیقی داشت که همیشه با آن حضرت بود و همه جا همراهیاش میکرد؛
روزی آن مرد در بازار کفاشان با غلامش راه میرفت، آن غلام اهل کشور و آیینی دیگر بود؛
غلام قدری از او دور شد، مرد او را صدا کرد، خبری از او نبود؛
سه بار او را طلبید ولی غلام پیدایش نبود؛
دفعه چهارم که صدایش کرد آمد؛
به محض اینکه مرد غلامش را دید گفت حرومزاده کجا بودی؟!
✋ امام #صادق(ع) دستش را بلند کرد و به صورت خود زد؛
❗️ فرمود سبحانالله! به مادر او نسبت ناروا میدهی؟
فکر میکردم آدم حسابی هستی؛
معلوم شد تقوا نداری؛
✝ مرد گفت فدایت شوم مادر این مشرک است؛
امام فرمود باشد، هر قوم و آئینی برای خود ازدواج مخصوص خود را دارند؛
👈 آنگاه فرمود از من دور شو؛
و دیگر کسی او را با امام ندید.
📲 اینکه مطالب #مستبین و هر کانال دیگر را با آدرس آن بازنشر میکنید، نشانه اخلاق رسانهای شماست.
ما را در ایتا و تلگرام و بله دنبال کنید:
https://eitaa.com/Mostabin
https://ble.ir/mostabin
https://t.me/AlMostabin
هدایت شده از مباحثات
از «هفته برائت» تا دعوت به مدارا؛ دو قرائت در خاندان شیرازی
🖌یادداشت وارده
هر سال با فرارسیدن ماه ربیعالاول، فعالیت رسانهای جریانهای منتسب به خاندان شیرازی بار دیگر مسئله نحوه تعامل با اهلسنت، دیگر مذاهب و جریانهای تقریبی حوزه را در کانون توجه قرار میدهد. شبکههای ماهوارهای و رسانههای مجازی این جریان، «نهم ربیع» را با عنوان «عید غدیر ثانی» و بهعنوان سالروز کشتهشدن عمر بن خطاب، خلیفه دوم، گرامی میدارند و فاصله آن تا شانزدهم ربیعالاول را «هفته برائت» نامگذاری کرده و به اظهار شادی میپردازند. با این حال، درون همین خاندان، قرائتی متفاوت از تعامل با دیگر مذاهب اسلامی نیز قابل پیگیری است.
کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» نوشته آیتالله سید مرتضی شیرازی، از مدرسان درس خارج حوزه نجف اشرف، نماینده این رویکرد متفاوت است. این کتاب نخستینبار در سال ۱۳۹۸ منتشر شد و نویسنده آن در گفتوگویی که بهتازگی با «قناة حیرة» منتشر شده، دیدگاههای خود را روشنتر از گذشته تبیین کرده است. [1]
سید مرتضی شیرازی معتقد است کسانی که از «حربه دشنام و بدگویی» استفاده میکنند، امکان دفاع منطقی و علمی از باورهای خود را ندارند. او با استناد به آیاتی مانند «قولوا للناس حسناً» و «قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن»، قاعده نخستین در تعامل با پیروان دیگر مذاهب و ادیان را گفتوگوی مسالمتآمیز و پرهیز از توهین به مقدسات آنان میداند.
او در کتاب خود، روایات مربوط به دشنامدادن به بدعتگذاران و مخالفان را دستهبندی کرده و برجستهسازی نصوصی را که دشنام به آنان را جایز دانستهاند، نمیپذیرد. از نگاه وی، مجموعه روایات باید بهدست مجتهد جامعالشرایط بررسی شود و فقیه نیز متناسب با شرایط جامعه، دیدگاه نهایی را ارائه کند[2]؛ نه اینکه سخنان هیجانزده و مبتنی بر احساسات جوانان مبنا قرار گیرد.[3]
به باور سید مرتضی شیرازی، نمیتوان به نصوصی که از دشنامدادن معصومان سخن میگویند، استناد عام کرد؛ زیرا این موارد غالباً ناظر به شخص یا شرایط زمانی خاص بودهاند. او نمونههایی را ذکر میکند که معصوم عملی انجام داده، اما امکان استناد عمومی به آن وجود ندارد. بر این اساس، روایات جواز دشنام به مخالفان در برابر اصل نخستینِ حرمت دشنامدادن به دیگران، یا ناظر به موارد استثنایی همچون جنگ و درگیریاند یا از باب تزاحم مطرح شدهاند.
از سوی دیگر، در میراث حدیثی شیعه تأکید فراوانی بر مدارا با مردم وجود دارد و دوران غیبت امام مهدی(عج) نیز دوران ترک مخاصمه با مخالفان توصیف شده است؛ توصیفی که نشان میدهد رفتار تحریکآمیز نسبت به مذاهب دیگر، در این دوران مورد رضایت معصومان(ع) نبوده است. [4]
کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» به بخش قابل توجهی از پرسشهای جریانهای «برائتی» پاسخ میدهد. نویسنده در پاسخ به ادعای اجماع صاحب جواهر درباره جواز دشنامدادن به اهل بدعت، قدر متیقن این جواز را به زمانی اختصاص میدهد که این رفتار زیانی برای مؤمنان نداشته باشد. او بلافاصله تصریح میکند که دشنام علنی در شرایط کنونی، بدون تردید موجب آزار مؤمنان شده و آنان را در بسیاری از کشورها در معرض ستم و دشواری قرار میدهد. [5]
این مواضع، به مذاق برخی از طرفداران خاندان شیرازی خوش نیامده است. یاسر الحبیب در پاسخ به پرسشی درباره کتاب «قولوا للناس حسناً» نوشته است: «این اثر نشانههایی از خامی و فقدان پختگی دارد؛ محتوای آن به دلیل محدودیتِ دامنهٔ بحث و همچنین صورتبندیهای نظری که با روایتهای تاریخی و واقعیتهای عملی، چه در گذشته و چه در حال، فاصله دارند، تضعیف شده است.» [6]
او نگارش چنین آثاری را نشانه فراگیری پدیده «برائت علنی» میداند و معتقد است از این پس باید با توان بیشتری، عقیده به برائت را در تألیفات، سخنرانیها و کنفرانسها ابراز کرد.
همزمانی و برجستگی این دو رویکرد در اندیشه خاندان شیرازی، میدان تازهای را برای پیگیری تحولات این جریان پیش میگذارد؛ میدانی که نسبت میان تأکید بر برائت علنی و دعوت به مدارا و گفتوگو، میتواند در ترسیم خطمشی آن در سالهای پیش رو نقشی تعیینکننده داشته باشد.
[1] https://www.youtube.com/watch?v=l_-HLIIdmPE&t=2065s
[2] ص47.
[3] ص94.
[4] ص188.
[5] ص163.
[6] https://al-qatrah.net/an3261
🔻🔻🔻
https://mobahesat.ir/24577