هدایت شده از کانال تربیتی یک مربی
4_5873078863419934041.pdf
1.2M
📙کتاب "شیوه اردوداری"🎪
جهت راهنمایی وبرگزاری هر چه بهتر اردوها استفاده نمایید
#کتاب #اردوداری
🌸یک مربی مرجع محتوایی مربیان ومبلغان.👇
@yekmorabbi
برای دوستان خودفورواردکنید🙏
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
هدایت شده از کانال تربیتی یک مربی
10.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥نماهنگ «بابای قهرمان من»
✅گفتوگوی صمیمانه رهبر انقلاب با فرزندان و خانوادههای شهدای مدافع حرم
پیشنهاد میشود حتما ببینید
🌸یک مربی مرجعی برای مربیان ومبلغان👇
@yekmorabbi
🔵برای دوستان خودارسال کنید🙏
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
16.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨مراسم تجدید بیعت #مجموعه_تربیتی #شیخ_زکزاکی 👌
🇮🇷
هدایت شده از مرکز فرهنگی تبلیغی آینده سازان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 مرکز فرهنگی تبلیغی آیندهسازان تقدیم میکند
🎥 فیلم مستند تبلیغی آینهداران حقیقت
📝 روایتی جذاب از تجربیات تبلیغی مبلغان دانشآموزی
#تریلر
#تبلیغ_دانش_آموزی
#دانش_آموز
#تربیت_نوجوان
#تربیت_دینی
🌐 لینک دانلود و مشاهده فایل کامل مستند:
https://www.aparat.com/v/TDyrO
🔶 لینک کانال رسمی مرکز آیندهسازان:
@mftas_ir
🔷 با ما همراه باشید
✨📗معرفی کتاب شروع از پایان : روایت زندگی استاد شامخ دکتر سید علی ملک حسینی
پدیدآور (ها) :
حميد روزي طلب
ناشر :
رياست جمهوري، معاونت علمي و فناوري، مركز روابط عمومي و اطلاع رساني، دانش بنيان فناور
شابک : 9786006844343
قطع :
تعداد صفحات :152
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، مرکز فارس، رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز گفت: این کتاب روایتی از زندگی استاد سید علی ملک حسینی، پدر پیوند کبد ایران به همراه پرتره این استاد عرصه پزشکی ایران است.
محمدهادی ایمانیه افزود: این کتاب توسط حمید روزیطلب با تیراژ دو هزار جلدی به نگارش درآمده و با حمایت بنیاد ملی نخبگان چاپ و منتشر شده است.
استاد دکتر سید علی ملک حسینی در 16 مرداد 1328 در یک خانواده کوچک ایلی از روستای گوشه شاه قاسم(ع) در نزدیکی یاسوج به دنیا آمد.
وی اردیبهشت ماه ۱۳۷۲ نخستین پیوند کبد در ایران و خاورمیانه را به انجام رساند و لقب پدر پیوند کبد در ایران را از آن خود کرد. این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، در صفحه اینستاگرامش نوشته و برای معلّم خود آرزوی موفقیت کرده است. 👇
🔺پسرک قصه ما هنوز محصل بود که سایه مادر را هم به دلیل بیماری کبد از دست داد. مادرش در سن ۳۵ سالگی فوت کرد و بچهها تحت قیمومیت پدر بزرگ آیت الله سید صدر الدین ملک حسینی آصدرا درآمدند. 🔺او در یکی از مدارس، معلمی دچار مشکل شد و موقتا برای یک ماه معلم جایگزینی بجای او شروع به تدریس کرد. این معلم جایگزین در یکی از کلاسها سوالی از دانش آموزی کرد که او نتوانست جواب دهد، بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از اعتماد بنفس پایینی برخوردار است و همواره توسّط هم کلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند، معلّم آن دانش آموز را فرا خواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده، آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند، دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه، معلّم جدید هر روز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه همکلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد، دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش خِنگ می نامید، نیست. پس دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد، به کلاس های بالاتر رفت، در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد، مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
🔻انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند. دستت را می گیرند و در بهتر شدنت کمک کرده و به تو احساس ارزشمند بودن می دهند نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بدشانس بودن را به او منتقل می کنند.