🇵🇸 پس از عقب نشینی اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵، فضایی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و جغرافیایی شکل گرفت که مطابق آن محیط، گردان های قسام و قدس، فعالیت ها، سازماندهی، تسلیحات، شیوه و شبکه رزم و سایر عناصر خود را بر اساس آن سامان دادند. اکنون اما این محیط به کلی دگرگونی شده، با بسته شدن مرزها و محدودیت ها در عملیات قاچاق، ممنوعیت ورود مصالح ساخت و ساز حتی مواردی مانند روغن موتور و ژنراتور، اشغال حدود ۷۰ درصد غزه توسط رژیم و تجمیع حدود ۲ میلیون نفر در ۳۰ درصد مساحت نوار، فرسایش ۳ ساله و از بین رفتن بخشی از ذخایر تسلیحات و هزینه بالای هر اقدام مقاومت که به معنای نسل کشی است، این محیط برای فعالیت های مشابه قبلی فراهم نیست اما این نیز به معنای پایان مقاومت و شاخه نظامی آن هم نیست و اینبار کار بر اساس مدل جدید و متناسب با محیط جدید سامان خواهد یافت، ولو اگر عناصری از قبل نیز مشترک باشد. بنابراین اینجا ما شاهد تغییر شکل و تاکتیکهای مقاومت خواهیم بود، وضعیتی که بیش از هر زمان آن را نزدیک به وضعیت چریکی خواهد کرد.
با این مقدمه نکاتی را در خصوص مذاکرات اخیر مصر بررسی می کنیم:
@Muhallel
مُحَلِّل
🇵🇸 پس از عقب نشینی اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵، فضایی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و جغرافیایی شکل گرفت که
۱. قبل تر در خصوص مذاکرات در جریان قاهره مطالبی را ذکر کرده بودیم که محور خواستههای همه طرفها از حماس، اول خلع سلاح مقاومت است و حماس نیز اول بر عقب نشینی رژیم و رسیدگی به وضعیت مدنی تاکید دارد.
۲. به طور کلی در مذاکرات فوق، حماس با میانجی ها و شورای صلح، میانجی ها و شورای صلح با آمریکا و آمریکا با اسرائیل مذاکره می کند لذاست که گاهی میان سه طرف اول توافقی رخ می دهد، بدون پذیرش رژیم.
۳. هدف جوهری آمریکا اکنون این است که صرفا بگوید توافق شرم الشیخ و شورای صلح زنده است و این یک مدل و الگوی موفق است. این هم به تبلیغات شخص ترامپ کمک می کند، هم به منافع اعتباری آمریکا و هم باعث می شود تا در سایه سکوت بین المللی، رژیم نیز با اجرای گزینشی و دلخواه توافق مطابق دستورکارهای اصلی خود (نابودی مقاومت، آوارگی مردم غزه و گسترش اشغالگری و شهرکسازی)، اقدامات خود را بدون هزینه خاصی به پیش ببرد.
۴. در این فضا که محدودیت های واقعی(مورد اشاره در پست قبل) وجود دارد، برخی معتقدند که اینبار استفاده از سلاح بدین معناست که آن را در ازای خروج کامل رژیم از نوار، تشکیل دولت و رسیدگی به وضعیت انسانی و بازسازی، تحت شرایطی محدود کرد زیرا نبرد بر سر مشروعیت و هویت پیروز و شکست خورده است.
۵. این محدودیت سلاح که حماس آن را منوط به عقبنشینی اسرائیل از خط زرد کرده، طبعا حرفی است بر روی کاغذ. برای مثال معیار سلاح سبک و سنگین در متن چیست؟ اساسا سلاح چیست وقتی شاباک می گوید ۲۸۰۰۰ سلاح وجود دارد و نتانیاهو می گوید ۶۰۰۰۰؟ آیا این شامل یونیفرم ها و کلاهها نیز می شود یا نتانیاهو به دنبال عددی بالا برای نگه داشتن سقف تشدید تنش است؟ اساسا آیا جمع آوری همه سلاحها ممکن است یا به قول یک خبرنگار صهیونست قرار است صرفاً ۷۳۰ قبضه کلاشینکف در یک کامیون جمع شده، عکسها گرفته شده و کلید کپی برداری شده یک انبار به نماینده کمیته ملی اداره داده شود؟ پس از آن چه تضمینی هست که رژیم با زور آن سلاح های در انبار را مصادره یا بمباران نکند؟
۶. همانطور که مشاهده شده، حماس این محدودیت سلاح را منوط به عقبنشینی اسرائیل از خط زرد و تشکیل و ورود کمیته ملی اداره غزه کرده که رژیم این ترتیب بندی را شدیدا رد میکند و هر عقب نشینی را منوط به خلع سلاح کامل و واقعی حماس میکند که همانطور که در بند قبل گفته شد، امری نامعلوم و مبهم است. خط زرد نیز عملاً بی معنا است زیرا رژیم در طول کمتر از یک سال اخیر به بهانههای مختلف، هر روز، متر به متر و با عناوینی چون پست امنیتی، دیدهبانی، مقابله با تهدید، منطقه حائل، خط نارنجی و ...، تقریبا ۱۵ درصد به خط زرد افزوده و مساحت اشغال از ۵۰ به بیش از ۶۵ رسیده و هدفگذاری تلآویو، اشغال ۷۰ درصدی در گام اول است.
۷. در عمل نیز رژیم تنها میان سطوح تشدید دست به انتخاب می زند زیرا توقف کامل به معنای سقوط نتانیاهو در داخل است. از سوی دیگر عدم تبعیت از آمریکا نیز رژیم را در سطح منطقهای تحت فشار میگذارد.
۸. حتی پس از اعلام توافق انجام نشده! توسط ترامپ به شکل شتاب زده در روز پنجشنبه که خود موید بند ۳ است، رژیم نه تنها اقداماتش را متوقف نکرد که آن را شتاب چهار برابری بخشید و به ترور رزمندگان ۷ اکتبر و همچنین نیروهای پلیس و سرویس های امنیتی غزه با هدف ایجاد هرج و مرج آتی و باز شدن راه برای مزدوران ادامه داد. افزایش ترورها به جز قصد رژیم برای تشدید، احتمالا به کاهش ملاحظات حفاظتی برمیگردد. تمرکز زیادی نیز بر رفح بوده که با توجه به طرحها برای ایجاد اردوگاه آزمایشی در رفح با این هدف انجام میشود. در یک الگوی کلی بر اساس تجربه لبنان و اکنون غزه، رژیم پس از توافقات اتش بسی از سوی آمریکا، یک دور تشدید قابل توجه انجام میدهد تا هم آن را به مخاطبین داخلیاش بفروشد و هم معادلات مدنظر خود را تثبیت کند اما نهایتاً باید به دستورکار آمریکا تا حد زیادی تن دهد. مسئله اما اینجاست که پرونده غزه تا چه حد برای آمریکا اهمیت دارد که طی آن نتانیاهو نیز به طور کامل ملزم به اجرای دستورات آمریکا شود؟
@Muhallel
مُحَلِّل
۱. قبل تر در خصوص مذاکرات در جریان قاهره مطالبی را ذکر کرده بودیم که محور خواستههای همه طرفها از ح
۹. اما آخرین موضوع، در خصوص تصمیمات حماس است. آنچه که مشاهده می شود، انعطاف پذیری های بزرگ حماس در مذاکرات است که تحلیلها و فشارهایی که میانجیها بر آن ها وارد میکنند، نقش مهمی در این زمینه دارد. هر چند در پستهای قبلی محدودیتها، معذوریتها و ملاحظات حماس از قبیل اولویت بخشی به حل مسائل وخیم مدنی، انداختن توپ در زمین اسرائیل، محدودیتهای ایجاد شده بر شاخه نظامی، تحویل رسمی دولت برای واگذاری بازسازی به دیگران و حفظ قدرت و ... را شرح دادیم. برای مثال در این دور نیز تحلیل ارائه شده از سوی میت این بود که سلاح شما نمی تواند رژیم را از خط زرد عقب بکشد پس شما با تحویل و محدودیت موافقت کنید تا وارد مرحله نقشههای عقبنشینی شویم که این طی سالیان اتفاق میافتد. به عبارتی میانجیها(قطر، مصر و ترکیه) با تحلیل ها و فشارها و تضامین خود وعدههایی می دهند که عملاً رخ نمیدهد لذا در این زمینه، نقش جمهوری اسلامی ایران در تعامل با میانجی ها اهمیت پیدا میکند.
@Muhallel
مُحَلِّل
در این بین، زدن کشتی اسکارلت ری که متعلق به عیدان عوفر تاجر صهیونیست بود، باعث غافلگیری محور غربی -
هدف قرار دادن کشی الوفاء در بندر ینبع علاوه بر پیام های برد و دقت موشکی و اشراف اطلاعاتی، ناامن بودن ینبع را بار دیگر به تصویر می کشد. خصوصا در روزهای اخیر که بحث هایی در برخی محافل صهیونیست مطرح شده که جهت دور زدن تنگه هرمز و باب المندب، نفت عربستان سعودی از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع منتقل شده و سپس از آنجا به بندر ایلات رفته، با استفاده از خط لوله ایلات - اشکلون (همان خط لوله ای که ایران در دوره محمدرضا پهلوی به صورت محرمانه با همکاری اسرائیل می ساختند) به مدیترانه منتقل شود. طرف های مقابل باید بدانند که نبض تمام شاهراههای انرژی منطقه در اختیار مقاومت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
با توجه به اقدامات دقیق اخیر جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس در پاسخ به کریدور جنوبی هرمز و د
تله انفجاری کار گذاشته شده امروز در روستای مجدل زون که باعث هلاکت دو سرباز صهیونیست شد را می توان ابتدای دور جدیدی از کارزار مقاومت جهت اخراج اشغالگران از جنوب لبنان دانست. این یک روند است که آغاز شده و ما از این پس باید هر از چندگاهی منتظر انفجار این بمب ها، تله های انفجاری، مین ها، کمین ها و ... باشیم. انباشتی که باید منجر به اخراج رژیم از جنوب لبنان گردد. رخداد فوق همزمان با هفتمین دور مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم صهیونیستی در رم نیز بوده که خود محل تامل است.
@Muhallel
یکی از موارد کمتر توجه شده، سخنرانی شیخ نعیم قاسم در روز اربعین و اعلام آمادگی بدون مانع بودن برای گفتگو با دولت جدید سوریه بود. هر چند در ماه های قبل، پیام هایی پنهان میان دمشق و ضاحیه از کانال های متعددی رد و بدل می شد که در آن فضاهایی مانند آمادگی برای گفتگو یا عدم حمله و ... وجود داشت، با این حال شدت گیری تهدیدات با طرح ایده حمله سوریه به حزب الله و ترویج آن توسط عربستان سعودی، باعث دور دیگری از انتقال پیام های مثبت و منفی و سخت و نرم در بیش از یک پایتخت منطقه ای شد، از هشدارهای تهران به آنکارا و دمشق تا پاسخ های متقابل و آمادگی های مرزی و ... . در این مدت نیز ترکیه هر چند علاقه دارد تا سوریه وارد تحولات لبنان گردد، اما معتقد است این حضور باید بیشتر ابعاد سیاسی و به شکل نرم با محوریت خود باشد. ابراهیم کالین (ریاست میت) نیز در جلسه ای تاکید کرد که کل این ماجرا درزی آمریکایی است که توسط سعودی ترویج می شود، کما اینکه شواهد سیاسی و میدانی و اطلاعاتی نیز نشان می دهد که عربستان نیز موافق ورود سوریه به لبنان اما به شکل سخت است. در این میان برای همه روشن است که عملی شدن این موضوع (یعنی حمله نظامی جولانی به حزب الله) به مثابه کشیدن ضامن یک بمب چهل تکه است که منطقه را وارد آتش جدیدی خواهد کرد. از این رو، پیام علنی شیخ نعیم تلاش دارد تا با پیشگیری، سوریه مهار گردیده، تبدیل به اهرمی علیه حزب الله نشده و مسیر بهره برداری های آتی دشمن نیز مسدود گردد. از سویی دیگر یکی از محورهای اصلی دشمن جهت فشار بر مقاومت، حذف حزب الله از معادلات نظامی، امنیتی و سیاسی داخلی و منطقه ای است. از این رو حزب الله تلاش می کند تا با طرح ابتکارات سیاسی فوق، این طراحی را خنثی کند.
@Muhallel
پس از حدود پنج ماه، صبح امروز ارتش کره جنوبی خبر از آزمایش موشکی جدید کره شمالی داد. در زمینه ای بزرگ تر، کاهش ذخایر موشک های رهگیر آمریکایی موجب نگرانی دشمن از چشم انداز نبردها در غرب آسیا، اوکراین و تایوان شده است. در این حالت رصد پروازهای ترابری آمریکایی نشان می دهد که بسیاری از ذخایر جایگزین رهگیری از کره جنوبی وارد منطقه می شود. بنابراین شکل گیری تهدیدات جدید از سوی کره شمالی در این پازل، تاثیر جدی بر محاسبات تاکتیکی و راهبردی حریف خواهد داشت.
@Muhallel
مُحَلِّل
🇮🇶فشارهای آمریکایی بر عراق برای نابودی مقاومت، از حدود سه ماه پیش وارد فاز تازهای شد و کاخ سفید با
باعث تعجب نبود که پس از حمله آمریکا و عربستان سعودی به مواضع حشدالشعبی، دولت عراق و برخی گروه های سیاسی مطابق معمول انگشت اتهام را به جای متجاوز به سمت فصائل بگیرند و سعی کنند فشارها را با اقدامات متعدد رسانه ای، سیاسی و حتی حقوقی بر مقاومت جهت عدم پاسخ افزایش دهند. با این حال، در بیانیه مقاومت پس از حملات آمده بود که آنها پاسخ به این تجاوز را که می تواند شامل هدف قرار دادن مواضع آمریکایی در خاک عربستان باشد را به دلیل تامین امنیت زوار، به پس از ایام اربعین منتقل کرده و تا 23 صفر (فردا)، دولت عراق وظیفه دارد تا اقدامی در این زمینه انجام دهد. حقیقت این است که ملاحظات و کارت های داخلی موجود در پرونده عراق پیچیدگی های خاص خود را داشته و نمی توان بدون سنجش همه جوانب اقدام کرد و از سوی دیگر عدم پاسخ به این تعرض، موجب کاهش سپر بازدارندگی عراق نه فقط در برابر آمریکا و سعودی، که حتی در برابر اردن و ... (با توجه به تهدیدات آنها) خواهد شد.
@Muhallel
مُحَلِّل
باعث تعجب نبود که پس از حمله آمریکا و عربستان سعودی به مواضع حشدالشعبی، دولت عراق و برخی گروه های سی
در همین راستا مایکل نایتس، که یکی از محققان! حوزه عراق در آمریکا همراه با دسترسی های اطلاعاتی محسوب می شود، اخیرا در مقاله ای پس از حملات سعودی و آمریکا به عراق، پیشنهاداتی را جهت ادامه کار ارائه داده که دو مورد آنها بسیار جالب توجه و قابل تامل است:
اول. لزوم هدف قرار دادن زنجیره تامین پهپادی مقاومت عراق از طریق ارائه اطلاعات اماکن و ذخایر و شبکه به علی الزیدی و فائق زیدان (نکته جالب اینجاست که وی تاکید می کند آمریکا این اطلاعات را از قبل در اختیار داشته اما قبل تر بازویی اجرایی - قضایی برای تبدیل اطلاعات به عملیات نداشته است و اکنون فرصت تست وجود دارد).
دوم. در صورت عدم توقف، ترور رهبران ارشد مقاومت: وی در این خصوص نیز می گوید که تجربه نشان داده زدن اماکن و افراد تاثیری ندارد اما با هدف قرار دادن رهبران کلیدی، حملات عراق نیز کاهش می یابد! .
@Muhallel