مُحَلِّل
در این ساعات، دشمن از حزبالله غافلگیر شده است. آنها پس از ویران کننده ترین عملیات جهان، بیش از یک س
عملکرد چشمگیر مقاومت عراق و لبنان و خصوصا حزب الله و از همه مهمتر، اتصال شلیکها میان سه کشور باعث شد تا بار دیگر و مثل همیشه، گزینه ترور فرماندهان مقاومت و سپاه قدس روی میز رژیم تروریست قرار گیرد. این اصلیترین دلیل ترور حاج داوود بود و این رویکرد از سوی دشمن مستمراً ادامه دارد.
@Muhallel
وزارت اطلاعات در این نبرد از همان روز اول جنگ مجموعهای از بهترین مدیران و کارشناسان خود را تقدیم کرد؛ برخی افرادی که پس از شهادتشان هم گمنام خواهند بود. به قول قائد شهیدمان این افتخار آنها را بس که امام بزرگوارمان سینههایشان را به مدال سربازی گمنام امام زمان (عج)مزین داشتند. در جنگ جاری، نیروهای مختلف عاشورایی میجنگند زیرا میدانند احتمال شهادت قطعی است. پس از جنگ تا سالها باید حماسهسرایی کرد.
@Muhallel
با انتخاب و اعلام حضرت آیتالله مجتبی خامنهای (حفظه الله تعالی) به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی، قطعا خون و روح تازهای به رگ نیروهای در میدان ایران و منطقه تزریق خواهد شد. از حیث برنامه نیز با انتصاب جانشینان فرماندهان شهید و تعیین سیاست کلی کشور، شاهد پیشبرد با برنامهتر روندها خواهیم بود. این رخداد شالوده اتاق فکر دشمن را خواهد شکست و آنها به دنبال جبران این شکست برخواهند آمد. پس از بیعت، وظیفه ما دعا و نذر برای سلامت و بهروزی وجود بابرکت امام خامنهای است. اللهم اجعله فی درعک الحصینه التی تجعل فیها من ترید.
@Muhallel
پایگاه العدیری کویت که محل استقرار و تجمع سربازان آمریکایی و همچنین پایگاه بالگردی آمریکا است، به طور مستمر زیر آتش نیروی هوافضا، دریایی و زمینی سپاه و ارتش بوده و هست و تقریبا منهدم و از دور خارج گردیده است. اهمیت آن چیست؟ در سناریوهای تهاجم زمینی دشمن، بالطبع یکی از محورهای جدی، نفوذ زمینی از استانهای نوار جنوبی کشور یا جزایر و یا حتی هلی برن در مرکز کشور است. شواهد جدی در این خصوص وجود داشته، هم تلاش عملی برای نفوذ و هم هدف قرار دادن مداوم خط ساحلی کشور که به عنوان هموارسازی زمین جهت ورود بیدردسر تفسیر میشود. اما در هر تهاجم این چنینی، پایگاهی که به دلیل نوع تجهیزات و افراد موجود در آن، مبداء خواهد بود همین پایگاه العدیری کویت است که با کوبیدن مستمر آن، طرح عملیاتی دشمن در خصوص نفوذ زمینی از جنوب خنثی میشود. همین منطق، در اقلیم کردستان عراق در حال پیاده سازی است و علاوه بر زیر ضرب بردن مقرهای آشکار و نهان تروریستها، پایگاههای آمریکایی اربیل و الحریر به عنوان پشتیبان هر نوع عملیات زمینی به صورت مداوم توسط ایران و مقاومت عراق تحت هجوم ترکیبی قرار دارند.
@Muhallel
شاید مراحل کمپین آمریکایی - صهیونیستی از حیث عملیاتی در حوزه تهاجمی جلو رفته باشد، اما به نظر نمی رسد که همه نتایج دلخواه دشمن از آن بیرون آمده باشد. خصوصا با افزایش قیمت نفت و همچنین رهبری حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای، ترامپ تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته و این احتمال وجود دارد که وی به دنبال افزودن، تسریع یا تشدید عملیاتهایی برای ارائه تصویر پیروزی و مقدمه سازی جهت خروج از کمپین باشد و این برخلاف خواسته های ابتدایی آمریکایی است. کاخ سفید علاقه داشت که سوار جریان شده، پل پیروزی ساخته و هرگونه موفقیت در ایران را با کمترین هزینه به نام خود کند اما این برعکس شده زیرا وضعیت مانند جنگ 12 روزه نیست. در جنگ قبلی، بار حملات برعهده رژیم بود و ترامپ پس از عملیات چکش نیمه شب یک پیروزی برای خود ساخت و با آن از جنگ خارج شد. اینبار اما نوع مواجهه ایران با آمریکا، فقط به عنوان شریک حمله نیست بلکه آمریکا به عنوان آمر و عامل اصلی شناخته شده و بار اصلی حملات ایران نیز بر هدف گیری آمریکا استوار است. در این خصوص نیز بیشتر توضیح خواهیم داد.
@Muhallel
حفظ ساختار آفندی ایران و مقاومت در تهاجم به پایگاههای آمریکایی و صهیونیستی و کاهش ظرفیت عملیاتی پایگاههای فوق، حفظ انسجام سیاسی و اجتماعی در داخل کشور و افزایش فشارهای اقتصادی بر غرب ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و هدفگیری تاسیسات نفتی اعراب، باعث دو پیامد اصلی شده است:
اول. شیرازه طرح و برنامه حریف برهم خورده و خروجیهای راهبردی و سیاسی مدنظر دشمن از برنامههای تاکتیکی و عملیاتی استحصال نشده است.
دوم. فشار سیاسی و رسانهای بر ترامپ و نتانیاهو در اثر فقدان دستاورد ملموس و افزایش فشارهای اقتصادی، تشدید شده است.
بنابراین به نظر آنها، سه رویکرد را در پیش خواهند گرفت:
۱. کمپین حملات هوایی برنامهریزی شده خود را فشرده کنند؛ به عبارتی در زمانی کوتاهتر، عملیاتی پرشدتتر و وسیعتر ترتیب داده و آن را با گزینههای خطرناکی که بتواند تصویر پیروزی بسازد ترکیب کنند. ذیل همین، مهم ترین چالش آنها در این زمینه، از دور خارج شدن ظرفیت اصلی پایگاههای آمریکایی در منطقه است بنابراین آنها احتمالا تلاش میکنند تا با بهرهگیری از پایگاههای اروپایی و همچنین دیه گو گارسیا و ...، از هواپیماهای B52، B2 و ... بیشتر بهره ببرند. در این زمینه، آنها احتمالا سعی خواهند یکسری چاشنیها به این عملیات اضافه کنند مانند استفاده از تسلیحات خطرناک جدید، ترور مجدد و یا عملیات هلیبرن یا زمینی که این مورد آخر دو چالش جدی احتمال بالای شکست عملیات و انسداد مبداء و مسیر را داراست.
۲. همچنین آنها تلاش خواهند کرد که رویکرد اجتماعی سازی جنگ را شدت بخشند. هدف قرار دادن زیرساختها و خدمات دولتی و اماکن شهری و مسکونی با هدف کاهش روزهای تاب آوری اجتماعی ایران خواهد بود.
۳. اجرای سناریوی زمین سوخته است. به عبارتی با هدفگیری مداوم زیرساختهای خدماتی و دولتی (در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، انتظامی و امنیتی و سیاسی و ...) خسارات ایران در روز بعد تصاعدی شده و ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی دچار چالشهای جدی در اداره کشور، همزمان با تکانههای جدید شود. خصوصا در صورت شکست اهداف اولیه کمپین، این رویکرد که تا کنون نیز اجرا شده تشدید خواهد شد.
همزمانی این رویکردها با درخواستهای آتشبس و میانجیگرانه خواهد بود تا مانند همیشه، فشارهای دوگانهای وارد گردد. ایران در برابر همه این رویکردها با برنامه است که آنها را حدالمقدور توضیح خواهیم داد.
@Muhallel
مُحَلِّل
حفظ ساختار آفندی ایران و مقاومت در تهاجم به پایگاههای آمریکایی و صهیونیستی و کاهش ظرفیت عملیاتی پای
قبلا در خصوص استراتژی آفندی ایران بحث کردیم که جمهوری اسلامی وارد زد و خورد با آمریکا و اسرائیل نخواهد شد بلکه آنها را خسته و از میدان به در خواهد کرد. اصلیترین شیوهای که مشاهده میشود نیز همین است. یعنی ایران بعد از هر دور حملات سنگین دشمن که بخش وسیعی از آتش آن بر روی پایگاههای موشکی است و بالطبع باعث آسیبهای جدی میشود، سعی خواهد کرد موج جدیدی را ترتیب دهد، طرف مقابل اتش را بیشتر میکند اما طرف ایرانی مجدد شلیک میکند و در هر موج یک سورپرایز در مبادی شلیک، مقاصد شلیک، زمان شلیک، کمیت و کیفیت شلیک و ... وجود دارد. بدین ترتیب طرف مقابل که یکی از بزرگترین لشکرکشیهای جهان را به منطقه انجام داده و اصطلاحا زمین را وارد آتش کرده، با وارد آمدن ضربات پی در پی بر پیکره خود، دچار فروپاشی فکری میشود. یکی از دلایل عدم شرکت در زد و خورد نیز این است که تهاجم وسیع، گارد ایران را باز کرده و ضربهپذیری را افزایش میدهد پس مدیریت زمان، نحوه و نوع شلیک اهمیت بسیار دارد. این در دشمن به دلیل نوع ماشین نظامیشان برعکس است و با تهاجماتی که انجام میدهند لاجرم گارد بازتری به خود میگیرند و فرصت ضربه ما افزایش پیدا میکند. این چیزی بود که در این دو سه روز دیدیم که دشمن بیشترین حجم حملات را ترتیب داد اما از دیشب مجددا موجهای پیاپی و هدفمند شلیک شد. در شلیکهای اخیر دو نکته به چشم میخورد:
۱. استفاده از کلاهکهای بارشی: به دلیل کاهش تعداد شلیک انبوه(به دو دلیل مشخص مدیریت نبرد از سوی فرماندهی و آسیبها) سعی می شود از موشکهای حاوی کلاهکهای خوشهای استفاده گردد تا تقریبا همان تاثیر شلیک انبوه برجای گذاشته شود.
۲. افزایش هدفگیری جبهه داخلی رژیم صهیونیستی: همانطور که گفته شد، دشمن در دو سه روز اخیر با یک هدف کاهش تاب آوری اجتماعی، مناطق مسکونی و زیرساختی بیشتری را هدف قرار داده و ایران نیز از امروز مجددا جبهه داخلی رژیم را با ۱. انتخاب نوع اهداف در مرکز اراضی اشغالی، ۲. استفاده از موشکهای سنگین و ۳. شلیک ممتد جهت تداوم زندگی اشغالگران در پناهگاه را در دستور کار قرار داده است. در صورت افزایش حملات به غیرنظامیان ما، این رویکرد نیز به شیوههای جدید تشدید خواهد شد.
@Muhallel
در خصوص آتش بس، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، فشارها هم از سوی کشورهای میانجی گر و هم از سوی دشمن جهت آتش بس افزایش مییابد. کشورهای میانجی گری که برخی از آن ها دوستان ما هستند و منافع خود را در خطر می بینند، تلاش می کنند و دشمن نیز که از تحقق اهداف اولیه (سناریوی چهارم) ناامید شده، جهت تحمیل معادلات، اجرای سناریوی سوم را در دستور کار قرار می دهد.
در این بین، به جز اینکه جمهوری اسلامی ایران باید استراتژیهای خاص تهاجمی و تدافعی را در این خصوص در پیش بگیرد، مهم تر از آن، وجود یک بسته جامع در جهت تحقق سناریوهای دوم و اول است. به عبارتی، در صورتی که ما منفعل باشیم و تنها گیرنده پیامهای طرف های دیگر در خصوص آتش بس باشیم، این پیام ها به احتمال بالا یا همه منافع را تامین نمی کند یا در حداقلی ترین حالت ممکن است. این مدلها همان پیامدهایی را دارند که در سناریوی سوم ذکر شد.
بنابراین جمهوری اسلامی ایران نیز باید یک بسته شفاف، عملیاتی و واقع بینانه داشته و اجازه ندهد دیگران ابتکاراتی را طرح و تحمیل کنند. کسب بازدارندگی نظامی پایدار، توجه به وضعیت محور مقاومت، تحمیل معادلات امنیتی جدید خصوصا در حوزه پایگاههای آمریکایی و کشورهای عربی و نهایتاً توجه به منافع اقتصادی بعد از جنگ، خصوصا در حوزه خسارات، بخشی از این بسته باید باشد.
نیروهای مسلح ایران نیز اولاً تبعیت کاملی از هر نوع فرمان مقام معظم رهبری دارند و ثانیاً تاکید دارند که جنگ را تا نقطه اذعان دشمن به شکست و توقف قطعی تجاوزات، با انتخاب اهداف جدید و افزایش سطح و دردناکی جنگ برای دشمن تداوم می دهند.
@Muhallel
سوالی وجود دارد مبنی بر اینکه چرا اکثر بار تهاجم نیروهای مسلح به جای اسرائیل بر کشورهای عربی و پایگاههای آمریکایی استوار است؟
در پاسخ باید گفت به جز جنبه مبدا بودن تجاوز از سوی دشمن در این کشورها، پایگاههای آمریکا باید غیرعملیاتی شده و از دور خارج گردند تا معادلات نیز تغییر کند. اگر بخواهیم دلایلی برای آزادی عملیاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در سطح منطقه طی دو سال گذشته بیابیم، می توانیم به سه دلیل عمده اشاره کنیم:
اول. ترور حاج قاسم سلیمانی
دوم. انتقال رژیم از یوروکام به سنتکام در ۳۰ دی ۱۳۹۹ که باعث تکمیل خط لجستیک آمریکا و رژیم از امارات تا قبرس (موازی با کریدور آی مک) و همچنین آزادی تحرک نیروی انسانی دشمن در سطح منطقه میشد(اگر کانال را جستجو کنید مفصل در خصوص این موضوع بارها توضیح دادیم).
و سوم. ایجاد شبکه یکپارچه پدافند منطقهای که کارویژه ژنرال کوریلا، فرمانده قبلی سنتکام بود و نشانههای آن را در وعدههای ۱ تا ۴ دیدیم.
شاید بتوان پشتوانه و لولای کل تاکتیکهای بالا را پایگاه های آمریکایی در منطقه درنظر گرفت. اکنون جمهوری اسلامی نیز صرفا به دنبال اجرای تک عملیات ها نیست بلکه این برتری عملیاتی دشمن و همچنین حضور آمریکا در منطقه است که باید شکسته شده و راه برای شکست رژیم فراهم شود. از این رو به جز بلاک کردن شبکه پدافند یکپارچه دشمن که اتفاقا در زمان بالاترین استعداد تاریخ خود صورت میگیرد، پایگاههای آمریکایی آشکار و پنهان باید تک به تک چه نیروی دریایی، چه نیروی هوایی و چه نیروی زمینی مرحله به مرحله دچار کاهش ظرفیت، غیرعملیاتی و انهدام کامل گردیده و سپس ولو با توافق سیاسی و امنیتی که حتما نیاز به یک ساختار پشتیبان امنیتی دارد، میزبانی یا خدماتدهی کشور های منطقه به این پایگاه ها پایان یافته و برای همیشه تعطیل یا غیرعملیاتی گردند. تعقیب افسران و سربازان سنتکام و سیا و رژیم در هتل های خلیج فارس نیز بخشی از همین استراتژی است. با تحقق این راهبرد، تقریبا هر سه تاکتیک ذکر شده در بالا خنثی شده و زمینه برای فروپاشی رژیم صهیونیستی از درون و بیرون مهیا میگردد.
@Muhallel
رژیم صهیونیستی در اجرای آتش علیه لبنان، در حال بهره گیری زیاد از توپخانه خود در شمال، نیروی دریایی در مدیترانه و توان بالگردیاش است. حتی برخی از عملیاتهای ترور آنها در ضاحیه نیز به وسیله نیروی دریایی انجام شده است. امری که نشان میدهد نیروی هوایی ارتش رژیم به دلیل حمله به و از ایران تحت فشار قرار دارد. بنابراین سناریوی تهاجم از سوریه به بقاع جهت جبران تقویت شده، خصوصا بعد از اتهامزنیهای امروز دمشق به حزبالله و حمایت آن از خلع سلاح که همزمان با برخی تحرکات نظامی در مرز همراه بود. در صورتی که جولانی چنین خطایی کند، در عبور از اقدامات مدنظر حزبالله، موشکهای ایرانی از هوا و رزمندگان عراقی در زمین از پشت به وی و حکومت خود خواندهاش ضربه خواهند زد.
@Muhallel