🔺 در ۴۸ ساعت گذشته، خبرهای رسانههای غربی در خصوص تحولات ایران به اوج خود رسیده است. نقطه مشترک این خبرها، پرده برداری از گزینههای مختلف اقدام از سوی دشمن است که به موارد زیر اشاره شده است:
۱. یک کمپین ۲ هفتهای سنگین با مشارکت رژیم جهت تضعیف توانایی موشکی ایران جهت جبران کمبود ذخایر رهگیرها و هدفگیری ۲۰٪ باقی مانده از بانک اهداف جنگ رمضان (اکسیوس، ارائه شده توسط ژنرال برد کوپر).
۲. اعمال محاصره زمینی علیه ایران (تلگراف)
۳. طرح تکه تکه کردن هر بخش از ایران تحت کنترل یک حکومت محلی و خودگردان جهت فروپاشی نظام (وای نت)
۴. حمله به تاسیسات انرژی و برق ایران (سی بی اس، وال استریت ژورنال، آکسیوس و سی ان ان)
دو خبر مهم دیگر که تکمیل کننده پازل است به شرح زیر بود:
۵. خشم ترامپ از عدم تعیین تکلیف پرونده ایران و نبود تضمین نتیجهگیری در گزینههای جاری (ان بی سی)
۶. هدفگذاری آمریکا و اسرائیل برای درک دقیق تر ساختار رهبری و تصمیم گیری ایران (تایمز)
🔹 نکات:
اول. در تمام طرحهای اعلامی، آنچه سعی میشود از نظرها پنهان شود، طرحهای ترور است. به طور خلاصه، به نظر میرسد اینبار پروپوزال پیشنهادی رژیم این است که با یک دور دیگر عملیاتهای سریع "قطع سر" در قالب عملیات "عروسی خونین ۳" و ترکیب آن با زدن زیرساختهای برق و پالایشگاهی، "قطع نخاع" رخ داده و بدین ترتیب شاهد یک "ایرانِ ضعیف شده" خواهیم بود که هیچ چارهای جز تسلیم در همه حوزهها نخواهد داشت، در غیر این صورت با حملات صورت گرفته و اقدامات روی زمین همچون گزینههای ۲ و ۳، تهدید ایران خنثی شده و به مرور از درون فرو میپاشد.
دوم. انتشار متواتر اخبار فوق از رسانههای غربی، بی دلیل نیست و حتماً کارکرد ارعاب و فشار را دارد، خصوصاً که طرح حمله به تاسیسات انرژی ایران با ددلاینهای تهدیدآمیز، فشار متقابلی را بر کشورهای عربی جهت پذیرش ایران وارد خواهد کرد. با این حال اگرچه انتشار هماهنگ خبرهای فوق کارکرد فشارافزایی را دارد اما این لزوما به معنای غلط بودن محتوای آنها نیست(رجوع کنید به افشای طرحهای جنگ رمضان، پیش از شروع جنگ)
سوم. مهم ترین چالش میزهای تصمیم گیری آمریکایی، نااطمینانی راهبردی نسبت به تاثیر و نتیجه هر نوع اقدامی است که این باعث سردرگمی، افزایش ریسک تصمیمگیری و طراحیهای متعدد در اتاق های فکر غربی شده، با این سوال که چه کنیم تا ایران تسلیم شود؟
چهارم. آمریکاییها در دوره درگیری اخیر، از هر دو حوزه موشکی و منطقهای، ضربات کیفی دریافت کردند. حال گفته میشود ژنرال کوپر طرح سرکوب دو هفتهای توان موشکی ایران را ارائه داده است؟! فارغ از اینکه اگر IAF موفق به سرکوب کامل این توان در ۳۳ روزه و ۵۵ روزه در لبنان شد، یا خود آنها در ۴۰ روزه شدند، اینبار نیز در ۱۲ روز موفق میشوند یا خیر؟! آنها باید به حملات هیبریدی اخیر جبهه مقاومت در پهنه منطقه و فرامنطقه نیز توجه کنند.
@Muhallel
مُحَلِّل
🔺 در ۴۸ ساعت گذشته، خبرهای رسانههای غربی در خصوص تحولات ایران به اوج خود رسیده است. نقطه مشترک این
در عمل، معمولاً پیش از هر درگیری گسترده نظامی، در حالی که نیروهای نظامی آخرین چکلیستهای خود را بررسی و بانک اهداف را میان واحدهای شلیک توزیع میکنند، همزمان تلاشهای دیپلماتیک نیز به اوج و نقطه انتهایی نمودار میرسد که آن را چندین بار شاهد بوده ایم. شب گذشته نیز با تماسهای میانجیها خصوصا از سوی عاصم منیر، عبدالرحمن و فیدان، پیشنهاد جدیدی به عنوان آخرین پیشنهاد آمریکا قبل از حمله گسترده مطرح شد و ۴۸ ساعت زمان بررسی داده شده است که باید دید چه رخ خواهد داد.
اما در سطح تحلیلی، همانطور که پیشتر ذکر شد، انتشار متواتر گزاره حمله به تاسیسات انرژی ایران صرفاً تهدید ایران نیست و متضمن تهدید کشورهای عربی برای فعالیت بالا در مسیر میانجیگری نیز میباشد. همچنین به نظر انتشار تهدیدات مکرر از سویی و ارسال پیشنهادات از سوی دیگر، فارغ از کارکردهای سنتی، با هدف بازخوردگیریهای مختلف از ساختار فعلی کشور نیز صورت میگیرد.
@Muhallel
مُحَلِّل
در عمل، معمولاً پیش از هر درگیری گسترده نظامی، در حالی که نیروهای نظامی آخرین چکلیستهای خود را برر
هرگونه پیشرفت دیپلماسی باید منوط به تغییر شاخصهای عملیاتی خصوصا از سوی دشمن باشد، در غیر این صورت احتمال یک نوع عملیات اطلاعاتی تقویت میشود.
@Muhallel
🇵🇸 پس از عقب نشینی اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵، فضایی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و جغرافیایی شکل گرفت که مطابق آن محیط، گردان های قسام و قدس، فعالیت ها، سازماندهی، تسلیحات، شیوه و شبکه رزم و سایر عناصر خود را بر اساس آن سامان دادند. اکنون اما این محیط به کلی دگرگونی شده، با بسته شدن مرزها و محدودیت ها در عملیات قاچاق، ممنوعیت ورود مصالح ساخت و ساز حتی مواردی مانند روغن موتور و ژنراتور، اشغال حدود ۷۰ درصد غزه توسط رژیم و تجمیع حدود ۲ میلیون نفر در ۳۰ درصد مساحت نوار، فرسایش ۳ ساله و از بین رفتن بخشی از ذخایر تسلیحات و هزینه بالای هر اقدام مقاومت که به معنای نسل کشی است، این محیط برای فعالیت های مشابه قبلی فراهم نیست اما این نیز به معنای پایان مقاومت و شاخه نظامی آن هم نیست و اینبار کار بر اساس مدل جدید و متناسب با محیط جدید سامان خواهد یافت، ولو اگر عناصری از قبل نیز مشترک باشد. بنابراین اینجا ما شاهد تغییر شکل و تاکتیکهای مقاومت خواهیم بود، وضعیتی که بیش از هر زمان آن را نزدیک به وضعیت چریکی خواهد کرد.
با این مقدمه نکاتی را در خصوص مذاکرات اخیر مصر بررسی می کنیم:
@Muhallel
مُحَلِّل
🇵🇸 پس از عقب نشینی اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵، فضایی سیاسی، اقتصادی، امنیتی و جغرافیایی شکل گرفت که
۱. قبل تر در خصوص مذاکرات در جریان قاهره مطالبی را ذکر کرده بودیم که محور خواستههای همه طرفها از حماس، اول خلع سلاح مقاومت است و حماس نیز اول بر عقب نشینی رژیم و رسیدگی به وضعیت مدنی تاکید دارد.
۲. به طور کلی در مذاکرات فوق، حماس با میانجی ها و شورای صلح، میانجی ها و شورای صلح با آمریکا و آمریکا با اسرائیل مذاکره می کند لذاست که گاهی میان سه طرف اول توافقی رخ می دهد، بدون پذیرش رژیم.
۳. هدف جوهری آمریکا اکنون این است که صرفا بگوید توافق شرم الشیخ و شورای صلح زنده است و این یک مدل و الگوی موفق است. این هم به تبلیغات شخص ترامپ کمک می کند، هم به منافع اعتباری آمریکا و هم باعث می شود تا در سایه سکوت بین المللی، رژیم نیز با اجرای گزینشی و دلخواه توافق مطابق دستورکارهای اصلی خود (نابودی مقاومت، آوارگی مردم غزه و گسترش اشغالگری و شهرکسازی)، اقدامات خود را بدون هزینه خاصی به پیش ببرد.
۴. در این فضا که محدودیت های واقعی(مورد اشاره در پست قبل) وجود دارد، برخی معتقدند که اینبار استفاده از سلاح بدین معناست که آن را در ازای خروج کامل رژیم از نوار، تشکیل دولت و رسیدگی به وضعیت انسانی و بازسازی، تحت شرایطی محدود کرد زیرا نبرد بر سر مشروعیت و هویت پیروز و شکست خورده است.
۵. این محدودیت سلاح که حماس آن را منوط به عقبنشینی اسرائیل از خط زرد کرده، طبعا حرفی است بر روی کاغذ. برای مثال معیار سلاح سبک و سنگین در متن چیست؟ اساسا سلاح چیست وقتی شاباک می گوید ۲۸۰۰۰ سلاح وجود دارد و نتانیاهو می گوید ۶۰۰۰۰؟ آیا این شامل یونیفرم ها و کلاهها نیز می شود یا نتانیاهو به دنبال عددی بالا برای نگه داشتن سقف تشدید تنش است؟ اساسا آیا جمع آوری همه سلاحها ممکن است یا به قول یک خبرنگار صهیونست قرار است صرفاً ۷۳۰ قبضه کلاشینکف در یک کامیون جمع شده، عکسها گرفته شده و کلید کپی برداری شده یک انبار به نماینده کمیته ملی اداره داده شود؟ پس از آن چه تضمینی هست که رژیم با زور آن سلاح های در انبار را مصادره یا بمباران نکند؟
۶. همانطور که مشاهده شده، حماس این محدودیت سلاح را منوط به عقبنشینی اسرائیل از خط زرد و تشکیل و ورود کمیته ملی اداره غزه کرده که رژیم این ترتیب بندی را شدیدا رد میکند و هر عقب نشینی را منوط به خلع سلاح کامل و واقعی حماس میکند که همانطور که در بند قبل گفته شد، امری نامعلوم و مبهم است. خط زرد نیز عملاً بی معنا است زیرا رژیم در طول کمتر از یک سال اخیر به بهانههای مختلف، هر روز، متر به متر و با عناوینی چون پست امنیتی، دیدهبانی، مقابله با تهدید، منطقه حائل، خط نارنجی و ...، تقریبا ۱۵ درصد به خط زرد افزوده و مساحت اشغال از ۵۰ به بیش از ۶۵ رسیده و هدفگذاری تلآویو، اشغال ۷۰ درصدی در گام اول است.
۷. در عمل نیز رژیم تنها میان سطوح تشدید دست به انتخاب می زند زیرا توقف کامل به معنای سقوط نتانیاهو در داخل است. از سوی دیگر عدم تبعیت از آمریکا نیز رژیم را در سطح منطقهای تحت فشار میگذارد.
۸. حتی پس از اعلام توافق انجام نشده! توسط ترامپ به شکل شتاب زده در روز پنجشنبه که خود موید بند ۳ است، رژیم نه تنها اقداماتش را متوقف نکرد که آن را شتاب چهار برابری بخشید و به ترور رزمندگان ۷ اکتبر و همچنین نیروهای پلیس و سرویس های امنیتی غزه با هدف ایجاد هرج و مرج آتی و باز شدن راه برای مزدوران ادامه داد. افزایش ترورها به جز قصد رژیم برای تشدید، احتمالا به کاهش ملاحظات حفاظتی برمیگردد. تمرکز زیادی نیز بر رفح بوده که با توجه به طرحها برای ایجاد اردوگاه آزمایشی در رفح با این هدف انجام میشود. در یک الگوی کلی بر اساس تجربه لبنان و اکنون غزه، رژیم پس از توافقات اتش بسی از سوی آمریکا، یک دور تشدید قابل توجه انجام میدهد تا هم آن را به مخاطبین داخلیاش بفروشد و هم معادلات مدنظر خود را تثبیت کند اما نهایتاً باید به دستورکار آمریکا تا حد زیادی تن دهد. مسئله اما اینجاست که پرونده غزه تا چه حد برای آمریکا اهمیت دارد که طی آن نتانیاهو نیز به طور کامل ملزم به اجرای دستورات آمریکا شود؟
@Muhallel
مُحَلِّل
۱. قبل تر در خصوص مذاکرات در جریان قاهره مطالبی را ذکر کرده بودیم که محور خواستههای همه طرفها از ح
۹. اما آخرین موضوع، در خصوص تصمیمات حماس است. آنچه که مشاهده می شود، انعطاف پذیری های بزرگ حماس در مذاکرات است که تحلیلها و فشارهایی که میانجیها بر آن ها وارد میکنند، نقش مهمی در این زمینه دارد. هر چند در پستهای قبلی محدودیتها، معذوریتها و ملاحظات حماس از قبیل اولویت بخشی به حل مسائل وخیم مدنی، انداختن توپ در زمین اسرائیل، محدودیتهای ایجاد شده بر شاخه نظامی، تحویل رسمی دولت برای واگذاری بازسازی به دیگران و حفظ قدرت و ... را شرح دادیم. برای مثال در این دور نیز تحلیل ارائه شده از سوی میت این بود که سلاح شما نمی تواند رژیم را از خط زرد عقب بکشد پس شما با تحویل و محدودیت موافقت کنید تا وارد مرحله نقشههای عقبنشینی شویم که این طی سالیان اتفاق میافتد. به عبارتی میانجیها(قطر، مصر و ترکیه) با تحلیل ها و فشارها و تضامین خود وعدههایی می دهند که عملاً رخ نمیدهد لذا در این زمینه، نقش جمهوری اسلامی ایران در تعامل با میانجی ها اهمیت پیدا میکند.
@Muhallel
مُحَلِّل
در این بین، زدن کشتی اسکارلت ری که متعلق به عیدان عوفر تاجر صهیونیست بود، باعث غافلگیری محور غربی -
هدف قرار دادن کشی الوفاء در بندر ینبع علاوه بر پیام های برد و دقت موشکی و اشراف اطلاعاتی، ناامن بودن ینبع را بار دیگر به تصویر می کشد. خصوصا در روزهای اخیر که بحث هایی در برخی محافل صهیونیست مطرح شده که جهت دور زدن تنگه هرمز و باب المندب، نفت عربستان سعودی از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع منتقل شده و سپس از آنجا به بندر ایلات رفته، با استفاده از خط لوله ایلات - اشکلون (همان خط لوله ای که ایران در دوره محمدرضا پهلوی به صورت محرمانه با همکاری اسرائیل می ساختند) به مدیترانه منتقل شود. طرف های مقابل باید بدانند که نبض تمام شاهراههای انرژی منطقه در اختیار مقاومت است.
@Muhallel
مُحَلِّل
با توجه به اقدامات دقیق اخیر جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس در پاسخ به کریدور جنوبی هرمز و د
تله انفجاری کار گذاشته شده امروز در روستای مجدل زون که باعث هلاکت دو سرباز صهیونیست شد را می توان ابتدای دور جدیدی از کارزار مقاومت جهت اخراج اشغالگران از جنوب لبنان دانست. این یک روند است که آغاز شده و ما از این پس باید هر از چندگاهی منتظر انفجار این بمب ها، تله های انفجاری، مین ها، کمین ها و ... باشیم. انباشتی که باید منجر به اخراج رژیم از جنوب لبنان گردد. رخداد فوق همزمان با هفتمین دور مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم صهیونیستی در رم نیز بوده که خود محل تامل است.
@Muhallel
یکی از موارد کمتر توجه شده، سخنرانی شیخ نعیم قاسم در روز اربعین و اعلام آمادگی بدون مانع بودن برای گفتگو با دولت جدید سوریه بود. هر چند در ماه های قبل، پیام هایی پنهان میان دمشق و ضاحیه از کانال های متعددی رد و بدل می شد که در آن فضاهایی مانند آمادگی برای گفتگو یا عدم حمله و ... وجود داشت، با این حال شدت گیری تهدیدات با طرح ایده حمله سوریه به حزب الله و ترویج آن توسط عربستان سعودی، باعث دور دیگری از انتقال پیام های مثبت و منفی و سخت و نرم در بیش از یک پایتخت منطقه ای شد، از هشدارهای تهران به آنکارا و دمشق تا پاسخ های متقابل و آمادگی های مرزی و ... . در این مدت نیز ترکیه هر چند علاقه دارد تا سوریه وارد تحولات لبنان گردد، اما معتقد است این حضور باید بیشتر ابعاد سیاسی و به شکل نرم با محوریت خود باشد. ابراهیم کالین (ریاست میت) نیز در جلسه ای تاکید کرد که کل این ماجرا درزی آمریکایی است که توسط سعودی ترویج می شود، کما اینکه شواهد سیاسی و میدانی و اطلاعاتی نیز نشان می دهد که عربستان نیز موافق ورود سوریه به لبنان اما به شکل سخت است. در این میان برای همه روشن است که عملی شدن این موضوع (یعنی حمله نظامی جولانی به حزب الله) به مثابه کشیدن ضامن یک بمب چهل تکه است که منطقه را وارد آتش جدیدی خواهد کرد. از این رو، پیام علنی شیخ نعیم تلاش دارد تا با پیشگیری، سوریه مهار گردیده، تبدیل به اهرمی علیه حزب الله نشده و مسیر بهره برداری های آتی دشمن نیز مسدود گردد. از سویی دیگر یکی از محورهای اصلی دشمن جهت فشار بر مقاومت، حذف حزب الله از معادلات نظامی، امنیتی و سیاسی داخلی و منطقه ای است. از این رو حزب الله تلاش می کند تا با طرح ابتکارات سیاسی فوق، این طراحی را خنثی کند.
@Muhallel
پس از حدود پنج ماه، صبح امروز ارتش کره جنوبی خبر از آزمایش موشکی جدید کره شمالی داد. در زمینه ای بزرگ تر، کاهش ذخایر موشک های رهگیر آمریکایی موجب نگرانی دشمن از چشم انداز نبردها در غرب آسیا، اوکراین و تایوان شده است. در این حالت رصد پروازهای ترابری آمریکایی نشان می دهد که بسیاری از ذخایر جایگزین رهگیری از کره جنوبی وارد منطقه می شود. بنابراین شکل گیری تهدیدات جدید از سوی کره شمالی در این پازل، تاثیر جدی بر محاسبات تاکتیکی و راهبردی حریف خواهد داشت.
@Muhallel