پمپاژ کن به جامعه خون را؛ امید را
تبلیغ کن مرامِ امام شهید را
تحریم کن مذاکره با هر یزید را
بشناس مهرههای سیاه و سفید را
دریاب برگ آخر این سررسید را
حتمی بدان رسیدن عید سعید را
تقویم قول داده که نوروز میشویم
قطعاً درین مبارزه پیروز میشویم-
زیرا به رجعت شهدا قائلیم ما
شهپاد شاهد است که دریادلیم ما
آرامش همیشگی ساحلیم ما
شاگرد زیردستِ ابوفاضلیم ما
با اتّکا به عدل علی- عادلیم ما
چون
تکّهی نهاییِ
این پازلیم ما-
پایان به دست ماست بخواهند یا که نه
این قدرتِ خداست بخواهند یا که نه
این قدرت خداست که در بازوان ماست
مستضعفیم و فتح زمین، در توان ماست
تصمیم، دستِ خامنهایِّ جوان ماست
او در مسیر حق، بلدِ کاروان ماست
با هر پیام، مرهمِ روح و روان ماست
آری که او -به اذن خدا- پهلوان ماست
نزدیک قُلّه ایم؛ بگو: «وقت پرچم است؛
آن پرچمی که در کنَفِ اسم اعظم است»
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
برشی از یک #مسمط
#شعر_میهنی
#شعر_آیینی
ویرایش چهارم
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ
هود، ۶۳
فرمان سیّد مجتبیٰ ردخور ندارد
-از ابتدا تا انتها- ردخور ندارد
-اینروزها- پهپادها ردخور ندارد
شهپادهای ناخدا ردخور ندارد
خون شهیدِ جانفدا ردخور ندارد
امشب
دعای خیرِ ما
ردخور ندارد
امشب دعا کن رهبر ایرانزمین را
یعنی همان میهنپرستِ راستین را
الله اکبر از خبر؛ الله اکبر!
یاللعجب از این بشر؛ الله اکبر!
جانم پدر جانم پسر؛ الله اکبر!
ترسی ندارند از خطر؛ الله اکبر!
از حکمشان فرمان بِبَر: الله اکبر!
جنگ است بین خیر و شر؛ الله اکبر!
با رمز «حیدر» درب خیبر را بکوبید
بر مغزشان الله اکبر را بکوبید
ما پای کار و اهل پیکاریم ایول!
از فتنهگر -بدجور- بیزاریم ایول!
قربان زینب؛ ما علمداریم ایول!
هنگام خونخواهی ست مختاریم ایول!
ما بدترین کابوس کفّاریم ایول!
شب خوش؛ که ما تا صبح بیداریم ایول!
صبحِ ظهور از بسکه نزدیک است نزدیک
شب نیز بیش از پیش، تاریک است تاریک
خورشید میتابد که عالَم جان بگیرد
از نور عالَم، قلبِ آدم جان بگیرد
پرچم بگردان تا که پرچم جان بگیرد
«حیدر» بگو؛ خطِّ مقدَّم جان بگیرد
تا از فراز دار، میثم جان بگیرد
تا باز هم عیسی بن مریم جان بگیرد
«لبّیکَ یا حیدر!» بگو: «لبّیکَ یا هو!»
گم کن خودت را در میان این هیاهو...
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
#مسمط
#شعر_میهنی
#شعر_آیینی
ویرایش دهم
در شامهی ما عطرِ پراکندهی اوست
در سوریهها عکسِ درخشندهی اوست
وقتی
سَرِ آدم
به تناش میارزد،
سرباز وطن شدن برازندهی اوست
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
#رباعی
#شعر_میهنی