eitaa logo
محمدعلی غروی | شعر فارسی
90 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
همچنین: @Selectedpoems اشعار معاصر گزینش شده @classic_poems اشعار کهن گزینش شده @ma_gharavii شاعرِ گزینش نشده
مشاهده در ایتا
دانلود
فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ آل عمران، ۳۹
سلام بر تو! که با آبرو شهید شدی کسی نبود ببیند که ناامید شدی سلام بر تو! که یحیاست اسم اعظم تو درود بر تو! که بالاست تیغ و پرچم تو سلام بر تو! دلیر مقاومت؛ سنوار! دلیل ذلت این روزهای استکبار دل و جگر که ندارد بزن‌بهادُرشان تو قلوه‌سنگ خودت را بزن به آجُرشان شنیده‌اند که غاز است مرغ همسایه -چقدر غزّه فرا رفته از تصورشان! برای این‌که جهان را پر از مریض کند چه نسخه‌ها که نپیچیده است دکتُرشان! به روی نظم جهان کنترل نداشته‌اند فقط جنایت‌شان را شمرده کنتورشان مقدّر است بیفتد به زیر دندانت شبیه هسته‌ی خرما همان ری‌اکتورشان دوباره عصر حجر، رزق و روزی آن‌هاست برای این‌که تلافی شود تحجُرشان کلاهشان پسِ این معرکه است آخر سر تهی ست آخر این قصه، نیمه‌ی پُرشان بیا که لحظه‌شمارِ ظهور حق باشیم به یاد عاقبت سوره‌ی علق باشیم جهان به سوی خدا سجده می‌کند یکروز ................................................. @MuhammadAliGh - کانال اشعار برشی از یک ویرایش پنجم
وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا الأحزاب، ۲۵
پیدا شدن دشمن شایسته، به شانس است بازیگر ناشی، خبری بد به سکانس است ایفل -چه بخواهی چه نه- در تیم فرانسه ست کی غربِ پدرسوخته، اهل رُنِسانس است؟ تلخ است دهان همه؛ این زهر، اسانس است موج صد و یک، روی کدامین فرکانس است؟ خوب است که هرکس، صدِ خود را بگذارد اما نه که هر خدمت خود را بشمارد من نوکرتم، چاکرتم حتمنِ حتماً خائن شدن من به وطن؟ اصلاً و عمراً این بوده توقّع -همه‌جا- از تو و از من ما با خود حقّیم؛ نه با دوست نه دشمن بوم بوم: چه مطنطن! چه مطنطن! چه مطنطن! نام تو بزرگ است؛ چه رستم چه تَهَمتن سیّد! چه شد آن موشک و پهپاد که گفتی؟ آن وعده‌ی وَرچیندنِ موساد که گفتی؟ سیّد! چه کسی مانع کارَت شده حالا؟ رد کرده فرامین تو را یک رده‌بالا ما -با بر و بچ- پشت تو هستیم به مولا ای ول به خودت! از ید بیضا، ید طولا- یک چشمه بیا؛ محضِ تبرّا و تولّا از ماهیت شیعه، هراسیده هیولا از رهبرمان، راه‌زنان واهمه دارند بد خاطره‌ای از پسر فاطمه دارند ▪️ یا حضرت معصومه! مرا بچّه‌محل کن گفتم به ضریحت که «مرا -سفت- بغل کن» من اهلِ شعارم؛ تو مرا مردِ عمل کن حل کن همه‌ی مسئله‌ها را -هِله!- حل کن هر قاتل و هر غائله‌ای را شَل و پَل کن ما را به عزیزان خداوند، بدل کن از گنبد زرّین تو گفتیم و شنفتیم کم مانده که از هر طرف بام بیفتیم کم مانده -به لطف تو- بگیرم سر و سامان من یاد تو ام توی خیابان و بیابان یک‌شب بطلب تا که بیایم به خراسان در صحن تو چرخی بزنم موقع باران راضی به رضای تو ام -امروزه- رضا جان! بگذار ته جمله‌ی من نقطه‌ی پایان- ای نقطه‌ی آغاز من؛ ای پنجره‌فولاد! عمری ست که ویران شده‌ام؛ خانه‌ات آباد! @MuhammadAliGh - کانال اشعار برشی از یک ویرایش دوازدهم
خوشحال نشو که بیمه‌ات خواهد کرد هی سفته و چک، ضمیمه‌ات خواهد کرد هرکس به تو می‌دهد گواهینامه یکروز -خودش- جریمه‌ات خواهد کرد @MuhammadAliGh - کانال اشعار
سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ الرعد، ۲۴
سلام مردم ایران! فدایتان بشوم؛ فدای اینهمه لطف و صفایتان بشوم نمی‌شود که خودم خاک پایتان بشوم؟ چگونه هم‌نفس و هم‌صدایتان بشوم؟ چقدر باجَنَمید و چقدر محترمید! شما که -اوّل و آخَر- مدافع حرمید شما به گردن ما حقِّ آب و گِل دارید دلاورید شما؛ دلبرید و دلدارید نفاق و تفرقه بین شما نمی‌افتد چراکه شخصیت و فکرِ مستقِل دارید دل جهان به شما گرم بوده این ایّام شما که چایِ شمالید و عطر هِل دارید درین زمانه، ابَرقهرمان شما هستید مگر نیاز به پوشیدنِ شِنِل دارید؟! درین زمانه زیاد است یاد و خاطره‌ها- ازین مذاکره‌ها و ازین محاصره‌ها یمن برادرتان است و غزّه خواهرتان همیشه حزب خدا بوده نام دیگرتان همیشه دست خدا بوده است بر سرتان هنوز روسیه و سوریه ست سنگرتان مباد خسته شود ملّتِ امام حسین! به لطف و مرحمت و عزّتِ امام حسین همیشه راه شما بوده است راهِ علی -علی الدّوام- بمانید در پناهِ علی @MuhammadAliGh - کانال اشعار برشی از یک ویرایش یازدهم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ التوبة، ۱۲۳
پمپاژ کن به جامعه خون را؛ امید را تبلیغ کن مرامِ امام شهید را تحریم کن مذاکره با هر یزید را بشناس مهره‌های سیاه و سفید را دریاب برگ آخر این سررسید را حتمی بدان رسیدن عید سعید را تقویم قول داده که نوروز می‌شویم قطعاً درین مبارزه پیروز می‌شویم- زیرا به رجعت شهدا قائلیم ما شهپاد شاهد است که دریادلیم ما آرامش همیشگی ساحلیم ما شاگرد زیردستِ ابوفاضلیم ما با اتّکا به عدل علی- عادلیم ما چون تکّه‌ی نهاییِ این پازلیم ما- پایان به دست ماست بخواهند یا که نه این قدرتِ خداست بخواهند یا که نه این قدرت خداست که در بازوان ماست مستضعفیم و فتح زمین، در توان ماست تصمیم، دستِ خامنه‌ایِّ جوان ماست او در مسیر حق، بلدِ کاروان ماست با هر پیام، مرهمِ روح و روان ماست آری که او -به اذن خدا- پهلوان ماست نزدیک قُلّه ایم؛ بگو: «وقت پرچم است؛ آن پرچمی که در کنَفِ اسم اعظم است» @MuhammadAliGh - کانال اشعار برشی از یک ویرایش چهارم
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ هود، ۶۳
فرمان سیّد مجتبیٰ ردخور ندارد -از ابتدا تا انتها- ردخور ندارد -این‌روزها- پهپادها ردخور ندارد شهپادهای ناخدا ردخور ندارد خون شهیدِ جان‌فدا ردخور ندارد امشب دعای خیرِ ما ردخور ندارد امشب دعا کن رهبر ایران‌زمین را یعنی همان میهن‌پرستِ راستین را الله اکبر از خبر؛ الله اکبر! یاللعجب از این بشر؛ الله اکبر! جانم پدر جانم پسر؛ الله اکبر! ترسی ندارند از خطر؛ الله اکبر! از حکم‌شان فرمان بِبَر: الله اکبر! جنگ است بین خیر و شر؛ الله اکبر! با رمز «حیدر» درب خیبر را بکوبید بر مغزشان الله اکبر را بکوبید ما پای کار و اهل پیکاریم ایول! از فتنه‌گر -بدجور- بیزاریم ایول! قربان زینب؛ ما علمداریم ایول! هنگام خون‌خواهی ست مختاریم ایول! ما بدترین کابوس کفّاریم ایول! شب خوش؛ که ما تا صبح بیداریم ایول! صبحِ ظهور از بس‌که نزدیک است نزدیک شب نیز بیش از پیش، تاریک است تاریک خورشید می‌تابد که عالَم جان بگیرد از نور عالَم، قلبِ آدم جان بگیرد پرچم بگردان تا که پرچم جان بگیرد «حیدر» بگو؛ خطِّ مقدَّم جان بگیرد تا از فراز دار، میثم جان بگیرد تا باز هم عیسی بن مریم جان بگیرد «لبّیکَ یا حیدر!» بگو: «لبّیکَ یا هو!» گم کن خودت را در میان این هیاهو... @MuhammadAliGh - کانال اشعار ویرایش دهم
در شامه‌ی ما عطرِ پراکنده‌ی اوست در سوریه‌ها عکسِ درخشنده‌ی اوست وقتی سَرِ آدم به تن‌اش می‌‌ارزد، سرباز وطن شدن برازنده‌ی اوست @MuhammadAliGh - کانال اشعار