فرمان سیّد مجتبیٰ ردخور ندارد
-از ابتدا تا انتها- ردخور ندارد
-اینروزها- پهپادها ردخور ندارد
شهپادهای ناخدا ردخور ندارد
خون شهیدِ جانفدا ردخور ندارد
امشب
دعای خیرِ ما
ردخور ندارد
امشب دعا کن رهبر ایرانزمین را
یعنی همان میهنپرستِ راستین را
الله اکبر از خبر؛ الله اکبر!
یاللعجب از این بشر؛ الله اکبر!
جانم پدر جانم پسر؛ الله اکبر!
ترسی ندارند از خطر؛ الله اکبر!
از حکمشان فرمان بِبَر: الله اکبر!
جنگ است بین خیر و شر؛ الله اکبر!
با رمز «حیدر» درب خیبر را بکوبید
بر مغزشان الله اکبر را بکوبید
ما پای کار و اهل پیکاریم ایول!
از فتنهگر -بدجور- بیزاریم ایول!
قربان زینب؛ ما علمداریم ایول!
هنگام خونخواهی ست مختاریم ایول!
ما بدترین کابوس کفّاریم ایول!
شب خوش؛ که ما تا صبح بیداریم ایول!
صبحِ ظهور از بسکه نزدیک است نزدیک
شب نیز بیش از پیش، تاریک است تاریک
خورشید میتابد که عالَم جان بگیرد
از نور عالَم، قلبِ آدم جان بگیرد
پرچم بگردان تا که پرچم جان بگیرد
«حیدر» بگو؛ خطِّ مقدَّم جان بگیرد
تا از فراز دار، میثم جان بگیرد
تا باز هم عیسی بن مریم جان بگیرد
«لبّیکَ یا حیدر!» بگو: «لبّیکَ یا هو!»
گم کن خودت را در میان این هیاهو...
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
#مسمط
#شعر_میهنی
#شعر_آیینی
ویرایش دهم
در شامهی ما عطرِ پراکندهی اوست
در سوریهها عکسِ درخشندهی اوست
وقتی
سَرِ آدم
به تناش میارزد،
سرباز وطن شدن برازندهی اوست
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
#رباعی
#شعر_میهنی
وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكَاءً وَتَصْدِيَةً فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ
الأنفال، ۳۵
حریف بعدی شطرنج اگر امارات است
-بدون کیش- برای چه اینچنین مات است؟
اگر شمارهی سیّد مجید را دارید
خبر دهید که ایّام امتحانات است
خلیج فارس پر از خائن و سبکمغز است
به شِیخ و مِیخ بگو: «تیر بعد، هِدشات است»
اگر مهارت شلیک را نیاموزی
همیشه اسلحهات خالی از مهمّات است
غریبهها سر و ته بوده اند یک کرباس
گمان نکن تِزِ غربی فقط کراوات است
به دست مردم ایران، یهود نابود است
برو بگرد که این مژده، توی تورات است
چه راحت از پس رجّالهها برآمدهایم!
چه سربلند ازین امتحان درآمدهایم!
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
برشی از یک #ترکیببند
#شعر_میهنی
#خلیج_فارس
#تمدن_غرب
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَٰكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
القصص، ۴۶
من خوب نشنیدم صدای رهبرم را
فرمان بی چون و چرای رهبرم را
در شهر دیدم ردّ پای رهبرم را
بر سر کشیدم چفیههای رهبرم را
آرام بوسیدم عبای رهبرم را
شال عزای نخنمای رهبرم را
من با چه رویی عکس آقا را ببوسم؟
ای کاش میشد دست سقّا را ببوسم
-: «لالا علیاصغر! عمو دنبال آب است»
عباس تنها قوّتِ قلب رباب است
-: «وای از عمود آهنین! حالم خراب است»
ششماهه سیراب است و حالا خوابِ خواب است
حتماً دعای تشنهلبها مستجاب است
من مطمئّنم
روضهی ساقی
جواب است...
ساقی! تو روزی کن که پرچم را ببوسم
طبل و کُتَلهای مُحرَّم را ببوسم
ساقی! تو خیلی پرچمات بالاست بالاست
اوج توسلهای ما حالاست حالاست
نام حسین بن علی، غوغاست غوغاست
-: «در کربلا هر صحنهای زیباست زیباست»
جشنِ عزا در هرکجا برپاست برپاست
خدمت به زائرهای تو رؤیاست رؤیاست؛
باید پَر شبرنگِ خادم را ببوسم
سنگ مزار حاج قاسم را ببوسم
باید ببوسم دستِ موکبدارها را
دست همین عیّارها را، یارها را
باید بفهمم غربتِ عمّارها را
پندارها، گفتارها، کردارها را
باید بگیرم ضربِ آتشبارها را
سرسامهای هرشبِ سردارها را
سردار بیسر! کاش پایت را ببوسم
مُهرِ نمازِ بیریایت را ببوسم
باید نمازی خواند از جنس شهادت
-با استقامت، استقامت، استقامت-
میدان چه میدانی ست؛ پر شور و صلابت!
جانِ بلاجویان به قربان عدالت!
من هم به سهم خویش، از روی اطاعت-
باید بمانم پای مولا تا قیامت
-: «راهم ندادی میروم در را ببوسم
در پشت در، نعلین قنبر را ببوسم»
@MuhammadAliGh - کانال اشعار
#محمد_علی_غروی
#مسمط
#شعر_میهنی
#شعر_آیینی
#شعر_هیئتی
#شهید_قاسم_سلیمانی
#شهید_سید_علی_خامنهای
#امام_علی
#امام_حسین
#حضرت_عباس
#حضرت_علی_اصغر