هدایت شده از 𝘓𝘦𝘺𝘭𝘪'𝘴 𝘥𝘢𝘪𝘭𝘺🍸
باهم حانیه رو دیدیم.
البته بهتره اینطوری بگم تا حق مطلب ادا شه
باهم:)))))))))حانیه:)))))))رو:)))))))دیدیم:))))))))
مرگ بر تلگرام که عکسهای اون روز نگه داشته و من دانلود نکردم تا اینروزا به اشتراک بذارمشون:))))))))))
اون روز، روزِ تاریکی بود و چقدر شما نقطه روشنِ اون روز بودید برای من :)))
یاسهاسبزخواهندشد ؛
تا صبح روزِ دوشنبه میخواستم این فیلم رو بذارم و کپشن بزنم " آخیش "
از اون آخیشها که همیشه شفی تعریف میکرد و میگفت: تازه بعد از این انگار روحت آزاد میشه، از بند رها میشی. من همیشه بهش میگفتم توصیف کن و اون نمیتونست. میگفت: باید خودت تجربش کنی ولی بدون وقتی تجربه کردی، سبک بال ترین آدم دنیایی، تازه میتونی بخاطر خدا زندگی کنی.
یاسهاسبزخواهندشد ؛
تا صبح روزِ دوشنبه میخواستم این فیلم رو بذارم و کپشن بزنم " آخیش " از اون آخیشها که همیشه شفی تعر
حالا هم فیلم رو گذاشتم، و هم زیرش شاید بنویسم " آخیش " ولی این آخیش، اون آخیشِ به یقین رسیدهیِ دوشنبه صبحم نیست دیگه. این پُر از تردیده از اعتماد کردنی که آدم نمیدونه تهش خدایِ پر زور قراره بزنه زیر گوشش یانه.. خب چرا زدی زیر گوشم واقعا؟
یاسهاسبزخواهندشد ؛
حالا هم فیلم رو گذاشتم، و هم زیرش شاید بنویسم " آخیش " ولی این آخیش، اون آخیشِ به یقین رسیدهیِ دو
وقتی که من همه چیز رو پذیرفتم..؟
باشه خداجون، دیگه به اندازه هفته پیش، عصبانی و پُر از گریه نیستم؛ باشه.
اصلا آخیش، خوبه؟