[ همین الان اگر بمیری امامزمان میگه آخ کدوم بارم رویِ زمین مونده؟ به این فکر کردی؟ ]
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا عمر دارم این صدا مرا به سحرگاه دهم اسفند خواهد برد. تا زندهام این فراز تلاوت عبدالباسط تلخترین روز عمرم را تداعی خواهد کرد. عبدالباسط میخواند و من همیشه صدای بغضآلود گوینده خبر را خواهم شنید که ملت بزرگ ایران، روح بلند پیشوای ملت و پیشقراول امت اسلامی به ملکوت اعلی پیوست. من صدای جیغ و گریههای بلند همسایهها در گرگومیش شهر را خواهم شنید. صدای محو هلهلهها از دور در سرم خواهد پیچید. هربار، گوشه قاب زندگیام نوار مشکی خواهند کشید. زیرنویس سرخ زندگیام بهخط درشت خواهد نوشت که شهادت قائد امت؛ حضرت آیتالله خامنهای. این صدای حزین صدای شکستن کمر ما بود انگار. من المومنین رجال صدقوا….
«مهدی مولایی»
@m_molaie110
این شبها شما را میبینم، وقتی کنار چهارراه ایستادهام، و شما رد میشوید، در حالی که صورتهایتان از غم و حرص و بغض سرخ است میبینمتان. همین شمایی که حالا دیگر کم و اندک و کوچکید، مثلِ لکهیِ ننگی بر پارچهای سفید.
لبهای بعضی از شما گاهی به ناسزا باز میشود و اکثرتان آنقدر بزدلید که از همین ابراز کوچکِ عقایدِ فاسدتان هم، صرف نظر میکنید. من اما ایستاده ام این کنار و هنگام دیدنتان مشتم را بالاتر میگیرم و به این خاری و خفت و پست بودنتان میخندم. آخ که حرص خوردن و بغض کردن و وحشتکردنتان بعد از این استوار دیدن ما، چقدر لذتبخش تر است.
برعکس آنچه همه این شبها میگویند (که درست است) من اما از شما کینههای عمیق و با شما پدر کشتگی دارم، پش به خودم حق میدهم که از دردتان شاد شوم.
من به اندازه تمام روزهایی که سرتا پایِ مارا مسخره میکردید، به اندازه تمامِ تهمتها و دروغهای شاخ دارتان درباره ما و عقایدمان، به اندازه تمامِ حرفهایی که در گلوهایمان ماند چون " انقلابی" بودیم و حق ابرازش را نداشتیم، از شما کینه دارم. بخاطر روزهایی که باعث شدید خودمان هم باور کنیم که شما وحوش بیشترید و ما اقلیت، برای روزهایی که ناامیدیهای خودتان را به همه جامعه تزریق کردید و همه پیشرفتهای این ملت و مملکت را زیر پا له کردید، بخاطر همه لحظاتی که تلاش کردید نقاط قوت این کشور را نه خودتان ببینید و بگذارید دیگران ببینند. بخاطر تمام بی احترامیهایتان به آقای عزیزمان، بخاطر خونهایی که به دلش کردید. بخاطر تمام ظلمهایی که کرده اید، من اسم شمارا مردم نمیگذارم و دلم را از کینه و بغض شما نمیشویم، برای همین هر شب همه تلاشم را میکنم وقتی بهخانه رفتید، حداقل یک لحظه بیشتر نسبت به آینده پسا جمهوری اسلامی نا امید شده باشید، یک لحظه بیشتر در دنیایِ تاریکتان غرق شوید و از این غم و افسردگی، درد بکشید.
با این حال امیدوارم آقا کمکم کند، روزی بیاید که بتوانم مثل او (که بی بدیل بود) برای همه دعایِ عاقبت بخیری بکنم و مانند او همه مردم را دوست بدارم، اما مردم را.
#همینجوری
یاسهاسبزخواهندشد ؛
این شبها شما را میبینم، وقتی کنار چهارراه ایستادهام، و شما رد میشوید، در حالی که صورتهایتان از
خیلی این متن رو جدی نگیرید، یه حانیه خشمگین نوشتتش:)
یاسهاسبزخواهندشد ؛
هوا واقعا مناسبِ مناسبتشه : )
قشنگ هوا ازدواجیه :: ))
- https://eitaa.com/MyEmptyMinded/41957
پس برای فرار از افسردگی و زانوی غم بغل گرفتن باید یک دروغ رو بپذیریم تا دنیا غمگین مون نکنه؟
ارزش حقیقت چی میشه این وسط طرفدار حقانیت؟
چجوری میخوای به نوزادانی که سکته کردن و مردن،افرادی که از همون اول بدنیا اومدن سندروم داون داشتن،افرادی ک مورد تجاوز قرار گرفتن و کلی ادم بیگناه ک توی سالیان سال توی جنگ ها کشته شدن بگی که یک خدای مهربون با ۱۲ تا امام گوگولی وجود دارن که منتظرن ما حکومت عادلانه برقرار کنیم تا امام دوازدهم خودشو نشون بده و بیاد مارو نجات بده؟
+ چقدر درکت از خدا و دین غلطه. نمیدونم احتمالا نمیتونم یه شبه با یه پیام این تفکری که برات نهادینه شده رو عوض کنم ولی آخه اصلا چه ربطی داره. اگر داری وجود خدا رو میپذیری، همه چی رو میپذیری، یعنی عالم ذر که قبل از این دنیا بوده و توش هر کدوم از ما زندگیش رو دیده و پذیرفته و خواسته به این دنیا بیاد رو هم میپذیریم.
یعنی عدالت خدارو هم میپذیریم که به معنی برابری نیست. چون من دست و پا دارم و یکی دیگه نداره پس یعنی خدا عادل نیست و از مخلوقاتِ خودش بدش میاد : )
این حرف حرف نیست. خدایی که من میشناسم و تو به مسخره کردن بهش میگی گوگولی، خودش انسان رو آفرید، از روحِ خودش در اون دمید و برای هر انسانی در این دنیا ظرفیت و رسالتی تعیین کرد. ظرفیت من امتحانهای کوچولو کوچولوییه که از پسش برمیام و امتحان دیگری بیماریهایِ سخت و اگر من ظرفیت اون ادم رو داشتم قطعا خدا امتحانهای سخت تری برام میفرستاد. نه چون خدا ازم بدش میاد و عادل نیست و بی انصافه و دوستم نداره و قراره بابایِ من رو با امتحان در بیاره، برای اینکه ادمیزاد نیومده رو زمین که خوب بخوره، خوب بپوشه، خوب بخوابه، و صرفا خوب زندگی کنه و بره : )
اینهمه، اینهمههههه اتفاق تویِ این دنیا میفته و با وجود اینها انسان اومده که فقط سرش تویِ زندگی خودش باشه و یه روز بمیره و بره؟ و اگر این زندگی روزمره بدون فراز و نشیب یکم به چالش خورد کافر بشه و خدا رو از عرش بکشه به زمین؟
یکم حرفات رو برگرد و بخون رد حرفهایی که شیطون رو زبونت اورد رو پیدا میکنی، برای اینکه به زور بهت بقبولونه که داره راست میگه. از حوادث طبیعی و بدیهیای، از زبون تو حرف میزنه که اگر وجود نداشته باشه، دنیا از شکل طبیعیش خارج میشه و میشه مدینه فاضله، چیزی که ما اسمش رو میزاریم بهشت و اصلا چالشی برای دست و پنجه نرم کردن نداره پس چه لذتی داره زیستن؟ : ) فضایی برای رُشد نداره.. یکم بهش فکر کن، خودت بزن تو گوشش واقعا.
- https://eitaa.com/MyEmptyMinded/41957
کی گفته که دربرابر رنج هایی ک انسان توی این دنیا کشیده،پاداشی که توی اون دنیا بهش داده میشه واقعا برابره؟
این خدایی ک این همه ظلم رو توی این دنیا بوجود اورده و فقط سکوت کرده،این خدا نه قابل ستایشه نه قابل تقدیر،فقط و فقط قابل انزجاره.و اگه اون حرف طبیعت همیشه یکسان عمل میکنه رو هم گزاره ی درستی بدونیم،تا ابد این ظلم ها و بدی ها ادامه پیدا میکنه و شما مثل احمق ها دلخوش به امام پنهون تونید تا شمارو نجات بده.ظهور دروغی بود ک فقط شما احمق ها میتونستید باورش کنید
+ بی ادب شدی : )☝️🏻
کلی چون امشب عیده، کظم غیض میکنم، جوابت رو میدم و دعا میکنم برات و امیدوارم آدم بشوی.
تو رفتی اون دنیا ببینی که برابره یا نیست؟ رنجها درد نیستن، رنجها لطفن، رنجها خودِ خودِ زندگی هستن. همون چیزی که خدا تو قرآنش میگه "فإن مع العسر يسرا" به این معنی که همراه هر سختی آسونی هست. در دل خود اون رنج و سختی، آسونی و خوشحالیه : )
نمیگم که درکش راحته ولی هر جور دیگهای دنیا رو ببینی بهت زهرمار میشه و نه تنها نمیشه خوب زندگی کرد بلکه نمیشه حتی یه زندگی معمولی بدون غم داشت...
ظلمها رو انسانها ها ایجاد کردن یا خدا؟ : ) انسانها خودشون، به خودشون ظلم و ستم کردن یا خدا؟ به حرفهات فکر کن، این بغض حتی نمیدونم از کجا میاد وه بخوام کمکش کنم فقط میتونم بهت بگم از خدا برات عاشق تر وجود نداره عزیزم.