eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز، سؤال خوبی پرسیدی؛ اما قبل از اینکه قضاوت کنیم، باید اول صورت‌ مسأله را درست ببینیم. بزرگوار : ۱_ آیا طلبه بعد از اتمام حوزه به درآمد می‌رسد؟ بله، برخی می‌رسند؛ اما نه مثل کارمندان با حقوق ثابت و مزایا. طلبه اگر اهل کار علمی و تبلیغ نباشد، مثل مهندسی که بیکار بماند، درآمدی ندارد. روحانی باید برود مأموریت، مسجد، منبر، تدریس، پژوهش یا امامت جمعه. این یعنی: درآمد، وابسته به عرضه‌ی واقعی است، نه فقط اسم طلبگی. ۲_ چرا طلبه شهریه می‌گیرد؟ همان‌طور که دانشجوی بورسیه از دولت پول می‌گیرد، طلبه هم در مسیر « خدمت دینی و فرهنگی » بورسیه‌ی نهاد دین است. دانشجو خرج می‌کند تا شغلی دنیوی بگیرد؛ طلبه، خرج نمی‌کند تا دنیایش را وقف دین مردم کند. این دو راه متفاوت‌اند، نه قابل قیاس. هرکس می‌تواند انتخاب کند: مهندس شود، یا مفسّر قرآن. هر دو هم ارزش دارند، اما مقصدشان فرق دارد. ۳_ آیا همه طلاب با نیت خالص می‌آیند؟ نه مگر همه پزشکان برای نجات جان مردم می‌آیند؟ مگر همه وکلا برای احقاق حق وارد دادگستری می‌شوند؟ در هر صنفی انسان‌های متعهد و نان‌به‌نرخ‌روزخور هست. اما اصل راه را با رفتار منحرفان نسنج. اگر کسی برای فرار از کار بدنی آمده حوزه، نه دنیا دارد، نه آخرت؛ چون در این راه اگر صداقت نباشد، نه ثروت می‌ماند نه شرافت. ۴_ آیا روحانی باید فقط از مسجد نان بخورد؟ اصلاً چنین نیست. بزرگان دین همیشه کار می‌کردند. امام صادق (ع) کشاورز بود، امام باقر (ع) باغ‌دار بود، پیامبر (ص) بازرگان. روحانیتی که بی‌نیاز از مردم باشد، می‌تواند برای مردم مفید باشد. کسی که مسجد می‌رود و بعد سوپرمارکت دارد، نه تنها مذموم نیست، بلکه محترم‌تر است. مشکل آن‌جاست که کسی فقط با تکیه بر عمامه، بخواهد نان بخورد، بی‌آنکه علم و عمل داشته باشد. و البته می دانیم که طلبه علم لدنی ندارد و باید تلاش علمی هم بکند. فتأمل. پس ؛ طلبگی راه ساده‌خوری نیست؛ راه مجاهدت بی‌سروصداست. شهریه، نان برکت‌دار است نه حقوق مفت؛ چون در ازای سکوت و آسایش نیست، در ازای شب‌زنده‌داری و خدمت است. اگر هدف، فقط نان باشد، بهتر است برود نانوایی ، این راه، اگر برای خدا نباشد، پُر زحمت است و بی‌ثمر. فرموده‌اند: من طلب العلم لیجادل به العلماء، أو ليماری به السفهاء، أو ليصرف وجوه الناس إليه، فهو في النار. (هر کس علم دین بیاموزد، فقط برای فخر، جدل، یا جلب توجه مردم، جایگاهش جهنم است.) حوزه، دروازه‌ی نجات است؛ نه نردبان دنیا. اگر کسی اشتباه آمد، گناه حوزه نیست؛ گناه نیتِ خودش است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5239
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اول از همه یک نکته کلیدی را مشخص کنیم : کشف فساد، نشانه‌ی ضعف نظام نیست؛ نشانه‌ی سلامت نسبی سیستم نظارتی است. چون در جایی که فساد کشف نمی‌شود، حتماً یا نظارتی نیست، یا رسانه‌ای نیست، یا اساساً اراده‌ای برای مبارزه نیست. در نظام اسلامی ایران، هر بار فسادی کشف می‌شود، نشان می‌دهد که یک سیستم، هنوز دارد نفس می‌کشد؛ نه مثل حکومت پهلوی که فساد از خود شاه شروع می‌شد و هیچ‌کس حق اعتراض نداشت. سؤال مهم این است: آیا نظام، فاسد است؟ یا درون نظام، افراد فاسد نفوذ کرده‌اند؟ جواب روشن است: در نظامی که خود رهبرش، با صراحت و بارها گفته « با هرگونه فساد، بدون اغماض برخورد کنید »، اگر فسادی باقی بماند، نشانه‌ آن نیست که رهبر نخواسته ، بلکه یعنی دشمن زرنگی کرده ، ما خوابمان برده ، یا عده‌ای نفوذی از قانون سوءِاستفاده کردند. مثل این است که بگویی: چون پلیس، دزد را دستگیر می‌کند، پس شهر فاسد است نه عزیز ، وجود پلیس، یعنی نیت مبارزه هست. نبود دزد بهتر است، ولی کشف دزد هم افتخار است نه ننگ. حالا درباره اون جمله شما که : از ترس گرگ، سگ را کول کنیم!!. باید گفت: نه گرگ را باید رها کرد، نه به سگِ بی‌وفا تکیه کرد. ما نه گرگ تحریم را می‌پذیریم، نه سگ غرب‌زده‌ی غرب‌پرست را کول می‌کنیم! ما باید خودمان قدرت مقابله با گرگ را پیدا کنیم، نه دست‌بوسی سگ را انتخاب کنیم! و درباره رتبه فساد ایران در دنیا : آمارهای برخی سازمان های نسبتا جهانی برداشت ذهنی و سیاسی ، هستند تا واقعی؛ چون بیشتر، مبتنی بر نظرسنجی نخبگان و فضای رسانه‌ای است، نه پرونده‌های واقعی فساد. با این حال، اگر جمهوری اسلامی در جدول فساد رتبه خوبی ندارد، نشان از مشکلات اجرایی و ضعف برخی نهادها دارد، نه مشروعیت یا حقانیت اصل نظام. مثل پزشکی که در اتاق عمل اشتباه می‌کند؛ مشکل از طبابت نیست، مشکل از دستِ لرزان است. بنابراین : کشف فساد یعنی سیستم هنوز زنده است. فساد در برخی مسئولان، به معنای فاسد بودن نظام نیست. رهبری، بیشترین هشدار را در مبارزه با فساد داده، و بارها قوه قضائیه را برای برخورد انقلابی فراخوانده. شفافیت و عدالت، آرمان ماست، نه وضعیت فعلی؛ و همین مطالبه‌گری‌هاست که راه را روشن می‌کند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5241
طلوع فکر و اندیشه
🔴 بزرگوار کنشگری شما نه‌تنها قابل احترام است، بلکه نشانه‌ای از زنده بودن روح مطالبه‌گری در این مرز و بوم است. اما اگر بناست عدالت‌خواهی، پرچم ما باشد، نباید از خاطره‌ها، قلعه بسازیم و از شخصیت‌ها، قُدس مطلق. در مورد احمدی‌نژاد، نمی‌توان میان زاویه با رهبری و زاویه با منصوبین تفکیک خیالی کرد. وقتی رهبری در برهه‌ای حساس، به صراحت گفتند که فلان وزیر باید بماند، و او ۱۱ روز خانه‌نشینی کرد؛ وقتی دستور مستقیم برای پذیرش حکم قضایی را نادیده گرفت؛ وقتی تریبونش تبدیل شد به محل هجمه غیرمستقیم به حاکمیت؛ آیا این‌ها زاویه با رهبری نبود؟ یا باید زاویه را فقط در حد مخالفت علنی با اصل ولایت فقیه فهم کنیم؟ اگر امروز در رکاب ولایت است، به‌شرطی است که نیت خالص و عمل هماهنگ باشد، نه صرف شعار. وگرنه خوارج هم تا وقتی لا حکم الا لله می‌گفتند، مدعی عدالت بودند. جناب احمدی‌نژاد در دوران خود خدمات بزرگی کرد. کسی منکر نیست. اما اوج‌گرفتن یک شخصیت، نباید مجوز پاک‌کردن اشتباهاتش باشد. نقد شما درباره برخی نهادها بجاست، اما اگر عدالت، انگیزه نقد است، نباید تنها به سمت یک جریان یا نهاد نشانه برود. عدالت‌خواه واقعی، شجاعت دارد از دوست خود نیز انتقاد کند، نه فقط از منتقدِ دوست! و این‌که گفتید: « اگر اشتباهی دیدیم و نگوییم، خیانت است »؛ کاملاً درست است. اما این را هم بیفزایید: اگر اشتباهی را فریاد زدیم، اما مسیر اصلاح را به دشمن‌سازی، حاشیه‌سازی، و قهر با نظام گره زدیم، باز هم خیانت است؛ حتی با نیت عدالت. امروز نه زمان ستایش بی‌چون‌وچراست، نه وقت قهرهای بچگانه. بلکه وقت آن است که: نقد کنیم، اما با انصاف؛ حمایت کنیم، اما بدون بت‌سازی؛ و به‌جای آنکه رهبری را چتر اشتباهات خود کنیم، اشتباهات را در پرتو هدایت او اصلاح نماییم. شجاعت در گفتن، زمانی ارزشمند است که با درک پیچیدگی‌ها، انصاف در قضاوت، و عقلانیت در تحلیل همراه باشد. وگرنه، فریادِ تنها، می‌تواند هم آژیر خطر باشد، هم صدای تفرقه. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5243
طلوع فکر و اندیشه
🔴 😂 آنگاه که حقیقت، خار چشم تاریک‌اندیشان می‌شود، و صداقت، تیر بر قلب اهل نفاق می‌نهد، عجیب نیست که تهمت لباس استدلال شود و افتراء نقش تحلیل گیرد. اتهامی که در آن نه تحقیق است، نه انصاف، نه ادب، و نه ایمان. به حضراتی که با ذهنیتی علیل و نگاهی زهرآگین، از وجنات و سکنات بنده، خیال‌بافی‌های انتخاباتی می‌سازند، عرض می‌دارم : ما را نه هوس مجلس است، نه طمع کرسی قدرت. آن‌که نان قلم می‌خورد، از دنیای زر و زور و تزویر بی‌نیاز است. ما اهل سنگر اندیشه‌ایم، نه صحنه رقابت‌های آلوده. و اما آن تهدید خام‌دستانه که نامبرده را به حال خود رها کنید ، تلخ‌تر از آن است که از ذهنی نجیب تراوش کرده باشد. مگر قلم را زنجیر توان بست؟ مگر اندیشه را به بند توان کشید؟ به خدا قسم که اگر تمام صاحبان قدرت دست به دست هم دهند، باز نخواهند توانست قطره‌ای از دریای باور ما را از مسیر خدمت به خلق و روشنگری بازدارند. اینان که از روشنگری ما رنجیده‌اند، کاش لحظه‌ای در آیینه اعمال خود بنگرند، شاید دریابند که دشمن ما نیستند، که خصم حقیقت‌اند. بدانید و آگاه باشید : ما باکی از طوفان نداریم، چرا که نه بر موج تکیه زده‌ایم و نه بر ناز باد. ما را ستون‌هایی از باور و رسالت نگاه داشته‌اند؛ پس یا با ما باشید، یا باطل را همراهی کنید، اما حق را به حاشیه نتوان راند، هرچند با زخم زبان و تحلیل‌های سطحی. و السلام علی من اتّبع الهدی. ✍ موسی آقایاری خادم اندیشه، نه بازیگر صحنه قدرت 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5245
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب دوست گرامی ؛ فرمایشات شما را خواندم؛ ترکیبی بود از فریاد دلسردی، روایت مقایسه، و طعنه‌ای به آرمان‌ها. اما اجازه دهید با صراحتی که سزاوار گفت‌وگوست، چند نکته را مطرح کنم : اولاً، آنچه شما بحث‌های بی‌سر و ته می‌خوانید، در بسیاری از کشورها پویایی فکری و حق نقد عمومی خوانده می‌شود. اگر امروز ایران، برخلاف برخی دیکتاتوری‌های صامت، درون خود منازعات و مباحثات دارد، نشان حیات سیاسی و ظرفیت گفت‌وگوست، نه زوال. ثانیاً، قیاس‌هایی که فرموده‌اید، در منطق استدلال قیاس مع‌الفارق است. هند و چین و ژاپن، نه با تمسخر باورهای دینی به رشد رسیدند، بلکه با مدیریت علمی، نخبگانی و برنامه‌محور. ما اگر عقب مانده‌ایم، نه از سلام فرمانده ، بلکه از بی‌عملی مسئولانی مخصوصا اصلاح طلبان مدعی، که به جای عمل به آموزه‌های دین، آن را خرج ویترین‌های سیاسی کردند. ثالثاً، اگر موشک داریم و پهپاد، نه از جیب شما و نه به لطف غرب‌گرایی بود، بلکه با تکیه بر همان عمق راهبردی و اعتماد به جوانان مومن این مرز و بوم به دست آمد. شما از غرور کره شمالی می‌گویید؛ آیا غرور با سرکوب و خفقان به‌دست می‌آید یا با ایستادگی آگاهانه مردمی که زیر سایه تحریم، علم و اراده را توأمان ساختند؟ رابعاً، ما هم با نقد مشکلی نداریم؛ با تحقیر آرمان‌ها و تمسخر اعتقادات مردم مشکل داریم. اگر شما از نقد می‌گویید، نقدتان را به مسئولان حواله دهید، نه به سلام فرمانده که دل هزار کودک بی‌نصیب از شادی را روشن کرد. خامساً، نظام اسلامی را نمی‌توان با جملات شعاری و مقایسات نیم‌بند تحلیل کرد. اگر کاستی هست راهش خرده‌گیری نیست، بلکه بلند شدن، ایستادن و ساختن است. ما هم منتقدیم، اما آن‌گونه که رهبری فرمود: منتقد منصف ، نه معارض مأیوس. اگر قرار بر حرف برای خداست، پس بیاییم از خدا بپرسیم: آیا ناامیدی و طعنه و مقایسه‌های ناعادلانه، ثواب دارد؟ یا آن‌که کسی چراغی ولو کوچک در تاریکی برافروزد؟ ما نه کره شمالی می‌خواهیم باشیم، نه ژاپنِ بی‌روح، ما می‌خواهیم ایرانِ باهویت، بااراده و باهمت باشیم. و این میسر نمی‌شود جز با : عقل + دین + عمل. با آرزوی بازگشت به گفت‌وگویی محترمانه، ریشه‌دار و امیدوارانه. والسلام علی من اتّبع الهدی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5248
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد ، گله کرده‌اید از شعار و از ادبیات تند ، اما خود در کدام جمله‌تان، مرز انصاف و ادب را رعایت کردید؟! اگر دل‌سوزی‌ست، چرا با تحقیر باورها آغاز شد؟ اگر نقد است، چرا تمسخر و مقایسه‌های تحقیرآمیز چاشنی‌اش شد؟! تا دیروز، کسانی که از فرط دلسوزی نگران قراردادهای مشکوک، برجام بی‌دستاورد، دلارهای ۳۰ هزاری و لبخندهای بی‌حاصل بودند، از دهان جناب روحانی شنیدند که بروید به جهنم و بی‌سواد و عصر حجری ، بی شناسنامه و تا حدود پنجاه توهین علیه منتقدین.... حالا همین جماعت، ژست آزادی بیان گرفته‌اند و نگران برخورد با منتقدان شده‌اند؟! عزیزِ جان ، اگر دفاع از اصول و ارزش‌ها، اسمش شعار است، پس بله، ما به این شعارها افتخار می‌کنیم؛ شعاری که خون دادند برایش، نه توهین کردند؛ شعاری که امام خمینی (ره) سر داد، نه رسانه‌های مزدبگیر لندن و واشنگتن. و اما این جمله‌تان : تا کی می‌خواهید شعار بدهید؟ پرسش خوبی‌ست. ما هم می‌پرسیم: تا کی می‌خواهید واقعیت‌ها را وارونه جلوه دهید؟! تا کی هر موفقیت این کشور را به سخره و هر ناکامی را به نظام نسبت دهید، نه ناکارآمدی برخی مدیران بی‌ریشه و ناتوان؟! اگر ایران موشک دارد، واکسن ساخت، سلول‌های بنیادی را جهانی کرد، ماهواره به فضا فرستاد، چرا لب فروبسته‌اید؟! اما کافی‌ست برنامه‌ای مذهبی پخش شود، بلافاصله سیل تمسخر و تحقیر جاری می‌شود. نه برادر ، نقدی که از دل طعنه برخیزد، نه اصلاح می‌آورد و نه پیشرفت؛ فقط خاکستر می‌پاشد. و ما همان‌هایی هستیم که نقد را حق می‌دانیم، نه حق‌کُشی را؛ اصلاح را می‌خواهیم، نه هویت‌زدایی را. و بله ، ما اهل شعارهای بزرگ هستیم، چون به اهداف بزرگ فکر می‌کنیم، نه به دیکتاتورهای بی‌دین شرق و غرب که فقط بلدند بدرقه‌ی دستاوردهای نوین و بمب اتم کنند، اما از مفاهیم عمیق انسان‌سازی تهی‌اند. پس شما هم اگر واقعاً برای خدا می‌گویید، بیایید هم ناصح باشیم، هم سازنده؛ هم منتقد باشیم، هم مؤمن؛ نه این‌که زیر نام خدا، زبان زخم‌زننده بگردد و دل مأیوس‌کننده. ما شعار نمی‌دهیم، تمام توانمان شعور دهی هست؛ با ادبیاتی محکم، ولی منصف؛ با منطقی آتشین، اما روشن‌گر. ایران را نه با زخم زبان، که با فهم و همت می‌سازیم؛ نه با طعنه، که با تفکر. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5250