طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقد ، گله کردهاید از شعار و از ادبیات تند ، اما خود در کدام جملهتان، مرز انصاف و ادب را رعایت کردید؟! اگر دلسوزیست، چرا با تحقیر باورها آغاز شد؟ اگر نقد است، چرا تمسخر و مقایسههای تحقیرآمیز چاشنیاش شد؟!
تا دیروز، کسانی که از فرط دلسوزی نگران قراردادهای مشکوک، برجام بیدستاورد، دلارهای ۳۰ هزاری و لبخندهای بیحاصل بودند، از دهان جناب روحانی شنیدند که بروید به جهنم و بیسواد و عصر حجری ، بی شناسنامه و تا حدود پنجاه توهین علیه منتقدین.... حالا همین جماعت، ژست آزادی بیان گرفتهاند و نگران برخورد با منتقدان شدهاند؟!
عزیزِ جان ، اگر دفاع از اصول و ارزشها، اسمش شعار است، پس بله، ما به این شعارها افتخار میکنیم؛ شعاری که خون دادند برایش، نه توهین کردند؛ شعاری که امام خمینی (ره) سر داد، نه رسانههای مزدبگیر لندن و واشنگتن.
و اما این جملهتان : تا کی میخواهید شعار بدهید؟
پرسش خوبیست.
ما هم میپرسیم: تا کی میخواهید واقعیتها را وارونه جلوه دهید؟! تا کی هر موفقیت این کشور را به سخره و هر ناکامی را به نظام نسبت دهید، نه ناکارآمدی برخی مدیران بیریشه و ناتوان؟!
اگر ایران موشک دارد، واکسن ساخت، سلولهای بنیادی را جهانی کرد، ماهواره به فضا فرستاد، چرا لب فروبستهاید؟!
اما کافیست برنامهای مذهبی پخش شود، بلافاصله سیل تمسخر و تحقیر جاری میشود.
نه برادر ، نقدی که از دل طعنه برخیزد، نه اصلاح میآورد و نه پیشرفت؛ فقط خاکستر میپاشد. و ما همانهایی هستیم که نقد را حق میدانیم، نه حقکُشی را؛ اصلاح را میخواهیم، نه هویتزدایی را.
و بله ، ما اهل شعارهای بزرگ هستیم، چون به اهداف بزرگ فکر میکنیم، نه به دیکتاتورهای بیدین شرق و غرب که فقط بلدند بدرقهی دستاوردهای نوین و بمب اتم کنند، اما از مفاهیم عمیق انسانسازی تهیاند.
پس شما هم اگر واقعاً برای خدا میگویید، بیایید هم ناصح باشیم، هم سازنده؛ هم منتقد باشیم، هم مؤمن؛ نه اینکه زیر نام خدا، زبان زخمزننده بگردد و دل مأیوسکننده.
ما شعار نمیدهیم، تمام توانمان شعور دهی هست؛ با ادبیاتی محکم، ولی منصف؛ با منطقی آتشین، اما روشنگر.
ایران را نه با زخم زبان، که با فهم و همت میسازیم؛ نه با طعنه، که با تفکر.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5250
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اگر ساختن موشک را در کنار ناتوانی در ساخت پراید گذاشتهاید، ظاهراً معنای پیشرفت راهبردی را با مونتاژ مصرفی خلط کردهاید.
اتفاقاً همین مقایسه، اثبات میکند که شما دچار خطای مقایسه بیربط شدهاید :
موشک یعنی بازدارندگی، یعنی حفظ تمامیت ارضی، یعنی قدرت چانهزنی جهانی؛ پراید یعنی محصول تجاری مصرفگرا که ربطی به استقلال راهبردی ندارد.
آیا واقعاً اگر ایران امروز نمیتوانست ماهواره و موشک بسازد، آمریکا و اسرائیل به ما اجازه میدادند پراید بسازیم؟! یا اصلاً باقی میماند چیزی به نام ایران مستقل ؟!
در مورد واکسن کرونا و واکسن اختلاس نیز باید گفت :
واکسنی که جلوی ویروس را میگیرد، با واکسن فرضیِ اخلاقی که قرار است جلوی حرص و خیانت را بگیرد، قابل مقایسه نیست. اولی دستاورد علمی است، دومی نیاز به تربیت، قضاوت عادل، ساختار نظارتی و جامعهای دارد که خودش مطالبهگر باشد.
اگر راه حلِ فساد، فقط ساخت واکسن بود، چرا کشورهای غربی که نماد توسعهاند، هنوز در فسادهای کلان مالی و اخلاقی غرقاند؟ مگر پاناما و پاندورا متعلق به جهان سوم بود؟!
اما درباره ترازو که مثال زدید :
بله، جامعه نیازمند توازن است.
اما توازن بهمعنای رشد همزمان در همه ابعاد نیست؛
بلکه یعنی اولویتبندی در شرایط اضطراری، یعنی قدرت دفاعی مقدم بر آسایش مصرفی.
شما بفرمایید: در جهانی که هر روز تهدید میشویم، اگر قدرت دفاعی نداشتیم، فرصت توسعهی اقتصادی باقی میماند؟
توسعه متوازن، از دل امنیت میروید، نه از دل رویا و مقایسههای شاعرانه.
و اما سؤال نهایی ام :
چرا همیشه وقتی ایران موشک میسازد، سؤال میکنید چرا پراید؟
ولی وقتی ایران موشک نداشت، نپرسیدید چرا عراق به ما حمله کرد و دنیا سکوت کرد؟
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5252
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اول از همه، اینکه مرا متهم میکنید به نفهمیدن پیشرفت راهبردی ، دقیقاً نمونهای از مغالطه توهین شخصی بهجای پاسخ محتوایی است. شما بهجای نقد استدلال، به منتقد حمله کردهاید؛ این یعنی منطق خالیست، و عصبانیت از ناحیه شما سرریز شده است.
اما بیایید کمی دقیق باشیم :
شما میگویید : بهخاطر همین ماشینهای غیر استاندارد، شیعه از بین میرود ؛
بله، ماشینهای بیکیفیت مصیبتیست. اما پرسش من از شما این است که :
چه کسانی باعث تولید این خودروهای پرخطر شدند؟ آیا نخبگان موشکی بودند؟ یا همان مدیران اقتصادی لیبرال بیدغدغه، وارداتچیها، مافیاهای مونتاژ، و مدیران بیکفایت صنعتی که صدای شعار نه شرقی، نه غربی را فقط روی در بنگاهها نوشتند، نه در قلب تولید؟!
شما اشتباه راهبردی مدیران اقتصادی را به حساب دانشمندان صنایع دفاعی گذاشتهاید!!! این عین مغالطه مخلوط کردن دو حوزه نامربوط است.
دوم؛ فرمودید راهبرد فقط زبان نیست ؛ اتفاقاً دقیقاً حرف ما هم همین است.
راهبرد یعنی شناسایی تهدید اصلی. آیا تهدید اصلی امروز ایران، بیشتر از آنکه از داخل باشد، از بیرون نیست؟!
آیا کودتای ۲۸ مرداد، حمله صدام، ترور دانشمندان هستهای، تحریم دارو و غذا، و تهدید به حمله اتمی و.... شما را یادآور نمیشود که اول باید امنیت ملی تأمین شود، تا بعد بشود سراغ ساخت خودروی بهتر رفت؟
برادر من ، ما بهجای اینکه نخبگان دفاعی را بخاطر خودروی پراید متهم کنیم، بهتر است از کسانی سؤال کنیم که بودجه تولید ملی را در قراردادهای خائنانه دفن کردند و جیب واردکنندگان را پُر نمودند.
چرا فراموش میکنید که همینها وقتی حرف از بومیسازی شد، مسخره کردند که چرخ زندگی مردم را بچرخانید، نه سانتریفیوژها را ؟!
فرمودید : آینده شیعه در گرو سلامت غذا و آب است ؛ بسیار خب، دقیقاً به همین دلیل است که دشمن، همین زیرساختهای حیاتی ما را هدف گرفته.
تحریم دارو، تحریم سایر امور حیاتی ، تحریم قطعات صنعتی، تهدید زیرساختهای آبی با جنگ ترکیبی و تروریسم سایبری...
سؤال: اگر موشک نداشتیم، آیا امنیت همین غذا و آب را میتوانستیم تضمین کنیم؟! یا باید درِ کشور را میبستیم و به ریش سازمانهای جهانی که حتی در یمن نان را تحریم کردند، امید میبستیم؟!
در پایان، برادرانه میگویم :
از کاستیهای داخلی دفاع نکردم، از واقعیتهای تهدید سخن گفتم؛
و شما بهجای نقد این واقعیت، با ترکیبی از شعار و مغالطه، صورت مسئله را مثل اکثر اصلاح طلبان پاک کردید.
اگر واقعاً نگران آینده شیعه هستید، دست در دست آن کسانی نگذارید که ایران را تضعیف میخواهند، نه توسعه یافته و مستقل.
ما از ضعف پراید نمیگریزیم، ولی از تحقیر موشک هم نمیگذریم.
هر دو را میخواهیم، اما میدانیم بدون دومی، اولی هم بازیچه است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5254
طلوع فکر و اندیشه
🔴 در ابتدا اجازه بدهید بابت اعتماد به شعور مخاطب و جرئت ورود به گفتوگوی راهبردی، از شما سپاسگزاری کنم؛ اما اکنون زمان آن رسیده که صریح و با منطق پاسخ دهم :
شما فرمودید راهبرد را نمیدانم ؛ پس اجازه بدهید با چند مثال عینی، نه از خلیج دوستی، بلکه از قلب نبرد ترکیبی جهانی علیه ایران، راهبرد را برایتان معنا کنم :
۱_ وقتی پهپاد آمریکایی در خلیج فارس سرنگون شد، پیام آن فقط نظامی نبود؛ پیام راهبردیاش این بود: امنیت ما دست خود ماست، نه شورای امنیت.
آیا این یعنی فقط موشک؟ خیر، یعنی ما از مسیر بازدارندگی نظامی به تثبیت جایگاه سیاسی میرسیم. این یعنی راهبرد.
۲_ وقتی جوانان ما در صنایع دفاع، با وجود تحریم، موشک نقطهزن و ماهوارهبر ساختند، الگویی برای مدیریت جهادی تعریف کردند. اینکه چرا همان مدل در اقتصاد پیاده نمیشود، پاسخاش ضعف در پیروی از الگوست، نه نقد آن الگوی موفق. این هم یک فهم راهبردی است.
۳_ وقتی دشمن، زیرساخت غذایی ما را با تحریم کود شیمیایی، سم، ماشینآلات کشاورزی و حتی بذر هدف قرار میدهد، یعنی کشاورزی هم بخشی از امنیت ملی ماست. اما سؤال اینجاست: آیا در صورت نبود بازدارندگی موشکی، این جنگ ترکیبی را با نامهنگاری به فائو میتوان جواب داد؟!
۴_ راهبرد یعنی اولویتبندی تهدیدها. شما اگر همزمان سرفهات بگیرد و دشمن به خانهات حمله کند، نمیروی دنبال بخور گرم، اول سد دشمن را میشکنی. راهبرد یعنی همین تشخیص تهدید اول.
۵_ ما که گفتیم پراید مصیبت است. اما نخبگان نظامی ما چه ربطی به قیمت خودرو دارند؟! چرا همیشه وقتی عزت ایران در تراز جهانی بالا میرود، ناگهان دلواپسان پراید ، سروکلشان پیدا میشود، اما در روز انعقاد قرارداد ترکمنچای مدرن مثل برجام، به خواب زمستانی میروند؟
بله، معلم مهم است، کشاورز حیاتیست، سلامت مردم اولویت دارد، اما بدون امنیت، همه اینها به اسارت میروند. فراموش نکنیم در سوریه معلمها زندهسوزی شدند، چون اول موشک نداشتند، بعد مدرسهها را از دست دادند.
فرمودید مافیا را نمیبینم؟ اتفاقاً ما مافیا را بهتر میبینیم، چون میدانیم مافیای اقتصادی همزاد مافیای رسانهایست که وقتی موشک شلیک میشود، قیافهی غمگین میگیرند، اما وقتی اختلاس میشود، سکوت میکنند! ما از هر دو فساد متنفریم: چه فساد در صنعت خودرو، چه خیانت در وطنفروشی ژئوپلیتیکی.
پس ؛ راهبرد یعنی دیدن میدان به جای میز، دیدن دشمن به جای فقط ضعف خودی، دیدن آینده به جای توقف در حواشی.
ما شیعهایم؛ و شیعه یعنی حسین (ع): هم شمشیر داشت، هم خطبه. هم جنگید، هم حرف زد. هم سرباز بود، هم روشنگر.
اگر به آینده شیعه فکر میکنیم، هم باید در تأمین غذا مستقل باشیم، هم در دفاع، هم در سیاست. این یعنی راهبرد جامع، نه کاریکاتوری.
آری ، نه فقط چرخ پراید، که چرخ استقلال باید بچرخد. و استقلال، بی سلاح، فقط یک شعار است.
تا وقتی پرچم یا حسین (ع) بالاست، نه دشمن خواب راحت دارد، نه تسلیمطلبان داخلی.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5257
🔴 شجاعت پذیرش خطا، نشانه رشد است، نه ضعف
در نظام اسلامی، آنچه ستون فقرات مدیریت را شکل میدهد، ولایتپذیری، پاسخگویی و تقوای سیاسی است؛ نه مصونیت از نقد و نه توجیه اشتباهات گذشته با تکیه بر خدمات پیشین.
خطا، ممکن است برای هر مسئولی رخ دهد؛ اما آنچه مهمتر از خود خطاست، نحوه مواجهه با آن است. در منطق دینی و سیره امامین انقلاب، شجاعتِ پذیرش خطا و بازگشت از مسیر نادرست، نهتنها عیب نیست، که فضیلت و نشانه رشد در ساحت عقل و اخلاق سیاسی است.
تاریخ معاصر ما، از مدیرانی پر است که با پافشاری بر گذشتههای پررنگ، حاضر نشدند گام به سمت اصلاح بردارند. همانگونه که با تلخکامیهای تلنبار شده، جایگاهشان را از دست دادند. چراکه لجاجت در برابر حقیقت، ولو با رزومهای درخشان، ثمرهای جز سقوط اخلاقی و انحطاط اعتماد عمومی ندارد.
در مقابل، آنانکه بر مدار صداقت و عدالت ایستادند و در برابر نقدها، راه انصاف و شفافیت را برگزیدند، نهتنها نزد مردم اعتبار یافتند، بلکه در نزد خدای خود روسفید ماندند.
امروز جامعه ما بیش از آنکه نیازمند مسئولان قهرماننما باشد، محتاج مدیرانی است که در تراز انقلاب، اشتباه را بپذیرند و اصلاح را آغاز کنند.
شجاعت در نظام اسلامی، صرفاً فریاد زدن نیست؛ گاهی، در یک ببخشید صادقانه، شجاعتی نهفته است که از هزار نطق آتشین، اثرگذارتر است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5258
🔴 تکنولوژی آمده، بله؛ اما انسانسازی با آیفون انجام نمیشود.
این روزها همهچیز برق میزند؛ خانهها، ماشینها، صفحهنمایشها و حتی کف خیابان. اما آنچه نمیدرخشد، دل انسانهاست.
ما آنقدر سرگرم ارتقای رم گوشیهایمان شدهایم که فراموش کردهایم روحمان نیاز به آپدیت دارد.
ما آنقدر محو سرعت اینترنت شدهایم که دیگر سرعت سقوط اخلاق را نمیبینیم.
تکنولوژی آمده، بله؛ اما انسانسازی با آیفون انجام نمیشود.
آیفون هوشمند است؛ اما نمیتواند برایت دلِ پاک، چشمِ حیا، یا نَفْسِ تزکیهشده بسازد.
امروز خیلیها ژاپن را الگو میدانند؛ نظم دارد، فناوری دارد، سرعت دارد. اما اگر تکنولوژی، پیامبرساز بود، چرا ژاپن تاریخش را با سامورایی بسته و نه با پیامبری از آسمان؟
چرا آیهای از وحی، از توکیو نازل نشد و نه از کوه حرا؟
چون آنچه پیامبران را آفرید، نه برق ژاپن بود و نه کارخانه آلمان؛ که شبهای خلوت پیامبر در غار، و دلی که تشنهی معنا بود.
ما اشتباه نکنیم :
تبلت میتواند کتابخانه شود، یا سلاح بیاخلاقی؛
اینترنت میتواند راه رشد باشد، یا باتلاق سقوط.
اصل ماجرا تکنولوژی نیست، تقواست.
و تمدنی که نفس را رها کند، هر چقدر هم آنلاین باشد، باز هم انسان نیست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5258