eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اول از همه، اینکه مرا متهم می‌کنید به نفهمیدن پیشرفت راهبردی ، دقیقاً نمونه‌ای از مغالطه توهین شخصی به‌جای پاسخ محتوایی است. شما به‌جای نقد استدلال، به منتقد حمله کرده‌اید؛ این یعنی منطق خالی‌ست، و عصبانیت از ناحیه شما سرریز شده است. اما بیایید کمی دقیق باشیم : شما می‌گویید : به‌خاطر همین ماشین‌های غیر استاندارد، شیعه از بین می‌رود ؛ بله، ماشین‌های بی‌کیفیت مصیبتی‌ست. اما پرسش من از شما این است که : چه کسانی باعث تولید این خودروهای پرخطر شدند؟ آیا نخبگان موشکی بودند؟ یا همان مدیران اقتصادی لیبرال بی‌دغدغه، واردات‌چی‌ها، مافیاهای مونتاژ، و مدیران بی‌کفایت صنعتی که صدای شعار نه شرقی، نه غربی را فقط روی در بنگاه‌ها نوشتند، نه در قلب تولید؟! شما اشتباه راهبردی مدیران اقتصادی را به حساب دانشمندان صنایع دفاعی گذاشته‌اید!!! این عین مغالطه مخلوط کردن دو حوزه نامربوط است. دوم؛ فرمودید راهبرد فقط زبان نیست ؛ اتفاقاً دقیقاً حرف ما هم همین است. راهبرد یعنی شناسایی تهدید اصلی. آیا تهدید اصلی امروز ایران، بیشتر از آن‌که از داخل باشد، از بیرون نیست؟! آیا کودتای ۲۸ مرداد، حمله صدام، ترور دانشمندان هسته‌ای، تحریم دارو و غذا، و تهدید به حمله اتمی و.... شما را یادآور نمی‌شود که اول باید امنیت ملی تأمین شود، تا بعد بشود سراغ ساخت خودروی بهتر رفت؟ برادر من ، ما به‌جای این‌که نخبگان دفاعی را بخاطر خودروی پراید متهم کنیم، بهتر است از کسانی سؤال کنیم که بودجه تولید ملی را در قراردادهای خائنانه دفن کردند و جیب واردکنندگان را پُر نمودند. چرا فراموش می‌کنید که همین‌ها وقتی حرف از بومی‌سازی شد، مسخره کردند که چرخ زندگی مردم را بچرخانید، نه سانتریفیوژها را ؟! فرمودید : آینده شیعه در گرو سلامت غذا و آب است ؛ بسیار خب، دقیقاً به همین دلیل است که دشمن، همین زیرساخت‌های حیاتی ما را هدف گرفته. تحریم دارو، تحریم سایر امور حیاتی ، تحریم قطعات صنعتی، تهدید زیرساخت‌های آبی با جنگ ترکیبی و تروریسم سایبری... سؤال: اگر موشک نداشتیم، آیا امنیت همین غذا و آب را می‌توانستیم تضمین کنیم؟! یا باید درِ کشور را می‌بستیم و به ریش سازمان‌های جهانی که حتی در یمن نان را تحریم کردند، امید می‌بستیم؟! در پایان، برادرانه می‌گویم : از کاستی‌های داخلی دفاع نکردم، از واقعیت‌های تهدید سخن گفتم؛ و شما به‌جای نقد این واقعیت، با ترکیبی از شعار و مغالطه، صورت مسئله را مثل اکثر اصلاح طلبان پاک کردید. اگر واقعاً نگران آینده شیعه هستید، دست در دست آن کسانی نگذارید که ایران را تضعیف می‌خواهند، نه توسعه یافته و مستقل. ما از ضعف پراید نمی‌گریزیم، ولی از تحقیر موشک هم نمی‌گذریم. هر دو را می‌خواهیم، اما می‌دانیم بدون دومی، اولی هم بازیچه است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5254
طلوع فکر و اندیشه
🔴 در ابتدا اجازه بدهید بابت اعتماد به شعور مخاطب و جرئت ورود به گفت‌وگوی راهبردی، از شما سپاس‌گزاری کنم؛ اما اکنون زمان آن رسیده که صریح و با منطق پاسخ دهم : شما فرمودید راهبرد را نمی‌دانم ؛ پس اجازه بدهید با چند مثال عینی، نه از خلیج دوستی، بلکه از قلب نبرد ترکیبی جهانی علیه ایران، راهبرد را برایتان معنا کنم : ۱_ وقتی پهپاد آمریکایی در خلیج فارس سرنگون شد، پیام آن فقط نظامی نبود؛ پیام راهبردی‌اش این بود: امنیت ما دست خود ماست، نه شورای امنیت. آیا این یعنی فقط موشک؟ خیر، یعنی ما از مسیر بازدارندگی نظامی به تثبیت جایگاه سیاسی می‌رسیم. این یعنی راهبرد. ۲_ وقتی جوانان ما در صنایع دفاع، با وجود تحریم، موشک نقطه‌زن و ماهواره‌بر ساختند، الگویی برای مدیریت جهادی تعریف کردند. اینکه چرا همان مدل در اقتصاد پیاده نمی‌شود، پاسخ‌اش ضعف در پیروی از الگوست، نه نقد آن الگوی موفق. این هم یک فهم راهبردی است. ۳_ وقتی دشمن، زیرساخت غذایی ما را با تحریم کود شیمیایی، سم، ماشین‌آلات کشاورزی و حتی بذر هدف قرار می‌دهد، یعنی کشاورزی هم بخشی از امنیت ملی ماست. اما سؤال این‌جاست: آیا در صورت نبود بازدارندگی موشکی، این جنگ ترکیبی را با نامه‌نگاری به فائو می‌توان جواب داد؟! ۴_ راهبرد یعنی اولویت‌بندی تهدیدها. شما اگر هم‌زمان سرفه‌ات بگیرد و دشمن به خانه‌ات حمله کند، نمی‌روی دنبال بخور گرم، اول سد دشمن را می‌شکنی. راهبرد یعنی همین تشخیص تهدید اول. ۵_ ما که گفتیم پراید مصیبت است. اما نخبگان نظامی ما چه ربطی به قیمت خودرو دارند؟! چرا همیشه وقتی عزت ایران در تراز جهانی بالا می‌رود، ناگهان دلواپسان پراید ، سروکل‌شان پیدا می‌شود، اما در روز انعقاد قرارداد ترکمنچای مدرن مثل برجام، به خواب زمستانی می‌روند؟ بله، معلم مهم است، کشاورز حیاتی‌ست، سلامت مردم اولویت دارد، اما بدون امنیت، همه این‌ها به اسارت می‌روند. فراموش نکنیم در سوریه معلم‌ها زنده‌سوزی شدند، چون اول موشک نداشتند، بعد مدرسه‌ها را از دست دادند. فرمودید مافیا را نمی‌بینم؟ اتفاقاً ما مافیا را بهتر می‌بینیم، چون می‌دانیم مافیای اقتصادی همزاد مافیای رسانه‌ای‌ست که وقتی موشک شلیک می‌شود، قیافه‌ی غمگین می‌گیرند، اما وقتی اختلاس می‌شود، سکوت می‌کنند! ما از هر دو فساد متنفریم: چه فساد در صنعت خودرو، چه خیانت در وطن‌فروشی ژئوپلیتیکی. پس ؛ راهبرد یعنی دیدن میدان به جای میز، دیدن دشمن به جای فقط ضعف خودی، دیدن آینده به جای توقف در حواشی. ما شیعه‌ایم؛ و شیعه یعنی حسین (ع): هم شمشیر داشت، هم خطبه. هم جنگید، هم حرف زد. هم سرباز بود، هم روشنگر. اگر به آینده شیعه فکر می‌کنیم، هم باید در تأمین غذا مستقل باشیم، هم در دفاع، هم در سیاست. این یعنی راهبرد جامع، نه کاریکاتوری. آری ، نه فقط چرخ پراید، که چرخ استقلال باید بچرخد. و استقلال، بی سلاح، فقط یک شعار است. تا وقتی پرچم یا حسین (ع) بالاست، نه دشمن خواب راحت دارد، نه تسلیم‌طلبان داخلی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5257
🔴 شجاعت پذیرش خطا، نشانه رشد است، نه ضعف در نظام اسلامی، آنچه ستون‌ فقرات مدیریت را شکل می‌دهد، ولایت‌پذیری، پاسخ‌گویی و تقوای سیاسی است؛ نه مصونیت از نقد و نه توجیه اشتباهات گذشته با تکیه بر خدمات پیشین. خطا، ممکن است برای هر مسئولی رخ دهد؛ اما آنچه مهم‌تر از خود خطاست، نحوه مواجهه با آن است. در منطق دینی و سیره امامین انقلاب، شجاعتِ پذیرش خطا و بازگشت از مسیر نادرست، نه‌تنها عیب نیست، که فضیلت و نشانه رشد در ساحت عقل و اخلاق سیاسی است. تاریخ معاصر ما، از مدیرانی پر است که با پافشاری بر گذشته‌های پررنگ، حاضر نشدند گام به سمت اصلاح بردارند. همان‌گونه که با تلخ‌کامی‌های تلنبار شده، جایگاه‌شان را از دست دادند. چراکه لجاجت در برابر حقیقت، ولو با رزومه‌ای درخشان، ثمره‌ای جز سقوط اخلاقی و انحطاط اعتماد عمومی ندارد. در مقابل، آنان‌که بر مدار صداقت و عدالت ایستادند و در برابر نقدها، راه انصاف و شفافیت را برگزیدند، نه‌تنها نزد مردم اعتبار یافتند، بلکه در نزد خدای خود روسفید ماندند. امروز جامعه ما بیش از آن‌که نیازمند مسئولان قهرمان‌نما باشد، محتاج مدیرانی است که در تراز انقلاب، اشتباه را بپذیرند و اصلاح را آغاز کنند. شجاعت در نظام اسلامی، صرفاً فریاد زدن نیست؛ گاهی، در یک ببخشید صادقانه، شجاعتی نهفته است که از هزار نطق آتشین، اثرگذارتر است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5258
🔴 تکنولوژی آمده، بله؛ اما انسان‌سازی با آیفون انجام نمی‌شود. این روزها همه‌چیز برق می‌زند؛ خانه‌ها، ماشین‌ها، صفحه‌نمایش‌ها و حتی کف خیابان. اما آنچه نمی‌درخشد، دل انسان‌هاست. ما آن‌قدر سرگرم ارتقای رم گوشی‌هایمان شده‌ایم که فراموش کرده‌ایم روح‌مان نیاز به آپدیت دارد. ما آن‌قدر محو سرعت اینترنت شده‌ایم که دیگر سرعت سقوط اخلاق را نمی‌بینیم. تکنولوژی آمده، بله؛ اما انسان‌سازی با آیفون انجام نمی‌شود. آیفون هوشمند است؛ اما نمی‌تواند برایت دلِ پاک، چشمِ حیا، یا نَفْسِ تزکیه‌شده بسازد. امروز خیلی‌ها ژاپن را الگو می‌دانند؛ نظم دارد، فناوری دارد، سرعت دارد. اما اگر تکنولوژی، پیامبرساز بود، چرا ژاپن تاریخش را با سامورایی بسته و نه با پیامبری از آسمان؟ چرا آیه‌ای از وحی، از توکیو نازل نشد و نه از کوه حرا؟ چون آنچه پیامبران را آفرید، نه برق ژاپن بود و نه کارخانه آلمان؛ که شب‌های خلوت پیامبر در غار، و دلی که تشنه‌ی معنا بود. ما اشتباه نکنیم : تبلت می‌تواند کتابخانه شود، یا سلاح بی‌اخلاقی؛ اینترنت می‌تواند راه رشد باشد، یا باتلاق سقوط. اصل ماجرا تکنولوژی نیست، تقواست. و تمدنی که نفس را رها کند، هر چقدر هم آنلاین باشد، باز هم انسان نیست. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5258
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آن‌که امروز از غیبت ایران در یک مراسم تبلیغاتی روسیه، فریاد تحقیر سر می‌دهد، نه دغدغه‌اش عزت ایران است، نه فهمی از دیپلماسی دارد. او در حقیقت، اسیر حقارت ذهنی‌ خود شده؛ همان ذهنی که عزت و اعتبار یک ملت بزرگ را در قاب دوربین‌های کرملین می‌بیند. اما ایران اسلامی، کشوری است که در جغرافیای اراده‌ی ملت‌ها ایستاده، نه در ردیف میهمانان دسته‌چندم کاخ‌های قدرت. ایران، نه سرباز اردوگاه شرق است، نه خدمت‌گزار ناتو؛ ایران پرچمدار اردوگاه مقاومت مستقل جهانی است. اگر ایران در میدان سرخ نبود، به این دلیل است که در میدان‌های بزرگ‌تری چون مقاومت فلسطین، بیداری یمن، ایستادگی سوریه و اقتدار حزب‌الله حضور دارد؛ حضورهایی نه نمادین، بلکه تعیین‌کننده و تاریخ‌ساز. آن‌که امروز این غیبت را بهانه می‌کند تا روابط راهبردی ایران و روسیه را تخریب کند، در واقع همان سیاست‌بازی است که از تحریم‌های آمریکا ذوق‌زده می‌شود و از تضعیف عزت ایران، لذت می‌برد. او نمی‌داند که سیاست خارجی ایران، نه بر مبنای دعوت‌نامه‌ها که بر پایه منافع ملّی، استقلال سیاسی، و حفظ کرامت ملت ، طراحی می‌شود. عزت ایران، نه با دعوت پوتین می‌آید و نه با نادیده گرفتنش می‌رود؛ بلکه با ایستادگی در برابر سلطه، تحقیر و خیانت‌های تاریخی ساخته شده است. اگر ایران در این مراسم نبود، مایه افتخار است؛ چرا که ایران هرگز در صف تمجیدکنندگان جنگ‌طلبی و توسعه‌طلبی جایی ندارد؛ ایران جای خود را در تاریخ، با خون شهید سلیمانی، با نفس رهبری حکیم، و با پایمردی مردم خود تثبیت کرده است. و اما شما که هنوز گمان می‌کنید کرامت ملی، با دعوت‌نامه سنجیده می‌شود؛ بیدار شوید. ایران، خودش تاریخ می‌سازد، نه اینکه منتظر دعوت به صحنه‌های ساخته‌شده دیگران بماند. ✍ موسی آقایاری https://eitaa.com/Myidea/5263 🆔
🔴 تحقیر یا توهم؟ واکاوی شعف غربگرایان از غیبت ایران در میدان سرخ مسکو این روزها است برخی جریان‌های غربگرا با ذوق‌زدگی کودکانه، همان طور که از سقوط سوریه خوشحال شده بودند ، از غیبت و عدم دعوت ایران در مراسم سالگرد پیروزی روسیه بر آلمان ( میدان سرخ مسکو ) یاد می‌کنند و به اصطلاح با دم شان گردو می شکنند و با دست سراسر فساد و چپاولشان بشکن می زنند ؛ گویی که پوتین با نفرستادن دعوت‌نامه، ضربه‌ای حیثیتی به ایران وارد کرده و آنان نیز فرصت یافته‌اند تا زخم کهنه کینه خود نسبت به انقلاب اسلامی و جبهه انقلاب را آشکار کنند. اما در واقع، این واکنش‌ها بیش از آن‌که تحلیل سیاسی باشد، گواهی است بر حقارت روانی مزمن این جریان‌ها که همچنان کرامت ملی را در قاب دوربین قدرت‌های شرق و غرب جست‌وجو می‌کنند. برای آنان، ایران یا باید فرمانبردار کاخ سفید باشد، یا حتما در صف تشریفات کرملین بایستد؛ چرا که مفهوم ایران مستقل برایشان بیگانه و سنگین است. بی‌تردید، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران هرگز مبتنی بر تملق‌گویی، دریافت کارت دعوت، یا حضور نمادین در مراسم‌های طراحی‌شده دیگران نیست. ایران نه سرباز ناتو است و نه پیاده‌نظام پوتین؛ ایران پرچمدار مقاومت جهانی و حفظ استقلال خویش است و به پشتوانه خون شهیدان، اراده مردم، و هدایت رهبری، معادلات خودش را در صحنه بین‌الملل رقم می‌زند. جالب آن‌که همین جماعت غربگرا و وطن فروش ، وقتی آمریکا ایران را تحریم می‌کند، ابراز شعف و شادمانی می‌کنند؛ وقتی اروپا گستاخی می‌کند، سکوت می‌کنند؛ و وقتی روسیه دعوت نمی‌کند، شادمانه فریاد تحقیر سر می‌دهند. این‌ها نه دغدغه ایران را دارند و نه عزت؛ بلکه دل‌خوشند به هر فرصتی که بتواند ستون‌های گفتمان انقلاب را متزلزل نشان دهد. اما باید بدانند : ایران اگر در میدان سرخ غایب بود، به‌جایش در میدان‌های سرخ‌تری حاضر است : در مقاومت مردم فلسطین، در بیداری ملت یمن، در ایستادگی سالها در سوریه، در اقتدار حزب‌الله و در خون گرم شهیدان خودش. و اگر کسی عزت ایران را در ردیف میهمانان کاخ‌های قدرت جست‌وجو می‌کند، باید بداند که جایگاه ایران نه در صف تشریفات، بلکه در صف اول تاریخ‌سازان جهان نوین است. پس آقایان و خانمهای غربگرا که تماما دنبال هویت زدایی از ملیت و فرهنگ ناب اسلامی و ایرانی هستید ؛ غیبت ایران در یک مراسم تبلیغاتی، برای شما شاید دلیلی بر تحقیر باشد، اما برای ما، نشانه‌ای از استقلال است. ما صحنه‌سازان تاریخیم، نه تماشاچیان صحنه‌سازی دیگران. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5264
طلوع فکر و اندیشه
🔴 دوست عزیز ، اینکه شما در بازدید از یک واحد صنعتی، چن نفر را مشغول کار غیرتخصصی دیده‌اید، بسیار خوب و البته قابل تأمل است؛ اما عجیب آن است که چگونه از چند رفتار شخصی پراکنده، به ابطال یک مکتب مدیریتی رسیده‌اید. با همین منطق اگر کسی وارد کلاس شما شود، ببیند چند دانش‌آموز خوابیده‌اند یا با موبایل سرگرم‌اند، آیا حق دارد بگوید کل نظام آموزش و پرورش بی‌خاصیت است؟ شما یک روز، چند ساعت، یک گوشه‌ی یک کارخانه را دیده‌اید، اما درباره مدیریت جهادی، که محصول ایمان، دانش، انگیزه و ایثار است، چنان داوری کرده‌اید که گویی ده سال با همه مدیران آن زیسته‌اید! حالا بیایید کمی دقیق‌تر : مدیریت جهادی یعنی همان مدیرانی که زیر موشک در پالایشگاه‌ها کار کردند و شب را کنار کوره‌ها گذراندند تا صنعت نخوابد. مدیریت جهادی یعنی کسانی که با کمتر از یک‌پنجم بودجه غربی‌ها، ایران را به نقطه تولید واکسن، نانو، ماهواره، موشک و انرژی هسته‌ای رساندند. مدیریت جهادی یعنی ستادهای مردمی که در زلزله، سیل، کرونا و جنگ اقتصادی، آن‌جا ایستادند که برخی فقط فیلم گرفتند و گلایه کردند. اگر شما در ذهن خود ، هیات رفتن پسر کسی ، را نقطه ضعف می‌دانید، مشکل از زاویه دید شماست؛ نه از پدرش، نه از هیأت، نه از مدیریت. مشکل شما با مدیریت جهادی نیست؛ با مدیریت ارزش‌هاست. شما از دیدن نمادهای اعتقادی در محیط کار، به جای اینکه به خود ببالید، آن را تحقیر می‌کنید، چون گمان می‌کنید کار فقط آن چیزی‌ست که از میزهای بروکراتیک و قراردادهای فرانسوی برمی‌خیزد. بله! در هر دستگاهی ممکن است تخلف باشد، اما فرق شما و ما این است: ما وقتی ضعف می‌بینیم، درد می‌کشیم و اصلاح می‌خواهیم؛ شما ضعف را بهانه می‌کنید برای تمسخر راهی که به آن باور ندارید. و در پایان : یک خاطره شخصی، اگرچه ممکن است واقعی باشد، اما وقتی با بی‌انصافی تحلیل شود، تنها چیزی که از آن زاده می‌شود، تحقیر حقیقت است، نه کشف آن. ✍ موسی آقایاری از شاگردان مکتب تفکر، نه مکتب تمسخر 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5266