eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴 بیانیه هشدارآمیز به مسئولان کشور عزت ملی، عدالت اجتماعی و غیرت دینی در معرض تهدید است در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران درگیر جنگ ترکیبی همه‌جانبه با جبهه استکبار جهانی است، برخی عملکردها و سیاست‌های داخلی، پایه‌های اعتماد عمومی و سرمایه‌های فرهنگی کشور را سست کرده‌اند. امروز، بیش از هر زمان دیگری، ملت ایران تشنه صداقت، عدالت و مدیریت جهادی واقعی است؛ نه اسراف در مراسم‌های نمایشی و شعارهای پرزرق‌وبرق که فقط نمک بر زخم‌های مردم می‌پاشد. ■ واقعیت‌های تلخ جامعه بر کسی پوشیده نیست : تورم و گرانی افسارگسیخته بیکاری و شغل های کاذب گسترده و ناامیدی نسل جوان ضعف جدی در نظام آموزشی بحران‌های معیشتی و قطعی‌های مکرر برق و انرژی تبعیض و نابرابری در فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی گسترش بی‌رویه تهاجم فرهنگی و ترویج سبک زندگی غرب‌زده ■ در برابر این همه مشکل، چه چیزی می‌بینیم؟ جشن‌ها و مراسم‌های پرهزینه با بودجه‌های کلان از بیت‌المال بی‌تفاوتی نهادهای مسئول نسبت به گسترش بی‌حیایی و اختلاط‌های خلاف فرهنگ دینی مسئولانی که نه پاسخ‌گو هستند، نه از اشتباهات خود درس می‌گیرند فرافکنی و انداختن تقصیرها به گردن دشمن خارجی، به جای اصلاح امور داخلی آیا این همان نظامی است که وعده داد صداقت و عدالت را محور قرار دهد؟ آیا این همان جمهوری اسلامی است که بر پایه خون شهدا و مجاهدت مردم بنا شد؟ ■ هشدار ما به مسئولان جدی است: مردم همچنان پای نظام ایستاده‌اند، اما صبرشان را بی‌پایان فرض نکنید. اعتماد عمومی چون آب روان است ؛ اگر حفظ نشود، به‌راحتی از بین می‌رود. نظامی که پیوندش با مردم را از دست بدهد، فروپاشی‌اش دور از انتظار نیست. ■ چه باید کرد؟ راه‌حل روشن است : ۱. بازگشت به اصول اصیل انقلاب اسلامی: عدالت‌خواهی، ساده‌زیستی، غیرت دینی و مبارزه واقعی با فساد ۲. پاسخ‌گویی و شفافیت در همه سطوح حاکمیت ۳. مهار هزینه‌های غیرضروری و تمرکز بر حل مشکلات واقعی مردم ۴. جهاد تبیینِ واقعی، نه با سخنرانی، بلکه با عمل صادقانه و خدمت بی‌منت ✅ ملت ایران نجیب و صبور است، اما صبری که دیده نمی‌شود، دیر یا زود می‌شکند. اقتدار جمهوری اسلامی، نه از رسانه و تبلیغات، بلکه از دل اعتماد و رضایت مردم می‌جوشد. اگر می‌خواهید این نظام باقی بماند، باید دل‌های مردم را دوباره به دست بیاورید؛ و این، فقط با عدالت، صداقت و خدمت خالصانه امکان‌پذیر است. والسلام ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5299
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما ، دریغ از آن‌که پاسخ علمی بنده، که بر محور گفت‌وگوی منطقی و نقد اندیشه‌محور بود، با چماقِ برچسب‌هایی همچون داعش و ایدئولوژی اخوندی پاسخ داده شد. ■ می‌دانید فرق گفتمان ما با گفتمان تکفیری‌های داعشی چیست؟ ما اهل گفت‌وگو و نقدیم، نه تکفیر؛ ما به‌جای حذف مخالف، او را به بحث دعوت می‌کنیم؛ و اگر نقدی بر ساختار جمهوری اسلامی داریم، از درون همان ساختار و با زبان اصلاح‌طلبی دینی آن را مطرح می‌کنیم، نه از بیرون، با زبان تحقیر، توهین و توهّم. ■ تعبیر تمدن ایران اگر واقعاً برایتان محترم است، باید آداب گفت‌وگو، ادب در کلام، و نقد مستدل را نیز محترم بشمارید؛ نه این‌که کسی را که صرفاً تحلیل متفاوتی دارد، به توحش متهم کنید. ■ دوست گرامی ، ایدئولوژی را می‌توان نقد کرد، بدون آن‌که به مسیر تحقیر و تهمت لغزید. نظام اسلامی ایران هم، نه داعشی است، نه توحش‌گر ، بلکه محصول تلفیق دین و مردم‌سالاری، عقلانیت و شریعت، و تجربه‌ی تاریخی ملت ماست. می‌توان با آن مخالف بود، اما شایسته نیست از زبان روشنفکری، چنین عبارات سخیفی بیرون بیاید. ✅ اگر گفت‌وگویی هست، بسم‌الله؛ اما اگر فقط توهین در چنته دارید، بدانید این روش، نه‌تنها تغییری ایجاد نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد طرف مقابل حرفی برای گفتن ندارد، و تنها به فریاد پناه آورده است. با احترام، ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5302
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و درود بر شما ؛ از اینکه گفت‌وگوی محترمانه‌ای را گشوده‌اید، خرسندم. روحانیت نیز همچون دیگر اقشار، باید در میدان اندیشه‌ورزی حاضر باشد؛ نه صرفاً در جایگاه خطابه، بلکه در معرض نقد و پاسخ‌گویی. پس حضور در دیدگاه‌ها و فضای مجازی نه از سر عریانی، بلکه از سر وفاداری به حقیقت و ضرورتِ گفت‌وگوست. ■ در پاسخ به فرمایش‌تان : اولاً درباره پویایی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، سخن من برآمده از رصد روندهای تاریخی و تغییرات ساختاری در نظام سیاسی-اجتماعی ایران است؛ نه صرفاً یک پژوهش پیمایشی عددی (که البته آن‌ هم مغتنم است، اما تنها ابزار نیست). به‌عنوان نمونه‌های عینی از این پویایی : تحول گفتمان از دولت جنگ (دهه ۶۰) به دولت سازندگی (دهه ۷۰)، نشان از انعطاف گفتمانی دارد، نه جمود. تغییر نگاه نسبت به مسئله مردم‌سالاری دینی و ورود جدی‌تر به عرصه انتخابات و نقش‌آفرینی نهادهای مدنی (ولو نسبی). تحول در سیاست خارجی، از اصرار بر انزوا به سیاست مقاومت هوشمندانه در منطقه. پویایی فقهی در موضوعاتی چون بانکداری، مشارکت زنان، محیط‌زیست و مسائل جدید فقه‌الحکومه که در پژوهش‌های مراکز اجتهادی دیده می‌شود. اینها اگرچه با نقدهای جدی هم مواجه‌اند، اما نمی‌توان آن را ایدئولوژی فروبسته به معنای کلاسیک دانست. حتی مخالفان جمهوری اسلامی، کم‌وبیش پذیرفته‌اند که ساختار موجود در مقایسه با نظام‌های ایدئولوژیک خشک مانند شوروی سابق، دینامیک‌تری از خود نشان داده است. ثانیاً درباره سازوکار پیشنهادی استاد کاشی، بله، به رسمیت شناختن دیگری بسیار اصل مهمی‌ست. اما پرسش من این است: چگونه؟ آیا این گشودگی صرفاً با توصیه اخلاقی حاصل می‌شود؟ آیا بدون بازتعریف نهادها، اصلاح بسترهای حقوقی، گشودگی در رسانه‌ها و حضور جدی گروه‌های مختلف اجتماعی، چنین چیزی ممکن است؟ آقای کاشی اگر می‌فرمود چگونه باید از منطق خودی/ناخودی عبور کرد، مثلاً در نهادهای امنیتی، در رسانه ملی، یا در سیاست‌گذاری فرهنگی، آن وقت بحث ایشان از مرز زیبایی ادبی فراتر می‌رفت و به نقشه‌ی راه عملیاتی نزدیک می‌شد. در این‌جا نقد بنده متوجه شکاف میان طرح مسئله و ارائه راهکار است. ما با کلی‌گویی نمی‌توانیم از بحران‌های اجتماعی عبور کنیم، حتی اگر نیت ما صلح‌طلبی و همدلی باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5305
طلوع فکر و اندیشه
🔴 من اگر بخواهم با همان منطقی که شما به‌کار گرفته‌اید، پاسخ بدهم، باید بگویم : آیا رواست من هم همه‌ی منتقدان جمهوری اسلامی را مزدور اسرائیل، اپوزیسیونِ بی‌ریشه یا فریب‌خوردگان دشمن بدانم؟ طبیعتاً نه؛ چرا که این نوع داوری‌ها، نه اخلاقی‌اند، نه عقلانی و نه راهگشا. شما با دو جمله، نه تنها به من، بلکه به هزاران روحانی شریف و بی‌ادعایی که در کنار مردم بوده‌اند، خدمت کرده‌اند، برای مردم شهید داده‌اند، با فقر زیسته‌اند و هنوز هم نگران نان مردم‌اند، اهانت کردید. توهین به روحانیت به‌خاطر خطای برخی، همان‌قدر ناعادلانه است که توهین به منتقدان به‌خاطر تندروی‌های برخی دیگر. ■ من اگر اینجا هستم، نه برای ماله‌کشی، بلکه برای روشن‌گری و گفت‌وگو هستم. اگر تنها کسانی باید در فضای فکری حضور داشته باشند که با شما هم‌نظرند، این چه آزادی و مردم‌سالاری است که مدام از آن دم می‌زنید؟ ■ گفت‌وگو، یعنی اجازه دهیم حتی اگر از ریشه با هم متفاوت فکر می‌کنیم، باز هم شنیده شویم، نقد کنیم و نقد بشنویم. ولی اگر قرار است هر صدای غیرهم‌سو را با برچسب خفه کنیم، دیگر سنگی روی سنگ بند نمی‌شود، چه در حکومت و چه در نقد آن. ■ شما اگر می‌خواهید از حقیقت دفاع کنید، راهش فحش و تخریب نیست؛ استدلال و انصاف است. و اگر من طلبه‌ای‌ام که با زبان آرام و روشن، از نقد منصفانه دفاع می‌کنم، شایسته نیست متهم به مزدوری شوم؛ همان‌طور که شما هم سزاوار نیستید تنها به‌خاطر مخالفت‌تان، برچسب دشمن‌بودن بخورید. با احترام، حتی در اختلاف ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5307
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و احترام ؛ از لطف و دغدغه‌مندی شما سپاس‌گزارم. این‌که بفرمایید ادبیات من متعلق به دهه شصت است، شاید نشانه آن باشد که هنوز ادبِ گفت‌وگو و وقارِ بیان برای برخی، غریب و کهنه شده است؛ اما من به همان زبان وفادارم که در آن هنوز واژه‌ها حامل اندیشه‌اند، نه صرفاً سوار بر موج‌ها و مدهای روز. بله، جهان به سمت صلح و دوری از خشونت رفته، و من نیز با جان و دل به صلح باور دارم؛ اما آیا صلح را می‌توان با تحریف حقیقت، یا تسلیم در برابر بی‌عدالتی به دست آورد؟ آیا در خوانش صلح‌آمیز از دین، باید جهادِ فکری، مقاومتِ مظلومان، و عقلانیتِ نبوی را حذف کرد تا با سلیقه‌ی جهانی سازگار شویم؟ اگر دین را با روح زمانه تفسیر کنیم، و نه بالعکس، دیگر چه نیازی به دین باقی می‌ماند؟ من با تکثر آواها مشکلی ندارم؛ اما تفاوت است بین چندصدایی و هرج‌ومرج گفتاری ؛ بین گفت‌وگوی اندیشه‌ها و تکثیر سطحی‌نگری. اگر دین را از حقیقت تهی کنیم و فقط به یک نسخه‌ی بی‌آزار و بی‌عمق از آن اکتفا نماییم، چه پاسخی داریم به انسان امروز که در میانه‌ی طوفانِ تردیدها، دنبال چراغی از معنا می‌گردد؟ اگر تبلیغ دین یعنی هم‌صدایی با سلیقه‌ی روز، پس پیامبران چرا هرگز مطابق روح زمانه‌ی خود سخن نگفتند و همیشه مایه‌ی رنج و اعتراض بودند؟ نه من داعیه‌ی خشونت دارم، نه نادیده‌ گرفتن اقتضائات زمان؛ اما معتقدم دین باید به‌روز شود، نه این‌که ذوب در روزمرّگی‌ها گردد. با احترام به شما ؛ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5309
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ایرج خان ؛ پاسخ شما سراسر بغض و تعمیم نارواست، نه استدلال. اما بگذارید همان‌طور که گفتید، گفت‌وگوی عاقلانه را امتحان کنیم؛ نه برای اقناع لجبازان، بلکه برای حفظ حقیقت. شما گفتید من از ایدئولوژی جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم و بعد از فساد و جنایت گلایه دارم. بله، دقیقاً همین‌جاست که فرق هست بین تحلیل‌گر مسئول و ویران‌گر هیجانی. من نه وکیل فسادم، نه مداح قدرت؛ اما جمهوری اسلامی را مجموعه‌ای قابل اصلاح می‌دانم، نه مطلقِ شرّ. اگر کسی فساد را فریاد زد اما راه‌حل نداد، مصلح نیست، فریادگرِ بی‌برنامه است. تاریخ هم شاهد است: میرزای شیرازی با یک حکم، نظام استعماری تنباکو را زمین زد. امام خمینی ره از درون همین حوزه، گفتمانی ساخت که شاه را با آن همه قدرت و حمایت غرب، به زانو درآورد. این‌ها نه تکنوکرات بودند و نه متخصص سیلیکون‌ولی؛ بلکه حکما و فقیهانی بودند که هم دین را فهمیدند، هم جامعه را، هم دشمن را. شما حوزه را تحقیر می‌کنید، اما نمی‌دانید که حوزه‌ی بیدار، از خیلی مدیران تکنوکراتِ بی‌اخلاق ، برای نجات کشور مفیدتر است. اما درباره گفت‌وگوی عادلانه : آری، من هنوز پای آن ایستاده‌ام؛ اما گفت‌وگو، وقتی معنا دارد که طرف مقابل به فهم مشترک علاقه‌مند باشد، نه به تخطئه و توهین. این‌که شما مرا مسخره می‌خوانید و می‌گویید کشور ما به روحانی نیاز ندارد ، نه تنها یک حذف‌طلبی تمام‌عیار است، بلکه آشکارا نشان می‌دهد مسئله شما حوزه یا فساد نیست؛ مسئله‌تان اصل اسلام و جمهوریت نظام است. و درباره تکنولوژی و ارتباط با جهان : کدام عالِمِ دینِ اندیشمند، مخالف پیشرفت و تعامل جهانی بوده؟ مگر نه اینکه شهید بهشتی، مطهری، علامه طباطبایی و حتی رهبر امروز انقلاب، همواره بر عقلانیت، علم، عدالت و تعامل عزتمند با دنیا تأکید کرده‌اند؟ مشکل آن‌جاست که شما بین توسعه و استحاله فرقی نمی‌گذارید. ✅ جناب ایرج خان ؛ من اهل فریاد بی‌ثمر نیستم، اما اهل سکوت در برابر ستم هم نخواهم بود. اگر نقد می‌کنم، از درون دلسوزی و تعلق است؛ و اگر دفاع می‌کنم، از عقل و تجربه‌ی تاریخی. فریاد بدون حکمت، نعره‌ای در طوفان است، نه فانوسی در تاریکی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5311