eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و درود بر شما ؛ از اینکه گفت‌وگوی محترمانه‌ای را گشوده‌اید، خرسندم. روحانیت نیز همچون دیگر اقشار، باید در میدان اندیشه‌ورزی حاضر باشد؛ نه صرفاً در جایگاه خطابه، بلکه در معرض نقد و پاسخ‌گویی. پس حضور در دیدگاه‌ها و فضای مجازی نه از سر عریانی، بلکه از سر وفاداری به حقیقت و ضرورتِ گفت‌وگوست. ■ در پاسخ به فرمایش‌تان : اولاً درباره پویایی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، سخن من برآمده از رصد روندهای تاریخی و تغییرات ساختاری در نظام سیاسی-اجتماعی ایران است؛ نه صرفاً یک پژوهش پیمایشی عددی (که البته آن‌ هم مغتنم است، اما تنها ابزار نیست). به‌عنوان نمونه‌های عینی از این پویایی : تحول گفتمان از دولت جنگ (دهه ۶۰) به دولت سازندگی (دهه ۷۰)، نشان از انعطاف گفتمانی دارد، نه جمود. تغییر نگاه نسبت به مسئله مردم‌سالاری دینی و ورود جدی‌تر به عرصه انتخابات و نقش‌آفرینی نهادهای مدنی (ولو نسبی). تحول در سیاست خارجی، از اصرار بر انزوا به سیاست مقاومت هوشمندانه در منطقه. پویایی فقهی در موضوعاتی چون بانکداری، مشارکت زنان، محیط‌زیست و مسائل جدید فقه‌الحکومه که در پژوهش‌های مراکز اجتهادی دیده می‌شود. اینها اگرچه با نقدهای جدی هم مواجه‌اند، اما نمی‌توان آن را ایدئولوژی فروبسته به معنای کلاسیک دانست. حتی مخالفان جمهوری اسلامی، کم‌وبیش پذیرفته‌اند که ساختار موجود در مقایسه با نظام‌های ایدئولوژیک خشک مانند شوروی سابق، دینامیک‌تری از خود نشان داده است. ثانیاً درباره سازوکار پیشنهادی استاد کاشی، بله، به رسمیت شناختن دیگری بسیار اصل مهمی‌ست. اما پرسش من این است: چگونه؟ آیا این گشودگی صرفاً با توصیه اخلاقی حاصل می‌شود؟ آیا بدون بازتعریف نهادها، اصلاح بسترهای حقوقی، گشودگی در رسانه‌ها و حضور جدی گروه‌های مختلف اجتماعی، چنین چیزی ممکن است؟ آقای کاشی اگر می‌فرمود چگونه باید از منطق خودی/ناخودی عبور کرد، مثلاً در نهادهای امنیتی، در رسانه ملی، یا در سیاست‌گذاری فرهنگی، آن وقت بحث ایشان از مرز زیبایی ادبی فراتر می‌رفت و به نقشه‌ی راه عملیاتی نزدیک می‌شد. در این‌جا نقد بنده متوجه شکاف میان طرح مسئله و ارائه راهکار است. ما با کلی‌گویی نمی‌توانیم از بحران‌های اجتماعی عبور کنیم، حتی اگر نیت ما صلح‌طلبی و همدلی باشد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5305
طلوع فکر و اندیشه
🔴 من اگر بخواهم با همان منطقی که شما به‌کار گرفته‌اید، پاسخ بدهم، باید بگویم : آیا رواست من هم همه‌ی منتقدان جمهوری اسلامی را مزدور اسرائیل، اپوزیسیونِ بی‌ریشه یا فریب‌خوردگان دشمن بدانم؟ طبیعتاً نه؛ چرا که این نوع داوری‌ها، نه اخلاقی‌اند، نه عقلانی و نه راهگشا. شما با دو جمله، نه تنها به من، بلکه به هزاران روحانی شریف و بی‌ادعایی که در کنار مردم بوده‌اند، خدمت کرده‌اند، برای مردم شهید داده‌اند، با فقر زیسته‌اند و هنوز هم نگران نان مردم‌اند، اهانت کردید. توهین به روحانیت به‌خاطر خطای برخی، همان‌قدر ناعادلانه است که توهین به منتقدان به‌خاطر تندروی‌های برخی دیگر. ■ من اگر اینجا هستم، نه برای ماله‌کشی، بلکه برای روشن‌گری و گفت‌وگو هستم. اگر تنها کسانی باید در فضای فکری حضور داشته باشند که با شما هم‌نظرند، این چه آزادی و مردم‌سالاری است که مدام از آن دم می‌زنید؟ ■ گفت‌وگو، یعنی اجازه دهیم حتی اگر از ریشه با هم متفاوت فکر می‌کنیم، باز هم شنیده شویم، نقد کنیم و نقد بشنویم. ولی اگر قرار است هر صدای غیرهم‌سو را با برچسب خفه کنیم، دیگر سنگی روی سنگ بند نمی‌شود، چه در حکومت و چه در نقد آن. ■ شما اگر می‌خواهید از حقیقت دفاع کنید، راهش فحش و تخریب نیست؛ استدلال و انصاف است. و اگر من طلبه‌ای‌ام که با زبان آرام و روشن، از نقد منصفانه دفاع می‌کنم، شایسته نیست متهم به مزدوری شوم؛ همان‌طور که شما هم سزاوار نیستید تنها به‌خاطر مخالفت‌تان، برچسب دشمن‌بودن بخورید. با احترام، حتی در اختلاف ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5307
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و احترام ؛ از لطف و دغدغه‌مندی شما سپاس‌گزارم. این‌که بفرمایید ادبیات من متعلق به دهه شصت است، شاید نشانه آن باشد که هنوز ادبِ گفت‌وگو و وقارِ بیان برای برخی، غریب و کهنه شده است؛ اما من به همان زبان وفادارم که در آن هنوز واژه‌ها حامل اندیشه‌اند، نه صرفاً سوار بر موج‌ها و مدهای روز. بله، جهان به سمت صلح و دوری از خشونت رفته، و من نیز با جان و دل به صلح باور دارم؛ اما آیا صلح را می‌توان با تحریف حقیقت، یا تسلیم در برابر بی‌عدالتی به دست آورد؟ آیا در خوانش صلح‌آمیز از دین، باید جهادِ فکری، مقاومتِ مظلومان، و عقلانیتِ نبوی را حذف کرد تا با سلیقه‌ی جهانی سازگار شویم؟ اگر دین را با روح زمانه تفسیر کنیم، و نه بالعکس، دیگر چه نیازی به دین باقی می‌ماند؟ من با تکثر آواها مشکلی ندارم؛ اما تفاوت است بین چندصدایی و هرج‌ومرج گفتاری ؛ بین گفت‌وگوی اندیشه‌ها و تکثیر سطحی‌نگری. اگر دین را از حقیقت تهی کنیم و فقط به یک نسخه‌ی بی‌آزار و بی‌عمق از آن اکتفا نماییم، چه پاسخی داریم به انسان امروز که در میانه‌ی طوفانِ تردیدها، دنبال چراغی از معنا می‌گردد؟ اگر تبلیغ دین یعنی هم‌صدایی با سلیقه‌ی روز، پس پیامبران چرا هرگز مطابق روح زمانه‌ی خود سخن نگفتند و همیشه مایه‌ی رنج و اعتراض بودند؟ نه من داعیه‌ی خشونت دارم، نه نادیده‌ گرفتن اقتضائات زمان؛ اما معتقدم دین باید به‌روز شود، نه این‌که ذوب در روزمرّگی‌ها گردد. با احترام به شما ؛ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5309
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ایرج خان ؛ پاسخ شما سراسر بغض و تعمیم نارواست، نه استدلال. اما بگذارید همان‌طور که گفتید، گفت‌وگوی عاقلانه را امتحان کنیم؛ نه برای اقناع لجبازان، بلکه برای حفظ حقیقت. شما گفتید من از ایدئولوژی جمهوری اسلامی دفاع می‌کنم و بعد از فساد و جنایت گلایه دارم. بله، دقیقاً همین‌جاست که فرق هست بین تحلیل‌گر مسئول و ویران‌گر هیجانی. من نه وکیل فسادم، نه مداح قدرت؛ اما جمهوری اسلامی را مجموعه‌ای قابل اصلاح می‌دانم، نه مطلقِ شرّ. اگر کسی فساد را فریاد زد اما راه‌حل نداد، مصلح نیست، فریادگرِ بی‌برنامه است. تاریخ هم شاهد است: میرزای شیرازی با یک حکم، نظام استعماری تنباکو را زمین زد. امام خمینی ره از درون همین حوزه، گفتمانی ساخت که شاه را با آن همه قدرت و حمایت غرب، به زانو درآورد. این‌ها نه تکنوکرات بودند و نه متخصص سیلیکون‌ولی؛ بلکه حکما و فقیهانی بودند که هم دین را فهمیدند، هم جامعه را، هم دشمن را. شما حوزه را تحقیر می‌کنید، اما نمی‌دانید که حوزه‌ی بیدار، از خیلی مدیران تکنوکراتِ بی‌اخلاق ، برای نجات کشور مفیدتر است. اما درباره گفت‌وگوی عادلانه : آری، من هنوز پای آن ایستاده‌ام؛ اما گفت‌وگو، وقتی معنا دارد که طرف مقابل به فهم مشترک علاقه‌مند باشد، نه به تخطئه و توهین. این‌که شما مرا مسخره می‌خوانید و می‌گویید کشور ما به روحانی نیاز ندارد ، نه تنها یک حذف‌طلبی تمام‌عیار است، بلکه آشکارا نشان می‌دهد مسئله شما حوزه یا فساد نیست؛ مسئله‌تان اصل اسلام و جمهوریت نظام است. و درباره تکنولوژی و ارتباط با جهان : کدام عالِمِ دینِ اندیشمند، مخالف پیشرفت و تعامل جهانی بوده؟ مگر نه اینکه شهید بهشتی، مطهری، علامه طباطبایی و حتی رهبر امروز انقلاب، همواره بر عقلانیت، علم، عدالت و تعامل عزتمند با دنیا تأکید کرده‌اند؟ مشکل آن‌جاست که شما بین توسعه و استحاله فرقی نمی‌گذارید. ✅ جناب ایرج خان ؛ من اهل فریاد بی‌ثمر نیستم، اما اهل سکوت در برابر ستم هم نخواهم بود. اگر نقد می‌کنم، از درون دلسوزی و تعلق است؛ و اگر دفاع می‌کنم، از عقل و تجربه‌ی تاریخی. فریاد بدون حکمت، نعره‌ای در طوفان است، نه فانوسی در تاریکی. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5311
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای نصرت گرامی ؛ سپاس از پیگیری و طرح پرسش. پیش از ورود به پاسخ، لازم می‌دانم نکته‌ای بنیادین را تقدیمتان کنم : ■ مناظره، میدان تحدی اندیشه‌هاست نه بازجویی‌های دو گزینه‌ای. در مناظره علمی، آنچه از مخاطب خواسته می‌شود، موضع و استدلال است، نه الزام به اعلام نظر صریح به شکل گزینشی و خط‌کشی‌شده. چرا که در مناظره، فهم عمیق‌تر مسئله ملاک است، نه گرفتن تعهد فکری. این‌که بگویید ، فقط صریح و بدون حاشیه بگویید آری یا نه ، به‌معنای انکار پیچیدگی مفاهیم فقهی، حقوقی و تاریخی است که در این پرسش‌ها نهفته است. 🔸🔸 با این حال برای روشن‌شدن فضا : ■ درباره دادگاه ویژه روحانیت: این دادگاه، یک نهاد قضایی ویژه درون‌سازمانی است که در اصل برای حفظ شأن روحانیت و جلوگیری از بهره‌برداری سیاسی یا ضد دینی از لباس روحانیت در فضای عمومی و رسانه‌ای ایجاد شد. آیا عملکرد آن همیشه بی‌نقص بوده؟ خیر. آیا اصل وجود آن قابلیت دفاع دارد؟ بله، مشروط به شفافیت، عدالت‌ورزی، و دوری از تسویه حساب‌های جناحی. نقدی اگر هست – و هست – باید ناظر به رفتارها باشد نه نفس ساختار. ■ درباره ولایت مطلقه فقیه : ولایت فقیه، به‌معنای ولایت در چارچوب فقه و عدالت است، نه استبداد. و مطلقه در اصطلاح فقهی به‌معنای شمول اختیارات در مواقع اضطرار و برای حفظ مصلحت نظام اسلامی است، نه نفی قانون و عقل جمعی. بله، من اصل ولایت فقیه را یک نظریه قابل دفاع در فقه شیعه می‌دانم، اما این بدان معنا نیست که هر رفتار، هر تصمیم یا هر حاکمیتی را بی‌چون‌و‌چرا تأیید می‌کنم. چرا که ما به ولایت فقیه معتقدیم، نه عصمت فقیه یا اطلاق در همه شرایط. و مهم‌تر: ولایت فقیه را در خدمت مردم و دین می‌دانم، نه بر فراز مردم و به‌ضرر دین. ■ جناب نصرت عزیز آنچه جامعه ما را نجات می‌دهد، فهم تاریخی و تحلیل عمیق است، نه افراط در تقلیل‌گرایی مفهومی. اگر گفتم گفت‌وگو باید حکیمانه باشد، دقیقاً برای آن است که با دوگانه‌سازی‌های مخرب، صورت مسئله را پاک نکنیم. ✅ در پایان عرض می‌کنم : اگر خواهان مناظره‌ای علمی و دقیق هستید، با آغوش باز در خدمت‌ام؛ اما اگر گفت‌وگو قرار است صرفاً تبدیل به میخ‌کوبی طرف مقابل با دو واژه بله یا خیر شود، این نه گفت‌وگوست، نه انصاف، و نه به سود هیچ‌کس. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5314
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام بر شما ؛ سپاس از توجه و طرح دغدغه‌های‌تان. ■ اول بگذارید بر سر یک اصل توافق کنیم : هیچ نظام و ساختار سیاسی در دنیا مطلقاً بی‌خطا و بی‌نقص نیست. حتی دموکراسی‌های غربی که امروز با دقت زیادی از رأی مردم حرف می‌زنند، در پرونده‌هایی مثل عراق، افغانستان، یا حتی نژادپرستی ساختاری، به‌وضوح از اصول خود عدول کرده‌اند. ■ پس وقتی درباره جمهوری اسلامی صحبت می‌کنیم، گفتمان ما اگر قرار است عقلایی باشد، نباید صفر و صدی باشد. یعنی نه چشم‌بسته تقدیس، نه کورکورانه انکار. بلکه باید بپذیریم که این نظام، با همه ریشه‌های ارزشی‌اش، هم دستاورد دارد، هم خطا. هم فرصت دارد، هم تهدید. ■ بله ، ۴۷ سال عدد کمی نیست. و نقد شما درباره بعضی تصمیمات یکسویه و بی‌اعتنا به رأی مردم، جای تأمل دارد. این‌ها همان نقاط ضعفی است که اهل درد و دلسوزی، سال‌هاست فریاد زده‌اند. اما آیا چون در گذشته راه را اشتباه رفته‌اند ، دیگر راه اصلاح بسته است؟ یا چون بارها بعد از عبور از بحران به گذشته برگشته‌اند ، پس دیگر باید فاتحه گفت و کنار نشست؟ اگر چنین باشد، ما نه‌فقط با جمهوری اسلامی، بلکه با هر حکومتی در جهان باید همین کار را بکنیم! ■ من از درِ انکار دردها وارد نمی‌شوم. بلکه از درِ درمان درون‌زا. یعنی با فشار اجتماعی سالم، روشنگری فکری، عدالت‌خواهی مسئولانه، و نه با شلوغی و آشوب و انفجار احساسات، باید مطالبه‌گری کرد. مشکل امروز ما، فقط فقر و فساد نیست؛ فقر تفکر و فساد گفتمان هم هست. و این‌ها با شعله کشیدن اصلاح نمی‌شوند، با سوختن عقلانیت، خاکستر امید باقی نمی‌ماند. پیشنهاد من به شما و همه دوستان منتقد این است : بیایید گفتمان‌مان را از رادیکالیسم دوگانه خارج کنیم. نه حامی کور بمانیم، نه معارض بی‌ریشه. بلکه منتقدِ حکیم و مصلحِ مؤمن. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5315