طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای ایرج ،
پاسخ شما سرشار از مغالطات، توهین و تحریف است، اما به حکم وظیفه و برای روشن شدن حقیقت، به برخی از آنها اشاره میکنم :
🔸 مغالطه توسل به احساسات (قتل عام 1500 نفر): شما با ذکر حادثه تلخ کشته شدن تعدادی از هموطنانمان در اعتراضات، سعی در تحریک احساسات مخاطب و انحراف بحث از موضوع اصلی دارید. در حالی که محکوم کردن هرگونه خشونت علیه مردم بیگناه یک اصل انسانی و اسلامی است، اما ربط دادن آن به بحث فعلی، نوعی مغالطه است. اگر سندی بر دخالت مستقیم رهبری در این حادثه دارید، ارائه دهید، وگرنه از تهمت زدن و فرافکنی خودداری کنید.
🔸 مغالطه پهلوانپنبهسازی (کشته شدن 70 نفر در مراسم قاسم سلیمانی): شما با بزرگنمایی و تحریف واقعیت (کشته شدن تعدادی از هموطنان در ازدحام جمعیت)، سعی در تخریب چهره سردار سلیمانی و مراسم بزرگداشت او دارید. آیا کشته شدن تعدادی از مردم در یک حادثه ناگوار، دلیلی بر عدم محبوبیت یک شخصیت ملی و مذهبی است؟ به جای مغالطه، بهتر است به بررسی علل و عوامل این حادثه بپردازید و از تکرار آن جلوگیری کنید.
🔸 مغالطه مسموم کردن چاه (اتوبوسهای حمل جمعیت): شما با طرح ادعای اثباتنشده اتوبوسهای حمل جمعیت ، سعی در مخدوش کردن اعتبار راهپیماییهای میلیونی دارید. اولاً، اثبات این ادعا بر عهده شماست. ثانیاً، حتی اگر این ادعا صحت داشته باشد، آیا میتواند حجم عظیم و خودجوش مردم در این راهپیماییها را نادیده بگیرد؟
🔸 مغالطه توسل به اکثریت (رفراندوم): شما با طرح مسئله رفراندوم، سعی در القای این باور دارید که اکثریت مردم مخالف نظام هستند. اولاً، رفراندوم یک سازوکار قانونی و مشروع است، اما نه برای تغییر اصول اساسی نظام. ثانیاً، نتایج رفراندوم در یک فضای آزاد و عادلانه میتواند معتبر باشد، نه در فضایی که رسانههای معاند با تبلیغات گسترده و فریبنده، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهند. ثالثاً، تجربه نشان داده است که اکثریت همیشه ملاک حقانیت نیست (مانند مثالهای حضرت موسی و امام علی علیهماالسلام).
🔸 توهین و تحقیر (رهبر مفلوک، گاو، گوساله، دغلبازان): استفاده از الفاظ رکیک و توهینآمیز، نشاندهنده ضعف منطق و استدلال شماست. این ادبیات سخیف، نه تنها کمکی به اثبات مدعای شما نمیکند، بلکه از ارزش و اعتبار شما نیز میکاهد.
🔸 مغالطه تعمیم ناروا (سلاح بر روی ملت): شما با تعمیم ناروای اقدامات نیروهای امنیتی در مقابله با اغتشاشات، سعی در القای این باور دارید که نظام جمهوری اسلامی با مردم خود در جنگ است. در حالی که وظیفه هر حکومتی، حفظ امنیت و نظم عمومی است و مقابله با آشوبگران و برهمزنندگان امنیت، امری ضروری است.
🔸 مغالطه تعریف خودسرانه (معیارهای حقانیت): شما با تعریف خودسرانه معیارهای حقانیت (عقلانیت و بینالمللی)، سعی در رد معیارهای مورد قبول نظام (عقل، نقل، برهان) دارید. اولاً، عقل و نقل در تضاد با یکدیگر نیستند و هر دو میتوانند در اثبات حقانیت یک موضوع مورد استفاده قرار گیرند. ثانیاً، استانداردهای بینالمللی نیز همواره عادلانه و بیطرفانه نیستند و تحت تاثیر منافع قدرتهای بزرگ قرار دارند.
🔸 دوگانهسازی کاذب (باشعور/فریبخورده): شما با ایجاد یک دوگانهسازی کاذب، سعی در القای این باور دارید که هرکس مخالف شما باشد، یا بیشعور است یا فریبخورده. در حالی که انسانها دارای درجات مختلفی از آگاهی و شناخت هستند و ممکن است به دلایل مختلف، نظرات متفاوتی داشته باشند.
🔸🔹 و اما پاسخ های بنده به مطالب شما :
جناب آقای ایرج ؛
با کمال تاسف، پاسخ شما آمیزهای از عصبانیت، توهین، مغالطه و تحریف بود. به جای ارائه استدلال منطقی و مستند، سعی کردید با توسل به احساسات، تخریب و فرافکنی، مخاطب را تحت تاثیر قرار دهید. اما زهی خیال باطل!!! اینجانب به یاری خداوند و با تکیه بر عقل و منطق، به تکتک شبهات و مغالطات شما پاسخ خواهم داد و پوچ بودن ادعاهایتان را آشکار خواهم کرد :
■ اثبات حقانیت: حقانیت یک نظام یا یک اندیشه، با معیارهای عقلانی، نقلی و تجربی سنجیده میشود، نه با معیارهای دلبخواهی و احساسی. نظام جمهوری اسلامی، بر پایه اسلام ناب محمدی (ص) استوار است و با ارائه الگویی موفق از حکومت دینی، توانسته است در برابر توطئههای دشمنان ایستادگی کند.
■ محبوبیت نظام : محبوبیت نظام را میتوان با مراجعه به آمار و نظرسنجیهای معتبر، حضور پرشور مردم در انتخابات و راهپیماییها، و همچنین حمایتهای مردمی از سیاستهای نظام در عرصههای مختلف، ارزیابی کرد. البته وجود برخی مشکلات و نارضایتیها قابل انکار نیست، اما این نارضایتیها نباید به معنای عدم مشروعیت و محبوبیت نظام تلقی شود.
■ آزادی بیان : در جمهوری اسلامی، آزادی بیان در چارچوب قانون اساسی تضمین شده است. رسانههای مختلف با گرایشهای متفاوت، در حال فعالیت هستند و انتقادات و نظرات مختلف را منعکس میکنند. البته آزادی بیان به معنای اجازه دادن به توهین، تهمت و نشر اکاذیب نیست و هرکس که از این حدود تجاوز کند، باید پاسخگوی قانون باشد.
■ اصلاح و پیشرفت : نظام جمهوری اسلامی، نظامی پویا و انعطافپذیر است و همواره در حال اصلاح و پیشرفت است. مسئولان نظام، به انتقادات و پیشنهادات مردم توجه میکنند و در جهت رفع مشکلات و بهبود شرایط تلاش میکنند. البته این اصلاح و پیشرفت، نیازمند صبر، همدلی و همکاری همه اقشار جامعه است.
■ بنابراین ، به شما توصیه میکنم که به جای عصبانیت و توهین، با منطق و استدلال سخن بگویید و به جای تخریب و سیاهنمایی، به دنبال راهکارهای اصلاح و پیشرفت باشید. مطمئن باشید که با این روش، میتوانید به نتایج بهتری دست یابید و در جهت اعتلای ایران اسلامی گام بردارید.
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5436
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای ایرج ؛ به نظر میرسد شما نه برای گفتوگو آمدهاید، نه برای کشف حقیقت؛ بلکه صرفاً آمدهاید که با چماق تهمت و توهین، دهان مخالفان خود را ببندید. اما اشتباه گرفتهاید. اینجا میدان آزاداندیشی است، نه عرصه عربدهکشی و ادبیات کوچهبازاری.
■ شما بهجای نقد مستند و مستدل، راه راحتتر را انتخاب کردهاید: برچسبزنی و فحاشی. در منطق چه کسی دروغگو خواندن طرف مقابل، بدون ارائه یک سند یا مدرک، نشان از صداقت و آگاهی است؟ آیا با اینگونه واژگان توخالی و ادعاهای اثباتنشده میتوان ساختار یک نظام را فروپاشاند؟
■ بیایید منصف باشیم :
اگر از فسادی در دستگاهی آگاهید، چرا مستند نمیگویید؟ اگر جنایتی اثبات شده میشناسید، چرا به دادگاه نرفتهاید؟ مگر ما نگفتیم: کلّنا دعاةٌ إلى الإصلاح، لا إلى التخریب؟ اگر اهل اصلاحید، با ادبیات اصلاح سخن بگویید؛ نه با آتشافروزی.
■ اما اگر بنا بر منطق است : شما هنوز حتی یک بند از پاسخهای منطقی بنده را نقض نکردهاید. نه پاسخی به نقد مغالطاتتان دادهاید، نه سندی بر ادعاهایتان ارائه کردهاید. فقط توهین کردهاید و گمان کردهاید فریاد، جای استدلال را میگیرد.
■ اگر صداقت و انصاف در جان شما زنده است، بیا و بنشین بر سر میز گفتوگوی عقلانی؛ اگر هم جز زبان هتاکی نمیشناسید، بدانید که الحقّ أبلج والباطل لجلج ؛ و من به پشتوانه حق و منطق، شما را در هر عرصه فکری به چالش میطلبم.
با دروغ و توهین، حریف حقیقت نخواهید شد.
و از یاد مبرید :
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5441
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقا سعید ؛ در سخنان شما، بیش از آنکه دغدغهای حقیقی برای قدس و مقاومت دیده شود، بوی ناخوشایند تخریبگری پنهان به مشام میرسد؛ گویی فرصتِ زخمخورده شام را بهانه کردهاید تا جمهوری اسلامی و عالمان دینی را زیر سؤال ببرید و القا کنید که گویا جبهه مقاومت، به پایان خط رسیده است!
■ اما بیایید حقیقت را با عینک انصاف و نه از سرِ عصبانیت ببینیم:
آیا واقعاً شکست خوردهایم؟
اگر شکست خوردهایم، پس چرا امروز اسرائیل از سایهی پهپادهای انصارالله، از زوزهی موشکهای حزبالله، و از طنین یا زینب در جبهه مقاومت ، میلرزد؟
اگر عالمان دین و حوزهها ساکت ماندهاند، پس این همه پرچم مرگ بر اسرائیل»ث از کدام منبر برافراشته شد؟
■ شما از حسرتها گفتید؛ و ما هم حسرتهایی داریم : اما نه حسرت آنکه چرا آخوندها سلاح بهدست نگرفتند،
بلکه حسرت آنکه چرا هنوز برخی نفهمیدهاند میدان علم و هدایت و تبیین، کمتر از میدان نبرد نیست.
آنگاه که روحانیتی اصیل، با آیه و روایت، دشمنشناسی را در ذهن امت نهاد،
جوان فلسطینی، یمنی، لبنانی، و حتی آمریکای لاتینی، با قلبی مطمئنتر از زره، در برابر صهیونیسم ایستاد.
■ عالمان دین قرار نیست از مرز قنیطره بهسوی اسرائیل شلیک کنند؛
آنان مربیان خط مقدمِ اندیشه اند؛ رهبران جنگ نرم؛
همانها که مکتب خمینی را از قم تا کاراکاس، از مشهد تا صنعا، و از نجف تا نبل و الزهرا صادر کردند.
و بدانید: با اندیشهای که این حوزهها صادر کردند، اسرائیل از نیل تا فرات را تنها در خواب میبیند.
■ شما از سوریه به عنوان کشوری شکستخورده یاد کردید؛ اما واقعیت این است که سوریه، بهای سنگین ایستادگی را پرداخت، نه هزینه کنارهگیری.
اگر سوریه امروز خسته و دست دشمن افتاده است، چون سالها پیشانیاش را سنگر مقاومت کرد و خاک و خون را با هم چشید تا اسرائیل به قلب دمشق نرسد. و قطعا این شکست نیز همانند خرمشهر به سود جبهه حق تمام خواهد شد.
■ ما اینگونه تحلیلهای سطحی را بارها شنیدهایم؛
همان تحلیلهایی که در دوران دفاع مقدس نیز گفته میشد: این جنگ، بیهوده است.
اما تاریخ نشان داد هر جا عالمان ربانی، سرداران خدایی، و ملتهای بیدار در کنار هم ایستادند، حماسه خلق شد.
■ خلاصه ؛ آنها که امروز از خاموشی روحانیت گلایه میکنند، کاش اندکی به خطبههای آتشین جبهه مقاومت گوش میدادند.
کاش میدانستند حاجقاسم چگونه با چفیهی خود از عمامهی ولیفقیه صیانت کرد،
و چگونه شاگردان مکتب سیدعلی، هنوز در سنگر منبر، بیداری میپراکنند و جهاد تبیین را ترک نگفتهاند.
جبهه مقاومت هنوز زنده است؛
و تا دلهایی در طنین لبیک یا خامنهای میتپد،
اسرائیل هیچگاه طعم امنیت را نخواهد چشید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5443
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سپاس از پیگیری شما و پرسش مجددتان که نشان از دغدغهمندی دارد. اما نکاتی در کلام شما هست که نیازمند دقت بیشتر و نگاه عمیقتر است.
■ اول اینکه پرسیدهاید ؛
آیا روحانیون قرار نیست سلاح بهدست بگیرند و فقط دیگران را به جهاد تشویق کنند؟
عرض میکنم :
روحانی اگر در جایگاه سرباز باشد، سربازی میکند؛ اگر در جایگاه فرمانده باشد، فرماندهی میکند؛ اگر مربی میدان معنا و شعور جهادی باشد، اندیشهسازی میکند.
نقشها متفاوت است؛ اما همه در جهاد شریکاند.
■ از صدر اسلام تا دفاع مقدس و تا امروز، نمونههای فراوانی از روحانیونی داریم که سلاح بهدست گرفتند و به شهادت رسیدند. مگر شهید مطهری، صدوقی، باهنر، اشرفیاصفهانی، مدنی، و هزاران طلبه شهید ما، تنها تبیینگر بودند؟
نه برادر عزیز، تاریخ گواه است که هرجا پای جان دادن بوده، علما پیشقدم بودهاند.
■ اما امروز که میدان جهاد تبیین و مهندسی فکر جهادی مطرح است، سلاحِ عالم دین، همان منبر و قلم است؛ و این، ذرهای از ارزشش کم نمیکند؛ بلکه در برخی مقاطع، برترین نوع جهاد است؛ چنانکه در روایت آمده:
أَفْضَلُ الجِهَادِ كَلِمَةُ عَدْلٍ عِندَ سُلْطَانٍ جَائِر
بهترین جهاد، کلمهی حقی است نزد سلطان ظالم.
■ اگر شما تصور میکنید که عالم دین فقط مشوق جنگ است و خود کنار ایستاده، این تصور، هم ناصحیح است و هم با واقعیات میدانی امروز جبهه مقاومت همخوانی ندارد.
طلبههایی که این اواخر در سوریه، عراق، یمن، لبنان، و حتی ایران در میدانهای امنیتی، فکری، رسانهای، و حتی میدانی مشغول جهادند، چه کسانیاند؟
بسیاری از آنها عمامه بهسر دارند؛ با قرآن در دل و تفنگ در دست.
■ اما اجازه بدهید پرسشی هم من بپرسم: آیا شما از پزشک میخواهید بجای درمان، تفنگ بردارد؟
از مهندس دفاعی انتظار دارید پایگاه را ترک کند و به میدان مین برود؟
هرکس باید در جایگاه خود بایستد؛ و عالم دین اگر سرباز شد، میجنگد؛ و اگر مرشد شد، دلها را به سوی میدان میفرستد.
■ و سرانجام اینکه: بله ، ما در مکتب امام حسین(ع)، شهادت را سعادت میدانیم؛ اما نه با احساسات بیمنطق، بلکه با بصیرت و تکلیفشناسی.
گاهی جنگیدن در خط مقدم، جهاد است؛ گاهی نگه داشتن خط مقدم فکر و ارادهها، مقدستر.
✅ پس اگر روحانی، مجاهدت میکند با فکر و تبیین، این را نباید طفره رفتن دانست؛ بلکه باید آن را تعهدِ عاقلانه در مسیر الهی دانست.
با احترام و آرزوی درک حقیقی جهاد در همه ابعادش برای همهمان.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5446
🔴 تناقض، آغاز بیداری است؛ به شرط آنکه بفهمیم
در جهان پرهیاهوی امروز، بسیاری از باورها و گرایشها نه بر اساس تفکر و انصاف، بلکه بر پایهی احساسات زودگذر، تبلیغات جهتدار و فشارهای اجتماعی شکل میگیرد. اما تنها انسان آگاه است که با دیدن تناقضها، به عمق حقیقت میرسد؛ و البته، این آگاهی به شرط آن است که بخواهد بفهمد.
■ مهریه اسلامی را حقی مسلم برای زن میدانند، اما حجاب اسلامی را قید و بند میپندارند!
آیا این دو، نهالی از یک باغ نیستند؟ هر دو، ریشه در تکریم زن دارند: یکی برای صیانت از کرامت اقتصادیاش، و دیگری برای پاسداری از حرمت اجتماعیاش. چرا یکی را حق میخوانید و دیگری را حبس؟ این، تضاد نیست؛ جهالت است.
■ کوروشِ ۲۵۰۰ سال پیش را میستایند، اما پیامبر ۱۴۰۰ سال پیش را انکار میکنند!
چگونه است که فرمانروای باستانی با بقایای اندک از تاریخش، برایتان الهام بخش است، اما پیامآوری که مکتب، کتاب، تمدن و انسانسازیاش تا امروز جهان را دگرگون ساخته، شایستهی انکار؟
مگر اعتبار در کهنگی است یا در حقیقت؟ اگر کوروش خوب است بهخاطر آرمانهای انسانیاش، پس محمد (ص) چرا بد است با آنهمه انسانسازی و عدالتگستری؟
■ برج آزادی را نماد هویت ملی میدانند، اما برج میلاد را سمبل اشرافیت مینامند!
مگر هر دو، نماد سربرافراشتن یک ملت نیستند؟ یکی فریاد استقلال، و دیگری پژواک پیشرفت؛ اولی نشانه رهایی از سلطه، دومی نمود توسعه در سایه دانش. این دو را بهجای تقابل، باید مکمل دید، نه متناقض.
■ رژیم فستینگ غربی را علمی و مفید میدانند، اما روزهداری اسلامی را خرافه و افراط!
چه عجیب است که وقتی علم طب غربی، به نخوردن غذا در ساعاتی خاص توصیه میکند، آن را سبک زندگی سالم میدانند، اما هنگامی که اسلام از هزار و چهارصد سال پیش، همین آموزه را با ابعاد روحی و معنویاش عرضه کرده، آن را بیمنطق میپندارند. این نه نقد علمی است، بلکه تحقیر فرهنگی خودساخته است.
■ پول خرج کردن برای کنسرت را فرهنگدوستی میخوانند، اما شرکت در هیئتهای مذهبی رایگان را تحجر!
مگر شور، اشک، عزت، و هویت که در مجالس اهلبیت (ع) جاری است، از ساز و آواز و نورپردازی کمتر است؟ مگر نه اینکه هیئت، فرهنگ مقاومت و ایثار را در جامعه زنده نگه میدارد؟ پس چرا هرچه بلیت دارد، ارزشمند است و هرچه بیریا و بیقیمت است، بیارزش؟
✅ اینها فقط چند نمونهاند؛ زخمهایی که از دوگانگی فکری در جان جامعه نشستهاند.
آری ، اگر این تناقضها را ببینیم و در آنها بیندیشیم، شاید پرتوی از آگاهی در جان ما طلوع کند.
و اگر نه، در طوفان شبهات و القائات، هویت خویش را، بیآنکه بفهمیم، خواهیم باخت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5446