طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب منتقدِ عصبانی ؛ اول بگویم :
از اینکه هنوز هم در برابر روحانیت، انقلاب، دین و حتی عقلانیت، بهجای استدلال، از فحش، تحقیر و تمسخر استفاده میکنید، این یعنی: منطقتان ته کشیده و زبانتان به دادِ عقدهها رسیده.
■ گفتید: چرا مردم به رسانههای شما گوش نمیدهند و به رسانههای معاند گوش میسپارند؟
سؤال خوبیست، اما پاسخ آن در خودِ شماست:
وقتی فضای مسموم رسانهای داخلی، با سیاستزدگی، ضعف مدیریت، و عملکرد نادرست برخی مسئولین، مردم را دلزده کرد، دشمن آماده بود تا خشم مردم را مصادره کند و آن را علیه اصل دین و اصل روحانیت خرج کند.
نه اینکه خدای ناکرده مردم بیشعورند؛ بلکه بخشی از مردم محصول بمباران شبهات، تحریفها و جنگ روانیاند که دههها با هزینههای میلیارد دلاری در جریان است.
■ اما از آنطرف، بگذار به شما هم یادآوری کنم:
اگر مردم ایران هیچ دلبستگی به دین و روحانیت نداشتند، چرا هنوز بزرگترین راهپیماییها در تشییع جنازه حاج قاسم، شبهای قدر، محرم، اربعین و حضور در اعتکافها و مراسم مذهبی، در همین ملت شکل میگیرد؟
■ شما میفرمایید مردم از جمهوری اسلامی متنفرند؟
آیا این تحلیل دقیق است یا صرفاً انعکاس بغض شخصی؟
اگر ملاک، درصدی از نارضایتی مردم است، پس باید هر حکومت و نظامی در دنیا را ساقط شده بدانیم؛ از آمریکا گرفته تا فرانسه.
نارضایتی مردم یعنی وجود ضعفهایی که باید اصلاح شود، نه انکار اصل نظام و آرمان آن.
■ و اما اهانت پایانیتان که گفتید : شما خود را جای خدا گذاشتهاید!!
■ نخیر ؛
ما نه ادعای خدایی داریم و نه عصمت؛ ما مدعی حقیقتیم، نه حقیقتمدعی.
ما گفتهایم :
حقانیت با رأیگیری سنجیده نمیشود، بلکه با عقل، نقل، برهان، و صداقت در میدان عمل.
■ اگر بنا بود رأی مردم در همه چیز ملاک باشد، حضرت موسی هم چون با رأی مردم به سامری باخت، باطل بود!؟
■ یا امام علی(ع) که خانهنشین شد، چون اکثریت نخواستند، پس ناحق بود!؟
■ بله، ملت ایران بزرگ و فهیم است، ولی قرار نیست این ملت، معصوم از اشتباه یا مصون از فریب رسانهای باشد.
فرق ما و شما اینجاست: شما وقتی مردم اشتباه کنند، برایشان هورا میکشید؛ ما اما از روی دلسوزی، روشنگری میکنیم.
■ فحاشی، بیادبی، و تقلیل استدلال به عربده، سبک شماست؛ ما اهل منطق، علم، و دفاع از حقیقتایم.
■ نه از مردم میبُریم، نه آنها را خدایی میکنیم؛ بلکه آنها را دعوت به فهم، تفکر، و عزت در سایه اسلام میکنیم.
و اگر هنوز هم بر آنید که با تمسخر و توهین، بر طبل باطل بکوبید، بفرمایید، اما
بدانید :
این ملت، با فحش بیدار نمیشود؛ با تفکر بیدار میماند.
✍ موسی آقایاری
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ، إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5430
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای ایرج ،
پاسخ شما سرشار از مغالطات، توهین و تحریف است، اما به حکم وظیفه و برای روشن شدن حقیقت، به برخی از آنها اشاره میکنم :
🔸 مغالطه توسل به احساسات (قتل عام 1500 نفر): شما با ذکر حادثه تلخ کشته شدن تعدادی از هموطنانمان در اعتراضات، سعی در تحریک احساسات مخاطب و انحراف بحث از موضوع اصلی دارید. در حالی که محکوم کردن هرگونه خشونت علیه مردم بیگناه یک اصل انسانی و اسلامی است، اما ربط دادن آن به بحث فعلی، نوعی مغالطه است. اگر سندی بر دخالت مستقیم رهبری در این حادثه دارید، ارائه دهید، وگرنه از تهمت زدن و فرافکنی خودداری کنید.
🔸 مغالطه پهلوانپنبهسازی (کشته شدن 70 نفر در مراسم قاسم سلیمانی): شما با بزرگنمایی و تحریف واقعیت (کشته شدن تعدادی از هموطنان در ازدحام جمعیت)، سعی در تخریب چهره سردار سلیمانی و مراسم بزرگداشت او دارید. آیا کشته شدن تعدادی از مردم در یک حادثه ناگوار، دلیلی بر عدم محبوبیت یک شخصیت ملی و مذهبی است؟ به جای مغالطه، بهتر است به بررسی علل و عوامل این حادثه بپردازید و از تکرار آن جلوگیری کنید.
🔸 مغالطه مسموم کردن چاه (اتوبوسهای حمل جمعیت): شما با طرح ادعای اثباتنشده اتوبوسهای حمل جمعیت ، سعی در مخدوش کردن اعتبار راهپیماییهای میلیونی دارید. اولاً، اثبات این ادعا بر عهده شماست. ثانیاً، حتی اگر این ادعا صحت داشته باشد، آیا میتواند حجم عظیم و خودجوش مردم در این راهپیماییها را نادیده بگیرد؟
🔸 مغالطه توسل به اکثریت (رفراندوم): شما با طرح مسئله رفراندوم، سعی در القای این باور دارید که اکثریت مردم مخالف نظام هستند. اولاً، رفراندوم یک سازوکار قانونی و مشروع است، اما نه برای تغییر اصول اساسی نظام. ثانیاً، نتایج رفراندوم در یک فضای آزاد و عادلانه میتواند معتبر باشد، نه در فضایی که رسانههای معاند با تبلیغات گسترده و فریبنده، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار میدهند. ثالثاً، تجربه نشان داده است که اکثریت همیشه ملاک حقانیت نیست (مانند مثالهای حضرت موسی و امام علی علیهماالسلام).
🔸 توهین و تحقیر (رهبر مفلوک، گاو، گوساله، دغلبازان): استفاده از الفاظ رکیک و توهینآمیز، نشاندهنده ضعف منطق و استدلال شماست. این ادبیات سخیف، نه تنها کمکی به اثبات مدعای شما نمیکند، بلکه از ارزش و اعتبار شما نیز میکاهد.
🔸 مغالطه تعمیم ناروا (سلاح بر روی ملت): شما با تعمیم ناروای اقدامات نیروهای امنیتی در مقابله با اغتشاشات، سعی در القای این باور دارید که نظام جمهوری اسلامی با مردم خود در جنگ است. در حالی که وظیفه هر حکومتی، حفظ امنیت و نظم عمومی است و مقابله با آشوبگران و برهمزنندگان امنیت، امری ضروری است.
🔸 مغالطه تعریف خودسرانه (معیارهای حقانیت): شما با تعریف خودسرانه معیارهای حقانیت (عقلانیت و بینالمللی)، سعی در رد معیارهای مورد قبول نظام (عقل، نقل، برهان) دارید. اولاً، عقل و نقل در تضاد با یکدیگر نیستند و هر دو میتوانند در اثبات حقانیت یک موضوع مورد استفاده قرار گیرند. ثانیاً، استانداردهای بینالمللی نیز همواره عادلانه و بیطرفانه نیستند و تحت تاثیر منافع قدرتهای بزرگ قرار دارند.
🔸 دوگانهسازی کاذب (باشعور/فریبخورده): شما با ایجاد یک دوگانهسازی کاذب، سعی در القای این باور دارید که هرکس مخالف شما باشد، یا بیشعور است یا فریبخورده. در حالی که انسانها دارای درجات مختلفی از آگاهی و شناخت هستند و ممکن است به دلایل مختلف، نظرات متفاوتی داشته باشند.
🔸🔹 و اما پاسخ های بنده به مطالب شما :
جناب آقای ایرج ؛
با کمال تاسف، پاسخ شما آمیزهای از عصبانیت، توهین، مغالطه و تحریف بود. به جای ارائه استدلال منطقی و مستند، سعی کردید با توسل به احساسات، تخریب و فرافکنی، مخاطب را تحت تاثیر قرار دهید. اما زهی خیال باطل!!! اینجانب به یاری خداوند و با تکیه بر عقل و منطق، به تکتک شبهات و مغالطات شما پاسخ خواهم داد و پوچ بودن ادعاهایتان را آشکار خواهم کرد :
■ اثبات حقانیت: حقانیت یک نظام یا یک اندیشه، با معیارهای عقلانی، نقلی و تجربی سنجیده میشود، نه با معیارهای دلبخواهی و احساسی. نظام جمهوری اسلامی، بر پایه اسلام ناب محمدی (ص) استوار است و با ارائه الگویی موفق از حکومت دینی، توانسته است در برابر توطئههای دشمنان ایستادگی کند.
■ محبوبیت نظام : محبوبیت نظام را میتوان با مراجعه به آمار و نظرسنجیهای معتبر، حضور پرشور مردم در انتخابات و راهپیماییها، و همچنین حمایتهای مردمی از سیاستهای نظام در عرصههای مختلف، ارزیابی کرد. البته وجود برخی مشکلات و نارضایتیها قابل انکار نیست، اما این نارضایتیها نباید به معنای عدم مشروعیت و محبوبیت نظام تلقی شود.
■ آزادی بیان : در جمهوری اسلامی، آزادی بیان در چارچوب قانون اساسی تضمین شده است. رسانههای مختلف با گرایشهای متفاوت، در حال فعالیت هستند و انتقادات و نظرات مختلف را منعکس میکنند. البته آزادی بیان به معنای اجازه دادن به توهین، تهمت و نشر اکاذیب نیست و هرکس که از این حدود تجاوز کند، باید پاسخگوی قانون باشد.
■ اصلاح و پیشرفت : نظام جمهوری اسلامی، نظامی پویا و انعطافپذیر است و همواره در حال اصلاح و پیشرفت است. مسئولان نظام، به انتقادات و پیشنهادات مردم توجه میکنند و در جهت رفع مشکلات و بهبود شرایط تلاش میکنند. البته این اصلاح و پیشرفت، نیازمند صبر، همدلی و همکاری همه اقشار جامعه است.
■ بنابراین ، به شما توصیه میکنم که به جای عصبانیت و توهین، با منطق و استدلال سخن بگویید و به جای تخریب و سیاهنمایی، به دنبال راهکارهای اصلاح و پیشرفت باشید. مطمئن باشید که با این روش، میتوانید به نتایج بهتری دست یابید و در جهت اعتلای ایران اسلامی گام بردارید.
وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5436
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقای ایرج ؛ به نظر میرسد شما نه برای گفتوگو آمدهاید، نه برای کشف حقیقت؛ بلکه صرفاً آمدهاید که با چماق تهمت و توهین، دهان مخالفان خود را ببندید. اما اشتباه گرفتهاید. اینجا میدان آزاداندیشی است، نه عرصه عربدهکشی و ادبیات کوچهبازاری.
■ شما بهجای نقد مستند و مستدل، راه راحتتر را انتخاب کردهاید: برچسبزنی و فحاشی. در منطق چه کسی دروغگو خواندن طرف مقابل، بدون ارائه یک سند یا مدرک، نشان از صداقت و آگاهی است؟ آیا با اینگونه واژگان توخالی و ادعاهای اثباتنشده میتوان ساختار یک نظام را فروپاشاند؟
■ بیایید منصف باشیم :
اگر از فسادی در دستگاهی آگاهید، چرا مستند نمیگویید؟ اگر جنایتی اثبات شده میشناسید، چرا به دادگاه نرفتهاید؟ مگر ما نگفتیم: کلّنا دعاةٌ إلى الإصلاح، لا إلى التخریب؟ اگر اهل اصلاحید، با ادبیات اصلاح سخن بگویید؛ نه با آتشافروزی.
■ اما اگر بنا بر منطق است : شما هنوز حتی یک بند از پاسخهای منطقی بنده را نقض نکردهاید. نه پاسخی به نقد مغالطاتتان دادهاید، نه سندی بر ادعاهایتان ارائه کردهاید. فقط توهین کردهاید و گمان کردهاید فریاد، جای استدلال را میگیرد.
■ اگر صداقت و انصاف در جان شما زنده است، بیا و بنشین بر سر میز گفتوگوی عقلانی؛ اگر هم جز زبان هتاکی نمیشناسید، بدانید که الحقّ أبلج والباطل لجلج ؛ و من به پشتوانه حق و منطق، شما را در هر عرصه فکری به چالش میطلبم.
با دروغ و توهین، حریف حقیقت نخواهید شد.
و از یاد مبرید :
وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5441
طلوع فکر و اندیشه
🔴 آقا سعید ؛ در سخنان شما، بیش از آنکه دغدغهای حقیقی برای قدس و مقاومت دیده شود، بوی ناخوشایند تخریبگری پنهان به مشام میرسد؛ گویی فرصتِ زخمخورده شام را بهانه کردهاید تا جمهوری اسلامی و عالمان دینی را زیر سؤال ببرید و القا کنید که گویا جبهه مقاومت، به پایان خط رسیده است!
■ اما بیایید حقیقت را با عینک انصاف و نه از سرِ عصبانیت ببینیم:
آیا واقعاً شکست خوردهایم؟
اگر شکست خوردهایم، پس چرا امروز اسرائیل از سایهی پهپادهای انصارالله، از زوزهی موشکهای حزبالله، و از طنین یا زینب در جبهه مقاومت ، میلرزد؟
اگر عالمان دین و حوزهها ساکت ماندهاند، پس این همه پرچم مرگ بر اسرائیل»ث از کدام منبر برافراشته شد؟
■ شما از حسرتها گفتید؛ و ما هم حسرتهایی داریم : اما نه حسرت آنکه چرا آخوندها سلاح بهدست نگرفتند،
بلکه حسرت آنکه چرا هنوز برخی نفهمیدهاند میدان علم و هدایت و تبیین، کمتر از میدان نبرد نیست.
آنگاه که روحانیتی اصیل، با آیه و روایت، دشمنشناسی را در ذهن امت نهاد،
جوان فلسطینی، یمنی، لبنانی، و حتی آمریکای لاتینی، با قلبی مطمئنتر از زره، در برابر صهیونیسم ایستاد.
■ عالمان دین قرار نیست از مرز قنیطره بهسوی اسرائیل شلیک کنند؛
آنان مربیان خط مقدمِ اندیشه اند؛ رهبران جنگ نرم؛
همانها که مکتب خمینی را از قم تا کاراکاس، از مشهد تا صنعا، و از نجف تا نبل و الزهرا صادر کردند.
و بدانید: با اندیشهای که این حوزهها صادر کردند، اسرائیل از نیل تا فرات را تنها در خواب میبیند.
■ شما از سوریه به عنوان کشوری شکستخورده یاد کردید؛ اما واقعیت این است که سوریه، بهای سنگین ایستادگی را پرداخت، نه هزینه کنارهگیری.
اگر سوریه امروز خسته و دست دشمن افتاده است، چون سالها پیشانیاش را سنگر مقاومت کرد و خاک و خون را با هم چشید تا اسرائیل به قلب دمشق نرسد. و قطعا این شکست نیز همانند خرمشهر به سود جبهه حق تمام خواهد شد.
■ ما اینگونه تحلیلهای سطحی را بارها شنیدهایم؛
همان تحلیلهایی که در دوران دفاع مقدس نیز گفته میشد: این جنگ، بیهوده است.
اما تاریخ نشان داد هر جا عالمان ربانی، سرداران خدایی، و ملتهای بیدار در کنار هم ایستادند، حماسه خلق شد.
■ خلاصه ؛ آنها که امروز از خاموشی روحانیت گلایه میکنند، کاش اندکی به خطبههای آتشین جبهه مقاومت گوش میدادند.
کاش میدانستند حاجقاسم چگونه با چفیهی خود از عمامهی ولیفقیه صیانت کرد،
و چگونه شاگردان مکتب سیدعلی، هنوز در سنگر منبر، بیداری میپراکنند و جهاد تبیین را ترک نگفتهاند.
جبهه مقاومت هنوز زنده است؛
و تا دلهایی در طنین لبیک یا خامنهای میتپد،
اسرائیل هیچگاه طعم امنیت را نخواهد چشید.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5443