eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 میگویید : حاکمیت آخوندی با فراری دادن و اعدام و سرکوب افراد شایسته، گمان کرد ملت برمی‌گردند پای خزعبلات منبرها ؛ اما آیا انصاف است که تمام سرمایه‌های علمی، معنوی، اخلاقی و مدیریتی حوزه‌های علمیه را به خزعبلات فرو بکاهید؟ آیا جز این است که در همین سال‌ها، مردانی از همین منبرها برخاستند که در دفاع از ملت، از جان گذشتند؟ آیا فرماندهانی چون شهید سلیمانی، الگوی اخلاق، شجاعت و عقلانیت نبودند؟ آیا جوانانی از جمله دانشمندان شهید که در جهاد علمی، پزشکی، فناوری‌های نوین، و مقاومت فرهنگی نقش‌آفرین شدند، محصول همین مکتب اهل‌بیت و شاگردان واقعی منبر نبودند؟ اگر کسی از ناحق، رنجیده و حذف شده، باید با انصاف از او یاد کرد؛ نه با ظلمی مضاعف به تمام حقیقت‌های جاری در متن جامعه. دستگاه ولایت فقیه که امروز هجمه می‌کنید، تنها نهادی است که علی‌رغم دشمنی بی‌امان بیرونی و اختلالات درونی، این کشتی را در تلاطم امواج نگه داشته است. مگر نه اینکه وقتی منطقه در آتش تکفیر و تجزیه می‌سوخت، همین ولایت بود که با حکمت و شجاعت، جبهه مقاومت را شکل داد؟ مگر نه اینکه در جنگ ترکیبی رسانه‌ای، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی، ولایت فقیه نه‌تنها فرو نریخت، بلکه ملت را به هوشیاری و ایستادگی رساند؟ بله، مشکلات هست، نقد لازم است، و اصلاح ضرورت. اما نقد، غیر از نفرت‌پراکنی است؛ و اعتراض، غیر از کینه‌تراشی کور. ملت ما، زیر منبر خزعبلات نمی‌رود؛ اما پشت مردان حقیقت، پشت صداقت ، پشت عقلانیت متعبد ایستاده است. و این، رمز بقای ماست در طوفانی‌ترین عصر تاریخ. و عجیب است که شما از فرار نخبگان گلایه می‌کنید، ولی خودتان با زبان تحقیر، در حال فراری دادن نخبگان فکریِ مؤمن و متعهد هستید!!! آیا این، نوعی خودزنی نیست؟ ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5520
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیده‌اید : اگر به‌جای سروش، از علامه طباطبایی انتقاد می‌کردم، باز همین را می‌گفتید؟ پاسخ بنده: دقیقاً بله، چون معیار بنده، شخص‌محوری نیست؛ بلکه منطق‌محوری و عدالت نقد است. فرق نمی‌کند نقد متوجه دکتر سروش باشد یا علامه طباطبایی یا هر کس دیگر ، آنچه باید حفظ شود، کرامت گفت‌وگو، شرافت نقد و طهارت قلم است، نه قداست اشخاص. اتفاقاً شما گرفتار کلیشه‌اید، نه من! کلیشه‌ خطرناک‌تر آنجاست که گمان شود حوزه ، منطق ندارد، و فقط اهل مرید و مرادی است. شما نقدتان به مریدپروری است، اما خودتان دچار همان رفتارید: فقط جای عمامه و کراوات عوض شده است! چرا نقد را از یک سو مطلوب، و از سوی دیگر، برنمی‌تابید؟ چرا وقتی به سروش نقد می‌شود، برآشفته می‌شوید، اما وقتی هزاران طلبه و فقیه و مفسر را با یک چوب می‌رانند، صدایی از شما درنمی‌آید؟ علامه طباطبایی نه به‌خاطر لباسی که بر تن داشت، بلکه به‌خاطر عمقی که در اندیشه داشت، مورد احترام است. اگر سروش نیز در فضایی سالم، در برابر نقد علمی بی‌هیاهو و بی‌برچسب قرار گیرد، دقیقاً همان کرامت فکری برایش قائل‌ام که برای هر صاحب‌نظری قائلم. ■ درباره عبارت تذکر کلیشه‌ای ، اگر مرز گفت‌وگوی سالم با کلیشه اشتباه گرفته شود، دیگر نه تنها سروش، که سقراط و کانت و ابن‌سینا هم در گفتمان ما جایی نخواهند داشت ، چون گفت‌وگو، اساسش همین اصول تکراری اما اصیل است: احترام، انصاف، منطق، و دوری از برچسب و طعن. ✅ اینکه شما این اصول را وقتی برای غیربزرگان حوزوی طرح می‌شود، کلیشه‌ای می‌دانید، دقیقاً گواه نوعی تبعیض پنهان است که باید ریشه‌کن شود. پس اجازه دهید نه به لباس قضاوت کنیم، نه به کراوات؛ بلکه به میزان عقل، انصاف، و گفت‌وگوی پاک. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5522
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای علوی گرامی ؛ از صراحت و دغدغه‌مندی شما در نقد وضعیت موجود سپاسگزارم؛ اما اجازه دهید با زبان منطق، تاریخ و عدالت، سخن را تراز کنیم. 🔸 شما فرمودید که علمای شیعه در طول تاریخ از حکومت فاصله می‌گرفتند. درست است؛ اما چرا؟ چون حکومت‌ها یا جائر بودند، یا وابسته، یا بی‌اعتنا به دین و عدالت. امامان ما، وقتی حکومت را طاغوتی می‌دیدند، در کنارش نایستادند. اما وقتی فضا برای تشکیل حکومتی دینی بر پایه عقل و عدالت فراهم شد، دیگر کناره‌گیری معنا ندارد؛ بلکه تکلیف تاریخی و الهی است که از ارزش‌ها صیانت شود. ■ فرمودید مردم به علت فقر فرهنگی، زمام را به دست امام سپردند؟ باید بپرسیم: آیا مردمِ فهمیده‌ای که ۱۵ سال مقاومت کردند، زندان رفتند، شکنجه شدند، و برای آزادی، استقلال و اسلام جان دادند، ناآگاه بودند؟ آیا شهید مطهری، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، امام موسی صدر، و صدها نخبه‌ی متفکر، فریب‌خورده بودند؟ آیا تنها روشن‌فکران سکولار، اهل درک بودند و همه‌ ملت، عوام بی‌بصیرت؟ این نگاه، بویی از دموکراسی و کرامت انسانی ندارد. 🔸 شما ولایت فقیه را سلطه‌ی تمام‌قد بر همه ارکان معرفی کردید. در حالی که ولایت فقیه، نظام کنترل قدرت است، نه تصاحب آن. در قانون اساسی، ولایت فقیه نه قاضی است، نه وزیر اقتصاد، نه مدیر بانک، نه مسئول تورم. نقش او، هدایت کلان و نظارت بر سلامت مسیر نظام است، نه دخالت در جزئیات اجرایی. وگرنه باید بپرسیم: چرا برخی وزرا فشل‌اند؟ چرا برخی نمایندگان دزد درآمدند؟ اگر بناست هر خطا را به گردن رهبری بیندازیم، پس نهادهای انتخابی، قوه‌ی مقننه، شوراها، احزاب، دانشگاه‌ها و مطبوعات برای چه هستند؟ مگر ما دیکتاتوری داریم یا جمهوری اسلامی؟! ▫️ فرمودید اعتبار روحانیت از بین رفته؛ این گزاره اگر چه در مواردی نگران‌کننده است، اما تعمیم آن به کل حوزه، ظلم است. علمای وارسته، استادان بی‌نام، طلاب ساده‌زیست و امامان جماعت پاک‌نفس، هنوز هم در دل‌های مردم جا دارند. اما بله، اگر روحانیت بخواهد در قدرت باشد، باید پاسخ‌گو، شفاف، و مردمی بماند. همین نقد را ما نیز داریم: جایگاه دینی، اگر آلوده‌ی دنیا شود، قداستش می‌ریزد. اما راه‌حل، خروج از صحنه نیست؛ اصلاح درون‌گفتمانی است. 🔹 و اما قیاس با قرون وسطی ، در قرون وسطی، کلیسا با علم دشمن بود، با آزادی می‌جنگید، و خود را منبع حقیقت مطلق می‌دانست. اما حوزه‌ی شیعه، بستر اندیشه‌ی آزاد، مناظره، اجتهاد و تطور فقهی است. در همین جمهوری اسلامی، اندیشه‌هایی چون عدالت اجتماعی، اقتصاد مقاومتی، کرامت زن، مشارکت مردم و دشمن‌ستیزی به برکت اجتهاد شیعی شکل گرفت. 🔸 در انتها ، خطابم این است: بله، ما نیز نقد داریم؛ اما از درونِ خانه، برای حفظ آن. کسانی که نقد می‌کنند، اما امید دارند، وفادارترند از کسانی که همه‌چیز را نفی می‌کنند و جز ویرانی نمی‌خواهند. ✅ ما باید در عین نقد، مسئولانه سخن بگوییم؛ نه با تیغ ناامیدی، بلکه با نور بصیرت. و به قول شهید آوینی: راهی که از آن امید نمی‌روید، بیراهه است. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5525
🔴 تحلیل هشدار رهبری ، غفلت مسئولان و عبرت خاموشی‌ها رهبر حکیم انقلاب اسلامی سال‌ها پیش، با نگاهی راهبردی، نه فقط به امروز که به فردای ایران اندیشیدند؛ آنجا که با صراحت فرمودند: ما حداقل به بیست هزار یا سی هزار مگاوات برق ناشی از انرژی هسته‌ای نیاز داریم؛ این را از راه دیگری نمی‌توان به‌دست آورد یا مقرون به صرفه نیست. 🔹 این سخن، صرفاً یک توصیه فنی یا تذکر تخصصی نبود؛ بلکه نقشه راهی ملی و تمدنی بود برای کشوری که در آستانه جهش‌های صنعتی، رشد جمعیت، توسعه شهرنشینی و افزایش نیازهای فناورانه قرار دارد. اما با تأسف، تاریخ بار دیگر سناریوی تکراری غفلت از ولیّ جامعه اسلامی را رقم زد؛ مسئولانی که یا سخن را نفهمیدند، یا فهمیدند و جدی نگرفتند. خاموشی‌ها، نماد خاموشی اندیشه‌ها امروز، برق رفتن‌های مکرر در شهرها و روستاها، نه فقط نتیجه کاهش ذخایر سدها یا فرسودگی شبکه نیست، بلکه نتیجه یک فاجعه مدیریتی مزمن است: بی‌اعتنایی به هشدارهای ولی‌فقیه، عدم برنامه‌ریزی بلندمدت، و وابستگی فکری به انرژی‌های محدود و فسیلی. در همان زمانی که مقام معظم رهبری، توسعه انرژی هسته‌ای را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت قطعی اعلام کردند، برخی مسئولان با ذوق‌زدگی کودکانه از مذاکرات وین، شیر راکوردهای سانتریفیوژ را بستند، قلب راکتور اراک را با بتن پر کردند و به امید لبخند غرب، کلید آینده کشور را به دست دشمن دادند. آیا عبرت نگرفتیم؟ امروز که نیاز کشور به برق روزافزون است، آیا باید در خانه آمریکا برویم؟ آیا باز هم دست نیاز به اروپا دراز کنیم؟ همین کشورهایی که دیروز برای چند پیچ و مهره‌ی راکتور، ما را تحریم کردند، آیا امروز خیرخواه ما خواهند شد؟ رهبر انقلاب هشدار داده بودند که انرژی هسته‌ای، برای کشور ما تنها یک مسئله فنی نیست، بلکه مسئله‌ای راهبردی، حیثیتی و تمدن‌ساز است. انرژی هسته‌ای، رمز استقلال آینده و مانع سلطه‌ی آینده است. ■ سؤال بزرگ اینجاست : آیا مسئولانی که دل در گرو توافق با غرب داشتند، امروز پاسخ‌گوی خاموشی خانه‌ها، رکود کارخانه‌ها و رنج مردم هستند؟ آیا به مردم خواهند گفت که اگر به توصیه رهبر انقلاب توجه می‌شد، امروز به جای واردات برق از ترکمنستان، صادرکننده‌ی برق از راکتورهای بومی خود بودیم؟ 🔸 باید تاریخ این تجربه تلخ را با خط درشت بنویسد: جایی که جامعه به فرمان نایب امام خود گوش ندهد، خاموشی نه‌تنها در برق، که در آینده و عزت آن رخ خواهد داد. ✅ امروز نه فقط سیم‌های برق، بلکه افق‌های استقلال ما زیر خطر خاموشی‌اند. باید بازگشت. باید جبران کرد. و باید بدانیم که راه‌حل‌های فردا، فقط از دهان سیاستمداران غرب‌زده بیرون نمی‌آید؛ بلکه از قلبِ نورانی مردی برمی‌خیزد که آینده را با چشم بصیرت می‌بیند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5525
🔴 جمهوری اسلامی ایران ، آمریکا و اسرائیل را دشمنان راهبردی خود می‌داند. این موضع نه صرفاً واکنشی سیاسی، بلکه ریشه‌دار در تاریخ اسلام، تجربه‌های ملت ایران و ساختار ایدئولوژیک نظام است. در آینده نزدیک نیز بعید است تغییری بنیادین و متحولانه در این سیاست ایجاد شود. دلایل این موضع را در چهار بستر تاریخی و تحلیلی می‌توان بررسی کرد که در ادامه تقدیمتان می گردد : 🔸 هویت ایدئولوژیک با ریشه در آموزه‌های اسلامی جمهوری اسلامی از آغاز، خود را وارث خط پیامبر اسلام (ص) و امامان شیعه در مقابله با ظلم و طاغوت ذیل منظومه سیاسی اسلام می‌داند. در سیره‌ی نبوی، مقابله با نظام جاهلی قریش، و در سیره‌ی علوی، ایستادگی در برابر انحراف و استبداد معاویه، تبدیل به الگویی برای تشخیص جبهه باطل شده است. آمریکا به‌عنوان مظهر استکبار جهانی و اسرائیل به‌عنوان نماد صهیونیسم اشغالگر ، در گفتمان انقلابی، مصادیق مدرن همان طواغیت تاریخی هستند. از منظر امامین انقلاب، سکوت در برابر آن‌ها به‌منزله‌ی خروج از خط هیهات منّا الذله حسینی و سیره معصومین علیهم السلام است. ▫️ تجربه‌های تلخ تاریخی و امنیتی ملت ایران کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با نقش مستقیم آمریکا و انگلیس، نخستین زخم عمیق مدرن بر حافظه‌ی سیاسی ایرانیان بود. حمایت آمریکا از رژیم پهلوی، سرکوب قیام‌های مردمی و سپس نقش‌آفرینی در تحریم‌ها، ترور دانشمندان، و جنگ نرم، همه به‌عنوان شواهد دشمنی تلقی می‌شوند. اسرائیل نیز پیش از انقلاب روابط نظامی-اطلاعاتی نزدیکی با ساواک داشت و پس از انقلاب، به‌عنوان حامی دشمنان منطقه‌ای ایران شناخته شد (مانند پشتیبانی از صدام در جنگ تحمیلی و گروهک‌های تروریستی). 🔸 حمایت از جریان‌های مقاومت در امت اسلامی در گفتمان جمهوری اسلامی، دفاع از فلسطین، ادامه‌ی همان دفاع پیامبر از مستضعفین حبشه، مسلمانان مکّه، و نامه‌های او به پادشاهان جهان برای قیام علیه ظلم و ستم است. حمایت از حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و انصارالله، نه‌فقط بُعد سیاسی دارد، بلکه تبلور اصل ، تعاونوا علی البر و التقوی در میدان بین‌الملل و امپریالیسم جهانی است. این سیاست ایران را به عنوان مرکز محور مقاومت در برابر ائتلاف عبری-عربی-غربی معرفی کرده و حذف آن، موجب خلأ استراتژیک و فروپاشی شبکه‌ی هم‌ پیمانان منطقه‌ای‌اش می‌شود. 🔹 مخالفت با نظم ناعادلانه جهانی جمهوری اسلامی، نظم حاکم بر جهان را ادامه‌ی استعمار قرون گذشته می‌داند که امروز در قالب نهادهای اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی بازتولید شده است. استعمار انگلیس که در قرن ۱۹ و ۲۰ بخش‌های وسیعی از جهان اسلام را تجزیه و تضعیف کرد، امروز در قالب مدرن‌تری با حمایت آمریکا و اسرائیل، وحدت و عزت امت اسلامی را هدف قرار داده است. تجربه‌ی سقوط اسلام در اندلس، فروپاشی امپراتوری عثمانی، تجزیه‌ی فلسطین و تسلط بر منابع منطقه، نمونه‌هایی تاریخی‌اند که بی‌اعتمادی به نظم جهانی را در کشورهای مسلمان تقویت کرده‌اند. ■ چشم‌انداز تغییر این سیاست در کوتاه‌مدت، چنین تغییراتی بعید است؛ چرا که عقب‌نشینی از این موضع، به معنای فروپاشی یکی از ستون‌های مشروعیت جمهوری اسلامی است. در بلندمدت، تنها در صورت تحول بنیادین در نظم منطقه‌ای یا ساختار قدرت در داخل کشور، ممکن است این سیاست با شروطی خاص بازتعریف شود. ✅ لذا طبق آنچه گفته آمد به این نتیجه می رسیم که : موضع تقابلی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل، تنها واکنشی سیاسی نیست، بلکه ریشه در تجربه‌های تاریخی، آموزه‌های دینی و تحلیل‌های راهبردی از نظم بین‌الملل دارد. تا زمانی که این عوامل پابرجا باشند، این سیاست نیز ادامه خواهد یافت. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5529