⚫️ ۱۴ خرداد ؛ وداع زمین با مردی از تبار آسمان
چهاردهم خردادماه، نقطهای استثنایی در تقویم تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام است؛ روزی که امام امت، احیاگر دین در عصر جاهلیت مدرن، و مردی که اسلام را از انزوا به میدانهای اقتدار کشاند، به لقاءالله پیوست. ارتحال حضرت امام خمینی (رضواناللهتعالیعلیه)، نه تنها سوگی ملی بلکه فصلی جهانی از تاریخ بشریت را رقم زد؛ فصلی که با آن، اندیشه سیاسی اسلام وارد عصری نوین گردید.
امام خمینی نه یک شخصیت صرفاً مذهبی بود، نه تنها رهبر یک انقلاب سیاسی؛ بلکه مظهر جامعیت اسلام در ساحتهای عقل، عرفان، فقه، اخلاق، سیاست و مدیریت اجتماعی بود. او اندیشمندی بود که در مکتب قرآن و عترت، فقه را به عرصه تمدنسازی کشاند و از حوزه تا حکومت را بر مدار توحید و ولایت سامان داد.
■ بزرگترین ویژگی انقلاب اسلامی ایران، که امام خمینی پرچمدار آن بود، اتکا به مردم بر پایه ایمان بود؛ نه کودتایی بود، نه جنبشی صرفاً اقتصادی یا طبقاتی. بلکه نهضتی بود برخاسته از عمق ایمان دینی ملت، با رهبری فقیهی که هم درد دین داشت و هم درد مردم.
او از روز نخست، سیاست را نه به مثابه یک فن قدرتطلبی، بلکه به عنوان تجلی اراده الهی در بستر تدبیر عقلانی و مردمی میدید. در نگاه امام، فقیه تنها متولی احکام نیست، بلکه در عصر غیبت، امانتدار ولایت حق و حافظ مصالح امت در تمامی شئون است.
از این رو بود که با صدای بلند اعلام کرد: حکومت، فلسفه عملی فقه در تمامی شئون زندگی است.
■ امام خمینی، در دوران سیطره ایدئولوژیهای مادیگرا و فروپاشی مرجعیتهای معنوی، بار دیگر نشان داد که اسلام نه تنها ظرفیت اداره فرد و جامعه را دارد، بلکه تنها نسخه نجات بشر از وادی ظلمت و سرگردانی است. او در تقابل با نظام سلطه شرق و غرب، جمهوری اسلامی را بهعنوان بدیلی برآمده از آموزههای دینی و تجربه بشری ارائه داد.
نه شعار داد و نه خامباورانه عمل کرد؛ بلکه نظامی را بنیان نهاد که حاصل تلفیق عقلانیت فقاهتی، مشارکت مردمی و اخلاق انقلابی بود.
■ در نگاه حضرت امام خمینی ره ، مسیر پیامبران الهی در نفی طاغوت و اقامه قسط، راهی مستمر و جاری در تاریخ است؛ راهی که با قیام حسینبنعلی علیهالسلام تداوم یافت و در عصر حاضر با قیام ملت ایران به رهبری ولیفقیه، حیاتی دوباره گرفت. او بهدرستی دریافت که جامعه اسلامی در عصر غیبت، بدون زعامت فقیه عادل، یا به دام استبداد میافتد یا در کام بیهویتی و سکولاریسم فرو میرود.
در عصر غیبت، امام خمینی با احیای نظریه ولایت فقیه ، راهی گشود که هم مدافع جمهوریت باشد و هم حافظ شریعت؛ نه تئوکراسی خشک، نه دموکراسی غربزده، بلکه الگویی بیبدیل از حکومت مردم بر اساس دین.
■ در آن شب جانگداز خرداد ۱۳۶۸، ایران در سوگی عظیم فرو رفت؛ میلیونها دل عزادار، میلیونها چشم اشکبار، و عالمی مات و مبهوت از وداع با مردی که توانسته بود تاریخ را تکان دهد. با این حال، همان شب، امت امام خمینی نیز بلوغ خود را نشان داد: در همان ساعات اولیه، با انتخاب خلف صالحش، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدظلهالعالی)، پیام ایستادگی، استمرار و وفاداری به خط امام را به جهانیان رساند.
امام رفت، اما راه امام باقی ماند. نامش در تاریخ ماندگار شد، نه صرفاً بهخاطر پیروزی انقلاب، بلکه بهخاطر اینکه انقلاب را بهمثابه یک تمدن نوین اسلامی در سیر تحولی بشر مطرح ساخت.
■ ۱۴ خرداد، اگرچه یادآور ماتم است، اما بیش از آن، حامل یک پیام رسالتآفرین برای ماست. امروز بیش از هر زمان، حفظ آرمانهای امام، مبارزه با تحریف خط امام، و تبیین عقلانیت و معنویت نظام اسلامی، وظیفهای است که بر دوش اندیشمندان، حوزویان، دانشگاهیان و آحاد مردم مسلمان قرار دارد.
✅ در دورانی که جریانهای رسانهای معاند به دنبال تخریب جایگاه انقلاب و ولیفقیهاند، وظیفه ماست که با اتکاء به اندیشه ناب امام، از سنگرهای معنوی، فرهنگی و علمی حراست کنیم. امام خمینی ره ، حجتی بود برای تاریخ. اگر او را نشناسیم، نه انقلاب را شناختهایم، و نه راه سعادت را خواهیم یافت.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5733
زمان:
حجم:
3.4M
⚫️ در وصف امام خمینی ره
🔸 راه امام چگونه ادامه پیدا می کند؟
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5734
زمان:
حجم:
1.8M
🔴 علل هجمه ها به روحانیت شیعه چیست؟ چرا از کشیش ها و اسقف ها سوالات کلیدی پرسیده نمی شود؟
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5735
🔴 تحلیلی از اهداف امام خمینی (ره) در مواجهه با استکبار جهانی و پیادهنظام داخلی آن
امام خمینی (ره)، نهفقط رهبر یک قیام، بلکه معمار خیزشی جهانی علیه نظام سلطه بود؛ مردی از سلالهی پیامبران که عَلم حق را در دل ظلمانیترین عصر، بالا برد و به مستضعفان جرأت داد تا در برابر غولهای زر و زور و تزویر، نه بایستند، که بایستند و برخیزند.
🔻 او از همان آغاز فهمید: آمریکای جنایتکار، اسرائیلِ کودککش و سرمایهسالاران غربی، نهفقط دشمن ما، بلکه دشمن حقیقت انسانیتاند.
و از همینجا بود که نخستین هدفش را ترسیم کرد :
🟥 هدف نخست: شکستن ابهت پوشالی آمریکا و رسوا کردن اسرائیل غاصب
امام، فریاد زد :
آمریکا شیطان بزرگ است.
نه از سر شعار، بلکه از دل یک شناخت عمیقِ تمدنی؛ آمریکا را سمبل نظام جهانی ظلم و غارت دانست؛ رژیمی که با دست چدنی و لبخند هالیوودی، ملتی را خاکستر میکرد، کودکی را در قانا و غزه تکهتکه میکرد، و با نهادهای بینالمللی، خون مظلومان را مُهر قانونی میزد.
او فهماند که اسرائیل، نهفقط یک رژیم اشغالگر، بلکه زایدهای چرکین از بطن تمدن استعمارگر غرب است؛ و هر که با آن دوستی کند، با خدا در جنگ است.
🟥 هدف دوم : آشکار ساختن چهرهی نفاق در لباس روشنفکری؛ هشدار به لیبرالهای داخلی
امام فرمود:
از منافقین بیشتر بترسید تا کفار.
او خطر مستکبر بیرونی را میشناخت، اما خطر بزرگتر را پیادهنظامِ فکری و فرهنگی آمریکا در درون کشور میدانست: لیبرالهایی که با بزک دموکراسی غربی، نئولیبرالیسم اقتصادی، و ژستهای شبهروشنفکری، در پی تجدید حیات غربزدگی عصر پهلوی بودند.
🔹 اینان از فتح لانهی جاسوسی خشمگین شدند،
🔹 از نه شرقی نه غربی شرمنده بودند،
🔹 از مرگ بر آمریکا دلزده،
🔹 و از ملتِ در صحنه، گریزان.
اما امام، با صلابت گفت :
تا آمریکا و اسرائیل هست، ما ایستادهایم؛ و شما اگر خستهاید، کنار بروید.
🟥 هدف سوم: تشکیل حکومت جهانی مستضعفین، نه در شعار، که در نقشهی تمدنی
او جمهوری اسلامی را نه پایان کار، بلکه نقطهی شروع یک زنجیرهی جهانی بیداری دید. برای او، انقلاب یک منطقهای نبود؛ بلکه تکانهای در نظم بینالمللی بود.
ما انقلابمان را به تمام جهان صادر میکنیم.
🔻 او میخواست نظم جدیدی شکل بگیرد؛ نظمی که در آن :
آمریکا حق وتو نداشته باشد،
اسرائیل اصلاً وجود نداشته باشد،
و هیچ لیبرالمسلکی نتواند با لبخند ژنو، بر خونهای بهناحق ریختهی مردم، مهر سکوت بزند.
🟥 هدف چهارم : امتسازی بر مدار ولایت، و نه بر مدار دموکراسیهای جعلی و وارداتی
امام، امت را به ولایتمحوری فراخواند. چون میدانست که در عصر تزویر، تنها محور حقیقیِ قدرت، ولیّ فقیه است که نه دل به غرب دارد و نه اهل معامله با خون شهداست.
در برابر آن، پروژهی دشمن، ساخت امتهای بیولایت است: جامعههایی پر از آزادی و بیمحتوا، بیخدای سکولار، بیجهت و سرگردان.
امام، در برابر این پروژه ایستاد.
■ امام آمد تا بگوید:
✅ اسلام بدون استکبارستیزی، اسلام آمریکایی است.
✅ عدالت بدون جهاد، سراب است.
✅ آزادی بدون معنویت، فساد است.
✅ پیشرفت بدون استقلال، بندگی است.
پس اگر امروز هنوز اسرائیل هست، اگر آمریکا هنوز در اقتصاد و فرهنگ ما پنجه دارد، و اگر برخی نخبگان لیبرالزده، راه گفتوگو با شیطان را ترجیح میدهند، باید بلندتر از همیشه فریاد زد :
روحالله خمینی، هنوز زنده است
در هر دلی که از ظلم بیزار است،
در هر حلقومی که مرگ بر آمریکا را فریاد میزند،
و در هر قدمی که تا ظهور حجت خدا، بر جادهی خون شهیدان ایستاده است.
در هر قلم و بیانی که خوبی های ولایت فقیه را باز گو کند.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5736
طلوع فکر و اندیشه
🔴 چه جالب که وقتی بحث از آزادی انسان در برابر سلطه ابرقدرتها به میان میآید، بهجای دفاع از این آزادی، پاسخ شما حمله به جمهوری اسلامی است. این خود بهترین شاهد است بر آنکه برخی ذهنها، نه آزاد، بلکه اسیر یک بایاس ایدئولوژیک خاصاند.
وقتی از آزادی سخن میگوییم، پیش از هر چیز باید فهم درستی از آزادی داشته باشیم. آیا آزادی یعنی بردگی نوین در شبکههای الگوریتمی گوگل، فیسبوک، و بازار بورس؟ آیا آزادی یعنی تحمیل سبک زندگی غربی از سوی رسانههای غولپیکر به ذهن کودکان؟ آیا آزادی یعنی ممنوعیت طرح حتی یک پرسش عقلانی در باب هولوکاست یا نقد فمینیسم در دانشگاههای به ظاهر آزاد غربی؟
شما بنده را متهم به شعارزدگی میکنید، اما شعاریتر از این حرف چیست که علوم انسانی را از چنبره تحجر نجات دهید؟ کدام تحجر؟ تحجر آن نیست که فلسفه اسلامی در دانشگاه تدریس میشود؛ تحجر آن است که در دانشگاههای غرب، حقیقت با نظر اکثریت سنجیده میشود، نه با عقلانیت ناب. تحجر آن است که در آمریکا، استاد فلسفه اگر از خدا دفاع کند، برچسب ارتجاعی میخورد، و اگر از نسبیگرایی دفاع کند، استاد روشنفکر تلقی میشود.
ما از فلسفهای دفاع میکنیم که سقف آن ابنسینا و سهروردی و ملاصدراست؛ و این فلسفه، برخلاف بسیاری از فلاسفه قرن بیستم، هنوز انسان را موجودی با فطرت، هدف، معنا، و منزلت میداند، نه یک پدیدهی بیمعنا در دنیای تصادفها.
دوست من! علم بدون ریشههای متافیزیکی، سر از پوچی در میآورد؛ آزادی بدون مرزهای اخلاق، سر از بیهویتی؛ و نقد بدون انصاف، سر از تحقیر حقیقت.
✅ بجای طعنههای کمدی بهظاهر روشنفکرانه، بیایید بنشینیم و عالمانه مناظره کنیم:
آیا واقعاً نظامهای لیبرالسرمایهداری آزادی انسان را محقق کردهاند؟ یا او را در قفسهای مدرنِ مصرف، رسانه، و شهوت زندانی ساختهاند؟
آیا علمِ انسانیِ غربی با همه فرافکنیهایش توانسته روح انسان را نجات دهد؟ یا فقط او را از مبدأ و مقصد هستی جدا کرده؟
من آمادهام برای گفتوگویی عقلانی، در چارچوب منطق، ادب، و استدلال. اما شعارزدگی آنجاست که تحجر نامی میشود برای هر چیزی که شبیه غرب نباشد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5737
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سخن گفتن از درد مردم و نگرانی برای ایران اگر با نیت خیر باشد، جای احترام دارد؛ اما اگر دروغهای آماری، اغراقهای عمدی و خطکشیهای ایدئولوژیک در آن آمیخته شود، نهتنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه خود تبدیل به بخشی از بحران میشود.
🔹 شما نوشتهاید : شما یک امام جمعه مثال بزنید که از فقر، منابع طبیعی، فرهنگ، کارگر، محیط زیست و ... سخن گفته باشد.
🔸 ما هزاران خطبه از صدها امام جمعه داریم که درباره همین موضوعات فریاد زدهاند. آیا خطبههای امامان جمعه موقت تهران ، یا سخنان امام جمعه تبریز درباره وضعیت وخیم دریاچه ارومیه وووو را نشنیدهاید؟
آیا هشدارهای مکرر آیتالله علمالهدی درباره فاصله طبقاتی، آیتالله سلیمانی درباره فقر بلوچستان، مرحوم آیت الله آلهاشم در تبریز درباره فساد اداری و حقوق بازنشستگان را ندیدهاید؟
📌 اشکال شما از جایی شروع میشود که چشم بر حقیقت میبندید تا راحتتر بتوانید همه را یکجا محکوم کنید.
🔹 گفتید : هزینه ائمه جمعه ۷۴۶ هزار میلیارد تومان در ماه است.
این عدد نه خیلی خوشبینانه بلکه خیلی مضحکانه است چون نهاد نماز جمعه هیچ بودجه دولتی ندارد. 👈 کلیک کنید 👉
مقایسه کنید با بودجه چند هزار میلیاردی برخی سازمانهای بینامونشان فرهنگی و یا هزینههای نمایشگاههای غربی و برنامههای سرگرمی ماهوارهای که برای نابودی هویت ایرانی اسلامی ما میجنگند.
🔹 پرسیدید: چرا ائمه جمعه از ایران سخن نمیگویند و از فلسطین و سوریه و جبهه مقاومت حمایت میکنند؟
🔸 شما طوری سخن میگویید که انگار ایران و فلسطین دو طرف یک ترازو هستند. خیر.
کسی که از فلسطین دفاع میکند، اتفاقاً دارد از ایران دفاع میکند ؛ زیرا ایران اگر در آنجا نجنگد، باید با همان دشمن در تهران بجنگد.
📌 آنکه چشم بر حقیقت فلسطین و یمن میبندد، دیر یا زود، با نسخه داخلی آن دشمن ، روبرو میشود.
🔹 میگویید: ائمه جمعه از ملت و وطن حرف نمیزنند
.
بیایید منصف باشیم :
📌 مگر نه اینکه همین ائمه جمعه در کرونا، در سیل، در زلزله، در اغتشاشات، در طرحهای اشتغالزایی، در محرومیتزدایی روستاها، همیشه پای کار بودند؟
مگر امام جمعهای که خودش داوطلبانه در محرومترین نقاط ایران حاضر میشود و دست مردم را میگیرد، ایرانی نیست؟
🔹 اما سوال اصلی : چرا اینهمه هجمه سازمانیافته، حسابشده و پرهزینه علیه نماز جمعهها وجود دارد؟
پاسخ ساده است:
📌 چون نماز جمعهها هنوز پایگاه بصیرت، هوشیاری، اتحاد ملی و روشنگری هستند.
وگرنه چرا بودجهی میلیون دلاری دشمنان نظام برای راهاندازی هزاران صفحه و کانال مجازی در حمله به نماز جمعه و نهاد روحانیت و در کل علیه جمهوری اسلامی است؟ آیا همین هزینههای هنگفت معاندین برای تخریب باورهای مردم، شما را نگران نمیکند؟
نقد اگر منصفانه، علمی و با نیت اصلاح باشد، نهتنها پذیرفته، بلکه واجب است.
اما اگر با تخریب، تمسخر، تحقیر، جعل ارقام، حذف واقعیت و تحریف نقشها آمیخته شود، دیگر اسمش نقد نیست؛ اسمش انهدام آگاهانه اعتماد اجتماعی به نفع دشمنان ایران است.
از امام جمعه مطالبه دارید؟ بسیار خوب.
از رسانههایی که پول میگیرند برای تخریب ایران چه مطالبهای دارید؟
پاسخها باید ریشه در آگاهی، ایمان، انصاف و تحلیل داشته باشند، نه احساسات خام و شعارهای تلگرامی.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5740
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیدهاید : عقلانیت ناب یعنی چه؟
پرسشی دقیق و درخورِ تأمل است. اما پیش از تعریف آن، باید پرسید : مگر عقل در نگاه شما چیست؟ ابزار هندسهوارِ تحلیلِ دادهها؟ توان حداکثری محاسبهی سود و زیان؟ یا چیزی فراتر از آن؟ عقلانیت ناب، نه صرفاً منطق صوری است، نه ابزار فایدهگرایی بازار.
✅ عقلانیت ناب یعنی عقلی که :
🔹 قدرت درک مبدأ و مقصد هستی را دارد،
🔹 در چارچوب حقیقتِ کلیِ هستی کار میکند،
🔹 مقید به حقیقت است، نه تسلیم مصلحت قدرت،
🔹 میان ابزار و هدف، تمایز مینهد،
🔹 میان عقل معاش و عقل معاد، تفاوت قائل است،
🔹 همزمان، تحلیلگر هستی است و هدایتگر انسان.
این همان عقلیست که در سنت اسلامی، نامش عقل هدایتگر است. عقلی که ابنسینا از آن دم زد؛ سهروردی آن را نور نامید؛ ملاصدرا آن را اساس حرکت جوهری هستی دانست؛ و امام خمینی ره ، آن را عقل متصل به وحی خواند. این عقل، محدود در ماشین و بازار و مصرف نیست؛ بلکه ناظر به کل هستیست.
■ اما عقلانیتی که امروز در نظامهای لیبرالسرمایهداری غالب شده، بیشتر یک ابزار محاسبهگر است تا کاشف حقیقت. عقل حسابگر است نه حقجو. عقل فایدهگراست، نه حقیقتمحور. در نتیجه:
📌 میپذیرد که انسان بیمعنا باشد،
📌 اخلاق نسبی باشد،
📌 دین افسانه باشد،
📌 و زندگی صرفاً تجربهای بیریشه برای لذت بیشتر.
✅ و این دقیقاً همان بحران عقلانیت در غرب مدرن است که بزرگانی چون هابرماس ، مکاینتایر ، و حتی پوپر به آن اعتراف کردهاند. پس اگر از عقلانیت ناب میپرسید، لطفاً بفرمایید: منظورتان کدام عقلانیت است؟ عقلِ تسلیمِ بازار؟ عقلِ رامِ ایدئولوژیهای سکولار؟ یا عقلِ متصل به حقیقتِ هستی؟
عقلانیت ناب، آن عقلانیتی است که انسان را به جایگاه حقیقیاش بازمیگرداند؛ نه آنکه او را در باتلاق نسبیت، شهوت، و بیهدفی رها کند.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5743