طلوع فکر و اندیشه
🔴 چه جالب که وقتی بحث از آزادی انسان در برابر سلطه ابرقدرتها به میان میآید، بهجای دفاع از این آزادی، پاسخ شما حمله به جمهوری اسلامی است. این خود بهترین شاهد است بر آنکه برخی ذهنها، نه آزاد، بلکه اسیر یک بایاس ایدئولوژیک خاصاند.
وقتی از آزادی سخن میگوییم، پیش از هر چیز باید فهم درستی از آزادی داشته باشیم. آیا آزادی یعنی بردگی نوین در شبکههای الگوریتمی گوگل، فیسبوک، و بازار بورس؟ آیا آزادی یعنی تحمیل سبک زندگی غربی از سوی رسانههای غولپیکر به ذهن کودکان؟ آیا آزادی یعنی ممنوعیت طرح حتی یک پرسش عقلانی در باب هولوکاست یا نقد فمینیسم در دانشگاههای به ظاهر آزاد غربی؟
شما بنده را متهم به شعارزدگی میکنید، اما شعاریتر از این حرف چیست که علوم انسانی را از چنبره تحجر نجات دهید؟ کدام تحجر؟ تحجر آن نیست که فلسفه اسلامی در دانشگاه تدریس میشود؛ تحجر آن است که در دانشگاههای غرب، حقیقت با نظر اکثریت سنجیده میشود، نه با عقلانیت ناب. تحجر آن است که در آمریکا، استاد فلسفه اگر از خدا دفاع کند، برچسب ارتجاعی میخورد، و اگر از نسبیگرایی دفاع کند، استاد روشنفکر تلقی میشود.
ما از فلسفهای دفاع میکنیم که سقف آن ابنسینا و سهروردی و ملاصدراست؛ و این فلسفه، برخلاف بسیاری از فلاسفه قرن بیستم، هنوز انسان را موجودی با فطرت، هدف، معنا، و منزلت میداند، نه یک پدیدهی بیمعنا در دنیای تصادفها.
دوست من! علم بدون ریشههای متافیزیکی، سر از پوچی در میآورد؛ آزادی بدون مرزهای اخلاق، سر از بیهویتی؛ و نقد بدون انصاف، سر از تحقیر حقیقت.
✅ بجای طعنههای کمدی بهظاهر روشنفکرانه، بیایید بنشینیم و عالمانه مناظره کنیم:
آیا واقعاً نظامهای لیبرالسرمایهداری آزادی انسان را محقق کردهاند؟ یا او را در قفسهای مدرنِ مصرف، رسانه، و شهوت زندانی ساختهاند؟
آیا علمِ انسانیِ غربی با همه فرافکنیهایش توانسته روح انسان را نجات دهد؟ یا فقط او را از مبدأ و مقصد هستی جدا کرده؟
من آمادهام برای گفتوگویی عقلانی، در چارچوب منطق، ادب، و استدلال. اما شعارزدگی آنجاست که تحجر نامی میشود برای هر چیزی که شبیه غرب نباشد.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5737
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سخن گفتن از درد مردم و نگرانی برای ایران اگر با نیت خیر باشد، جای احترام دارد؛ اما اگر دروغهای آماری، اغراقهای عمدی و خطکشیهای ایدئولوژیک در آن آمیخته شود، نهتنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه خود تبدیل به بخشی از بحران میشود.
🔹 شما نوشتهاید : شما یک امام جمعه مثال بزنید که از فقر، منابع طبیعی، فرهنگ، کارگر، محیط زیست و ... سخن گفته باشد.
🔸 ما هزاران خطبه از صدها امام جمعه داریم که درباره همین موضوعات فریاد زدهاند. آیا خطبههای امامان جمعه موقت تهران ، یا سخنان امام جمعه تبریز درباره وضعیت وخیم دریاچه ارومیه وووو را نشنیدهاید؟
آیا هشدارهای مکرر آیتالله علمالهدی درباره فاصله طبقاتی، آیتالله سلیمانی درباره فقر بلوچستان، مرحوم آیت الله آلهاشم در تبریز درباره فساد اداری و حقوق بازنشستگان را ندیدهاید؟
📌 اشکال شما از جایی شروع میشود که چشم بر حقیقت میبندید تا راحتتر بتوانید همه را یکجا محکوم کنید.
🔹 گفتید : هزینه ائمه جمعه ۷۴۶ هزار میلیارد تومان در ماه است.
این عدد نه خیلی خوشبینانه بلکه خیلی مضحکانه است چون نهاد نماز جمعه هیچ بودجه دولتی ندارد. 👈 کلیک کنید 👉
مقایسه کنید با بودجه چند هزار میلیاردی برخی سازمانهای بینامونشان فرهنگی و یا هزینههای نمایشگاههای غربی و برنامههای سرگرمی ماهوارهای که برای نابودی هویت ایرانی اسلامی ما میجنگند.
🔹 پرسیدید: چرا ائمه جمعه از ایران سخن نمیگویند و از فلسطین و سوریه و جبهه مقاومت حمایت میکنند؟
🔸 شما طوری سخن میگویید که انگار ایران و فلسطین دو طرف یک ترازو هستند. خیر.
کسی که از فلسطین دفاع میکند، اتفاقاً دارد از ایران دفاع میکند ؛ زیرا ایران اگر در آنجا نجنگد، باید با همان دشمن در تهران بجنگد.
📌 آنکه چشم بر حقیقت فلسطین و یمن میبندد، دیر یا زود، با نسخه داخلی آن دشمن ، روبرو میشود.
🔹 میگویید: ائمه جمعه از ملت و وطن حرف نمیزنند
.
بیایید منصف باشیم :
📌 مگر نه اینکه همین ائمه جمعه در کرونا، در سیل، در زلزله، در اغتشاشات، در طرحهای اشتغالزایی، در محرومیتزدایی روستاها، همیشه پای کار بودند؟
مگر امام جمعهای که خودش داوطلبانه در محرومترین نقاط ایران حاضر میشود و دست مردم را میگیرد، ایرانی نیست؟
🔹 اما سوال اصلی : چرا اینهمه هجمه سازمانیافته، حسابشده و پرهزینه علیه نماز جمعهها وجود دارد؟
پاسخ ساده است:
📌 چون نماز جمعهها هنوز پایگاه بصیرت، هوشیاری، اتحاد ملی و روشنگری هستند.
وگرنه چرا بودجهی میلیون دلاری دشمنان نظام برای راهاندازی هزاران صفحه و کانال مجازی در حمله به نماز جمعه و نهاد روحانیت و در کل علیه جمهوری اسلامی است؟ آیا همین هزینههای هنگفت معاندین برای تخریب باورهای مردم، شما را نگران نمیکند؟
نقد اگر منصفانه، علمی و با نیت اصلاح باشد، نهتنها پذیرفته، بلکه واجب است.
اما اگر با تخریب، تمسخر، تحقیر، جعل ارقام، حذف واقعیت و تحریف نقشها آمیخته شود، دیگر اسمش نقد نیست؛ اسمش انهدام آگاهانه اعتماد اجتماعی به نفع دشمنان ایران است.
از امام جمعه مطالبه دارید؟ بسیار خوب.
از رسانههایی که پول میگیرند برای تخریب ایران چه مطالبهای دارید؟
پاسخها باید ریشه در آگاهی، ایمان، انصاف و تحلیل داشته باشند، نه احساسات خام و شعارهای تلگرامی.
✍🏻 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5740
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پرسیدهاید : عقلانیت ناب یعنی چه؟
پرسشی دقیق و درخورِ تأمل است. اما پیش از تعریف آن، باید پرسید : مگر عقل در نگاه شما چیست؟ ابزار هندسهوارِ تحلیلِ دادهها؟ توان حداکثری محاسبهی سود و زیان؟ یا چیزی فراتر از آن؟ عقلانیت ناب، نه صرفاً منطق صوری است، نه ابزار فایدهگرایی بازار.
✅ عقلانیت ناب یعنی عقلی که :
🔹 قدرت درک مبدأ و مقصد هستی را دارد،
🔹 در چارچوب حقیقتِ کلیِ هستی کار میکند،
🔹 مقید به حقیقت است، نه تسلیم مصلحت قدرت،
🔹 میان ابزار و هدف، تمایز مینهد،
🔹 میان عقل معاش و عقل معاد، تفاوت قائل است،
🔹 همزمان، تحلیلگر هستی است و هدایتگر انسان.
این همان عقلیست که در سنت اسلامی، نامش عقل هدایتگر است. عقلی که ابنسینا از آن دم زد؛ سهروردی آن را نور نامید؛ ملاصدرا آن را اساس حرکت جوهری هستی دانست؛ و امام خمینی ره ، آن را عقل متصل به وحی خواند. این عقل، محدود در ماشین و بازار و مصرف نیست؛ بلکه ناظر به کل هستیست.
■ اما عقلانیتی که امروز در نظامهای لیبرالسرمایهداری غالب شده، بیشتر یک ابزار محاسبهگر است تا کاشف حقیقت. عقل حسابگر است نه حقجو. عقل فایدهگراست، نه حقیقتمحور. در نتیجه:
📌 میپذیرد که انسان بیمعنا باشد،
📌 اخلاق نسبی باشد،
📌 دین افسانه باشد،
📌 و زندگی صرفاً تجربهای بیریشه برای لذت بیشتر.
✅ و این دقیقاً همان بحران عقلانیت در غرب مدرن است که بزرگانی چون هابرماس ، مکاینتایر ، و حتی پوپر به آن اعتراف کردهاند. پس اگر از عقلانیت ناب میپرسید، لطفاً بفرمایید: منظورتان کدام عقلانیت است؟ عقلِ تسلیمِ بازار؟ عقلِ رامِ ایدئولوژیهای سکولار؟ یا عقلِ متصل به حقیقتِ هستی؟
عقلانیت ناب، آن عقلانیتی است که انسان را به جایگاه حقیقیاش بازمیگرداند؛ نه آنکه او را در باتلاق نسبیت، شهوت، و بیهدفی رها کند.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5743
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام و درود بر شما که اهل پرسشید؛
و البته درود مضاعف، اگر اهل پاسخپذیری هم باشید...
🔻فرمودهاید که آنچه درباره عقلانیت ناب نوشتم، صرفاً ادعاست و خالی از حجیت. اجازه دهید در چارچوب جدال احسن و فلسفه استدلالی، چند نکته دقیق و روشن تقدیم کنم:
■ اصل ادعای من، صرف ادعا نبود؛ تحلیل بود.
آنجا که گفتم عقلانیت ناب یعنی عقل هدایتگر، مرادم عقلی بود که در سنت فلسفی اسلامی، به عقل نظریِ متصل به عقل فعال و در حکمت متعالیه به عقل شهودی و نوری ، تفسیر میشود.
در این منظومه، عقل نه فقط محاسبهگر سود و زیان که کاشف غایت و جهت هستی است. آیا این تبیین، صرف ادعاست یا شرح یک منظومه فلسفی؟ فرق هست میان بیدلیل گفتن و از یک مبنای حکمی تحلیل کردن.
■ مصادره به مطلوب؟ خیر؛ تبیین مبنای معرفتی.
وقتی ابنسینا، ملاصدرا، امام خمینی و دیگران را آوردم، نگفتم چون آنان گفتند، پس حق است؛ بلکه نشان دادم این تحلیل، ریشه در یک سنت اصیل فلسفی و عرفانی دارد که با متافیزیک هستیگرایانه معنا پیدا میکند.
اگر کسی بخواهد آن را نقد کند، باید وارد مقدمات آن دستگاه معرفتی شود، نه صرفاً بگوید: دلیل بیاور!!! بدون بررسی مبانی، نقد نتیجه، خطاست.
■ پرسیدهاید: حتی بر حجیت پیامبر هم باید دلیل اقامه کرد؟ بلی ، و ما کردهایم.
بر خلاف مدعای ابتر بودنِ استدلالها، متکلمان اسلامی در اثبات حجیت پیامبر (ص)، دهها قرن تلاش کردهاند:
از طریق اعجاز قرآن، تحدی، صدق دعوی نبوت، اطمینان تاریخی (تواتر)، و حتی استدلالهای عقلگرایانه بر امکان و ضرورت نبوت.
آیا واقعاً استاد ملکیان که خود به عقل تجربی سکولار قائل است، تمام آنهمه تلاش معرفتی را هیچ میداند؟ این دیگر انتقاد نیست، انکار تاریخی علم است.
■ شما از ملکیان گفتید؛ من از کانت، هابرماس، نصر، و حتی پوپر خواهم گفت.
اتفاقاً بزرگترین بحران فلسفه مدرن، بحران مرجعیت عقل محض است.
کانت، عقل را محدود به پدیدار دانست؛ هابرماس به عقل ارتباطی پناه برد؛ نصر عقل سنتگرا را بازخوانی کرد؛ حتی پوپر از حدود تجربهگرایی بیرون آمد. پس اگر کسی از عقلانیت مدرن، بت ساخته، بداند حتی بتسازان مدرن هم به او پشت کردهاند.
■ و اما درباره غرّه شدن به نوشتن چند کلمه...
اگر مخاطب ناآگاه باشد، باید ساده گفت؛ اگر اهل تفکر باشد، باید عمیق گفت. اما اگر کسی نه ساده میپذیرد، نه عمیق میکاود، فقط جار میزند که دلیل بده! دلیل بده! بدون ورود به مبانی، آنگاه گفتگو شبیه مناظره نیست؛ بیشتر شبیه هیاهوست.
و مگر خود استاد ملکیان، به نقل از ویتگنشتاین، نگفته است:
همهی جهان را با منطق نمیتوان در آغوش گرفت؛ گاه باید ایستاد و از فراسوی منطق نگاه کرد؟
✅ پس: من از عقلانیتی سخن گفتم که با فطرت، با هستی، با حقیقت، با معنای زندگی، و با پیوند ملک و ملکوت تعریف میشود — نه عقل چرتکهزن بازار بورس و قمار فلسفیِ شهوات مقدسنما.
📌 شما هم اگر از عقلانیت بدیل سخن میگویید، لطفاً:
۱. منظومهتان را روشن کنید؛
۲. منابعتان را تبیین نمایید؛
۳. حدود و ثغور عقل مدنظر خود را نشان دهید؛
۴. و برای آن، حجیت اقامه کنید؛
نه فقط مطالبهی برهان، بلکه عرضهی مبنا...
اگر اهل علمورزی هستید، فرش بحث پهن است، نه داد و هوار فلسفی.
اگر نه، به قول حافظ:
گر بر سر نفس خود امیری، مردی / در کشتی نوح اگر نشینی، خردی
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5746
📢 #اطلاعیه
🎙 فراخوان تحلیل قیام ۱۵ خرداد
به مناسبت سالروز قیام خونین و سرنوشتساز ۱۵ خرداد، از علاقهمندان و اندیشمندان دعوت میشود تا تحلیل صوتی خود را پیرامون ابعاد فرهنگی، سیاسی، تاریخی یا دینی این قیام ارائه دهند.
🔹 نکته مهم: لطفاً از بازخوانی صرف وقایع تاریخی پرهیز کنید و تمرکز خود را بر ارائهی تحلیل عمیق و نگاه راهبردی قرار دهید.
📅 مهلت ارسال: تا فردا شب
🎁 به بهترین تحلیل صوتی، جایزه ای اهدا خواهد شد.
📩 ویس خود را ارسال نمایید به:
👉 @musa1364