طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما نه تحلیل است، نه نقد؛ بلکه خشمِ بیسامان است که در قالب شعار تخلیه میشود. اگر فقر و فلاکت، دلیل نفی دین و دینداری بود، پس باید تمام تاریخ بشریت را بیدین و تهی از معنا اعلام میکردیم؛ چون رنج اقتصادی در همه زمانها بوده، هست و خواهد بود؛ با دین و بیدین، با شاه و جمهور.
■ شما میفرمایید نیاز به عدد و تحلیل نیست، چون میدانید اگر وارد تحلیل شویم، معلوم میشود بسیاری از دردهایی که به نام روحانیت فریاد میزنید، از بیتدبیری مدیرانیست که هیچ ربطی به لباس دین ندارند.
■ اگر قرار بود با دیدن چند چاله خیابان یا تورم بازار، اصل دین زیر سؤال برود، پس باید با دیدن جنگهای جهانی، بمباران اتمی، نسلکشیها و بحرانهای اخلاقی غرب، کل تمدن مدرن را زیر خاک میکردیم. چرا آنجا تحلیل لازم است، ولی اینجا مزخرفات؟!
■ فقر هست، بله. ولی ریشه فقر را در دوری از دین جستوجو کنید، نه در دین. مگر دین گفته مردم را گرانفروش کنید؟ ربا بگیرید؟ احتکار کنید؟ مگر روحانیت مردم را به کمکاری و دروغ و طمع دعوت کرده؟ اگر واقعاً به قرآن عمل میشد، آیا فقر و ظلم اینگونه میماند؟ یا عدالت، امانتداری، و انفاق جای حرص و دزدی را میگرفت؟
■ حقیقت این است که شما به جای نقد سیستم یا اصلاح وضع، در حال پاک کردن صورتمسألهاید. همانطور که بیماران از پزشک فرار میکنند، چون نسخهاش تلخ است، شما هم از حرف حساب، به توهین پناه بردهاید. اما بدانید هیچ حقیقتی با فحاشی نمیمیرد، و هیچ فحاشی حقیقت نمیآفریند.
✅ یک جمله پایانی برایتان دارم ؛ اگر حرف حق، مزخرف بهنظر میرسد، شاید باید آینه را تمیز کرد، نه آنکه آن را شکست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5844
🔴 وقتی طلبه انقلابی از آزمون استخدامی حذف میشود و درسهایی چون مطهری، وصیتنامه حاج قاسم و جدال دو اسلام از محتوا کنار میروند،
فقط یک استخدام محدود نمیشود؛ بلکه ذهن نسل آینده را از هویت تهی میکنند
این نه اصلاح، بلکه #سکولاریزهکردن خزنده آموزش در کشور اسلامی است.
#آموزش_و_پرورش
#طلاب
#نفوذ_فرهنگی
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5846
طلوع فکر و اندیشه
🔴 پاسخ شما نه نقد است، نه تحلیل، نه حتی گفتوگوی انسانی؛ بلکه عصبانیتیست که جز اهانت، سلاحی ندارد. اما بدانید: هرچه سطح استدلال پایینتر میآید، حجم توهین بیشتر میشود؛ و این دقیقاً همانجاییست که مخاطب عاقل، به جای واکنش، لبخند میزند.
■ شما میفرمایید : چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است؛ بله، درست است. عیان است که فقر هست، ولی نه به خاطر دین؛ به خاطر بیدینی در رفتار مدیران، دروغها، فسادها، اختلاسها، و دنیاطلبیهایی که دین آنها را حرام کرده، ولی برخی با ریش و کراوات، آن را حلال جلوه دادهاند.
■ گفتید دین دیگر جایی در ایران ندارد. این گزاره را شما گفتید، نه ملت ایران. اگر دین جایی ندارد، پس این خیل عظیم زائران اربعین، این شبهای قدر، این میلیونها نفر که به محتوای دینی گوش میدهند، چه هستند؟ سایههای توهم شما؟
■ گفتید شما در جایگاه تشخیص حق نیستید.
سؤال این است: آیا شما هستید؟ چه کسی به شما این حق را داده که با همین جمله، خود را در موضع داوری و دیگری را بیمار بخوانید؟ حق را از کجا میسنجید؟ با عقل؟ با دل؟ با تجربه؟ دین از همین ابزارها استفاده میکند، با این تفاوت که شما از آنها برای حذف دین بهره میگیرید، و ما برای کشف حقیقت.
■ و اما اتهام بیمار بودن ؛ اگر کسی با دلیل و منطق حرف بزند، اما پاسخ بشنود : تو مریضی ، آنکه درگیر فرافکنیست، خودش است، نه طرف مقابل. این دقیقاً نشانهی تمام شدن منطق است، و آغاز فریاد.
✅ ما به جای اینکه مردم را دشمن فرض کنیم، به درمان درد فکر میکنیم. شما اما به جای درمان، به سرزنش و تخریب مشغولید؛ مثل کسی که به جای خاموش کردن آتش، با مشت به آتشنشان حمله میکند.
و جملهی پایانی شما هم یک آینه دیگر میطلبد:
کسی که آینه را دوست ندارد، معمولاً از دیدن چهره خودش ناراحت است، نه از آینه.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5847
طلوع فکر و اندیشه
🔴 شما فرمودید: شماها غیر از فساد، دزدی، رانت و حرامخواری چیزی ندارید.
آیا با این گزاره، همهی متدینین، علما، طلاب و مؤمنان تاریخ و حال را به یک چوب میرانید؟ پس با همین منطق، آیا اگر در میان پزشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه یا حتی روشنفکران هم، فرد فاسدی یافت شود، باید گفت : شماها همه...؟
این شیوهی قضاوت، نه علمیست، نه عادلانه. همان قرآن و دینی که ما به آن استناد میکنیم، فساد را محکوم کرده؛ اما شما به جای محکوم کردن فاسد ، آمدهاید و کل یک جریان فکری و اعتقادی را حذف کردهاید. این پاککردن صورتمسئله است، نه حل آن.
■ گفتید: شما ریش دارید ولی ریشه ندارید.
اولاً، ما ریش را دلیل حقانیت نمیدانیم؛ آن را نشانهای از سنت پیامبر (ص) میدانیم. اما اگر کسی بخواهد از ظاهر افراد نتیجه باطل بگیرد، به همان اندازه سطحی است که کسی با دیدن کراوات، فوراً بگوید طرف غربزده است. نه کراوات نشانهی گناه است، نه ریش نشانهی عصمت. باید با معیار عقل و اخلاق، افراد را سنجید.
و دوم، ریشه را نه با ظاهر میسنجند و نه با شعار. آنکه سالهاست در کنار مردم، در مناطق محروم، در دفاع مقدس، در امداد رسانی، در تربیت و آموزش جوانان حضور دارد، ریشهدار است، نه آنکه از پشت صفحه مجازی فقط ناسزا میفرستد.
■ گفتید: اعتقاد، شخصیست و ربطی به آخوند و ملا ندارد.
بله، اعتقاد ریشه در قلب دارد، اما آیا کسی که درباره قلب و روان چیزی نمیداند، میتواند ادعا کند که نسخهی صحیح ایمان را میشناسد؟ همانطور که سلامت جسم را از طبیب میپرسند، سلامت روح را هم باید از متخصص دین پرسید.
هیچکس نگفته واسطهی بین مردم و خدا هستیم؛ اما وقتی مردم سؤالات دینی دارند، خودشان سراغ عالم دین میروند. همانطور که بیمار سراغ پزشک میرود. این نه سلطه است، نه واسطهگری؛ بلکه خدمت است.
■ گفتید: شما بر هم زنندهی اعتقادات مردم هستید.
آیا دعوت به نماز، روزه، عدالت، صداقت و اخلاق، بر هم زدن اعتقادات است؟ اگر کسی با نام دین، خلاف دین عمل کرده، آیا راهحلش کنار گذاشتن دین است؟ یا پاکسازی صف دین از مدعیان دروغین؟
ما نیز با شما همدردیم از فساد و تبعیض. اما فرق ما این است که به جای انکار اصل، دنبال اصلاح هستیم؛ و این همان کاری است که انبیا و اولیا کردهاند.
■ و اما اینکه گفتید: شما خودِ شیطاناید.
این جمله، بیش از آنکه توصیفی از ما باشد، آیینهایست برای خودتان. هرگاه کسی به جای نقد، به ناسزا پناه ببرد، یعنی استدلالش ته کشیده. اگر کسی به جای گفتوگو، با انگ و اتهام صحبت کند، دیگر مخاطب او نیست که باید شرم کند، بلکه خود اوست که باید بازنگری کند.
✅ ما هنوز هم آماده گفتوگوی محترمانهایم؛ نه برای اینکه نظر شما را تحمیل کنیم، بلکه برای اینکه باهم، حقیقت را کشف کنیم. اگر روزی رسید که به جای شما بدید ، گفتید : چه باید کرد؟ ، آن روز گفتوگویمان آغاز میشود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/5851
طلوع فکر و اندیشه
🔴 سلام علیکم ؛ پیامتان آمیختهای بود از زخم زبان، قضاوت شتابزده و حملهای پنهان به کلیت نظام. اما از آنجا که ادب اختلاف و حکمت جدال احسن در فرهنگ ما ریشه دارد، ناچارم با استدلال سخن گویم، نه با احساسات و طعنهها.
اولاً:
دفاع بنده از شخصیتهای دینی یا مسئولان، هرگز مطلقگرایانه نبوده و نیست. حمایت از آقای صدیقی ـ صرفنظر از مسائل خانوادگی وی که هنوز ابعاد آن روشن و قطعی نیست ـ به سبب جایگاه ایشان در ترویج معارف دینی، خطبههای روشنگرانه و دفاعهای ایشان از اصول انقلاب بوده، نه حمایت کورکورانه از یک فرد یا خانواده.
ثانیاً:
اگر فرزندی از یک عالم دینی مرتکب خطا شده باشد، در منطق اهل ایمان، خطای فرد را نباید به پای پدر نوشت. مگر در تاریخ کم داشتهایم پدرانی اهل صلاح و فرزندانی اهل انحراف؟ مگر پسر نوح (ع) درس عبرت مؤمنان نیست؟ آیا از این رخدادها باید برای تخریب نظام یا روحانیت سوءاستفاده کرد؟ این، همان مغالطهی تعمیم نارواست.
ثالثاً:
آنچه شما فهم و شعور مردم نام بردید، دقیقاً همان چیزی است که امروز اجازه نمیدهد هر شایعه، هر تیتر جنجالی، و هر بازی رسانهای دشمن، بیپاسخ بماند. مردم، فرق خطا و خیانت را میفهمند. فرق اصل نظام با خطای افراد را نیز.
رابعاً:
اگر حمایتهای گذشتهی ما، ناشی از شناخت عملکرد دینی و انقلابی افراد بوده، نه تنها خطا نبوده، بلکه وظیفهی شرعی و انقلابیمان بوده است. بر عکس، بیتفاوتی و سکوت در برابر جریانات تخریبی و هجمههای بیمنطق، خیانت به حقیقت است.
خامساً:
اگر گمان کردهاید که با چند جملهی احساسی میتوان باور یک طلبهی تحلیلگر را به بازی گرفت، باید عرض کنم که اینجا عرصهی جدال اهل منطق است، نه زمین بازی شبهات فضای مجازی.
در پایان، جملهای از امام خمینی (ره) را هدیه میدهم:
ما مأمور به تکلیفیم، نه نتیجه. حمایت از حق، حتی اگر به ظاهر به ضرر ما تمام شود، باز هم فوز عظیم است.
و اگر نقدی علمی و مستدل دارید، نه طعن و تهمت و تعبیرات سخیف، بسمالله.
اما اگر تنها بر موج احساسات سوار شدهاید، بدانید در دریای بصیرت مردم، این موج فرو خواهد نشست.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5852
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جملهای که فرستادید، بیش از آنکه نشانهی عقلانیت باشد، تابلوییست از ناتوانی در گفتوگو.
اینکه با احمقها بحث نکنید ؛ را سپر دفاعی قرار دادهاید، یعنی منطقتان در میدان گفتوگو کم آورده، و حالا به جای پاسخ، دارید به توهین متوسل میشوید.
اما این جمله مشهور، اگر دقیق فهم شود، اول از همه دامن خودِ گویندهاش را میگیرد. چون کسی که بهجای پاسخ منطقی، طرف مقابل را احمق مینامد، در واقع دارد فریاد میزند که دیگر چیزی برای گفتن ندارد.
بیایید فرض کنیم من همان احمقی باشم که شما گفتید. اگر حرفم به اندازهای ضعیف بود، چرا نتوانستید با استدلال جوابش را بدهید؟
آیا مگر وظیفهی عقلای قوم، هدایت نیست؟
پس چرا بهجای راهبری، به سلاح تحقیر پناه بردید؟
آیا این سبکِ سخن، شایستهی کسیست که ادعای فهم و دانایی دارد؟
🔹 پیامبر اسلام (ص) حتی با جاهلان قریش، با حلم و حکمت گفتوگو میکرد.
🔹 امیرالمؤمنین (ع) حتی در برابر خوارج، زبان استدلال گشود، نه ناسزا.
بنابراین اگر گفتوگو با مخالف، شما را اینقدر عصبانی کرده که زبانتان از استدلال به تحقیر پناه برده، بهتر است پیش از بحث با دیگران، ابتدا با خویشتن خودتان گفتوگو کنید.
✅ ما برای روشنگری آمدهایم، نه برای تحقیر؛
✅ برای پاسخ آمدهایم، نه برای فحاشی.
✅ ما سطح بحث را بالا بردهایم، اگر کسی نمیتواند در آن سطح گفتوگو کند، مسئله از ناتوانی در فهم است، نه از کمعقلی مخاطب.
✍️ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/5854