eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
1.1هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1هزار ویدیو
34 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
طلوع فکر و اندیشه
🔴 کسی که به جای استدلال، ناسزا می‌نویسد، قبل از آنکه دیگری را تخریب کند، شخصیت خود را به تاراج می‌گذارد. باور کنید توهین‌های پی‌درپی، نه قدرت شما را نشان می‌دهد، نه ضعف من را؛ تنها ضعف گفتمان شما را عیان می‌کند. 🔹 اولاً: اینکه گفتید : من مثل تو جیره نمی‌گیرم!! فرضی بی‌اساس و اتهامی تهی است. اگر حرف من وزن نداشت، این‌همه خشم و توهین برای چه؟ این جمله بیشتر از آنکه من را متهم کند، نشان می‌دهد شما طاقت شنیدن یک پاسخ مستدل را ندارید و مجبور شده‌اید با برچسب‌زنی از بحث فرار کنید. 🔹 ثانیاً: اگر کسی واقعا در خواب دیده و بر مسند قدرت نشسته، این ملت است که او را نگاه داشته، نه خوابش. بهتر است از مردم نترسید، بلکه صدایشان را بشنوید. اتفاقاً برخلاف تصویر شما، او نه با تانک و کودتا که با پشتیبانی توده‌ای بزرگ از مردم به این جایگاه رسید. ممکن است با او مخالف باشید، اما حذف واقعیت‌های تاریخی و اراده‌ی ملت، چیزی از حقیقت نمی‌کاهد. 🔹 ثالثاً: گفتید :۸۰ میلیون را با فقر کشته!! اما نگفتید چه شد که تحریم‌های بی‌سابقه، ترورهای اقتصادی، و جنگ رسانه‌ای در این کشور پیاده شد؟ آیا آمریکا و غرب که ادعای دموکراسی دارند، برای این ملت آرزوی خوشبختی دارند؟ آیا وقتی هر راه تنفسی ملت بسته شد، تقصیر را تنها باید گردن یک نفر انداخت؟ 🔹 رابعاً: اگر جمهوری اسلامی را دیکتاتوری می‌دانید، چرا این‌همه رسانه، آزادی برای توهین، برگزاری انتخابات و حتی همین بحث‌های مجازی وجود دارد؟ در کدام دیکتاتوری شما می‌توانستید با این شدت توهین کنید و هنوز با آرامش به حرف زدن ادامه دهید؟ 🔹 خامساً: دفاع ما از این نظام، دفاع از مردمی است که هنوز با وجود مشکلات، دل از انقلابشان نبریده‌اند؛ دفاع از ایمان، فرهنگ، استقلال، و نه دفاع از هیچ انسان مقدسی. هر فردی خطا کند باید نقد شود، اما مسیر عدالت از جاده انصاف می‌گذرد، نه نفرت. ✅ اگر روزی مردم ما به قله برسند، نه به‌خاطر فحاشی شماست، و نه حتی به‌خاطر مدافعان نظام؛ بلکه به‌خاطر آن‌هایی است که با صبر، علم، منطق و تلاش، در عین نقد منصفانه، ایران را ساختند، نه سوزاندند. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم تغییر از درون آغاز می‌شود، نه از فحاشی به دیگران. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5884
🔵 غدیر؛ آزمون همیشگی ولایتمداری در میان انبوه حوادث صدر اسلام، هیچ رویدادی به گستره، وضوح و اهمیت غدیر نمی‌رسد. روزی که پیامبر اسلام، در واپسین حج خود، در میانه‌ی راه بازگشت، فرمان ایست داد و هزاران نفر را در گرمای سوزان غدیر خم گرد آورد تا آخرین مأموریت الهی خود را به انجام رساند: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این جمله، نه یک توصیه‌ی اخلاقی، بلکه اعلام یک مأموریت الهی بود؛ بیعت با حق و وفاداری به ولایت. 🔸 اما پرسش اساسی این‌جاست: امروز، شیعه‌ی علی در برابر غدیر چه مسئولیتی دارد؟ غدیر، فقط یک واقعه تاریخی نیست که در تقویم به‌عنوان عید ثبت شده باشد. غدیر، امتحان دائمی وفاداری به مسیر امامت است. اگر در آن روز، عده‌ای از بیعت گریختند، امروز، خطر فراموشی یا سطحی‌سازی غدیر در میان ما وجود دارد. نخستین وظیفه‌ی شیعه، شناخت است. شناخت غدیر، صرفاً به معنای دانستن واقعه‌ای تاریخی نیست، بلکه درک عمق آن به‌عنوان حلقه‌ی وصل نبوت و امامت، و چراغ راه آینده‌ی اسلام ناب است. بی‌اطلاعی از حقیقت غدیر، زمینه‌ساز انحرافات فکری و تزلزل در عقیده‌ی نسل امروز خواهد بود. دوم، تبلیغ و تبیین غدیر است. جامعه‌ی شیعه باید بتواند با منطق، مستندات تاریخی، استدلال عقلی و آیات قرآن، پیام غدیر را در عرصه‌ی ملی و جهانی عرضه کند. غدیر، پیام عدالت، شایسته‌سالاری، و رهبری الهی است؛ پیام‌آور همان چیزی که جوامع امروزی در پی آن هستند. سوم، ولایتمداری عملی است. دفاع از ولایت، به‌ویژه در دوران غیبت، به تبعیت از رهبری دینی و مقابله با جریان‌های تحریف‌گر باز می‌گردد. نمی‌توان محب علی بود، اما در مسیر علی حرکت نکرد. نمی‌توان غدیر را گرامی داشت، اما در برابر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی سکوت کرد. چهارم، زنده نگه‌داشتن شعائر غدیری است. اطعام، جشن، سرود، مقاله، مستند، و حتی منش اجتماعی ما باید گویای باور به غدیر باشد. غدیر باید به‌جای حبس در هیئت‌ها، وارد بطن فرهنگ عمومی جامعه شود. نسل جدید، نیازمند زبانی نو، هنری اثرگذار و روایتی زنده از غدیر است. غدیر، قله‌ای است که تنها با عمل صالح، بصیرت، وفاداری، و دفاع از حق می‌توان به آن رسید. شیعه‌ی غدیری، نه در شعار، که در کنش‌های اجتماعی و اخلاقی‌اش شناخته می‌شود. ✅ غدیر به ما می‌گوید: ولایت، تداوم رسالت است ، و دفاع از ولایت، دفاع از عقلانیت، اخلاق و حقیقت است؛ وظیفه‌ای همیشگی برای هر آن‌کس که خود را پیرو مکتب اهل بیت می‌داند. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5886
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جنابِ مدعیِ حقیقت، اگر سخن گفتن شما نشانه‌ی آزاداندیشی است، پس بگذارید من هم با زبانی متین و منطقی، پاسختان را بدهم. نخست آن‌که، روش شما نه نقد است و نه تحلیل، بلکه تراوشات خشم فروخورده‌ای‌ست که پشت ادبیاتی تمسخرآمیز پنهان شده است. این، نه از آزادگی است و نه از شجاعت، بلکه نشانه‌ی تهی‌دستی فکری و فقدان منطق گفت‌وگویی‌ست. شما مرا به دفاع از شخص یا اشخاصی خاص متهم می‌کنید، حال آن‌که من مدافع یک اصل‌ام: اصل عدالت در داوری و انصاف در سخن. اگر فردی متهم است، راه آن دادگاه و دلیل و سند است، نه قضاوتِ احساسات در کانال‌ها و کافه‌ها و فضای مجازی. شما که فریاد آزادی سر می‌دهید، آیا معنای آزادی را نمی‌دانید؟ آزادی یعنی قدرت اعتراض در چارچوب اخلاق، نه اسارت در عقده‌های انباشته‌شده و تحقیر دیگران. به راستی، اگر کسی مدافع منطق، انصاف، قانون و شرافت سخن باشد، آیا باید با برچسب و تمسخر به حاشیه رانده شود؟ دشنام، واکنش عاجزانه‌ی کسی است که از اقامه دلیل ناتوان مانده است. همان‌طور که قرآن کریم فرمود: قُل هَاتُوا بُرهانَکُم إِن کُنتُم صادقین. پس اگر راست می‌گویید، به جای شعار، برهان بیاورید؛ به جای هیاهو، حجت اقامه کنید. و اما در مورد : یادته می‌گفتی تهمت نزنید؟ بله، هنوز هم می‌گویم: تهمت، ابزار جاهلان است. اگر من بر مدار اخلاق حرکت کردم و گفتم بی‌مدرک سخن نگویید، نشان دادم که هنوز بقایای اخلاق اسلامی در وجودم زنده است. شما اما، ظاهراً برای تخریب خصم، از هر سلاحی و لو دروغ و تحقیر استفاده مشروع می‌دانید. ✅ پس اجازه دهید با یک جمله سخن را تمام کنم: شرافت ما در روش گفت‌وگوست، نه در شدت فریاد. من همچنان مدافع عقلانیت‌ام، شما هم اگر چیزی بیش از خشم و تمسخر برای عرضه دارید، بفرمایید. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5887
🌷بسم الله 🌷 ما 18ساله هر روز⏰ صبح ها در بین الطلوعین پای تدبر در قرآن محفل برگزار کردیم ▁▃▃💞🍃💞▃▃▁ 🍀باقران .........درپخش زنده تدبر قرآنی هرروزه شرکت می کنید 🌟باقران .........ختم سحرگاهی 🌟باقران ........تغییراتی سریع دارید 🌟باقرآن ......... 🍃 ،کانالی شاد و معنوی باتدبرات قرآنی که شما را شگفت زده خواهد کرد https://eitaa.com/joinchat/1686110466C88d8b794d3 فقط یک هفته مهمان ماشوید☝️
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب آقای علوی سلام علیکم خن شما، به ظاهر دغدغه‌مندانه و مردم‌محور است، اما در واقع آکنده از قیاس‌های ناتمام، مغالطات روان‌شناختی، و وارونه‌نمایی فرهنگی است. 🔹 نخست : فرمودید فعالیت‌های فرهنگی نتوانسته ارزش‌های خود را غالب کند. پرسش این‌جاست: کدام ارزش؟ کدام غالب؟ با چه معیار سنجیده‌اید؟ اگر منظورتان از غلبه ، تبعیت کامل نسل نو از ظواهر غربی است، اتفاقاً این خود نشانه‌ی تهاجم فرهنگی و نیاز شدید به فعالیت فرهنگی هدفمند و نه انفعال است. فرهنگ، در میدان رها شده و شمایی که از نتایجش گلایه دارید، خود به‌جای میدان‌داری، تماشاچی شده‌اید. 🔹 دوم: شما از نسل آینده‌ساز سخن می‌گویید، اما آینده‌سازی بدون هویت، یعنی نسلی که موتور دارد ولی قطب‌نما ندارد. نسل آینده‌ساز، اگر تسلیم مصرف‌گرایی، تقلید ظاهری، و تجمل‌گرایی بی‌ریشه شود، دیگر نه آینده‌ساز است، نه مستقل، بلکه مصرف‌کننده‌ی محصولات هویتی دیگران است. 🔹 سوم: نفی تلاش فرهنگی با این استدلال که ، چون موفق نشدید پس حق ندارید با ناهنجاری مخالفت کنید، مانند آن است که بگویید: چون پزشکی نتوانسته همه بیماری‌ها را درمان کند، پس اصلاً حق ندارد به درمان ادامه دهد. ما می‌پذیریم که ضعف‌ها بوده، ولی شما نیز بپذیرید که ترک میدان فرهنگ، خیانت به آینده‌سازانی است که شما از آن‌ها دم می‌زنید. 🔹 چهارم: اتهام انگ‌زنی به قشر دغدغه‌مند، خود نوعی خشونت کلامی و تحریف حقیقت است. ما به دنبال برچسب زدن نیستیم، بلکه معتقدیم برخی نمادهای سبک زندگی غرب‌زده، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریشه در پروژه‌های تغییر ذائقه فرهنگی دارند. و این را باید دید، شناخت و مهار کرد، نه توجیه. 🔹 پنجم و مهم‌تر؛: فرهنگ‌سازی تنها با تسلیم شدن به امواج جهانی اتفاق نمی‌افتد، بلکه با پایمردی، نقد عالمانه، پالایش درونی، و در عین حال نوسازی فکر و روش ممکن است. راه اصلاح جامعه، تعطیلی نهادهای دینی یا سکوت فرهنگی نیست؛ بلکه بازخوانی میراث، بازآفرینی گفتمان، و هم‌افزایی عقل و ایمان است. ✅ بله، ما نیز خواهان نوسازی فرهنگی هستیم؛ اما نه با پاک کردن صورت مسأله و تسلیم شدن به فشار رسانه‌ها، بلکه با جرأت در نقد غرب‌زدگی، صداقت در اصلاح خود، و پایبندی به اصول اصیل دینی و ملی. شما از خواست مردم سخن می‌گویید؛ ما می‌پرسیم: آیا خواست مردم هر چه بود، باید بی‌چون و چرا پذیرفته شود؟ آیا این همان منطق پوپولیسم فرهنگی نیست؟ یا شما خواهان آن‌اید که عقل و وحی را تابع خواست لحظه‌ای بازار ذوق و ذائقه کنید؟ ✍️ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/5890
در جمکران دعا گوی عزیزان هستم
شلیک به سگ‌ها! ✍سعید معدنی باور می‌کنید این روزها که جامعه ایران در منجلاب انواع پدیده‌های مخرب مثل بیکاری و گرانی کمرشکن، ناامنی و فقر و فاصله وحشتناک طبقاتی و همچنین احتمال حمله بیگانگان و ده‌ها مسئله و مشکل گرفتار است، دادستان‌های برخی شهرهای ایران اسلحه‌ی قانون را به سوی «سگ و سگ گردانی»! گرفته اند؟! باور می‌کنید در حالی که بیش از ۹۰ درصد پدران ایرانی به قول قدیمی‌ها «شرمنده زن و بچه شان» هستند، قرار است ماموران ببیند چه کسی داخل ماشین‌اش سگ دارد؟! باور می‌کنید در کشوری که نیمه شب‌ها در بخشی از پارک ها و خیابان های پایتخت‌اش کرور کرور معتاد ریخته و مواد خرید و فروش می شود، قرار است انرژی و توان نیروی انتظامی برای نظارت بر سگ‌های مردم هزینه شود؟! باور می‌کنید در جامعه ای که تورم تباه کننده‌ی زیست و اخلاق مردم است، تورمی که ساعت به ساعت افزایش پیدا می‌کند و شما اگر صبح کالایی نخرید معلوم نیست یک ساعت دیگر توان خرید آن را داشته باشید یانه؟ در چنین جامعه ای دغدغه و نگرانی حافظان امنیت جامعه سگ گردانی بوده و قرار است بودجه مملکت صرف جلوگیری از آن شود. نمی دانم چرا وقتی به این موضوع فکر می‌کنم یاد فیلم سینمایی «شلیک به سگ ها» (shooting dogs) به کارگردانی مایکل کاتن که در سال ۲۰۰۵ ساخته شده می‌افتم. محور و هسته اصلی داستان فیلم، واقعی بوده و حاصل مشاهدات دیوید بلتن تهیه کننده بخش خبری بی بی سی در کشور رواندا در سال ۱۹۹۴ است. فیلم «شلیک به سگ‌ها» از آن نوع فیلم هایی است که اگر یکبار ببینید دیگر فراموش نمی‌کنید و هرازگاهی به مناسبتی یا شنیدن خبری یاد آن می افتید. در سال ۱۹۹۴ هواپیمای حامل رییس جمهور رواندا که از قبیله « هوتو» ها بوده با یک موشک زمین به هوا در فرودگاه کیگالی پایتخت این کشور سقوط می‌کند. هوتوها این ترور را به اهالی قبیله رقیب یعنی «توتسی»‌ها نسبت دادند و شورش خشونت‌باری علیه آنها شروع کردند و یک نسل کشی وحشتناک به معنای واقعی و گسترده رخ داد.‌ آنها با تفنگ و دشنه و ساطور و چماق و هر وسیله‌ای که دم دست داشتند به قتل‌عام توتسی ها پرداختند. این کشتار بیش از سه ماه ادامه داشت. حدود ۸۰۰ هزار نفر از جمعیت ۸ میلیونی(یعنی یک دهم جمعیت کشور) کشته شدند و بیش از دو میلیون به کشورهای همسایه فرار کردند. در این میان سربازان اعزامی سازمان ملل فقط به طرف سگ ها که اجساد رها شده توتسی ها را می‌خوردند شلیک می‌کردند تا آنها را پراکنده کنند، و بنا بر وظیفه و ماموریت، با جنایتکاران کاری نداشتند.‌ امروز هم تصمیم گیران قوه قضاییه ما با مسئولان، مدیران و تصمیم‌گیران مملکتی و رانتخواران که جامعه را به این فلاکت و تباهی و گرانی و تورم افسارگسیخته رسانده‌اند کاری ندارند و با سلاح قانون کمک نمی کنند تا وضعیت مردم درمانده در نان روزمره بهبود یافته تا اندکی از رنج‌شان کاسته شود. این‌ همه را رها کرده و تفنگ قانون را به سوی «سگ و سگ گردانی»! نشانه رفته اند. همانطور که سربازان اعزامی سازمان ملل در رواندا با قاتلان مردم کاری نداشتند و سربازان اجازه داشتند به سوی سگ ها شلیک کنند. ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
طلوع فکر و اندیشه
شلیک به سگ‌ها! ✍سعید معدنی باور می‌کنید این روزها که جامعه ایران در منجلاب انواع پدیده‌های مخرب مث
🔴 جناب سعید معدنی ؛ سلام علیکم نقد اجتماعی در ذات خود امری شریف است، اما وقتی این نقد از دایره انصاف و واقع‌نگری خارج شود و بر محور احساسات و قیاس‌های مع‌الفارق استوار گردد، نه تنها حقیقت را روشن نمی‌کند، بلکه آن را در مه توهّم فرو می‌برد. 🔹 نخست : قیاس رواندا با ایران، به غایت نادرست و غیردقیق است. رواندا در سال ۱۹۹۴ یک کشور فروپاشیده و بی‌دولت بود، گرفتار در باتلاق قومی و خالی از هرگونه ساختار ملی. در آنجا دولت مرکزی فرو ریخته بود، ارتش، خود بخشی از کشتار بود. کجا ایران ۱۴۰۴ با آن شباهت دارد؟ در ایران، علی‌رغم همه مشکلات، ساختار منسجم حکمرانی، امنیت داخلی، وحدت ملی، و حاکمیت قانون برقرار است. 🔹 دوم: آیا رسیدگی به معضل سگ‌گردانی ـ به‌خصوص در معابر عمومی، خودروها و مکان‌های عمومی که موجب اخلال در نظم و امنیت اجتماعی و فرهنگی شده ـ نشانه بی‌توجهی به سایر بحران‌هاست؟ این تفکر که ؛ چون مشکل اقتصادی هست، پس باید همه چیز را رها کرد ، درست مانند آن است که بگوییم چون بیمار سرطانی داریم، نباید سرماخوردگی کسی را درمان کرد! اداره جامعه هم‌زمان بر چند جبهه ممکن است، نه تک‌خطی. 🔹 سوم: مگر نه اینکه حفظ هویت فرهنگی و امنیت روانی جامعه، وظیفه‌ی ذاتی قوه قضاییه است؟ پدیده سگ‌گردانی نمایشی در خیابان‌ها و پارک‌ها، علاوه بر آسیب‌های جسمی (حملات سگ) و روانی (ترس کودکان و سالمندان)، نوعی تحقیر سبک زندگی ایرانی‌اسلامی و جلوه‌ای از غرب‌زدگی مصرف‌گراست؛ مبارزه با آن، بخشی از رسالت فرهنگی و امنیتی نظام اسلامی است. 🔹 چهارم: آقای معدنی ؛ چرا شما یک‌بار قلم را به سوی سوداگران رسانه‌ای، اشراف رانت‌خوار، قاچاقچیان فرهنگی، مروّجان سبک زندگی حیوان‌محور و دشمنان هویت دینی مردم این سرزمین نمی‌چرخانید؟ چرا تلاش نیروهای قضایی برای مقابله با ناهنجاری‌های سبک زندگی و بی‌حیایی عمومی را تمسخر می‌کنید؟ 🔹 پنجم: اتفاقاً همین اقدام قوه قضائیه برای مقابله با عادی‌سازی سگ‌گردانی در خودرو و پارک‌ها، نشانه‌ی درایت در حفظ مرزهای فرهنگی و پاسداری از امنیت اجتماعی است. ما اگر امروز به ظاهر ساده‌نمایی‌هایی مانند سگ‌گردانی در خودرو بی‌تفاوت بگذریم، فردا باید در برابر پیاده‌روی نیمه‌برهنه و نمایش رفتارهای غیرشرعی در خیابان‌ها نیز ساکت بمانیم. ✅ ما هم با گرانی و بیکاری موافق نیستیم. ما هم عدالت اقتصادی را فریاد می‌زنیم. اما حل مشکلات معیشتی نباید بهانه‌ای برای انحلال هویت فرهنگی و اخلاقی جامعه شود. جمهوری اسلامی باید هم‌زمان با جنگ اقتصادی، جبهه فرهنگی را هم زنده نگه دارد. نه به قیمت شکم، روح جامعه را بفروشد؛ و نه به بهانه فرهنگ، نان مردم را نادیده بگیرد. 📌 در مکتب ما، هم افقار الناس مهم است، هم أرواحهم. 🔹 قوه قضاییه اگر با رانت‌خوار نجومی برخورد کند، قابل تقدیر است. 🔹 اگر با سگ‌گردانی ریاکارانه‌ی روشنفکرمآب‌ها نیز مقابله کند، باز هم قابل تقدیر است. ✍ موسی آقایاری
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب سعید معدنی ؛ سلام علیکم نقد اجتماعی در ذات خود امری شریف است، اما وقتی این نقد از دایره انص
آقای موسی آقایاری سلام در پاسخ به نوشته شما چند نکته را یادآور می شوم.‌ ۱- اشکال گرفته‌اید که چرا ایران کنونی را با رواندای فروپاشیده و بی دولت مقایسه کرده ام. ولی من چنین قیاسی نکرده ام من تصمیم مسئولان در ایران را با نیروهای حافظ صلح سازمان ملل مقایسه کرده‌ام که بنا به ماموریت خود، به جای حفاظت از جان انسانها، فقط به سگ ها شلیک می‌کردند. وگرنه همگان می دانند وضعیت این دو کشور متفاوت و قیاس آن خنده‌دار است. همین که نقد می‌نویسیم یعنی انتظار داریم سیستم در کارها و سیاستگذاری هایش کمی تامل کند وگرنه در وضعیت رواندایی نیازی به نوشتن نقد نیست. فقط باید از معرکه گریخت و جان سالم بدر برد! ۲- در فراز دوم، پرداختن به بحث سگ گردانی را در کنار پرداختن به سایر کارها دانسته‌اید اما باور بفرمایید اینگونه نیست. در حوزه معیشت مردم غفلت های فراوانی وجود دارد و گرانی و فقر و تورم افسارگسیخته بسیاری از خانواده ها را در آستانه فروپاشی قرار داده. من فقط قیمت دو سه کالا را که به زندگی توده مردم گره خورده با ده سال پیش مقایسه می‌کنم و شما قضاوت کنید که جامعه در چه فلاکتی گرفتار است و مسئولان به جای اینکه فکر کاهش تورم و گرانی کالاها باشند به مسائلی مثل ویدئو - در دهه نخست انقلاب - و ماهواره و همین سگ گردانی می پردازند، که می‌دانند در نهایت جامعه گارد می‌گیرد و شکست می‌خورند و فقط انرژی و پول و زمان صرف می‌شود و جامعه ناراضی و ناراضی‌‌تر می‌شود. قیمت پراید ۱۰ سال قبل یعنی ۱۳۹۴، ۱۹ میلیون تومان بوده الان سال ۱۴۰۴، ۴۳۰ میلیون شده. قیمت گوشت در سال ۱۳۹۴، ۲۸ هزار تومان بوده الان در خرداد ۱۴۰۴ ، تقریباً ۸۰۰ هزار تومان است. قیمت برنج ایرانی سال ۱۳۹۴،‌ ۸ هزارتومان بوده الان در خرداد ۱۴۰۴، ۲۴۰ هزار تومان شده. والی‌آخر....... که شما هم مثل ما اینها را می دانید.‌ بحث تب و سرطان نیست، بحث حیات و بقای یک جامعه است. تا به حال شده قوه قضاییه باعثان و مسئولان این فلاکت مردم را محاکمه کند تا مردم بدانند اگر حکومت با بی‌حجابی و ماهواره مخالفت می کند اندکی آلام اقتصادی مردم را هم کم کرده است. باور کنید مسئولان ناتوان و نادان اجرایی در این دهه‌ها چیزی به نام تحریم را بهانه کرده و معیشت جامعه را به حال خود رها کرده‌اند. ۳- در نکته سوم نوشته‌اید وظیفه ذاتی قوه قضاییه آن است که با ناهنجاری ها مبارزه کند. وظیفه منِ شهروند هم اینست که تذکر دهم؛ تجربه چهل ساله نشان داده این سیاست ها شکست می‌خورند همانطور که مخالفت با ویدیو در اوایل انقلاب، ممنوعیت ماهواره، ممنوعیت ورزشگاه رفتن زنان و داستان حجاب اجباری شکست خورد. وظیفه من هم اینست که تذکر دهم اگر شما مراقب معیشت و امنیت مردمان باشید مردم هم بیشتر و بهتر قوانین شما را می پذیرند،‌ اگرنه مردم از قوانین سرپیچی می‌کنند و هیچ می انگارند.‌ نویسنده محترم می دانید چه انرژی و هزینه و بودجه هایی برای مبارزه با ویدیو، ماهواره، ورزشگاه نرفتن زنان و حجاب اجباری و غیره صرف شد و به نتیجه نرسید؟ علت آن است که نظر مردم را نمی‌پرسند و مهم نیست که اکثریت موافقند یا مخالفند. زمانی آقای جنتی وزیر ارشاد روحانی گفته بود بیش از ۷۵ درصد مردم ایران دستگاه گیرنده ماهواره دارند، خب مسلم است طرح شکست می خورد.‌ حدود یک دهه قبل گفته شد بودجه نهاد یا سازمان حجاب و عفاف بیشتر از بودجه معاونت محیط زیست حکومت است! اما نتیجه چه شد؟ در نهایت خود شورای امنیت ملی پس از صرف بودجه های سرسام آور - در این چند دهه - به این نتیجه رسید که فعلا قانون حجاب و عفاف را اجرایی نکند. با این بودجه هایی که صرف پدیده های فوق در این چهل اندی سال شده، می شد یک کشور آفریقایی عقب مانده را به توسعه رساند. اما چرا موفق نشدیم؟ چون نظر مردم مهم نیست، پدیده داشتن سگ و سگ گردانی در اسلام جرم نیست، نجس است و گناه. ما بی آنکه از مردم نظر بخواهیم آن را جرم اعلام می‌کنیم در نتیجه اجرای این قانون مثل ویدیو و ماهواره شکست می خورد.‌ هدف یادداشت من و امثال من این است که بگوییم قبل از هر اقدامی کمی، نه بیشتر ! فکر کنند و بعد اقدام کنند. همین. با امید به آینده بهتر برای میهن عزیزمان ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ ✍سعید معدنی
طلوع فکر و اندیشه
آقای موسی آقایاری سلام در پاسخ به نوشته شما چند نکته را یادآور می شوم.‌ ۱- اشکال گرفته‌اید که چرا ا
🔴 پاسخ به جناب آقای سعید معدنی سلام علیکم از پاسخ‌تان سپاسگزارم. بی‌شک دغدغه‌ی معیشت مردم، فقر، گرانی، و ظلم در برخی عرصه‌ها، رنجی عمومی‌ست که هر وجدان بیداری از آن آزرده است. اما در تحلیل شما، چند نکته‌ی بنیادین مغفول مانده که با احترام یادآور می‌شوم : 🔹 مغالطه‌ی تضاد کاذب شما با خلق یک دوگانه‌ی تقلبی، مبارزه با سگ‌گردانی را در تضاد با رسیدگی به فقر و معیشت قرار داده‌اید. در حالی‌که یک جامعه‌ی سالم می‌تواند هم‌زمان با ناهنجاری‌های فرهنگی مقابله کند و به مشکلات اقتصادی پاسخ دهد. اینکه حاکمیت در حوزه‌ای ضعف دارد، دلیل نمی‌شود که در سایر حوزه‌ها نیز دست روی دست بگذارد. 🔹 دستگاه قضا، وظیفه‌ای محدود دارد فراموش نکنیم، قوه قضاییه نه بانک مرکزی‌ست، نه وزارت اقتصاد. وظیفه‌اش برخورد با تخلف است، نه سیاستگذاری ارزی. اینکه توقع داشته باشیم دادستان به جای بررسی تخلفات عینی، مسببان تورم را محاکمه کند، یعنی یا سازوکار را نمی‌شناسیم، یا مسئولیت را نابه‌جا تقسیم کرده‌ایم. 🔹 نقد شما از مسیر دلسوزی به انکار ارزش‌ها می‌رسد بله، مردم زیر فشار تورم هستند؛ اما آیا پاسخ این فشار، بی‌تفاوتی نسبت به الگوهای زندگی غرب‌زده است؟ شما از گرانی گوشت و پراید می‌گویید، درست؛ اما چطور از خطراتی مثل تضعیف بنیان خانواده، ترویج سبک زندگی نمایش‌محور و هویت‌زدا، و نمادهای فرهنگی طاغوتی غفلت می‌کنید؟ جامعه فقط شکم نیست، روح هم دارد. 🔹 قیاس با رواندا، قیاسی خطیر است، حتی اگر به شکل غیرمستقیم جناب مدنی عزیز، وقتی فیلم شلیک به سگ‌ها را به متن ماجرای ایران الصاق می‌کنید، ولو با حفظ تفاوت‌ها، یک بار معنایی روان‌شناختی را منتقل می‌کنید که تصویر بی‌رحم، کور و مضحکی از حاکمیت می‌سازد. این از جنس نقد نیست؛ از جنس تحریک است. قیاس تلویحی حکومت ایران با سربازان بی‌تفاوت به نسل‌کشی رواندا از نظر اخلاقی، نه تنها مع‌الفارق، بلکه نوعی تصویرسازی سیاه‌نمایانه و غیرمنصفانه است. 🔹 ۵. بی‌اعتمادی مطلق، تخریب امید است اگر هر اقدام فرهنگی، حتی پیشگیرانه، را بی‌اثر، مضحک یا واپس‌گرا معرفی کنیم، در واقع خودمان را در بازی دشمن قرار داده‌ایم. نقد منصفانه راهگشاست، اما اگر دچار بی‌اعتمادی مطلق شویم، مردم را به ناامیدی، رهایی، و در نهایت سکوت و تسلیم سوق می‌دهیم. ✅ ما نه طرفدار فقر و فساد و ریاکاری هستیم، نه مدافع بی‌عدالتی‌های اقتصادی. ما نیز از پراید ۴۳۰ میلیونی شرم داریم. اما در عین حال، اجازه نمی‌دهیم در پناه درد مردم، ارزش‌های فرهنگی و اصول تمدنی ما زیر سوال برود. نقد با انصاف، یعنی دیدن هم‌زمان درد شکم و جراحت روح. با احترام و آرزوی توفیق برای جناب‌عالی ✍ موسی آقایاری