eitaa logo
طلوع فکر و اندیشه
952 دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
898 ویدیو
33 فایل
حمایت و ارتباط با نویسنده کانال : @Musa1364 تا بنده نباشی تابنده نباشی کپی بشرط رفرنس مجاز است
مشاهده در ایتا
دانلود
❓مرز اعتراض کجاست و آشوب از کجا آغاز می‌شود؟ پاسخ، در اقتدار عقلانی دستگاه قضاست. بخوانید و قضاوت کنید 👇👇 🔰 مرکز پاسخ به شبهات | حوزه علمیه علوی هیدج 👇 🆔 eitaa.com/Shobahat_Hozeh_Hidaj/188
😭😭😭😔😔😔
طلوع فکر و اندیشه
🔴 وقتی اولویت‌ها در دولت پزشکیان جابه‌جا می‌شوند….. اگر صدور گواهینامه موتورسواری زنان مسئله‌ زن ایرانی است، پس لابد تورمِ فرساینده، ناامنی شغلی، کاهش کرامت مادری، فشار معیشتی بر زنان سرپرست خانوار، اضطراب آینده، و تضعیف نهاد خانواده ، همه حل شده‌اند و فقط باقی مانده است. سؤال ساده اما جدی حقیر از دولت جناب مستطاب پزشکیان این است : آیا مسئله زن ایرانی و اولویت اول آنها ، موتور سواری است یا معیشت، امنیت، هویت و کرامت؟ جناب آقای پزشکیان؛ زن ایرانی مسئله‌اش حرکت نیست، مسئله‌اش جهت حرکت جامعه است. کرامت زن با گاز دادن روی آسفالت تأمین نمی‌شود؛ با امنیت روانی، احترام اجتماعی، عدالت اقتصادی و نقش‌آفرینی متناسب با شأن انسانی معنا پیدا می‌کند. از زاویه عقلانیت اجرایی هم سؤال پابرجاست : آیا تلفات جانی موتورسواری مردان در کشور کم بوده که اکنون باید دامنه خطر را گسترش داد؟ آیا آمار تصادفات، نقص عضو و مرگ‌های خاموش، هشدار نمی‌دهد که راه‌حل ما توسعه خطر نیست، بلکه کاهش آن است؟ این‌که هر مطالبه‌ای را ذیل حقوق زنان بسته‌بندی کنیم، نه دفاع از زن است و نه خدمت به او ؛ بلکه تقلیل جایگاه زن ایرانی به یک مطالبه حاشیه‌ای و نمایشی است. زن ایرانی پیش از آن‌که گواهینامه موتور بخواهد، امنیت شغلی، احترام فرهنگی، آرامش خانوادگی و دیده‌شدن عقل و نقش اجتماعی‌اش را می‌خواهد. اگر واقعا دغدغه زن وجود دارد، سؤال این نیست که زن هم موتور سوار بشود یا نه؟ سؤال این است که زن در این جامعه چقدر آرام، محترم، مؤثر و امن زندگی می‌کند؟ کرامت زن ، نه با کلاه ایمنی، نه با ویراژ، بلکه با عقلانیت سیاست‌گذاری و اولویت‌ شناسی درست حفظ می‌شود. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7371
🔴 عذابٌ فوق العذاب ؛ قانون ثابت تاریخ از فرعون تا ترامپ قرآن در آیه ۸۸ سوره نحل، پرده از یک قاعده تمدنی برمی‌دارد، نه یک تهدید احساسی و نه صرفا گزارشی اخروی ، آنجا که می فرماید : الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَ در منطق قرآن، کفر به‌ تنهایی پایان ماجرا نیست؛ بسیاری کافرند و در دایره گفت‌وگو قرار می‌گیرند. آن‌چه خط قرمز می‌شود، کفرِ فعال، سازمان‌ یافته و مفسدانه است؛ کفرِی که فقط باور نیست، پروژه است. پروژه‌ای برای بستن راه خدا، تحریف حقیقت، خاموش‌ کردن نور، و آلوده‌ کردن جامعه. اینجاست که عذاب، تکثیر می‌شود : نه یک عذاب، بلکه عذابٌ فوق العذاب. ■ فرعون؛ اولین معمار صدّ عن سبیل‌الله یعنی بازداشتن از راه خداست. فرعون فقط منکر خدا نبود؛ او الهه‌ سازی از قدرت کرد، و با ابزار رسانه، اقتصاد و ارعاب، راه خدا را بست : _ أنا ربکم الأعلی یعنی تحریف توحید. _ کشتار نوزادان یعنی مهندسی جمعیت. _ استضعاف بنی‌اسرائیل یعنی برده‌سازی تمدنی. لذا فرعون نمونه کلاسیک کفر به اضافه صدّ به اضافه فساد است؛ و نتیجه؟ غرق‌شدن فقط یک حادثه نبود؛ فروپاشی یک گفتمان بود. ■ آمریکا و ترامپ؛ فرعونِ کراوات‌ زده است لذا ترامپ یک فرد نیست؛ نماد یک تمدن خود خداپندار است. تمدنی که : با تحریم، نان را ابزار فشار می‌کند با رسانه، دروغ را نُرم می‌سازد با جنگ نرم، ایمان را مسخره می‌کند و با جنگ سخت، مسجد و کودک را یکسان می‌بیند. آمریکا دقیقا مصداق صدّ عن سبیل‌الله است؛ نه فقط در ایران، بلکه در فلسطین، یمن، عراق و هر جا که نه شنیده است. تحریم دارو، تحریف حقیقت، حمایت از نسل‌کشی؛ این‌ها فساد سیستماتیک است، نه اختلاف سیاسی. و قرآن می‌گوید : وقتی فساد، پروژه شد، عذاب هم تصاعدی می‌شود. ■ اما خطرناک‌تر از فرعون و ترامپ، کسی است که بی‌آنکه فرعون باشد، برای او کار می‌کند. آن‌که : قرآن را می‌سوزاند به نام آزادی ، مسجد را آتش می‌زند به نام اعتراض ، امام‌زاده را تخریب می‌کند به نام خشم. این دیگر اعتراض نیست؛ قطعِ ریشه معناست. این همان صدّ عن سبیل‌الله است؛ حتی اگر فاعلش نفهمد. قرآن با کسی که نمی‌فهمد، گفت‌وگو می‌کند؛ اما با کسی که راه را می‌بندد، هشدار می‌دهد. و این هشدار، عقلانی است نه احساسی : جامعه‌ای که نمادهای قدسی‌اش بسوزد، خیلی زود امنیت، اخلاق و انسانیتش هم می‌سوزد. ■ این آیه خشن نیست؛ واقع‌گراست. قرآن می‌گوید : فساد، هزینه دارد. انسداد حقیقت، بی‌پاسخ نمی‌ماند و بازی با ایمان مردم، بی‌تاوان نیست. عذابِ مضاعف، نتیجه طبیعیِ فسادِ مضاعف است. همان‌قدر عقلانی که سقوط یک تمدن فاسد. ✅ بنابر این ، از نیل تا نیویورک، از کاخ فرعون تا کاخ سفید، و از اتاق فکر دشمن تا دست جوان فریب‌ خورده‌ای که قرآن را آتش می‌زند؛ قانون یکی است : هرکس فقط گمراه شود، قابل نجات است؛ اما هرکس راه را ببندد، جامعه را بسوزاند، و فساد را ترویج کند، با عذابٌ فوق العذاب روبه‌رو می‌شود؛ چه در تاریخ، چه در وجدان، و چه در آخرت. این، تهدید نیست؛ سنت الهی است. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7372
2026_02_03_12_55_57_128kbs.mp3
زمان: حجم: 15.6M
🔴 هشدار تاریخ‌ ساز رهبر انقلاب ، معادلات منطقه را تغییر می‌دهد 🎤 موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7373
🔴 دوست‌ هراسی و دشمن‌ دوستی؛ سم مهلک رسانه‌های روشنفکری و غرب گرایان کشور ما اگر امروز به جای ترامپ ، پوتین یا شی جینگ پینگ علیه ایران تهدید می‌کردند، تحریم می‌کردند، یا ناو می‌فرستادند، فضای رسانه‌ای روشنفکری و غرب گرایی کشور چه می‌شد؟ پاسخ روشن است : این جماعت نه تنها واکنش‌ هایشان بر اساس منافع ملی و تحلیل واقع‌ بینانه نبود، بلکه اساسا تصویر ذهنی‌ شان از جهان به دوست‌ هراسی و دشمن‌ دوستی آلوده است. در واقع، این رسانه‌ها و روشنفکر نماها، در هر نوع رویارویی بین‌المللی، از غرب‌ هراسی یا شرق‌ هراسی نمی‌گذرند؛ یکبار روس را دشمن می‌کنند، بار دیگر چین را. این همان مکانیسم روانشناختی و رسانه‌ای است که ایران اسلامی را در یک چرخه بی‌پایان ناتوانی و تحلیل‌ ناپذیری گرفتار می‌کند. به جای اینکه نگاه تحلیلی و واقع‌ گرایانه داشته باشند، دائما درگیر هراس و نماد سازی رسانه‌ای می‌شوند. اما چرا طبقه مذهبی و متدینین《 که عمق تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بالاتری دارد 》 نه قدرت هژمون‌ سازی دارد و نه توان شکستن هژمونی مقابل خود را؟ جواب ساده است اما تلخ : 1_ عدم حضور فعال رسانه‌ای علمی و هوشمندانه : جریان مذهبی هنوز نتوانسته یک شبکه رسانه‌ای توانمند بسازد که بتواند روایت واقع‌ بینانه و مبتنی بر عقل و استدلال را جایگزین هیاهو و ترس‌ پراکنی کند. 2_ فقر تحلیل انتقادی در خود طبقه مذهبی : جریان مذهبی اغلب در مواجهه با تحریف رسانه‌ای و شبه‌روشنفکری، واکنش‌های احساسی و واکنشی دارد، نه تحلیل مبتنی بر استدلال و جدال احسن. 3_ اشاعه نگاه صفر و یک : روشنفکر نمایان به مدد رسانه‌های فراگیر، با دوگانه‌ سازی‌های دوست / دشمن ، شرق / غرب ، خوب / بد فضای اجتماعی کشور را تحت کنترل دارند؛ طبقه مذهبی و حزب اللهی کشور ما هنوز نتوانسته یک روایت هژمونیک اما عقلانی بسازد که این دو قطبی‌های ایجاد شده توسط روشنفکران و غرب گراها را به تیز نقد بکشد. به عبارت دیگر ، ایران اسلامی امروز درگیر یک بازی رسانه‌ای و روانی است که هدفش نه تحلیل واقعیت ، بلکه کنترل ادراک و خلق هراس از دشمن است. هر حادثه‌ای 《 چه تحریم ترامپ، چه تهدید پوتین یا شی جینگ پینگ 》 صرفا یک فرصت برای نمایش تئاتر هراس و دشمن‌ سازی می‌شود، و در این میان، جریان مذهبی همچنان تماشاگر است، نه بازیگر تعیین‌کننده. و اینجاست که نقطه قوت و نقطه ضعف ایران ما مشخص می‌شود : نقطه قوت : ظرفیت تاریخی، مذهبی و اجتماعی ایران برای ایجاد روایت هژمونیک عقلانی وجود دارد. نقطه ضعف : فقدان شبکه رسانه‌ای هوشمند و فقدان بهره‌گیری از عقلانیت تحلیلی در مقابله با جریان روشنفکری و غرب گرایی کور . ✅ پس بنابراین ایران گرفتار مکانیسم روانی و رسانه‌ای شبه روشنفکری است که بر پایه هراس و قطبی‌ سازی بنا شده و طبقه مذهبی هنوز در آن قدرت روایت‌ سازی و تحلیل فعالانه ندارد. تا زمانی که طبقه مذهبی نتواند یک روایت عقلانی، تحلیلی و مبتنی بر جدال احسن بسازد، نه می‌تواند هژمون شود و نه می‌تواند هژمونی مقابل را بشکند. در یک کلام : شرق‌ هراسی و روس‌ هراسی و دوست‌ هراسی، محصول بی‌ پایگی رسانه‌ای است؛ و شکست ما در فضای رسانه ، محصول همان ضعف روایت‌ گری عقلانی و بصیرت افزایی لازم است که باید پر حرارت، توفنده و علمی باشد تا میخ‌ کوب‌ کننده عمل کند. تا ولوم صدای غرب گراها را کمتر نماید. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7374
🔴 انقلابیون ۵۷ در خط مقدم بودند؛ بهشتی، مطهری، باهنر، رجایی و سید علی خامنه‌ای و مردم را هم با خود می‌آوردند امروز اما فراری‌هایی مثل رضا پهلوی از آن‌سوی مرزها فرمان می‌دهند!! آهای جوان فریب خورده : فرمانده واقعی نمی‌گوید بروید؛ می‌گوید و خودش جلوتر می‌ایستد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7376
🔴 تاریخ یک درس تکرارشونده دارد: دشمن همیشه اول را می‌زند. موسی علیه‌السلام را متهم کردند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بی‌نماز و قاتل خواندند؛ نه از سر دلسوزی برای دین، بلکه چون می‌دانستند با زدنِ ستون، خیمه فرو می‌ریزد. امروز هم همان نقشه جریان دارد؛ تخریب رهبری یعنی هدف گرفتن هویت و وحدت یک ملت. بصیرت یعنی فریبِ هیاهوی فرعون‌های زمان را نخوریم. ✍ موسی آقایاری 🆔https://eitaa.com/Myidea/7377
🔴 مذاکره ؛ میدان سنجش منطق‌ها، نه معامله بر سر اصول گاهی در نگاه نخست، مذاکره صرفا به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به توافق و کسب منفعت تعریف می‌شود؛ اما تاریخ سیاست نشان داده است که همه مذاکرات لزوماً برای داد و ستد امتیاز نیستند. برخی گفت‌وگوها، میدانِ آشکار شدن حقیقت‌اند؛ صحنه‌ای که در آن، منطق‌ها سنجیده می‌شوند و افکار عمومی جهان به داوری می‌نشیند. واقعیت این است که وقتی یک ملت بر اصول کلیدی خود یعنی استقلال، عزت و حق تعیین سرنوشت ، ایستاده باشد، مذاکره برای او نه نشانه ضعف، بلکه جلوه‌ای از اعتماد به نفس تمدنی است. ملتی که از منطق خود مطمئن است، از گفت‌وگو نمی‌هراسد؛ زیرا می‌داند حقیقت در فضای استدلال روشن‌تر می‌شود. از سوی دیگر، تجربه تاریخ معاصر نشان می‌دهد قدرت‌هایی که به برتری‌طلبی عادت کرده‌اند، به‌سختی از الگوهای سلطه دست می‌کشند. از کودتای ۱۳۳۲ گرفته تا حمایت از رژیم‌های مستکبر در نقاط مختلف جهان، حافظه تاریخی ملت‌ها نشان می‌دهد که سیاستِ قدرت غالبا با معیار عدالت سنجیده نشده است. همین حافظه تاریخی است که امروز افکار عمومی جهان را حساس‌ تر و نقادتر کرده است. اما سود بزرگ چنین مذاکراتی کجاست؟ نخست، آشکار شدن منطق‌ها. مذاکره همان جدال احسن قرآنی است؛ آنجا که خداوند می‌فرماید : وَجادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَن با بهترین شیوه استدلال کن. در این میدان، آن‌که برهان قوی‌تر دارد، حتی اگر به توافق فوری نرسد، سرمایه‌ای بزرگ‌ تر به دست می‌آورد: اعتماد ناظران جهانی و وجدان های بیدار. دوم، بیداری افکار عمومی. جهان امروز، جهان رسانه و تحلیل است. دیگر روایت‌ها یک‌ طرفه پذیرفته نمی‌شوند. هر مذاکره، فرصتی است تا ملت‌ها ببینند کدام طرف بر حقوق شناخته‌ شده خود تکیه دارد و کدام طرف بر فشار و تهدید. تاریخ اسلام نیز نمونه‌ای درخشان پیش روی ما می‌گذارد : صلح حدیبیه. در ظاهر، برخی آن را عقب‌نشینی می‌پنداشتند، اما پیامبر اکرم ( ص ) با دوراندیشی نشان داد که گاهی گفت‌وگو، حتی بدون دستاورد فوری، مسیر پیروزی‌های بزرگ‌تر را هموار می‌کند. آن صلح، افکار را آماده کرد، چهره‌ها را روشن ساخت و زمینه گسترش اسلام را فراهم آورد. در تاریخ معاصر نیز بارها دیده‌ایم که ایستادگی منطقی، اگرچه زمان‌بر است، اما نهایتا روایت مسلط را تغییر می‌دهد. قدرت واقعی فقط در زرادخانه‌ها نیست؛ در اقناع جهانی است. کشوری که بتواند موضع خود را عقلانی، حقوقی و مستدل عرضه کند، حتی در سخت‌ترین میدان‌ها تنها نمی‌ماند. ✅ بنابراین، شاید مهم‌ترین دستاورد مذاکره نه امضای یک سند، بلکه شکل‌گیری یک فهم جهانی باشد : فهم اینکه منطق، از جنس حق است نه زور. و اینکه دوران تحمیل روایت‌های یک‌جانبه رو به پایان است. مذاکره، اگر بر پایه عزت و حکمت باشد، تریبونی است برای نشان دادن عقلانیت یک ملت؛ و ملتی که عقلانیت خود را به نمایش بگذارد، حتی اگر مسیرش طولانی باشد، در نهایت صحنه تاریخ را به سود خویش تفسیر خواهد کرد. حقیقت شاید گاهی دیر شنیده شود، اما هنگامی که شنیده شد، دیگر خاموش نخواهد شد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7378
🔴 ساده نباشیم که فریب می خوریم : ساده نباشیم که تاریخ نشان داده قدرت‌های مستکبر، از آمریکا تا متحدانش، بیش از آنکه به حقوق ملت‌ها بیندیشند، در پی حفظ منافع راهبردی خویش‌اند؛ فهم این واقعیت، ما را از افتادن در دام لبخندهای دیپلماتیک و وعده‌های پر زرق و برق مصون می‌سازد. ساده نباشیم که در تحلیل رفتار اسرائیل، باید فراتر از تیترها و روایت‌های جهت‌دار رفت و با نگاه عقلانی دید چگونه امنیت‌سازی برای خود را گاه بر ناامنی دیگران بنا می‌کند؛ شناخت این الگو، شرط بیداری سیاسی است. ساده نباشیم که غرب، مجموعه‌ای یکدست نیست اما در بزنگاه‌های راهبردی، همگرایی عجیبی در دفاع از منافع مشترک خود نشان می‌دهد؛ درک این هم‌پوشانی، ما را به واقع‌گرایی در قضاوت‌ها دعوت می‌کند. ساده نباشیم که تبلیغات مدرن، دیگر فریاد نمی‌زند بلکه آرام و نامحسوس ذهن‌ها را شکل می‌دهد؛ سواد رسانه‌ای یعنی پرسیدن این سؤال همیشگی : چه کسی از این روایت سود می‌برد؟ ساده نباشیم که برخی رسانه‌های وابسته، با تکنیک‌های حرفه‌ای، روایت را چنان می‌آرایند که حقیقت در حاشیه بماند؛ مخاطب هوشمند، پیش از باور کردن، مقایسه می‌کند و منبع را می‌سنجد. ساده نباشیم که جوانِ بی‌ تحلیل، ممکن است هیجان را با حقیقت اشتباه بگیرد و ناخواسته در مسیری گام بگذارد که طراحان آشوب برایش ترسیم کرده‌اند؛ گفت‌وگو، آموزش و بصیرت، سپر جامعه در برابر چنین لغزش‌هایی است. ساده نباشیم که صبر و تحمل، نشانه ضعف نیست بلکه راهبرد ملت‌های بالغ است؛ شتاب‌زدگی تصمیم‌ها را احساسی می‌کند، اما بردباری افق‌های بلند را قابل دستیابی می‌سازد. ساده نباشیم که کلیت هر نظام سیاسی خصوصا جمهوری اسلامی ، حاصل تجربه‌ها، اصلاح‌ها و مشارکت مردم است؛ نقد منصفانه می‌تواند سازنده باشد، اما نفیِ همه‌ چیز، اغلب بازی در زمین بی‌ثباتی و نا امن سازی کشور است. ساده نباشیم که ولایت‌ پذیری، در معنای عمیق خود، ترجیح انسجام بر پراکندگی و حرکت در چارچوب‌های پذیرفته‌شده جمعی است؛ جامعه‌ای که محور وحدت دارد، کمتر دچار تلاطم می‌شود. ساده نباشیم که انتخابات، فقط یک رویداد تقویمی نیست بلکه میدان تعیین مسیر آینده است؛ هوشیاری یعنی انتخاب آگاهانه، نه واکنشی و نه هیجانی. ساده نباشیم که دشمنی با هویت‌ها و مقدسات یک ملت، اغلب از مسیر تضعیف باورها آغاز می‌شود؛ پاسداشت ارزش‌ها، زمانی معنا دارد که با فهم، استدلال و رفتار حکیمانه همراه باشد. ساده نباشیم ؛ زیرا جهان پیچیده‌تر از روایت‌های سطحی است و ملتی که عمیق می‌اندیشد، کمتر غافلگیر می‌شود و استوارتر آینده خود را می‌سازد. ✍ موسی آقایاری 🆔 https://eitaa.com/Myidea/7379