طلوع فکر و اندیشه
🔴 اولا وقتی به جای استدلال، فحاشی می کنی، یعنی از پاسخ منطقی خالی شدهای. توهین نه حقیقت می سازد نه تاریخ را عوض می کند.
ثانیا درباره حرف بی ادبانه تان چند نکته روشن است :
۱_ گفتی : پدران ما رأی دادند، به ما چه؟
اگر این منطق را بپذیری، اساس همه کشورها فرو میریزد؛ چون تقریبا هیچ قانون اساسی ای را نسل فعلی مستقیما ننوشته است. در همه دنیا تداوم نظام حقوقی وجود دارد و تغییرش از مسیر قانونی انجام می شود، نه با هیجان و ناسزا. حتی دموکراتیک ترین کشورها هم بر پایه قرار داد های نسلهای قبل ادامه پیدا کردهاند.
۲. گفتی : خمینی از مجرای قانونی رفت؟ باید دقیق حرف زد، نه شعاری. انقلاب ۵۷ یک انقلاب بود؛ یعنی دگرگونیِ برون قانونیِ نظم سابق. تقریبا همه انقلاب های تاریخ همین گونهاند؛ از انقلاب فرانسه تا آمریکا. اما بعد از پیروزی، نظام جدید برای کسب مشروعیت، رفراندوم برگزار کرد و قانون اساسی نوشت. این دو را عمداً با هم خلط میکنی :
شیوه سقوط یک نظام
شیوه تثبیت و اداره نظام بعدی
۳. اگر واقعا به رأی مردم اعتقاد داری، نمیتوانی فقط وقتی رأی مطابق میل تو بود آن را بپذیری. رفراندوم جمهوری اسلامی، انتخابات خبرگان قانون اساسی و همهپرسی قانون اساسی، واقعیت تاریخی اند؛ ممکن است تو قبولشان نداشته باشی، اما انکارشان با فحاشی جای سند و تحلیل را نمی گیرد.
۴. فرق است میان نقد حکومت و تحقیر میلیون ها انسان. من از نقد هیچ ساختاری فرار نمی کنم؛ اتفاقا نقد لازم است. اما اینکه هر مخالفی خود را عقل کل بداند و هر موافقی را گاو بخواند، نشان میدهد مسئلهاش حقیقت نیست، تخلیه خشم و اخلاق خانوادگی است.
۵. شما هنوز به سؤال اصلی من جواب ندادی : کدام اصل مشخص قانون اساسی را با استدلال حقوقی یا عقلی ناعادلانه می دانی؟ اگر بحث، عقلانی است، ماده و استدلال بیاور؛ اگر فقط عصبانیت است، اسمش گفت و گو نیست.
من اهل بحثم، نه اهل بت سازی از سیاستمدار و نه اهل فحاشی و بی نزاکتی. ولی فرق است بین نقد مستدل و نفرت پراکنی احساسی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7965
طلوع فکر و اندیشه
🔴 ابتدا نفس خودت را حفظ کن و نشان بده که شما اهل عقلانیت و منطق هستی، نه هیجان و رفتار غیر انسانی :
اولا ، وقتی کسی به جای استدلال، از کلمات تند و تهدید استفاده میکند، یعنی از بحث عقلانی فرار کرده است. فحاشی هر چقدر هم خشن باشد، حقیقت را تغییر نمیدهد و قانون و تاریخ را به هم نمی ریزد.
ثانیا ، شما هنوز به اصل سؤال من پاسخ ندادهاید : کدام اصل مشخص قانون اساسی ایران، از نظر شما، نا عادلانه یا غیر عقلانی است؟
اگر نقد دارید، ماده و دلیل بیاورید؛
اگر فقط عصبانیت و هیجان است، نامش بحث نیست، تخلیه خشم است.
سوم، درباره حقوق طبیعی و انسانی که ذکر کردید: هیچ متنی در عالم نمی تواند به شما اجازه دهد به شخصی که از بحث عقلانی استفاده میکند، توهین یا تهدید کند. احترام به گفتوگوی عقلانی، شرط اولیه حقوق و اخلاق است. اگر حقوق انسان ها برایتان مهم است، ابتدا باید رعایت آن را در رفتار خودتان نشان دهید، نه در فحاشی و تهدید.
چهارم، شما با گوساله خواندن و تهدید کردن، نه تنها استدلال ارائه نکردید، بلکه استدلال خود را نابود کردید و نشان دادید که این بحث برای شما مسئله عقل نیست، بلکه مسئله هیجان و عصبانیت و خصلت غیر انسانی است.
لذا ، بنده همچنان حاضر به بحث منطقی، جزء به جزء و مستند هستم. اگر میخواهید گفتگو تبدیل به جدال عقلانی و مؤثر شود، بهتر است :
1. از الفاظ تهدیدآمیز و تحقیرآمیز پرهیز کنید.
2. یک ماده یا بند مشخص قانونی بیاورید که از نظر شما ناعادلانه است.
3. استدلال حقوقی، عقلی یا آماری ارائه کنید.
تا زمانی که این سه شرط رعایت نشود، گفت و گو به تخلیه هیجان تبدیل شده و هیچ حقیقتی را روشن نمی کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7967
زمان:
حجم:
918K
🔴 درد دلی با اعضای محترم کانال طلوع فکر و اندیشه
🎤 موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/7968
طلوع فکر و اندیشه
🔴 اتفاقا همین که شما به اصل ۲۷ اشاره کردید، یعنی بحث باید حقوقی و مستند باشد، نه احساسی و شعاری.
اصل ۲۷ قانون اساسی صراحت دارد که تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها بدون حمل سلاح، به شرط عدم اخلال به مبانی اسلام آزاد است. حالا اگر ادعا می کنید این اصل اجرا نشده یا ناقص اجرا شده، این می تواند موضوع نقد حقوقی و اجرایی باشد؛ اما از این گزاره، رسیدن به تشبیه نازی و داعش یک جهش احساسی و غیر علمی است، نه استدلال.
نازیسم و داعش مبتنی بر حذف فیزیکی، نژاد پرستی، نسل کشی و نفی کامل ساختار حقوقی بودند. مقایسه هر نظام سیاسیای با آنها بدون تعریف دقیق مفاهیم، صرفا استفاده تبلیغاتی از بار روانی واژه هاست، نه تحلیل تاریخی. اگر قرار باشد هر محدودیت، خطا یا حتی سرکوب سیاسی را معادل نازیسم بدانیم، عملا مفاهیم تاریخی را بی معنا کردهایم.
درباره اینترنت و آزادی بیان نیز، اول باید تفکیک کنیم میان :
۱. اصل حق آزادی بیان،
۲. حدود و قیود امنیتی در شرایط بحرانی، ۳. نحوه اجرای این محدودیتها.
هیچ نظام سیاسی در دنیا حتی لیبرال ترین آن ها هم در شرایط جنگی یا بحران امنیتی، اینترنت و فضای رسانهای را کاملا رها نمی کند. از آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر تا اروپا در وضعیت های اضطراری، محدودیتهای امنیتی سابقه داشته است. بنابراین اصل وجود محدودیت، به خودی خود، اثبات کننده استبداد یا شباهت به داعش نیست؛ بحث واقعی این است که: آیا این محدودیتها متناسب، قانونی، موقت و قابل نظارت بودهاند یا نه؟
اگر نقد شما این است که برخی اقدامات فراتر از قانون یا ناقض حقوق شهروندی بوده، این قابل بحث حقوقی است و می شود ماده به ماده دربارهاش گفتگو کرد. اما وقتی به جای استدلال، برچسب هایی مثل داعش و نازی وارد می شود، گفتگو از حوزه عقل به حوزه خشم منتقل می شود.
من همچنان آماده ام دقیق و مستند بحث کنم :
کدام اقدام مشخص؟
کدام ماده قانونی؟
کدام تعارض حقوقی؟
با چه استدلال حقوق عمومی یا حقوق بشر؟
اگر گفتگو بر پایه سند و منطق و مراعات ادب باشد، هم حقیقت روشن تر میشود، هم احترام متقابل حفظ می شود. اما برچسب زنی تاریخی، جای استدلال حقوقی را پر نمی کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/7970