🔴 اولا : تحلیل جامعه با صرف تعداد جمعیت در یک مقطع، تحلیل دقیقی نیست. شرایط اقتصادی، خستگی روانی، نگرانیهای معیشتی و فضای رسانهای، همه در میزان حضور مردم اثر دارد و لزوما به معنای تضعیف اصل نظام یا نفی دفاع از کشور نیست.
ثانیا : در همه کشورها، میان حمایت از وطن و هم فکری کامل با همه سیاست ها تفاوت وجود دارد. ممکن است کسی انتقاد داشته باشد، اما هنگام تهدید خارجی همچنان مدافع امنیت و تمامیت ارضی کشور باشد.
ثالثا : درباره برخی افراد با ظاهر متفاوت یا حتی کشف حجاب، نباید دچار تحلیل صفر و صدی شد. دفاع از ایران و مخالفت با تجاوز خارجی، منحصر به یک تیپ ظاهری خاص نیست. اتفاقاً همین که افراد با سلیقهها و سبکهای مختلف در دفاع از کشور موضع میگیرند، نشان میدهد اصل ایران و امنیت ملی، مسئلهای فراگیر است.
✅ بنابراین کاهش یا افزایش مقطعی جمعیت، یا حضور افراد با ظاهر متفاوت، بهتنهایی نشانه تضعیف نظام نیست؛ مهم، حفظ انسجام ملی در برابر تهدید خارجی است.
✍ موسی آقایاری
🆔 https://eitaa.com/Myidea/8033
🔴 وقتی کسی بهجای نقدِ استدلال، سراغ تخریب شخصیت میرود، یعنی از پاسخ منطقی ناتوان شده است. اینکه بگوییم فلانی آدم عوضی است یا کسی تحویلش نمی گیرد ، نه استدلال سیاسی است، نه تحلیل اجتماعی؛ این فقط فرار از بحث عقلانی است.
اگر کسی از جمهوری اسلامی دفاع میکند، باید دید استدلالش چیست؛ با فحاشی که حقیقت تغییر نمیکند. در تاریخ، خیلی از کسانی که امروز قهرمان فکری شناخته میشوند، در زمان خودشان مورد تمسخر و تخریب بودند. معیار حقانیت، تعداد تشویقکنندگان یا فالوورها نیست؛ معیار، قدرت استدلال و میزان انطباق سخن با واقعیت است.
ضمن اینکه جالب است برخی مدعی آزادی بیاناند، اما تا کسی برخلاف سلیقه سیاسیشان حرف بزند، فورا برچسب می زنند و شخصیت کشی می کنند. این یعنی مشکل، آزادی نیست؛ مشکل این است که تحمل شنیدن صدای مخالف را ندارند.
اگر نقدی به حرف های بنده دارید، خیلی روشن و مستند پاسخ دهید؛ اما توهین، دقیقا نشانه ضعف استدلال است، نه قدرت فکر.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8034
زمان:
حجم:
236.3K
🔴 شکر خدا که مخالفین ما چنان دلباخته و شیفتهاند که حتی وقتی شخصِ سابّالنبی به آنان رکیک ترین ناسزاها و فحش های خواهر و مادر می دهد، باز هم لب به تحسین و ابراز خوشحالی می گشایند.
راستی انسان تا چه اندازه باید از مرزهای انسانیت، دیانت، اخلاق و هویت فاصله گرفته باشد که نه تنها از فحاشی آزرده نشود، بلکه از فحاش و زبان آلودهاش احساس لذت و شعف کند؟
این نهایتِ سقوطِ اخلاقی و وارونگیِ معیارهای انسانی است که انسان، بی حرمتی و ابتذال را به جای ادب و کرامت، مایهی ذوق زدگی و افتخار بداند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8035
🔴 سلطنت طلبان با این کارنامه ننگین و سیاه ، دنبال آوردن آزادی به ایران هستند :
۱️_ وابستگی شدید به آمریکا و انگلیس
حکومت پهلوی عملاً بدون حمایت غرب قادر به بقا نبود. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با دخالت مستقیم آمریکا و انگلیس علیه دولت مصدق انجام شد و شاه با کمک بیگانگان به قدرت بازگشت. این بزرگترین ضربه به استقلال سیاسی ایران بود.
۲_ ساواک و خفقان سیاسی
در دوره پهلوی، کوچکترین انتقاد با زندان، شکنجه و سرکوب پاسخ داده میشد. ساواک به نماد اختناق تبدیل شده بود؛ بسیاری از نویسندگان، روحانیون، دانشجویان و فعالان سیاسی یا زندانی شدند یا تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند.
۳️_ شکاف طبقاتی و اشرافی گری
در حالی که بسیاری از مردم در فقر و محرومیت بودند، دربار پهلوی غرق در تجمل و فساد بود. جشن های ۲۵۰۰ ساله با هزینههای نجومی برگزار شد، اما روستاهای زیادی حتی آب آشامیدنی و برق نداشتند.
۴️_ تحقیر هویت دینی و فرهنگی مردم
پهلوی ها تلاش کردند بخش مهمی از هویت مذهبی جامعه را حذف یا تضعیف کنند. کشف حجاب اجباری، محدودیت علیه روحانیت و برخورد با سنتهای مذهبی باعث شکاف عمیق میان حکومت و مردم شد.
۵️_ اقتصاد وابسته و مصرف زده
اگرچه درآمد نفت بالا بود، اما بخش زیادی از اقتصاد وابسته به واردات و شرکتهای خارجی شد. صنایع مونتاژی رشد کردند اما تولید ملی و استقلال اقتصادی واقعی شکل نگرفت.
۶️_ فساد گسترده دربار
از خانواده سلطنتی تا اطرافیان شاه، پرونده های متعدد فساد مالی و رانت وجود داشت. بسیاری از ثروتهای ملی در اختیار حلقهای محدود قرار گرفته بود و نظارتی واقعی وجود نداشت.
۷️_حزب فرمایشی و نبود مردم سالاری
شاه حتی احزاب را تحمل نمیکرد و حزب رستاخیز را اجباری اعلام کرد؛ جمله معروفش این بود : هر کس عضو نشود، پاسپورت بگیرد و از کشور برود. این یعنی حذف کامل آزادی سیاسی.
۸️_ تناقض سلطنت طلبان امروز
بسیاری از سلطنت طلبان از آزادی و دموکراسی سخن می گویند، اما از حکومتی دفاع می کنند که با کودتا، ساواک، شکنجه و حکومت تکصدایی شناخته میشد. نمیتوان هم مدعی آزادی بود و هم از دیکتاتوری دفاع کرد.
۹️_ فرار شاه در لحظه بحران
در اوج اعتراضات مردمی، محمدرضا پهلوی کشور را ترک کرد و عملا حکومت فروپاشید. سلطنتی که مدعی اقتدار بود، در لحظه حساس نتوانست پشت مردم بایستد و اعتماد عمومی را حفظ کند.
۱۰_ وابستگی نظامی و حضور مستشاران خارجی
هزاران مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند و حتی طبق قانون کاپیتولاسیون، اگر جرمی مرتکب میشدند، دادگاههای ایران حق محاکمه آنان را نداشتند؛ یعنی تحقیر آشکار حاکمیت ملی.
✅ تاریخ را باید کامل دید ؛ نه با تبلیغات و نوستالژی ، بلکه با واقعیت های سیاسی، اجتماعی و تاریخی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8036
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب دکتر علیمردانی ، وقتی بیماران برای عمل جراحی محتاج خیرین اند، افتخارِ سفرهای خارجی چه معنایی دارد؟!
حضور شما در مجمع سازمان جهانی بهداشت، اگر قرار است معنایی برای مردم داشته باشد، باید پیش از هر چیز در سفره، درمان و امنیت روانی همین مردمی دیده شود که امروز زیر بار هزینه های کمرشکن درمان خم شدهاند؛ مردمی که برای یک عمل جراحی ساده، چشم انتظار کمک خیرین می مانند و گاهی میان درمان و نان شب یکی را انتخاب می کنند.
شما به عنوان پزشک و نماینده مردم ابهر ، خرمدره و سلطانیه در مجلس ، بهتر از هر کسی می دانید که امروز تعرفه های پزشکی، هزینه دارو، آزمایش، بستری و جراحی، به یکی از سنگین ترین فشارهای معیشتی جامعه تبدیل شده است. سؤال روشن و صریح مردم این است:
در دوره نمایندگیتان دقیقا چه اقدام مؤثر و ملموسی برای مهار این وضعیت انجام دادهاید؟
آیا فقط در همایش ها و نشست های بینالمللی از عدالت در سلامت سخن گفته شده، یا در صحن مجلس نیز فریاد بیماران بی پناه شنیده شده است؟
🔺 امروز بسیاری از مردم :
از ترس هزینه ویزیت، مراجعه به پزشک را به تعویق می اندازند،
برای خرید دارو نسخه را نصفه تهیه میکنند،
و برای جراحی، محتاج وام، فروش دارایی یا کمک خیرین شدهاند.
این واقعیت ها با آمارسازی و گزارش های اداری پنهان نمی شود؛ حقیقت در چهره پدر شرمندهای پیداست که توان تأمین هزینه درمان فرزندش را ندارد.
جناب دکتر ، نمایندگی مردم فقط حضور در قاب تصاویر رسمی و نشست های دیپلماتیک نیست. نماینده واقعی کسی است که :
صدای مردم را بشنود،
پاسخ سلام و مطالبه آنان را بدهد،
و درد جامعه را از پشت میزهای تشریفاتی فراموش نکند.
اگر امروز نظام سلامت به نقطهای رسیده که بخش قابل توجهی از طبقه متوسط نیز توان پرداخت هزینه درمان را ندارد، این یک هشدار ملی است؛ هشداری که سکوت در برابر آن، نه عقلانی است و نه اخلاقی.
🔺 شما به عنوان پزشک و قانونگذار ، موظفید شفاف و مستند پاسخ دهید :
برای کاهش هزینه های درمان چه طرحی ارائه کردهاید؟
چند بار درباره گرانی دارو و تعرفه ها در مجلس تذکر دادهاید؟
چه میزان از بودجه سلامت را به حمایت از اقشار ضعیف اختصاص داده اید؟
و چرا هنوز بیماران باید برای زنده ماندن دست نیاز به سوی خیرین دراز کنند؟
مردم دیگر شعار نمی خواهند؛ کارنامه می خواهند. و کارنامه واقعی را نه رسانه ها، بلکه سفره مردم، داروخانهها و اتاقهای انتظار بیمارستانها قضاوت میکنند.
امیدواریم مسئولان به جای دل خوشی به تشریفات بینالمللی، اندکی نیز به رنج خاموش مردمی بیندیشند که این روزها هزینه درمان برایشان از خود بیماری دردناک تر شده است.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8038
طلوع فکر و اندیشه
🔴 جناب : نمایندگی با گزارش نمی چرخد؛ با کاهش رنج مردم معنا می گیرد
اتفاقا اصلِ مسئله همین جاست؛ هیچ انسان منصفی منکرِ انجام برخی پیگیری ها، جلسات، مکاتبات یا حضورهای رسانهای نیست. بحث مردم این نیست که هیچ کاری انجام نشده ، بلکه سؤال اساسی این است که خروجیِ ملموس این اقدامات برای مردم دقیقا کجاست؟
اگر ده ها گزارش، نشست، تصویر، خبر و تیتر منتشر شود اما همچنان مردم برای تهیه دارو درمانده باشند، برای جراحی دست نیاز به سوی خیرین دراز کنند، و از ترس هزینه های درمان مراجعه به پزشک را به تعویق بیندازند، طبیعتا افکار عمومی حق دارد بپرسد: حاصل عملی این همه پیگیری چه بوده است؟
مدیریت و نمایندگی را با تولید خبر نمیسنجند؛ با کاهش درد مردم میسنجند.
امروز بحران سلامت در کشور، یک بحران آماری یا تبلیغاتی نیست؛ یک واقعیت تلخ اجتماعی است. وقتی طبقه متوسط نیز از پسِ هزینه درمان برنمیآید، یعنی نظام تصمیم گیری در این حوزه دچار اختلال جدی است. در چنین شرایطی، صرفِ انتشار گزارش از جلسات و دیدارها، پاسخ کافی به افکار عمومی محسوب نمیشود
اتفاقا مطالبه گری دقیق یعنی همین که بپرسیم :
چند درصد از این پیگیریها به کاهش واقعی هزینه درمان منجر شده است؟
کدام مصوبه، کدام فشار نظارتی و کدام اقدام تقنینی توانسته بار مالی درمان را از دوش مردم بردارد؟
چرا هنوز بیماران برای تأمین هزینه یک عمل جراحی ساده، محتاج خیرین اند؟
و چرا فاصله میان گزارشهای رسمی با واقعیت کف جامعه تا این اندازه زیاد است؟
مردم امروز بیش از گزارش عملکرد، نیازمند اثر عملکرد هستند.
نماینده ای موفق است که نتیجه اقداماتش در داروخانه، بیمارستان، بیمه، معیشت و آرامش روانی مردم دیده شود؛ نه صرفا در کانالها، قاب تصاویر و متن خبرها
ضمن احترام به هر اقدام مثبتی که انجام شده، باید پذیرفت که نقدِ عملکرد، دشمنی نیست؛ بلکه لازمه عقلانیت، شفافیت و مسئولیت پذیری است. خطر اصلی برای هر مدیری، صدای مطالبه گر نیست ؛ بلکه عادی شدن رنج مردم و فاصله گرفتن مسئولان از واقعیت زندگی جامعه است
اگر امروز مردم با صدای بلند سؤال می پرسند، بخاطر آن است که فشار درمان از خود بیماری دردناک تر شده است. این صدا را نباید با گزارش های تشریفاتی خاموش کرد؛ بلکه باید با پاسخ مستند، اقدام مؤثر و نتیجه ملموس پاسخ داد.
قضاوت نهایی را نه ما و نه رسانه ها، بلکه سفره مردم، نسخه های نیمه خریداری شده، صف داروخانه ها و اتاق های انتظار بیمارستان ها انجام خواهند داد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8040
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مطالبه گری جرم نیست ؛ فرار از پاسخ گویی خطرناک تر است
اینکه هر نقد مستند و مطالبه گری اجتماعی را به شکست انتخاباتی تقلیل بدهیم، دقیقا همان نقطهای است که گفتگوی عقلانی را از بین می برد و مسئله اصلی مردم را به حاشیه می راند. ساده ترین راه فرار از پاسخ گویی همین است که به جای پاسخ به پرسشها، نیت خوانی سیاسی صورت بگیرد
اگر نقد درباره هزینه درمان، وضعیت دارو، فشار معیشتی بیماران و ناتوانی مردم در تأمین هزینه جراحی است، پاسخ آن باید آمار، عملکرد، برنامه و نتیجه باشد ؛ نه برچسب انتخاباتی.
در منطق حکمرانی، مطالبه گری نه جرم است و نه عقده انتخاباتی ؛ بلکه یکی از پایه های سلامت مدیریت عمومی است. اتفاقا خطرناک ترین وضعیت برای هر مسئول ، زمانی است که جامعه از پرسیدن خسته و ملول شود و رنج مردم عادی سازی گردد
نکته مهمتر این است که هیچ کس نگفته هیچ اقدامی انجام نشده ، سؤال دقیق این است که نسبتِ اقدامات انجام شده با عمق بحران موجود چیست؟ اگر دهها جلسه، سفر، توییت، نشست و گزارش منتشر شود اما همچنان مردم برای تهیه دارو درمانده و در زجر و فشار باشند، برای جراحی به خیرین متوسل شوند و از ترس هزینه درمان مراجعه پزشکی را به تعویق بیندازند، افکار عمومی حق دارد بپرسد خروجی ملموس این حجم از فعالیت دقیقا کجاست؟
مدیریت را با حجم خبر نمی سنجند؛ با اثر اجتماعی می سنجند. معیار موفقیت در حوزه سلامت، تعداد تصاویر رسمی و تیتر رسانهای نیست؛ بلکه کاهش رنج بیمار، کاهش پرداخت از جیب مردم، دسترسی آسان تر به درمان و آرامش روانی خانوادههاست
ضمن اینکه تبدیل هر نقدی به دعوای انتخاباتی، یک مغالطه شناخته شده در ادبیات سیاسی است؛ چون به جای پاسخ به اصل استدلال، منتقد تخریب می شود. این روش شاید برای فرار کوتاه مدت از پاسخگویی مفید باشد، اما در بلند مدت فقط فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر و مردم را به نظام بد بین می کند.
اگر نقد مطرح شده نادرست است، بهترین راه، پاسخ مستند و شفاف است :
چه طرحی برای کاهش هزینه درمان ارائه شده؟
کدام مصوبه واقعا هزینه بستری و دارو را کاهش داده؟
چه میزان از فشار مالی درمان از دوش مردم برداشته شده؟
و چرا هنوز بسیاری از خانوادهها همچنان بین درمان و معیشت مجبور به انتخاب اند؟
بردار گرامی ، پاسخ به این پرسشها، با متهم کردن منتقد به ناراحتی انتخاباتی داده نمی شود. درد بیماری که پشت در بیمارستان مانده، نه اصولگرا می شناسد نه اصلاح طلب، نه برنده انتخابات است نه بازنده انتخابات. رنج مردم، واقعیتی عینی است و هر مدیری که خود را خادم مردم می داند، باید به جای واکنش احساسی یا سیاسی، با سعه صدر، شفافیت و پاسخ گویی به آن پاسخ دهد.
فلذا ، افکار عمومی با شعار قانع نمی شود؛ با نتیجه قانع می شود. قضاوت نهایی را نه کانال ها و نه جدال های سیاسی، بلکه داروخانه ها، قبض های بیمارستان، سفره مردم و میزان اضطراب خانواده ها انجام خواهند داد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8042
طلوع فکر و اندیشه
🔴 مغالطه ای به نام مقصر دانستن کامل روحانیت
قیاسی که مطرح کردهاید ، در ظاهر جذاب است اما از نظر علمی و منطقی دچار خلطِ حوزه ها و مغالطه ی مقایسه نا متجانس است
اول باید روشن شود که دین با دینداران و نهاد دینی با رفتار تکتک افراد جامعه یکی نیست
اینکه در جامعهای با وجود پزشکان هنوز بیماری وجود دارد، دلیل بی فایده بودن علم پزشکی نیست؛ همانطور که وجود جرم، دلیل بی فایده بودن قانون و پلیس نیست. کار پزشک، کاهش بیماری و درمان است، نه حذف کامل امکان بیماری از عالم انسان. حوزه دین نیز دقیقا همینگونه است ؛ دین آمده تا هدایت، تربیت، تبیین و کاهش انحراف را دنبال کند، نه اینکه اختیار انسان را سلب کند و جامعه را جبرا و قهرا و زورا یکدست نماید
اساسا اگر قرار بود با حضور انبیا، اختیار و امکان خطا از بین برود ، دیگر مفهومی به نام ایمان، تقوا، امتحان و مسئولیت انسانی معنا نداشت. قرآن نیز صریحا میفرماید : ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعا یعنی اگر خدا می خواست، همه مردم مؤمن میدشدند. پس اصلِ وجود نافرمانی و تفاوت رفتاری در جامعه، لازمه اختیار انسان است، نه نشانه شکست اصل دین.
نکته دوم این است که افزایش یا کاهش یک آسیب اجتماعی، فقط محصول عملکرد یک قشر نیست. مسئله حجاب، مانند بسیاری از پدیده های فرهنگی، تابع مجموعهای از عوامل پیچیده اجتماعی، رسانهای، اقتصادی، روانی، تربیتی و جهانی است
وقتی میلیاردها دلار رسانه، صنعت مد، شبکه های اجتماعی، سرگرمی جهانی و جریان های فرهنگی شبانه روزی سبک زندگی خاصی را تبلیغ می کنند، طبیعی است که جامعه تحت تأثیر قرار بگیرد. همان گونه که با وجود هزاران متخصص تغذیه، فست فود و چاقی در جهان بیشتر شده است؛ آیا این یعنی علم تغذیه باطل است؟
از طرف دیگر، روحانیت اساسا ابزار اجبار فراگیر در اختیار ندارد. کار اصلی عالم دینی، تبیین، اقناع، تبلیغ و تربیت است، نه کنترل مکانیکی جامعه. حتی پیامبران الهی نیز مأمور به اجبار نبودند : لست علیهم بمصیطر . تو مأمور سلطه اجباری بر مردم نیستی.
بنابراین اینکه گفته شود چون هنوز بد حجابی وجود دارد پس روحانیت شکست خورده، مانند این است که بگوییم چون هنوز فساد اقتصادی وجود دارد پس تمام دانشگاههای اقتصاد بی فایدهاند؛ یا چون هنوز طلاق هست پس علم روانشناسی و علم اخلاق خانواده شکست خورده است. این نوع استدلال، ساده سازی افراطی مسائل پیچیده اجتماعی است
ضمن اینکه باید منصف و با وجدان بود. آیا واقعا جامعه امروز ایران از نظر دینداری، معنویت، هیئات، اعتکاف، قرآن، اربعین، کمک های مردمی، فرهنگ اهل بیت و حضور مذهبی، نسبت به ده ها سال قبل هیچ رشدی نداشته است؟!!
واقعیت اجتماعی خلاف این ادعا را نشان می دهد. همان جامعهای که برخی فقط آسیب هایش را می بینند، در بحران ها بزرگترین جلوههای ایثار، ایمان و همبستگی را نیز نشان داده است.
نکته مهمتر آن است که نقد روحانیت، اگر منصفانه و اصلاح گرانه باشد، کاملا پذیرفتنی است؛ هیچ قشر انسانی معصوم نیست. اما تبدیل نقد به نفیِ اصل دین یا تمسخر تمام تلاش های دینی، نه علمی است و نه عقلانی.
باید میان ضعف برخی عملکردها با بطلان اصل مکتب تفاوت گذاشت.
اگر کسی حقیقتا نگران وضعیت فرهنگی جامعه است، راه حلش تمسخر دین و روحانیت نیست؛ بلکه تقویت عقلانیت، خانواده، آموزش، عدالت اجتماعی، امید، گفتگوی محترمانه و اصلاح روشهای فرهنگی است. جامعه را با تحقیر و دو قطبی سازی نمی توان درمان کرد؛ همانطور که بیماری جسم را با عصبانیت درمان نمی کنند، بیماری های فرهنگی نیز نیازمند فهم عمیق، صبر، حکمت و کار ریشهای اند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8044