طلوع فکر و اندیشه
🔴 در نقد فاضل میبدی ؛
آیا مشکلات اقتصادی، آتش زدن انسان را توجیه میکند؟
در نوشته آقای میبدی ، میان دو مسئله کاملا متفاوت خلط و غلط اندازی شده است ؛ یکی ریشه های اجتماعی جرم و دیگری مسئولیت کیفری مجرم.
هیچ انسان منصفی انکار نمی کند که فقر، بیکاری، تبعیض و مشکلات اقتصادی می توانند زمینه افزایش برخی جرایم را فراهم کنند و حکومت نیز وظیفه دارد برای رفع این مشکلات تلاش کند. اما این سخن هرگز به معنای آن نیست که هر جنایتی را بتوان با استناد به مشکلات اقتصادی توجیه یا مجازات آن را تعطیل کرد.
در فقه اسلام، همان دینی که بر رحمت تأکید دارد، بر عدالت نیز تأکید کرده است. رحمت نسبت به جامعه و بیگناهان، گاه اقتضا میکند که جنایتکار خطرناک با شدیدترین مجازات روبهرو شود. قرآن کریم می فرماید: وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ ؛ یعنی قصاص برای حفظ حیات جامعه تشریع شده است، نه برای انتقام جویی.
اگر کسی مأمور امنیت، پلیس یا شهروند بی گناهی را عمدا ، با قساوت قلب و به شکل فجیع به قتل برساند و حتی او را زنده زنده آتش بزند و با تابلوی کنار خیابان بر سر او بکوبد، آیا صرف وجود مشکلات اقتصادی، مسئولیت این جنایت را از بین می برد؟ اگر چنین منطقی پذیرفته شود، دیگر هیچ قاتل، تروریست یا جنایتکاری نباید مجازات شود؛ زیرا تقریبا برای هر جرمی میتوان زمینههای اجتماعی پیدا کرد.
استناد به روایتی که درباره کمک امیرالمؤمنین علیهالسلام به جوانی برای ازدواج نقل شده نیز محل تأمل است. حتی اگر مضمون آن پذیرفته شود، مربوط به گناهی است که هنوز به جنایت علیه جان انسانها تبدیل نشده است. نمیتوان حکم یک خطای اخلاقی را به قتل عمد، محاربه یا جنایت سازمانیافته تعمیم داد. این دو از نظر فقهی و حقوقی کاملا متفاوتاند.
همچنین طرح این پرسش که چرا مشکلات اقتصادی حل نمیشود، هیچ تعارضی با اجرای عدالت ندارد. حکومت هم وظیفه دارد با فقر مبارزه کند و هم از جان مردم دفاع نماید. همان دستگاهی که باید اشتغال ایجاد کند، موظف است امنیت را نیز حفظ کند. این دو در برابر هم نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند.
از سوی دیگر، در این یادداشت آقای میبدی تقریبا هیچ سخنی از خانواده شهدا، فرزندان یتیمشده، همسران داغدار و حق اولیای دم به میان نیامده است. آیا رحمت اسلامی تنها شامل مجرم میشود و شامل قربانیان جنایت نمیشود؟ عدالت اقتضا میکند که هم دردهای اجتماعی دیده شود و هم حق مظلوم پایمال نگردد.
نقد دیگر آن است که مخالفت با مذاکره یا نسبت دادن مشکلات اقتصادی به گروهی از مسئولان، هیچ ارتباط منطقی با پرونده قاتلانی که مرتکب قتل فجیع شدهاند ندارد. این شیوه، انتقال بحث از موضوع حقوقی به نزاع سیاسی است و کمکی به روشن شدن حکم شرعی و قانونی نمی کند.
اسلام، دین رحمت است ؛ اما رحمت بدون عدالت، به ظلم علیه بیگناهان تبدیل میشود. همان امیرالمؤمنین علیهالسلام که نسبت به فقرا مهربان بود، در برابر قاتلان، راهزنان و مفسدان نیز قاطع بود. حکومت اسلامی موظف است هم زمینههای جرم را کاهش دهد و هم اگر کسی آگاهانه و با اختیار، دست به جنایتی هولناک زد، حق جامعه و اولیای دم را اجرا کند.
فلذا ، مطالبه اصلاح اقتصاد، مبارزه با فقر و رفع تبعیض، مطالبهای درست است؛ اما تبدیل آن به دلیلی برای اعتراض به اجرای قصاص یا مجازات قاتلان عمد، از نظر فقه، حقوق و منطق، استدلالی کامل و قانعکننده به شمار نمی آید و نشانه غرض ورزی نویسنده با نظام حاکمیتی است. توجه کنیم، عدالت زمانی تحقق می یابد که هم ریشه های جرم درمان شود و هم امنیت جامعه و حقوق قربانیان حفظ گردد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8567
🔴 لینک گروه تحلیلی انصاف : 👇
🆔https://rubika.ir/joing/BBDEDDICB0EMVFDFRDGEWVOFPTGKRMBZ
🔴 سوریه با ایران قابل قیاس نیست. این که بدون ارائه هیچ سند و تحلیل دقیقی ادعا شود همان سناریو برای ایران در حال اجراست، بیشتر یک عملیات روانی است تا تحلیل سیاسی.
از کجا با این قطعیت نتیجه گرفته اید که مشکلات اقتصادی حتما به فروپاشی منجر می شود؟ اگر چنین رابطه مستقیمی وجود داشت، بسیاری از کشورهای گرفتار تورم و بحران اقتصادی تاکنون باید سقوط کرده بودند.
امروز سران سه قوه با هماهنگی و انسجام، در شرایط حساس منطقه و حین جنگ، در حال اداره کشور هستند. نقد عملکرد مسئولان حق مردم است، اما تبدیل هر مشکل به پیشبینی سقوط نظام، نه نقد است و نه تحلیل؛ بلکه تزریق ناامیدی و تکرار همان روایت هایی است که رسانه های معاند سالها دنبال میکنند.
سقوط دولت بشار اسد عوامل متعددی داشت؛ از جنگ داخلی طولانی، مداخلات خارجی، تغییر آرایش قدرت های منطقهای و بینالمللی تا مسائل نظامی و سیاسی. تقلیل آن به سه گزاره و سپس تعمیم شتاب زده به ایران، نه علمی است و نه منصفانه.
اگر دغدغه ایران را داریم، باید از انتشار مطالب بی پایه و القا کننده یأس پرهیز کنیم. نقد مستند و دلسوزانه لازم است، اما شایعه سازی، پیشگویی های بی دلیل و زیر سؤال بردن کلیت مدیریت کشور، کمکی به حل هیچ مسئلهای نمیکند؛ بلکه تنها خوراک تبلیغاتی دشمنان ایران را فراهم می آورد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8569
🔴 حاصل پروژه زن ، زندگی ، آزادی دشمن برای ضربه زدن به فرهنگ عفاف و حجاب در ایران اسلامی
🔺 خانوادهها هوشیار باشید
این همه رها شدگی دختر و پسر و دوستی های نامشروع، نتیجهای جز آبروبری، تأخیر افتادن ازدواج و دهها مشکل دیگر ندارد.
🔺 نتیجه این رها شدگی :
• آبروی خانواده ها
• تأخیر در ازدواج
• رواج روابط نامشروع
• افزایش آسیب های روحی و روانی
• گسترش فساد و فروپاشی بنیان خانواده
🔺 به خانواده ها گوشزد کنیم :
رها شدگی فرزندان و بی توجهی به تربیت آنان، آینده جوانان و سلامت جامعه را تهدید میکند.
برای حفظ آینده فرزندانمان، امروز تصمیم بگیریم.
🔺 راه نجات کجاست؟
✓ تقویت ایمان و تقوا در خانواده
✓ محبت، گفتوگو و نظارت هوشمندانه
✓ انتخاب دوستان سالم و مناسب
✓ فراهم کردن زمینه ازدواج آسان
✓ پایبندی به ارزشهای اخلاقی و عفاف
دختر و پسر عزیز
شما ارزشمند هستید؛ آینده خود را ارزان نفروشید.
امام زمان عج به ما نگاه می کند.....
شرمندهاش نشویم.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8572
طلوع فکر و اندیشه
عده ای این نوشته را برنتافته و به حقیر هجوم آورده اند!! براستی چرا ؟!!! 👇👇
طلوع فکر و اندیشه
🔴 یک جامعه را هم از سفره می سازند ، هم از باورها
دوست عزیز، نقد شما زمانی منصفانه است که واقعیت را کامل ببینیم، نه اینکه یک مسئله فرهنگی پیچیده را فقط به یک عامل سیاسی فروبکاهیم.
هیچ انسان عاقلی منکر مشکلات اقتصادی، گرانی، فساد، بیکاری و ضعفهای مدیریتی نیست. اتفاقا نقد دلسوزانه نسبت به هر مسئولی وظیفهای اجتماعی است. اما سؤال اینجاست: آیا فقر و مشکلات اقتصادی، علت همه بیحجابی هاست؟
اگر چنین بود، باید همه ثروتمندان و مرفهان جامعه باحجاب و همه فقرا بیحجاب می بودند؛ در حالی که واقعیت اجتماعی چنین چیزی را نشان نمیدهد. امروز بسیاری از کسانی که هزینههای سنگین برای آرایش، پوشش های برند، تفریحات لوکس و حتی نگهداری حیوانات خانگی مثل سگ و میمون می کنند، مشکل اصلیشان نان شب نیست؛ بلکه تغییر سبک زندگی، نگاه متفاوت به ارزش ها و تأثیر پذیری از الگوهای فرهنگی بیگانه است.
همانطور که فقر می تواند آسیب اجتماعی ایجاد کند، بی بند و باری فرهنگی هم می تواند جامعه را دچار آسیب کند. چرا باید یکی را دید و دیگری را انکار کرد؟ جامعه مانند بدن انسان است؛ نمی توان گفت چون بیماری قلب مهم است، پس چشم و مغز را رها کنیم
اتفاقا یکی از ظلم ها به مردم این است که مسائل فرهنگی را فقط واکنش به عملکرد حکومت معرفی کنیم. انسانها دارای اختیار، عقل، باور، تربیت خانوادگی و انتخاب شخصی هستند. اگر کسی با وجود برخورداری مالی، آگاهانه ارزشهای دینی و فرهنگی جامعهاش را کنار بگذارد، نمیتوان تمام مسئولیت را به گردن ساختار سیاسی انداخت.
ضمن اینکه نقد حکومت زمانی ارزشمند است که از سر انصاف باشد، نه اینکه هر آسیب فرهنگی را بهانهای برای نفی همه چیز کنیم. همان طور که مسئولان باید پاسخگوی عدالت اقتصادی باشند، خانواده ها، نخبگان فرهنگی و خود افراد هم در برابر انتخاب هایشان مسئول اند.
مشکل جامعه ما این نیست که فقط درباره حجاب حرف میزند یا فقط درباره اقتصاد حرف میزند؛ مشکل زمانی آغاز میشود که عدهای می خواهند یکی از این دو را قربانی دیگری کنند. جامعه سالم هم اقتصاد قوی میخواهد، هم فرهنگ سالم. نه شکم گرسنه با شعار اصلاح می شود، نه هویت فرهنگی با بی تفاوتی.
نقد منصفانه یعنی دیدن همه حقیقت، نه انتخاب بخشی از حقیقت که با پیش فرض ما سازگار است. ضمنا سراسر نوشته شما حمله شخصی و بغض و کینه بود که شایسته مباحثه علمی نیست.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8577