🔴 آرمان را به پای مصلحت شخصی قربانی نمی کنم
بنده مشکلات کم نداشتهام؛ روزهای سخت کم ندیدهام و چه بسیار مواقعی که در میان این همه دشواری، احساس کردهام دیده نشدهام و حتی مورد بی مهری قرار گرفتهام. با این حال، سختی زندگی برای من بهانهای برای فروختن باورهایم نیست.
ممکن است سفرهام کوچک باشد، ممکن است سهمم از رفاه و آسایش کمتر از آن چیزی باشد که شایسته یک زندگی آرام میدانم، ممکن است در حقم بیمهری شده باشد؛ اما قرار نیست فقر، بیاعتنایی یا رنج، مرا از اصولم جدا کند. آدم اگر با هر فشار زندگی، عقیدهاش را عوض کند، در حقیقت صاحب عقیده نیست؛ صاحب مصلحت خویش است.
من دینداری را تا زمانی که به نفعم باشد نمی خواهم. حمایت از نظام جمهوری اسلامی را نیز به قیمت منفعت شخصی انتخاب نکردهام که با اولین بیمهری یا بی توجهی، از آن دست بکشم. اگر باور قرار است با میزان دریافتی، موقعیت اجتماعی، تشویق دیگران یا رفتار این و آن بالا و پایین شود، دیگر نامش باور نیست.
البته دفاع از نظام به معنای چشم بستن بر خطاها و بیعدالتیها نیست. اتفاقاً کسی که به آرمانهای انقلاب باور دارد، باید در برابر فساد، تبعیض، ظلم و سوءاستفاده حساستر باشد. حمایت از یک نظام، مجوز دفاع از عملکرد هر مسئول و هر صاحب منصبی نیست. نظام را نباید با عملکرد افراد یکی گرفت و خطای اشخاص را به حساب آرمان ها نوشت.
من اگر از نظام دفاع میکنم، به خاطر اشخاص نیست؛ به خاطر اعتقادی است که به اصل استقلال، حاکمیت دینی، عدالتخواهی و آرمانهای انقلاب دارم. اگر کسی در این مسیر کوتاهی کرده، روزی باید پاسخگوی همان کوتاهی باشد؛ و اگر کسی حقی را نادیده گرفته، گمان نکند که چون امروز قدرت، موقعیت یا تریبون دارد، مسئله برای همیشه تمام شده است.
دنیا جای عجیبی است؛ بعضی آدمها خیال میکنند چون صدای مظلوم را نشنیدهاند، پس مظلومی وجود نداشته است. چون حقی را نادیده گرفتهاند، پس حقی بر گردنشان نیست. اما پرونده انسانها با بیاعتنایی بسته نمی شود.
من امروز اهل گلایهام، اما اهل معامله با اعتقادم نیستم. رنج کشیدهام، اما ایمانم را نفروختهام. ممکن است از بعضی افراد دلگیر باشم، اما از آرمانم دست نمیکشم. میان این دو تفاوت بزرگی وجود دارد.
و یک جمله را نیز با صراحت می گویم : روز حساب، نه مقامها به کار میآیند، نه عنوانها، نه روابط، نه تریبونها و نه توجیهها. آنجا هرکس با اعمال خودش روبهروست. آن روز اگر حقی بر گردن کسی باشد، نه میتوان با بیاعتنایی انکارش کرد و نه با قدرت از پاسخ گویی گریخت.
من حساب خودم را به خدا واگذار می کنم؛ اما این را هم فراموش نمیکنم که حقالناس شوخی بردار نیست. شاید در این دنیا صدای مظلوم به جایی نرسد، اما در دادگاه الهی هیچ حقی گم نمی شود.
پس اگر امروز با همه سختیها همچنان ایستادهام، بدانید این ایستادن از سر بیخبری نیست؛ از سر باور است. من ممکن است از انسانها دلگیر شوم، اما قرار نیست به خاطر رفتار انسانها، از خدا، دین و آرمانهایی که به آنها ایمان دارم دست بکشم.
بعضی چیزها ارزش آن را دارند که انسان برایشان هزینه بدهد؛ حتی اگر هزینهاش تنهایی، بی مهری و سختی باشد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8623
🔴 دین ؛ عقلانیتِ معنا یافته و نقشه راه انسان
دین اسلام نه دشمن علم است، نه مخالف فناوری و نه رقیب عقل. اسلام آمده است تا عقل را بیدار کند، علم را در مسیر درست قرار دهد و زندگی انسان را از سرگردانی نجات دهد
اشتباه بزرگی است اگر دین را در برابر علم بنشانیم و میان ایمان و عقل دیوار بکشیم. قرآن بارها انسان را به اندیشیدن، تعقل، تدبر، مشاهده و پرسش دعوت میکند. در منطق اسلام، عقل چراغ راه است و وحی افق راه را نشان میدهد. علم به انسان میآموزد که جهان چگونه کار می کند؛ دین از او میپرسد که با این جهان و تواناییهایی که در اختیارش قرار گرفته، چگونه باید زندگی کند.
تکنولوژی نیز همینگونه است. اسلام با ابزار مخالفتی ندارد؛ مسئله اسلام، جهت استفاده از ابزار است. چاقو میتواند در دست جراح وسیله نجات باشد و در دست جنایتکار ابزار قتل. مشکل از چاقو نیست؛ مشکل از انسانی است که آن را به کار میگیرد. فناوری هم چنین است. هوش مصنوعی ، انرژی هستهای، اینترنت، مهندسی ژنتیک و هزاران دستاورد علمی، ذاتا نه مقدساند و نه پلید. ارزش آنها را نوع استفاده انسان و هدفی که برای آنها تعیین می کند مشخص می سازد.
اسلام برای انسان فقط نسخه عبادت فردی نیاورده است؛ یک منظومه فکری و سبک زندگی ارائه کرده است. درباره رابطه انسان با خدا، خودش، خانواده، جامعه، اقتصاد، عدالت، اخلاق، قدرت، مسئولیت و حتی نحوه مواجهه با دشمن سخن گفته است.
انسان اگر نداند برای چه زندگی می کند، حتی اگر بداند چگونه زندگی کند، باز هم با یک پرسش اساسی رو به روست : برای چه؟
علم میتواند عمر انسان را افزایش دهد، اما به تنهایی نمی تواند بگوید عمر برای چیست. فناوری می تواند ارتباطات را سریعتر کند، اما نمی تواند به تنهایی بگوید این ارتباط باید در خدمت چه چیزی باشد. اقتصاد میتواند رفاه ایجاد کند، اما به تنهایی نمی تواند پاسخ دهد که آیا هر چیزی که سودآور است، اخلاقا نیز درست است.
اینجاست که مسئله معنا آغاز می شود.
انسان فقط بدن نیست که با غذا و رفاه آرام بگیرد. انسان دارای عقل، وجدان، فطرت، میل به جاودانگی، حقیقتجویی و معنویت است. اگر این ابعاد نادیده گرفته شوند، ممکن است جامعهای از نظر فناوری پیشرفته باشد، اما انسان در درون خود احساس خلأ کند.
نمونه های تاریخی نیز کم نیستند. نیچه، که یکی از مهمترین منتقدان سنت مسیحی و اخلاق دینی در فلسفه غرب بود، مسئله نیهیلیسم و فروپاشی معنا را به یکی از دغدغه های اساسی فلسفه خود تبدیل کرد. در آثار کامو نیز انسان با مسئله پوچی و جستوجوی معنا در جهانی ظاهرا بی معنا مواجه است. سارتر نیز بر آزادی انسان در جهانی تأکید می کرد که معنای از پیش تعیینشدهای برای آن نمی پذیرفت.
البته این سخن به معنای ساده سازی اندیشه این متفکران یا فروکاستن تمام فلسفه آنان به بی دینی نیست. مسئله این است که وقتی خدا و معنای متعالی زندگی از دستگاه فکری انسان حذف شود، پرسش معنا به مسئلهای بسیار دشوار و گاه بحرانی تبدیل می شود.
در نقطه مقابل، تاریخ تمدن اسلامی شاهد انسان هایی است که میان ایمان، عقل و علم هیچ تعارضی نمی دیدند.
ابنسینا فیلسوف و پزشک بود؛ مردی که در فلسفه استدلال میکرد و در پزشکی تحقیق و تجربه داشت و در عین حال جهان را صرفا یک مجموعه ماده بیمعنا نمی دانست.
ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگی بود که در نجوم، ریاضیات، جغرافیا و مردمشناسی پژوهش کرد و رویکردی دقیق و مشاهده محور داشت.
خواجه نصیرالدین طوسی همزمان فیلسوف، متکلم، ریاضیدان و منجم بود و در شکل گیری یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام نقش داشت.
محمد بن زکریای رازی در پزشکی و شیمی چهرهای برجسته بود و آثار علمی او قرن ها مورد استفاده قرار گرفت.
اینها نمونه هایی روشن هستند که نشان میدهند مسلمان بودن الزاما به معنای بستن درِ اندیشه نیست؛ بلکه در بخش مهمی از تاریخ اسلامی، ایمان و عقل و دانش در کنار یکدیگر حرکت کردهاند.
پس دعوا بر سر علم و دین نیست؛ دعوا بر سر این است که آیا انسان را فقط در قامت یک موجود مصرف کننده و مادی تعریف کنیم یا برای وجود او ساحتی فراتر از ماده نیز قائل باشیم.
غرب مدرن دستاوردهای علمی و فناوری عظیمی به بشریت عرضه کرده است و هیچ انسان منصفی نمیتواند این واقعیت را انکار کند. اما نقد ما متوجه علم و فناوری نیست؛ نقد متوجه ماده گرایی و تقلیل انسان به نیازهای مادی است.
آسمان انسان را نمی توان فقط با متر و ترازو اندازه گرفت.
محبت را نمی توان در آزمایشگاه وزن کرد. عدالت را نمی توان با دستگاه اندازهگیری سنجید. کرامت انسان را نمیتوان با قیمت بازار تعیین کرد. حقیقت، وجدان، ایثار، فداکاری و عشق به خیر نیز صرفا پدیدههایی مادی نیستند.
ادامه .... 👇👇
حتی عقل نیز وقتی به نهایت توان خود می رسد، درمییابد که درباره بسیاری از پرسشهای اساسی ، صرفا با ابزارهای تجربی نمی توان پاسخ کامل ارائه کرد.
عقل می پرسد : از کجا آمدهایم؟ برای چه آمدهایم؟ مقصد کجاست؟ خیر چیست؟ شر چیست؟ انسان برای چه باید اخلاقی باشد؟ مرگ پایان همه چیز است یا آغاز مرحلهای دیگر؟
فطرت انسان نیز به سوی حقیقت، کمال، عدالت و جاودانگی میل دارد.
دین نیامده است تا عقل را تعطیل کند؛ آمده است تا آن را هدایت کند. عقل کلیات را درمییابد و وحی افق را روشنتر میکند و جزئیات مسیر را نشان می دهد.
اگر عقل را به چراغ تشبیه کنیم، وحی نقشه راه است. چراغ بدون نقشه ممکن است روشنایی داشته باشد، اما نداند به کدام سو باید حرکت کند؛ نقشه نیز بدون نور در تاریکی قابل استفاده نیست.
اسلام از انسان می خواهد دنیا را ترک نکند، بلکه دنیا را درست زندگی کند. ثروت را نفی نمیکند، بلکه انسان را از بردگی ثروت نجات میدهد. علم را نفی نمی کند، بلکه از علم بی اخلاق می ترساند. قدرت را نفی نمیکند، بلکه قدرت بیعدالت را محکوم میکند. لذت را انکار نمی کند، اما اجازه نمی دهد انسان برده لذت شود.
این همان نقطهای است که دین را به یک برنامه جامع زندگی تبدیل می کند.
انسان مؤمن قرار نیست از دنیا فرار کند؛ قرار است در دنیا درست زندگی کند، رشد کند، علم بیاموزد، خانواده تشکیل دهد، کار کند، آبادانی ایجاد کند، به مردم خدمت کند، با ظلم مبارزه کند، عدالت را مطالبه کند و در کنار همه اینها بداند که زندگی او به این جهان محدود نمی شود.
هدف نهایی نیز صرفا زنده ماندن نیست.
هدف، رسیدن به کمال انسانی است؛ عبور از خود خواهی، جهل، ظلم و غفلت و حرکت به سوی معرفت، عدالت، اخلاق و عبودیت.
قرآن تعبیر بسیار عمیقی دارد : فلاح.
فلاح یعنی انسان به جایی برسد که زندگی اش در مسیر درست قرار گرفته باشد؛ نه فقط در حساب بانکی، موقعیت اجتماعی یا لذت های زود گذر، بلکه در حقیقت وجود خویش.
اسلام می خواهد انسان هم در دنیا زندگی شایستهای داشته باشد و هم آخرت خود را نسوزاند.
این نگاه، نه ضد عقل است و نه ضد پیشرفت.
اتفاقا جامعهای که علم داشته باشد اما اخلاق نداشته باشد، می تواند با همان علم و فناوری، ابزارهای پیشرفته تری برای ظلم بسازد. جامعهای که ثروت داشته باشد اما معنویت نداشته باشد، ممکن است در رفاه مادی غرق شود و در درون خود فقیر بماند.
پیشرفت واقعی آن نیست که انسان فقط سریع تر حرکت کند؛ باید پرسید به کجا می رود.
ممکن است یک جامعه با سرعت بسیار زیاد حرکت کند، اما اگر مقصد را اشتباه انتخاب کرده باشد، سرعت بیشتر فقط او را سریع تر به بیراهه می برد.
اسلام آمده است تا هم به حرکت انسان جهت بدهد و هم مقصد را برای او روشن کند.
از این منظر، دین رقیب زندگی نیست؛ تفسیر درست زندگی است.
دین نمی خواهد انسان را از عقل محروم کند؛ می خواهد عقل را از اسارت هوا و هوس آزاد سازد.
نمی خواهد علم را خاموش کند؛ می خواهد علم در خدمت انسانیت قرار گیرد.
نمی خواهد فناوری متوقف شود؛ می خواهد فناوری به ابزار سلطه انسان بر انسان تبدیل نشود.
و نمی خواهد انسان از دنیا کناره بگیرد؛ می خواهد انسان در همین دنیا چنان زندگی کند که دنیا او را از آخرت غافل نکند.
انسان بی معنا، حتی اگر امکانات فراوان داشته باشد، همچنان با یک خلأ بنیادین مواجه است.
اما انسان مؤمن می داند که زندگی او تصادفی و بی هدف نیست؛ آمده است، مسئولیت دارد، انتخاب میکند، رشد می کند و سرانجام به سوی خدا باز می گردد.
این همان نقطهای است که دین، عقلانیت و معنویت در یک مسیر قرار می گیرند.
مسئله امروز بشر کمبود ابزار نیست؛ کمبود جهت است.
ما بیش از هر زمان دیگری ابزار داریم، اما سؤال همچنان باقی است: با این همه ابزار، برای چه باید زندگی کنیم؟
اسلام برای این سؤال ، پاسخ دارد و بزرگترین امتیاز دین همین است : انسان را هم به زمین متوجه می کند و هم به آسمان؛ هم عقلش را به کار می اندازد و هم دلش را زنده نگه می دارد؛ هم برای آبادانی دنیا برنامه دارد و هم برای نجات آخرت.
دینی که انسان را به اندیشیدن دعوت می کند، علم را ارزشمند می داند، عقل را حجت می شمارد، فطرت را به رسمیت میشناسد و در کنار همه اینها راه رسیدن به خدا را نشان می دهد، نمیتواند دشمن عقل و علم باشد.
اسلام آمده است تا انسان را از یک زندگی صرفا زیستی به یک زندگی انسانی برساند؛ از بودن به شدن، از مصرف کردن به ساختن، از غفلت به آگاهی و از سرگردانی به مقصد.
و این، یکی از جدی ترین پرسش های انسان معاصر است :
اگر انسان همه جهان را به دست آورد، اما خودش را گم کند، چه چیزی به دست آورده است؟
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8625
🔴 پیامبر جامعه ساخت ، امام حسن جامعه را حفظ کرد
اگر بخواهیم زندگی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و امام حسن مجتبی علیهالسلام را در چند مفهوم خلاصه کنیم، باید از ایمان، اخلاق، بصیرت، صبر، شجاعت، مصلحت شناسی و حفظ اصول سخن بگوییم.
پیامبر به ما آموخت که جامعه را باید ساخت، نه اینکه فقط از آن مطالبه کرد.
امام حسن به ما آموخت که هر میدان جنگی، میدان پیروزی نیست و هر صلحی، شکست نیست.
یکی به ما قدرت ساختن جامعه را آموخت و دیگری قدرت تحمل هزینه تصمیم درست را.
امروز اگر از پیامبر سخن میگوییم، باید دروغ را کمتر کنیم، اخلاق را جدی تر بگیریم، با مردم مهربان تر باشیم و در برابر ظلم حساستر باشیم.
اگر از امام حسن علیهالسلام سخن می گوییم، باید بصیرت سیاسی را از هیجان سیاسی جدا کنیم، مصلحت عمومی را بر منافع شخصی مقدم بدانیم و بفهمیم که گاهی بزرگترین شجاعت، نه در فریاد زدن، بلکه در درست دیدن، درست تصمیم گرفتن و تحمل هزینه تصمیم درست است.
جامعهای که این دو درس را با هم بفهمد، نه جامعهای منفعل خواهد بود و نه جامعهای گرفتار هیجان؛ جامعهای خواهد بود که آرمان دارد، اما آرمان زده نیست؛ شجاعت دارد، اما بیمحاسبه نیست؛ نقد دارد، اما تخریبگر نیست؛ و قدرت دارد، اما اخلاق را قربانی قدرت نمی کند.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8627
🔴 پیمان مکه ؛ بازی تازه قدرت در خاورمیانه
پیمان مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان را نباید ساده انگارانه ناتوی اسلامی یا صرفا ائتلافی ضدایرانی دانست.
این توافق بیش از هر چیز نشانه تغییر معادلات امنیتی منطقه و کاهش اتکای کشورهای منطقه به آمریکا است.
با این حال، برای ایران یک هشدار جدی است؛ زیرا می تواند در آینده به فشارهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی از چند جهت منجر شود. ایران اسلامی باید به جای واکنش هیجانی، ابتکار عمل منطقهای را در دست بگیرد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8630
🔴 جهاد گران در اوج سختی زیر آتش شبهه ، مسئولان زیر پتو
برای برخی، تبیین نه مسئله است و نه دغدغه؛ گویی در برابر واقعیت های جامعه، چنان چشم و گوش بستهاند که هیچ حقیقتی به آنان راه نمی یابد. سر در برف فرو بردهاند و خیال کردهاند با ندیدن واقعیت، واقعیت نیز ناپدید میشود.
در این میان، جهاد گران عرصه تبیین در سختترین میدان ها، با کمترین امکانات و گاه با هزینههای شخصی، مشغول روشنگری و دفاع از حقیقت اند؛ اما بخشی از مسئولان، به جای پشتیبانی از این جبهه فرهنگی و فکری، در سکوتی سنگین و بی تحرکی فرساینده فرو رفتهاند.
تبیین، تشریفات اداری و شعار مناسبتی نیست؛ سنگر دفاع از حقیقت است. اگر این سنگر خالی بماند، میدان را روایتهای دروغ، تحریف و شبهه پر خواهند کرد.
نمی شود از مردم بصیرت خواست، اما خود در برابر جهادگران تبیین بیتفاوت ماند. وقت آن است که مسئولان از تماشای میدان دست بردارند و به وظیفه خود عمل کنند؛ زیرا در روز حساب، فاصله میان آنان که در میدان بودند و آنان که فقط نظاره کردند، بهروشنی آشکار خواهد شد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8631
🔴 برای حقیقت مینویسیم ، نه برای کف زدن دیگران
بدترین و سخت ترین شغل ، نویسندگی و جهاد تبیین است ؛ چون باید در روزگاری بنویسی که بسیاری حال و حوصله خواندن ندارند، استدلال کنی برای کسانی که پیشاپیش تصمیم گرفتهاند نشنوند و روشنگری کنی در فضایی که شایعه و مطالب زرد و بیهوده ، از حقیقت سریع تر حرکت می کند.
نویسنده و جهادگر تبیین نه دستمزد متناسب با رنجش می گیرد چون هیچ ساختاری حامی او نیست ، نه همیشه دیده می شود و نه لزوما از سوی همان کسانی که برایشان می نویسد، مورد قدردانی قرار می گیرد. گاهی ساعت ها مطالعه و تحقیق می کنی، اما حاصل آن در چند ثانیه نادیده گرفته می شود.
با این همه ، اهل تبیین اگر کار خود را برای رضای خدا و ادای مسئولیت انجام دهد، نباید میزان اثر گذاری را فقط با تعداد مخاطب یا میزان تشویق بسنجد. حقیقت، حتی اگر آرام و دیر حرکت کند، بی اثر نمی ماند.
سختی این مسیر دقیقا همین جاست: باید بنویسی، حتی وقتی تشویقی در کار نیست؛ روشنگری کنی ، حتی وقتی عدهای ترجیح می دهند در تاریکی و ظلمت ها بمانند؛ و پای حقیقت بایستی، حتی وقتی سکوت برایت آسان تر است
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8632
🔴 بسیار خب، شما ببخشید؛ دیگر درباره آمریکا و دوست بزرگوار شما سخنی نمی گوییم که مبادا موجب ناراحتی و رنجور خاطرتان شود
از این پس آمریکا را کشوری کاملا دوست داشتنی و محبوب دل ها میدانیم و به جای نقد عملکردش، برای اقدامات بشر دوستانهاش در منطقه از جمله مدرسه میناب، شهادت رهبر انقلاب و دهها دانشمند و فرمانده و کشتار گسترده انسان های بی گناه در سراسر جهان و در منطقه درود می فرستیم.
پس بهتر است از این به بعد، به جای اعتراض ، برای این همه خدمت خالصانه آمریکا برای بشریت ، درود و تبریک نثار کنیم تا خاطر دوستانی چون شما آسوده شود و زین پس نفس راحت بکشید
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8633
🔴 متأسفانه برخی از اصلاح طلبان چنان از آداب گفتگو فاصله گرفتهاند که حتی در یک مناظره نیز حرمت کلام و شأن مخاطب را رعایت نمیکنند.
امروز در جریان یک مناظره، یکی از این افراد چنان وقیحانه به بنده توهین کرد که بازگویی الفاظ به کار رفته، برای هر انسان باادبی شرمآور است.
اختلاف سیاسی و فکری، مجوز بیادبی و هتاکی نیست. کسی که توان استدلال ندارد، نباید ضعف خود را با توهین و فحاشی جبران کند. مناظره میدان اندیشه و استدلال است، نه عرصه عقده گشایی و هتاکی.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8634
317.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 شیعه هر ضربه ای خورده بخاطر جهل مردم بوده.
درگیری دوهیئت در شب شهادت امام رضا ع
🔺 پی نوشت :
اینها آبروی دین و دینداری را میبرند. دنبال شناخت امام معصوم نیستند؛ بیشتر درگیر تمرین صدا، مداحی و بولد کردن خودشان هستند. واقعا چهارتا آدم درست و حسابی پیدا نشده که جلوی این دعواها را بگیرند و اجازه ندهند چنین رفتارهایی به نام دین و اهلبیت تمام شود؟
✍ موسی آقایاری
#مشهد
#ایران
#هیئت
🆔https://eitaa.com/Myidea/8635
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی بیگدلی، تحلیلگر اصلاحطلب: حمله آمریکا به مدرسه میناب اثبات نشده است/ آمریکا کار وحشیگری نمیکند/ باید با آمریکا سازش کنیم
پی نوشت : این پیرمرد نادان که این چنین به صدای دشمن تبدیل شده و اتفاقات ۶ ماه قبل را تحریف میکند تا امریکا بزک شود ۳۰ سال عضو هیات علمی دانشگاه بهشتی بوده و خدا میداند مغز چند دانشجو را شستشو داده است.
دقیقا امثال بیگدلی و زیباکلام و سریع القلم و فاضلی و رنانی و ... نظام آموزشی کشور را قبضه کردهاند که بخشی از خروجی دانشگاههای کشور دانشجویان غربگرایی میشوند که نسبت به مساله هویت ملی تا جایی بیگانهاند که یک هفته قبل جنگ رمضان پرچم اسرائیل و شیر و خورشید را در دانشگاه بالا میبرند.
🆔https://eitaa.com/Myidea/8636