🔴 #شبهه
اگر زمین میلیاردها سال پیش شکل گرفته است ، چگونه آفرینش جهان در شش روز که در قرآن آمده ، با یافته های علمی سازگار است؟
✅ پاسخ :
این شبهه از یک پیش فرض نادرست آغاز می شود : اینکه واژه روز و یوم در قرآن حتما به معنای ۲۴ ساعت زمینی است. در حالی که قرآن کریم چنین چیزی نگفته است. قرآن می فرماید :
وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ.
سوره ق، آیه ۳۸
خود قرآن در جای دیگر می فرماید :
وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ
سوره حج، آیه ۴۷
و در آیهای دیگر از روزی سخن می گوید که مقدار آن پنجاه هزار سال است. بنابراین روشن است که یوم در زبان قرآن همیشه به معنای یک شبانه روز زمینی نیست و می تواند به معنای یک دوره و مرحله زمانی باشد
از طرف دیگر، قرآن اصلا درصدد ارائه یک کتاب زمین شناسی یا کیهان شناسی نیست. هدف قرآن بیان حقیقت آفرینش، توحید و وابستگی جهان به خالق حکیم است. اینکه علم امروز درباره عمر زمین، شکل گیری منظومه شمسی و مراحل تحول آن سخن می گوید، نه تنها با اصل آفرینش الهی منافاتی ندارد، بلکه صرفا درباره چگونگی و مراحل طبیعی این فرایند بحث می کند
اینجا یک مغالطه اساسی رخ داده است : توضیح علمیِ چگونگی شکل گیری یک پدیده، به معنای نفی علت الهی آن نیست. اگر زمین شناس بگوید زمین طی میلیاردها سال و در اثر فرایندهای طبیعی شکل گرفته، در واقع درباره سازوکار سخن گفته است، نه اینکه ثابت کرده باشد این جهان خالقی ندارد
مثلا اگر کسی مراحل رشد یک درخت را از دانه تا درخت تنومند توضیح دهد، آیا دیگر می توان گفت پس هیچ علتی برای وجود آن درخت وجود ندارد؟ توضیح فرایند رشد، جای علت و مبدأ هستی را نمی گیرد.
حتی اگر تمام نظریه های علمی درباره عمر زمین و مراحل شکل گیری آن را بپذیریم، یک سؤال اساسی همچنان پا برجاست : خود این جهان، قوانین حاکم بر آن، ماده، انرژی، زمان و نظم شگفت انگیز آن از کجا آمدهاند؟
علم می تواند بگوید جهان چگونه از یک مرحله به مرحله دیگر رسیده است؛ اما اینکه چرا اساسا چیزی به جای هیچ و عدم ، وجود دارد و منشأ اصل هستی و قوانین طبیعت چیست، پرسشی فلسفی و الهیاتی است و با چند عدد درباره عمر زمین پاسخ داده نمی شود.
از این گذشته ، تعبیر شش روز در قرآن را نباید بدون توجه به زبان و سیاق قرآن، به شش شبانه روز زمینی تقلیل داد. بنابراین قرار دادن میلیاردها سال عمر زمین در مقابل شش یوم قرآنی، زمانی یک تعارض واقعی بود که قرآن صراحتا گفته بود خداوند جهان را در شش شبانه روز ۲۴ ساعته زمینی آفریده است ؛ در حالی که چنین تصریحی وجود ندارد.
پس نه علم با اصل آفرینش الهی در تعارض است و نه میلیاردها سال عمر زمین، قرآن را نقض می کند. اشکال از جایی آغاز می شود که یک معنای خاص و اثبات نشده از واژه شش روز را به قرآن تحمیل کنیم و سپس همان برداشت تحمیلی را با یافته های علمی به جنگ قرآن ببریم
قرآن نگفته است خداوند برای آفرینش جهان خسته شده یا به استراحت نیاز داشته است ؛ اتفاقا بلافاصله پس از بیان آفرینش در شش یوم می فرماید :
وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ ؛ هیچ خستگی و درماندگی به ما نرسید.
یعنی قرآن از همان ابتدا راه این برداشت نادرست را بسته است. خالق هستی برای آفرینش، نیازمند استراحت نیست ؛ زمان و فرایند نیز برای او از سنخ نیاز و ناتوانی نیستند.
بنابراین، اگر کسی بخواهد با استناد به عمر میلیارد ساله زمین، قرآن را به چالش بکشد، ابتدا باید ثابت کند که شش یوم قرآن دقیقا به معنای شش روز ۲۴ ساعته است. و این همان حلقه مفقوده استدلال اوست.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8666
زمان:
حجم:
911.2K
🔴 دیشب در برنامه آنلاین ، فردی به نام مسعود مویدی با ادبیاتی هتاکانه در حال طرح ادعاها، تشویش اذهان عمومی و بیان اتهاماتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی بود.
نکته قابل تأمل اینجاست که ایشان حتی حاضر به شنیدن پاسخ طرف مقابل یعنی بنده نبود؛ چرا که اصلا دعوت نشدم و ایشان یک طرفه مطالب خود را مطرح کرد و به دروغ می گفت : دعوت کردم!! و تا توانست علیه نظام و نیروهای اطلاعاتی ما خزعبلات گفت.
آقای هتاک ، اگر واقعا به دنبال حقیقت و گفتگو بودید، چرا فرصت پاسخ را فراهم نکردید؟ نقد منصفانه با بیان یک طرفه و اتهام زنی تفاوت دارد. کسی که ادعا مطرح می کند، باید شجاعت شنیدن پاسخ و پذیرش گفتگو را هم داشته باشد. بیان مطالب خلاف واقع و فرار از گفتگوی منطقی، با شأن انسان بودن سازگار نیست.
ضمنا این شما بودید که قبلا هم چندین بار بدلیل درماندگی از پاسخگویی و مناظره ، بنده را از استیج تان حذف کردید!!
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8667
🔴 لعنت بر گرانی ، لعنت بر نداری
گرانی فقط بالا رفتن عددها در بازار نیست؛ وقتی سفره کوچک تر می شود، وقتی پدری شرمنده خانوادهاش می شود، وقتی جوانی به خاطر هزینه های سنگین زندگی از ازدواج و آینده سازی باز می ماند، یعنی یک درد اجتماعی شکل گرفته است
مردم از مسئولان انتظار دارند با شعار و وعده، مشکلات را پنهان نکنند؛ بلکه با برنامه، نظارت دقیق و مدیریت درست، برای کاهش فشار اقتصادی قدم بر دارند. اقتصاد باید به گونهای اداره شود که کرامت مردم حفظ شود و تلاش یک انسان برای تأمین زندگی، نتیجهای شایسته داشته باشد.
مردم صبورند ، اما فشار معیشتی هم حد و اندازهای دارد. امروز صحنه ای دیدم که واقعا دلم به درد آمد ؛ فردی بی بضاعت را دیدم که با سختی روزگار می گذراند، و در همان محل فردی را دیدم که فقط ارزش خودروی او چند ده میلیارد تومان بود.
این فاصله های سنگین اجتماعی ، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود. صدای سفره های کوچک شده و مشکلات معیشتی مردم باید شنیده شود، پیش از آنکه گلایه ها به نارضایتی های عمیقتر تبدیل شود.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8668
🔴 علم میگوید چگونه ؛ دین میگوید برای چه؟
گاهی اوقات می شنویم که می گویند ما در قرن ۲۱ زندگی میکنیم؛ دیگر نباید از دین و آموزههای هزار و چهارصد سال پیش سخن گفت. باید به سمت علم، فناوری و پیشرفت حرکت کنیم و الگوی خود را کشورهایی مانند آمریکا و کشورهای اروپایی قرار دهیم. به زعم این افراد، علم می تواند مشکلات بشر را حل کند و دین دیگر جایگاه چندانی در جهان جدید ندارد.
اما در این نگاه، یک مسئله اساسی نادیده گرفته می شود : آیا علم به تنهایی می تواند انسان را نجات دهد؟
تردیدی نیست که علم یکی از بزرگترین دستاوردهای بشر است. پزشکی، ارتباطات، حمل و نقل، فناوری و بسیاری از امکاناتی که زندگی امروز را آسانتر کردهاند، محصول پیشرفت علمی هستند. اسلام نیز نه تنها با علم مخالف نیست، بلکه انسان را به تفکر، تعقل، شناخت جهان و طلب دانش دعوت کرده است.
مسئله، مخالفت با علم نیست؛ مسئله، علمِ جدا شده از اخلاق و ایمان است.
علم به انسان قدرت میدهد، اما به تنهایی تعیین نمیکند که این قدرت باید در چه مسیری به کار گرفته شود. علم می تواند دارو تولید کند و جان انسانها را نجات دهد، اما همان علم می تواند بمب اتم و سلاحهای ویرانگر نیز بسازد. فناوری می تواند ارتباط میان ملت ها را آسان کند، اما میتواند به ابزار جاسوسی، جنگ روانی و سلطه بر ملت ها نیز تبدیل شود.
بنابراین سؤال اساسی این نیست که انسان چقدر علم دارد؛ بلکه باید پرسید این علم در خدمت چه هدفی قرار گرفته است؟
اگر علم با اخلاق همراه نباشد، ممکن است انسان را قدرتمندتر کند، اما الزاما او را انسان تر نمی کند.
تاریخ معاصر شواهد فراوانی برای این واقعیت دارد. قدرتهای بزرگ جهان، به ویژه در دوره استعمار و پس از آن، از پیشرفته ترین فناوری های نظامی برای جنگ، مداخله و تأمین منافع سیاسی و اقتصادی خود استفاده کردهاند. در تاریخ ایران نیز کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از نمونه های مهم مداخله قدرت های استبکاری در سرنوشت سیاسی کشور است.
در دهه های بعد نیز جنگها و مداخلات نظامی در منطقه غرب آسیا و دیگر نقاط جهان، بارها نشان دادهاند که فناوری پیشرفته الزاما به معنای صلح و عدالت نیست. هواپیماهای مدرن، موشک های دقیق، ماهوارهها و سامانه های پیشرفته نظامی، هنگامی که در چارچوب اخلاق و عدالت مهار نشوند، میتوانند به ابزار ویرانی تبدیل شوند.
حادثه تلخ سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ نیز نمونهای دردناک از همین واقعیت است؛ حادثهای که به کشته شدن ۲۹۰ انسان انجامید و یا جنایت بزرگ مدرسه میناب که ۱۶۸ دانش آموز معصوم را پرپر کردند. اینجا دیگر نمی توان گفت مشکل بشر، نداشتن علم و فناوری است. فناوری وجود داشت؛ اما آنچه اهمیت داشت، مسئولیت اخلاقی انسانِ برخوردار از قدرت بود.
حتی امروز نیز کافی است به جنگ ها و بحران های مختلف جهان نگاه کنیم تا ببینیم پیشرفت تکنولوژیک چگونه می تواند در خدمت قدرت های استکباری قرار گیرد. ابزارهای مدرن جنگی، بدون یک چارچوب اخلاقی و انسانی، نه تنها صلح را تضمین نمی کنند، بلکه می توانند دامنه ویرانی را گسترده تر کنند.
از همین جا تفاوت میان علم و هدایت روشن می شود.
علم به ما می آموزد که چگونه می توانیم کاری را انجام دهیم؛ اما این اخلاق و جهان بینی است که باید به ما بگوید آیا انجام آن کار درست است یا نادرست.
علم میتواند امکان ساخت سلاحی بسیار قدرتمند را فراهم کند، اما به تنهایی نمیتواند پاسخ دهد که استفاده از آن علیه انسان بی گناه چه حکمی دارد. علم میتواند امکان دستکاری ژنتیکی انسان را فراهم کند، اما اینکه مرز اخلاقی این کار کجاست، صرفا با فرمول های علمی تعیین نمی شود.
اینجاست که دین و ایمان، رقیب علم نیستند؛ بلکه میتوانند جهت و غایت استفاده از علم را مشخص کنند.
اسلام نمی گوید علم را کنار بگذارید و به گذشته بازگردید. اسلام می گوید علم را در خدمت حقیقت، عدالت و کرامت انسان قرار دهید. از نگاه قرآن، انسان موجودی صاحب عقل، اختیار و مسئولیت است و قدرت او باید با تقوا و عدالت همراه باشد.
پیشرفت واقعی فقط این نیست که انسان بتواند سریع تر حرکت کند، بیشتر تولید کند یا سلاح های دقیق تری بسازد. پیشرفت واقعی آن است که هر چه قدرت انسان بیشتر میشود ، مسئولیت اخلاقی او نیز بیشتر شود.
چه فایدهای دارد انسانی به پیشرفتهترین فناوریها دست پیدا کند، اما هنوز نتواند جلوی ظلم به انسانهای بی گناه را بگیرد؟
چه فایدهای دارد کشوری به قله فناوری برسد، اما فناوری خود را در خدمت جنگ، سلطه و منافع نامشروع قرار دهد؟
مشکل بشر امروز کمبود علم نیست. بشر امروز بیش از هر زمان دیگری دانش و فناوری در اختیار دارد؛ اما پرسش بزرگ همچنان باقی است: این قدرت عظیم را چگونه باید مهار کرد؟
ادامه .... 👇
پاسخ، حذف علم نیست؛ همان طور که پاسخ، حذف دین نیز نیست. راه درست، پیوند علم، عقل، اخلاق و ایمان است.
بشر به علمی نیاز دارد که قدرت تولید کند، اما در کنار آن به اخلاقی نیاز دارد که قدرت را مهار کند؛ به عقل نیاز دارد که راه را تشخیص دهد و به ایمانی نیاز دارد که انسان را از تبدیل شدن به موجودی قدرتمند اما بی رحم بازدارد.
چهارده قرن از ظهور اسلام گذشته است، اما عدالت، کرامت انسان، حرمت خون بی گناهان و مبارزه با ظلم، تاریخ مصرف ندارند. قرن ۲۱ ، انسان را از نیاز به اخلاق بی نیاز نکرده است؛ بلکه هر چه علم و فناوری قدرت بیشتری به انسان دادهاند، نیاز او به اخلاق و معنویت نیز بیشتر شده است.
علم می تواند جهان را قدرتمند تر کند ؛ اما این ایمان، اخلاق و عدالت است که می تواند این قدرت را در مسیر نجات انسان قرار دهد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8670
طلوع فکر و اندیشه
🔴 حرف هایی که نوشتید واقعا تلخ است؛ اما تلخیِ بزرگتر زمانی است که چنین واقعیتی را ببینیم و بعد تصور کنیم چون چند بار تذکر دادهایم و نتیجه نگرفته ایم، دیگر کاری از دست ما ساخته نیست.
یک نکته را خیلی جدی عرض می کنم : نوجوانی که امروز در برابر تذکر شما می گوید مادرم خوشش نمیآید، لزوما نوجوانِ بیدین یا لجوج نیست؛ او محصول محیطی است که در آن زندگی میکند. اگر خانه، مدرسه، فضای مجازی، دوستان و حتی بعضی بزرگترهای خانواده یک پیام بدهند و شما در جلسه صالحین پیام دیگری، طبیعی است که حرف شما برای او بهتنهایی قدرت کافی نداشته باشد.
مشکل ما فقط این نیست که بعضی دخترها یا پسرها فلان لباس را میپوشند یا فلان رفتار را انجام میدهند. مسئله عمیق تر است. وقتی ذائقه فکری و معیار ارزشگذاری یک نسل تغییر کند، ظاهر هم دیر یا زود تغییر می کند. نوجوانی که از کودکی به او القا شده خوشبختی یعنی شبیه شدن به الگوهای فضای مجازی، طبیعی است که با یک تذکر اخلاقی ناگهان مسیرش عوض نشود.
اما بزرگوار ، اینجا یک اشتباه خطرناک هم وجود دارد : اینکه تصور کنیم راه اصلاح، فقط تذکر دادن و برخورد کردن است.
اگر می خواهیم اثرگذار باشیم، باید قبل از آنکه با نوجوان درباره پوشش صحبت کنیم، کاری کنیم که حرف ما برای او ارزش شنیدن داشته باشد.
نوجوان باید احساس کند شما دشمن آزادی و شادی او نیستید؛ بلکه کسی هستید که آینده او برایتان اهمیت دارد. باید با او رفاقت کرد، حرفش را شنید، دغدغههایش را فهمید، در شادی های سالمش شریک شد و بعد آرامآرام درباره انتخابهایش با او گفتگو کرد.
گاهی یک طلبه اگر فقط ده دقیقه کمتر سخنرانی کند و ده دقیقه بیشتر حرف نوجوان را بشنود، اثرش از ده جلسه تذکر بیشتر می شود.
از طرف دیگر، خانوادهها را هم نباید یکباره در مقابل خود قرار داد. وقتی مادری میگوید ما میخواهیم روستا پیشرفت کند، باید با آرامش از او پرسید :
آیا پیشرفت یعنی فقط جاده و امکانات و ساختمان و اینترنت بهتر؟
اگر فرزند ما از نظر علمی پیشرفت کند اما از نظر اخلاقی، هویتی و شخصیتی فروبریزد، آیا واقعاً پیشرفت کردهایم؟
پیشرفت یک جامعه فقط با آسفالت و ساختمان و امکانات سنجیده نمیشود. سرمایه اصلی هر روستا، انسانهای آن روستاست؛ مخصوصاً نوجوانانی که قرار است چند سال دیگر مدیر، معلم، پدر، مادر و تصمیم گیرنده همان جامعه باشند.
اما یک نکته مهمتر :
نباید همه چیز را به گردن خانوادهها انداخت و نباید هم همه تقصیر را متوجه نوجوان کرد. وقتی یک فرهنگ در فضای مجازی، فیلم، شبکههای اجتماعی و میان دوستان با قدرت تبلیغ میشود، نمیتوان انتظار داشت چند جلسه مذهبی به تنهایی آن را خنثی کند.
ما باید برای نوجوان جایگزین جذاب بسازیم، نه فقط ممنوعیت.
اردو، ورزش، کتاب، مسابقه، کار گروهی، مهارتآموزی، فعالیت اجتماعی، برنامه هنری سالم، گفتگوی آزاد، مشاوره و حتی استفاده درست از فضای مجازی. نوجوان باید در مسجد و جلسات دینی، زندگی را ببیند، نه فقط فهرستی از بایدها و نبایدها را بشنود.
و درباره مادرها هم به نظرم باید از مسیر دیگری وارد شد. به جای اینکه بگوییم شما اشتباه می کنید، باید به آنها گفت :
ما نمی خواهیم فرزند شما را از شما جدا کنیم؛ اتفاقا می خواهیم کمک کنیم رابطه شما با فرزندتان محکمتر شود. ما نمی خواهیم برای نوجوان شما تصمیم بگیریم؛ میخواهیم کمک کنیم خودش قدرت تشخیص درست و غلط را پیدا کند.
این زبان، درِ گفتگو را باز میکند.
بزرگوار، شاید امروز نتیجه زحماتتان را نبینید. شاید حتی نوجوانی که برایش وقت گذاشتهاید، مدتی بعد راه دیگری برود. اما تربیت، پروژه یکشبه نیست.
امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند :
قلب نوجوان مانند زمین خالی است؛ هرچه در آن افکنده شود، می پذیرد.
اگر ما زمین را رها کنیم، دیگران آن را پر خواهند کرد.
بنابراین مأموریت شما فقط این نیست که چند نوجوان را از یک رفتار نادرست بازدارید. مأموریت عمیقتر این است که نسلی تربیت کنید که خودش بتواند در برابر انتخابهای غلط، قدرت تشخیص داشته باشد.
و یک هشدار صریح هم عرض کنم :
اگر نیروهای مؤمن، دلسوز و اهل فرهنگ از عرصه نوجوانان کنار بکشند، این میدان خالی نمیماند؛ دیگران آن را پر میکنند. فضای مجازی برای تربیت فرزندان ما مرخصی نمیرود. شب و روز در حال آموزش، الگوسازی و ذائقهسازی است.
پس خسته نشوید، اما روش را اصلاح کنید.
کمتر تقابل، بیشتر ارتباط.
کمتر برچسب، بیشتر گفتوگو.
کمتر تذکر مستقیم، بیشتر الگوسازی.
کمتر گلایه از نوجوان، بیشتر کار با خانواده.
و مهمتر از همه، کمتر انتظار نتیجه فوری.
شاید امروز فقط یک نوجوان حرف شما را بشنود؛ فردا همان یک نفر بتواند چند نفر دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
کار فرهنگی واقعی، کاشتن است؛ نه شمردن دانهها در همان روزی که کاشته شدهاند.
طلوع فکر و اندیشه
این میدان را نباید به دلیل سختیاش واگذار کرد. اتفاقاً هرجا کار سختتر شده، حضور انسانهای مؤمن و عاقل ضرورت بیشتری پیدا کرده است.
خداوند به شما توفیق بدهد که هم دلسوز بمانید، هم صبور، هم حکیم؛ چون نوجوان امروز بیش از آنکه به یک سخنران نیاز داشته باشد، به یک انسان قابل اعتماد نیاز دارد.
✍ موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8674
زمان:
حجم:
4M
🔴 مناظرهای علمی با مخالفین ، درباره اثبات ولایت فقیه
#بخش_اول
آیا ولایت فقیه را میتوان با استدلال عقلی اثبات کرد؟
در این مناظره آنلاین ، دو برهان مهم و قابل تأمل بررسی می شود :
🔹 برهان رجوع به متخصص
🔹 برهان دفع ضرر محتمل
🎤 موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8676
زمان:
حجم:
5.5M
🔴 مناظرهای علمی با مخالفین ، درباره اثبات ولایت فقیه
#بخش_دوم
🎤 موسی آقایاری
🆔https://eitaa.com/Myidea/8677