یه نوکرِساده🪴
بین راه مهمون مواکب و خون های عراقی بودیم
صفا و مهمون نوازیشون و خیلی دوسداشتم
اینکه از تمام توانشون برای زوار مایه میزاشتن
ان شاءالله نوکریشون قبول باشه .
یه نوکرِساده🪴
واژهی معرفت و وفا را از شما آموختن
آن هنگامی که حسین را میان ظالمان یاری کردی.
اولین لحظه ای که چشمم به حرم بابا جانم افتاد :)
یه نوکرِساده🪴
-
درسته صحن و سرات بسته بود
ولی شوق و ذوق نوکرت اصلا تموم شدنی نیست
حتی به پشت درای بسته هم راضیه برای زیارت.
[دو دقیقه مارو راحت نمیزارن که یه زیارت نامه بخونیم]