eitaa logo
(✌️#آتاظهور✌️) ‌‌‌‌‌‌‌‌
4.5هزار دنبال‌کننده
61.3هزار عکس
56.8هزار ویدیو
1.7هزار فایل
https://eitaa.com/joinchat/3122724864Cdeade52bf9 (لینک مادرتلگرام) ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌http://کانال.شهیدنوری https://t.me/Noori82325 #یازهرای_مرضیه #حضرت_زهرا #زهرا #مادر #ایام_فاطمیه #فاطمیه #عزاداری #فاطمه_الزهرا #حضرت_فاطمه #فاطمه_پاره_تن_من_است_هرآنكس_كه.
مشاهده در ایتا
دانلود
تحلیل اغتشاشات از تهران تا تل آویو و نظم نوین جهانی_1.mp3
38.29M
🔻 تحلیل اغتشاشات از تهران تا تل آویو و آینده ایران ابرقدرت در نظم نوین جهانی وابعادناگفته وپیدا ‌ ابعاد ناگفته و پیدا و پنهان اغتشاشات آینده 👇 احتمالا"(اردیبهشت 1402)👇 🔹دوشنبه 1 اسفند 1401 جلسه تخصصی جهت مسولین حراست های ادارات شهرستان شاهرود👇 #️⃣ 🎙📢صوت جلسه ضمیمه شده ؛ 1:3:39 یک ساعت و 3 دقیقه و 39 ثانیه حتما باهم گوش کنیم و نشر حداکثری دهیم. ...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🚨 💢 حمله موشکی به عربستان سعودی و اصابت دقیق به یکی از اهداف شهر صنعتی دمام و آتش سوزی های عظیم @noori82325
15.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیارت امام زمان عج بعد نماز صبح بهترین زمان برای دعا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلَوَاتِ الْخَمْسَ فِي أَفْضَلِ السَّاعَاتِ فَعَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَاتِ. امام صادق(ع) فرمود: خداوند عزوجل زمان نمازهای پنج گانه را در برترین ساعت‌ها قرار داد پس بعد از نمازهای خود دعا کنید. 📚خصال صدوق، ج۱، ص۲۷۸ @NOORI82325
دوستان و سروران گرامی برای رهایی از شر شیاطین و فتنه هایی که کشور عزیزمون رو در بر گرفته تلاوت سوره ی فلق رو فراموش نکنید که کلید حل مشکلات فقط و فقط خود قرآن است و لاغیر اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم 📖📖📖📖📖📖 قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ (ای پیامبر) بگو: «به پروردگار سپیده دم پناه می برم, 📖📖📖📖📖📖 مِن شَرِّ مَا خَلَقَ از شر تمام آنچه آفریده است, 📖📖📖📖📖📖 وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ واز شر تاریکی شب, آنگاه که همه جا را فراگیرد. 📖📖📖📖📖📖 وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّثَٰتِ فِي ٱلۡعُقَدِ واز شر (زنان جادوگر) که با افسون در گره ها می دمند. 📖📖📖📖📖📖 وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ واز شر حسود آنگاه که حسد ورزد». 📖📖📖📖📖📖 صدق الله العلي العظيم
(✌️#آتاظهور✌️) ‌‌‌‌‌‌‌‌
🔴پژوهشی نو در بارۀ «شاه نعمت‌‏الّاه ولی و پیشگوییهایش» 🔷تاريخچۀ زندگانی شاه نعمت‌‏الّاه ولی شاه نعمت‌‏الّاه ولی، روز دوشنبه، چهاردهم ربیع‏ الاوّل ۷۳۱، در شهر حَلَب، از شهرهای شام، زاده شد. پدرش، میر عبدالّاه، از بزرگان عرب، و مادرش بانویی باشخصیّت از ایل شبانکارۀ فارس بود. نسبت وی با ۱۹ واسطه، به رسول خدا-صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله- می‌رسد. سیّد نعمت‌‏الّاه که از شاعران و دانشمندان برجستۀ عصر مُغُل است، نزدیک ۱۰۰ سال زیست، و سرانجام در روز پنج‌شنبه، ۲۳ رجب ۸۳۲، و بنا بر قولی ۸۳۴، در کرمان خرقه تهی کرد. شاگردان، خادمان، درویشان و بزرگان شهر، جنازه‌‏اش را تا ماهان بر دوش حمل کردند و در آن‌جا به خاک سپردند.(۱) 🔷پیشگونبودن شاه نعمت‌‏الّاه ولی و کم‌ارزش‌بودن اشعار پیشگوییهایش نویسنده با بررسیهای چندین ساله‌ای که در پیشگوییهای گوناگون در بارۀ رویدادهای آخرالزّمان کرده است، هیچ چون و چرایی در بارۀ زمانی که شاه نعمت‌‏الّاه ولی در پیشگوییهایش برای پدیدارشدن نشانه‌های ظهور امام مهدی-علیه‌السّلام- تعیین کرده، نیافته است، جز آن‌که بگوید وی از عالمان هزاره‌گرا بوده و بی آن‌که دارای علم پیشگویی باشد، تیری در تاریکی انداخته و سال ۹۷۰ را که نزدیک پایانه‌های نخستین هزارۀ اسلامی می‌باشد، برگزیده، و با رمزی نه‌چندان پنهان -«عین و را ذال»-، بیان کرده است. گفتنی است، برخی نویسندگان و پژوهشگران کم‌بهره از دانش چنین پنداشته‌اند که دو بیت مشهور شاه نعمت‌‏الّاه ولی: «نایب مهدی آشکار شود = بلکه من آشکار می‌بینم» «تا چهل سال ای برادرْ من = دور آن شهریار می‌بینم» به بنیادگذار انقلاب ایران، سیّد روح‌الّاه خمینی، و ۴۰ ساله بودن عمر انقلاب و حکومت «جمهوری اسلامی» در ایران اشاره دارد، در حالی که بنا بر پژوهش نویسنده، میان درون‌مایۀ اشعار یادشده و انقلاب ایران پیوندی دیده نمی‌شود، و مقصود شاعر، رهبر و حکومت دیگری بوده است!!! شنیدنی است اگر بدانید که مقصود شاه نعمت‌‏الّاه ولی از «نایب مهدی» که پس از روی‌دادن ۷ سال فتنه و کارزار در خراسان و مصر و شام و عراق، در پی زمستان ششم، یعنی سال ۹۷۷ هـ.ق، آشکار می‌شود، و در یک دورۀ ۴۰ سالۀ پیش از ظهور امام مهدی-علیه‌السّلام- زمامداری می‌کند، همان یمانی‌ای است که بر پایۀ بخشی ساختگی و دروغین در دنبالۀ روایتی درست از امام صادق-علیه‌السّلام-، ۳۰ سال زمامداری می‌کند و دنبالۀ زمامداری‌اش تا نزدیک ۴۰ سال را پسرش سعید بر دوش می‌کشد، و چنین می‌نماید که شاه نعمت‌‏الّاه ولی نه تنها به ساختگی و دروغ‌بودن روایت بیانگر زمامداری چهل سالۀ یمانی و پسرش سعید و ناسازگاری‌اش با دیگر روایات اسلامی پی نبرده است، از دقّت کافی و حافظۀ نیرومند در گزارش متن حدیث نیز برخُردار نبوده است. از زُرارَة ابن اَعْیَن روایت شده است كه ابو عبدالّاه [امام صادق]-علیه‌السّلام- فرمود: ... یمانی ... سپس آسوده از دشمنان سی سال در زمامداری‌اش زندگانی می‌کند، سپس پادشاهی را به پسرش می‌سپرد و به مکّه پناه می‌برد و چشم به راه ظهور قائم ما-علیه‌السّلام- می‌ماند تا آن‌که می‌میرد. پس پسرش در پی درگذشت پدرش، در پادشاهی و زمامداری‌اش نزدیک چهل سال می‌ماند، و آن دو با دعای قائم ما-علیه‌السّلام- به این جهان باز می‌گردند... .(۲) در بخشهایی از سروده‌های اصلی شاه نعمت‌‏الّاه ولی آمده است: «عین و را ذال» چون گذشت از سال بوالعجب کار و بار می‌‏بینم در خراسان و مصر و شام و عراق فتنه و کارزار می‌‏بینم بعد امسال و چند سال دگر عالمی چون نِگار می‌‏بینم... چون زمستان پنجمین بگذشت ششمش خوش‌‏بهار می‌‏بینم نایب مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می‌‏بینم تا چهل سال ای برادرْ من دور آن شهریار می‌‏بینم دور او چون شود تمام به کام پسرش یادگار می‌‏بینم بعد از آن خود امام خواهد بود که جهان را مدار می‌‏بینم👇 👇
با پژوهشی که پیشکش خانندگان گرامی کرده‌ایم، و پس از گذشت شش سده، پرده از راز نهان در پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی برداشته‌ایم، کم‌ارزش‌بودن اشعار وی و نیز نادرست و بیهوده‌بودن سخنان برخی نویسندگان روزگار ما که گفته‌اند: «آن‌چه اکنون همه شاه نعمت‌‏الّاه را به آن می‌شناسند، پیشگوییهای بسیار دقیقی است که تمام آن‌چه تا کنون بر ما گذشته محقّق گشته؛ از ظهور صفویّه تا سقوط پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی که به گفته وی بعد از چهل سال متّصل به ظهور حضرت ولی عصر(عج) خاهد شد»، برای همگان آشکار شده است!!! —--------------------------------------------------------- ۱. كلّيّات اشعار شاه نعمت‌‏الله ولی، ص ۹-۳، مقدّمه، با حذف و تصرّف. ۲. مختصر إثبات الرجعة، ح ۱۶، نشریافته در مجلّۀ: تراثنا، سال ۲، ش ۴، ص ۵-۴۵۴؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی. 🔷نسخه‌های اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی شاه نعمت‌‏الّاه ولی اشعار فراوانی سروده است، و مشهورترین آنها قصیده‌ای در پیشگویی حوادث آخرالزّمان و نشانه‌‏های ظهور امام مهدی-علیه‌السّلام- می‌باشد که در زمانهای پسین، دیگران بر اشعار آن قصیده ابیات فراوانی افزوده یا دستکاریهایی در آنها کرده و دگرگونیهایی پدید آورده‌اند. تلاش ما در نوشتار کنونی، ارائۀ اصل اشعار یادشده بر‏ پایۀ نسخه‌های کهن برجای‌مانده از روزگار شاعر است، و چهار نسخۀ دیگر را نیز که ناسازگاریهایی با هم و با نسخۀ اصلی دارند، از دید خانندگان گرامی می‌گذرانیم: ۱. نسخۀ اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی در «کلّیات اشعار شاه نعمت‌‏الله ولی» - چاپ هشتم، تیر ۱۳۸۳- که با سعی دکتر جواد نوربخش گردآوردی شده است، و کاملترین و درست‌ترین چاپ دیوان به شمار می‌‏رود، و با بهره‌گیری از نسخه‌های کهن معتبر، مانند نسخۀ زمان زندگانی شاعر، فراهم شده است. ۲ و ۳ و ۴. نسخه‌های اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌الّاه ولی در کتاب «علائم ‏الظهور» -چاپ سنگی، رجب ۱۳۲۹، تهران- که با دست میرزا محمّد کرمانی (ناظم الإسلام) گرد‏آوری شده‌اند، و پُر از کاستیها، لغزشها و افزوده‌های برخی شاعران دوران قاجار می‌باشند، و در آنها به صفویها، نادر شاه، کریم‌خان زند و برخی پادشاهان قاجار اشاره شده است! ۵. نسخۀ اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی فراهم‌شده پس از پیروزی انقلاب و برپایی «حکومت جمهوری اسلامی» در ایران که در آن، دستکاریها و افزایشهایی در بخشهایی از اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی و نیز در اشعار نسبت داده شده به وی انجام داده‌اند تا چنین بنمایانند که سرایندۀ آن اشعار، حکومت خاندان پهلوی و سقوطش و حکومت روحانیّون در ایران را پیشگویی کرده است!👇 👇
🔵نسخۀ ۱؛ اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی: قدرت کردگار می‌‏بینم حالت روزگار می‌‏بینم حکم امسال صورتی دگر است نه چو پیر‏ار(۱) و پار(۲) می‌‏بینم از نجوم این سخن نمی‌‏گویم بلکه از کردگار می‌‏بینم «عین و را ذال»(۳) چون گذشت از سال بوالعجب کار و بار می‌‏بینم در خراسان و مصر و شام و عراق فتنه و کارزار می‌‏بینم گِرد آئینۀ ضمیر جهان گَرد و زنگ و غبار می‌‏بینم همه را حال می‌‏شود دیگر گر یکی ور هزار می‌‏بینم ظلمتِ ظلمِ ظالمانِ دیار بی‌‏حد و بی‌‏شمار می‌‏بینم قصّه‌‏ای بس غریب می‌‏شنوم غصّه‌‏ای در دیار می‌‏بینم جنگ و آشوب و فتنه و بیداد از یمین و یسار می‌‏بینم غارت و قتل و لشکر بسیار در میان و کنار می‌‏بینم بنده را خواجه‌‏وَش(۴) همی ‏یابم خواجه را بنده‌‏وار می‌‏بینم بس فرومایگان بی‌‏حاصل عامل(۵) و خواندگار(۶) می‌‏بینم هر که او پار یار بود، امسال خاطرش زیر بار می‌‏بینم مذهب و دین ضعیف می‌‏یابم مُبتَدِع افتخار می‌‏بینم سکّۀ نو زنند بر رخ زر درهمش کم‌‏عیار می‌‏بینم دوستان عزیز هر قومی گشته غم‌خوار و خوار می‌‏بینم هر یک از حاکمان هفت اقلیم دیگری را دچار می‌‏بینم نصب و عزل بِتَکْچی(۷) و عُمّال هر یکی را دو بار می‌‏بینم ماه را روسیاه می‌‏یابم مهر را دل‌‏فَگار(۸) می‌‏بینم ترک و تاجیک را به همدیگر خصمی(۹) و گیر و دار می‌‏بینم تاجر از دست دزد بی‌‏همراه مانده در رهگذار می‌‏بینم مکر و تزویر و حیله در هر جا از صغار و کبار می‌‏بینم حال هندو خراب می‌‏یابم جور تُرک و تَتار می‌‏بینم بقعۀ خیر سخت گشته خراب جای جمع شرار می‌‏بینم بعض اشجار بوستان جهان بی‌‏بهار و ثمار می‌‏بینم اندکی امن اگر بود آن روز در حد کوهسار می‌‏بینم همدمی و قناعت و کنجی حالیا اختیار می‌‏بینم گرچه می‌‏بینم این همه غمها شادی‌‏ای غمگسار می‌‏بینم غم مخور زانکه من در این تشویش خرّمی وصل یار می‌‏بینم بعد امسال و چند سال دگر عالمی چون نِگار(۱۰) می‌‏بینم چون زمستان پنجمین بگذشت ششمش خوش‌‏بهار می‌‏بینم نایب مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می‌‏بینم پادشاهی تمام‌‏دانایی سروری باوقار می‌‏بینم بندگان جناب حضرت او سربه‌‏سر تاجدار می‌‏بینم تا چهل سال ای برادرْ من دور آن شهریار می‌‏بینم دور او چون شود تمام به کام پسرش یادگار می‌‏بینم پادشاه و امام هفت اقلیم شاه عالی‌‏تبار می‌‏بینم بعد از آن خود امام خواهد بود که جهان را مدار می‌‏بینم «میم و حا، میم و دال» می‌‏خوانم نام آن نامدار می‌‏بینم صورت و سیرتش چو پیغمبر علم و حلمش شعار می‌‏بینم دین و دنیا از او شود معمور خلق از او بخت‌یار می‌‏بینم ید بیضا که باد پاینده باز با ذوالفقار می‌‏بینم مهدی وقت و عیسی دوران هر دو را شهسوار می‌‏بینم گلشن شرع را همی بویم گل دین را به بار می‌‏بینم این جهان را چو مصر می‌‏نگرم عدل او را حصار می‌‏بینم هفت باشد وزیر سلطانم همه را کامکار می‌‏بینم عاصیان از امام معصومم خجل و شرمسار می‌‏بینم بر کف دست ساقی وحدت بادۀ خوش‌گوار می‌‏بینم غازی(۱۱) دوستدار دشمن‌‏کش همدم و یار غار می‌‏بینم تیغ آهن‌‏دلان زنگ‌‏زده کنْد و بی‌‏اعتبار می‌‏بینم زینت شرع و رونق اسلام محکم و استوار می‌‏بینم گرگ با میش و شیر با آهو در چرا برقرار می‌‏بینم گنج کسرا و نقد اسکندر همه بر روی کار می‌‏بینم تُرکِ عیّارْ مست می‌‏نگرم خصم او در خمار می‌‏بینم نعمت‌‏الّاه نشسته در کنجی از همه بر‏کنار می‌‏بینم(۱۲) —------------------------------------------------------------------ ۱. پیرار: کوچک‌شدۀ پيرارسال، به معنای سالِ پيش از سالِ گذشته است. ۲. پار: کوچک‌شدۀ پارسال، به معنای سالِ گذشته است. ۳. از مادّه تاریخ «عین و را ذال»، بنا بر حساب ابجد، سال ۹۷۰ هـ.ق به دست می‌آید. گردآورندۀ كلّيّات اشعار شاه نعمت‌‏الّاه ولی، در این‌جا، در پاورقی، از نسخۀ نخست مورد استنادش که در كتابخانۀ مَلِك تهران نگهداری می‌شود و تاريخ نگارش آن اوّل ذی حجّۀ ۸۶۰ (نزدیک ۳۰ سال پس از درگذشت شاه نعمت‌‏الّاه ولی) می‌باشد، مادّه ‏تاريخِ «فا و را ذال» را به عنوان نسخۀ جایگزین آورده است كه آن نیز، بنا بر حساب ابجد، به سال ۹۸۰ هـ.ق اشاره دارد. ۴. خواجه‌‏وَش: مانند آقا و سرور. ۵. عامل: كارگزار دولتی. ۶. خواندگار: کوچک‌شدۀ «خداوندگار»، به معنای والی، رئيس و سرور است؛ بهره‌گرفته‌شده از: لغت‌نامه دهخدا، درگاه «خواندگار» و «خداوندگار». ۷. بِتَكْچی يا بِيتَكْچی: تركی مُغُلی، به معنای مأمور ماليّات است؛ بهره‌گرفته‌شده از: لغت‌نامه دهخدا، درگاه «بيتكچی». ۸. فگار: کوچک‌شدۀ افگار، به معنای آزرده و خسته است؛ بهره‌گرفته‌شده از: فرهنگ فارسی، درگاه «فگار» و «افگار». ۹. خصمی: دشمن.👇 👇
۱۰. نگار: کوچک‌شدۀ «نگارستان»، به معنای جای پُرنقش و نگار و زينت‌داده‌شده است. ۱۱. غازی: رزمنده و جنگجو. ۱۲. كلّيّات اشعار شاه نعمت‌‏الّاه ولی، ص۶۰-۶۵۷، قصيده‌ها. 🔵نسخۀ ۲؛ اشعار دستکاری‌شدۀ پیشگوییهای شاه نعمت‌‏الّاه ولی در دوران قاجار: قدرت کردگار می‌‏بینم حالت روزگار می‌‏بینم از نجوم این سخن نمی‌‏گویم بلکه از سرّ یار می‌‏بینم از سلاطین گردش دوران یک‌‏به‌‏یک را سوار می‌‏بینم هر یکی را به مثل ذرّۀ نور پرتوی آشکار می‌‏بینم سال تاریخ را چنین گویم قدرت هشت و چار می‌‏بینم بعد از آل ائمّۀ اطـهار دیگری را سوار می‌‏بینم از پسِ شاهی همه اینها چند سلطان به کار می‌‏بینم از بزرگی و رفعت ایشان صفوی برقرار می‌‏بینم چند سلطان ز نسل او پیدا همه را برقرار می‌‏بینم آخر پادشاهی صفوی یک حسینی به کار می‌‏بینم از بُخارا، هَرات و بَلْخ و سَرَخْس لشکری بی‌‏شمار می‌‏بینم باز بعد از خرابی ایشان ساربانی به کار می‌‏بینم نادری در جهان شود پیدا قامتش استوار می‌‏بینم بیست و شش سال پادشاهی او تا به گردون(۱) غبار می‌‏بینم آخر عهد نوجوانی او قتل او آشکار می‌‏بینم بعد از آن، دیگری فنا گردد شاه دیگر به کار می‌‏بینم پادشاهی ز نو شود پیدا تیغ او آبدار می‌‏بینم بیست و پنج است پادشاهی او سکّه‌‏اش پُرعیار می‌‏بینم چون ز نسلش بسی وَلَد مانَد سربه‌‏سر روزگار می‌‏بینم پادشاهی بود چو کوهِ وقار که محمّد به نام می‌‏بینم ده و هفت است پادشاهی او اوّلش باوقار می‌‏بینم لیک آن شاه را زیانی هست محرم هر نگار(۲) می‌‏بینم لشکرش سی سه صف برای جدال جنگ او آشکار می‌‏بینم عهد آن شاه کشور دوران دو بلا آشكار می‌‏بينم یک تزلزل، یکی بود طاعون حال مردم فگار می‌‏بينم غارت و قتلِ شیعیان علی دست ایشان به کار می‌‏بینم «غین و شین»(۳) چون ‏که بگذرد از سال این اساس آشکار می‌‏بینم شهر تبریز را چو کوفه کند شهر تهران خراب می‌‏بینم جنگ او در میان افغان است فتح او آشکار می‌‏بینم در صفاهان چو او پیاده شود در اَبَرْقو(۴) سوار می‌‏بینم چون به هم می‌‏رسند شاه و سوار قتل او آشکار می‌‏بینم قتل آن شاه کشور دوران در صف کارزار می‌‏بینم بعد از آن، آن دگر فنا گردد شاه دیگر به کار می‌‏بینم پادشاهی ز سمت ترکستان دفع اشرار زار می‌‏بینم اربعین است پادشاهی او دولتش کامکار می‌‏بینم دائم او را ز کثرت لیل لیل او بی‌‏نهار می‌‏بینم لیک آن شاه را زیانی هست محرم او نگار می‌‏بینم چون فریدون به تخت بنشیند دولتش برقرار می‌‏بینم مُلْک تبریز و مُلْک تبْرِستان پسرانش به کار می‌‏بینم صَرصَرِ(۵) دیگرش شود پیدا پای او در رکاب می‌‏بینم مسکن فوت او در اصفاهان بر سر مَرغْزار(۶) می‌‏بینم حاکم قَنْدَهار مثل شتر بر دماغش مهار می‌‏بینم حکم در باره‌‏اش صدور دهند سر او را به دار می‌‏بینم بعد از آن، دیگری فنا گردد شاه دیگر به کار می‌‏بینم که محمّد به نامْ او باشد تیغ او آبدار می‌‏بینم چارده سال پادشاهی او دولتش کامکار می‌‏بینم سال کز مرغ می‌‏شود پیدا فوت او آشکار می‌‏بینم بعد از او، آن دگر فنا گردد شاه دیگر به کار می‌‏بینم ناصرالدّین به نصرت دوران چارده هشت سال می‌‏بینم کوکب روشنی شود پیدا بلکه دنباله‌‏دار می‌‏بینم از خراسان و ری، هم اصفاهان چه عَلَمها به کار می‌‏بینم روز جمعه ز شهر ذی‌‏قعده تن او در مزار می‌‏بینم شاه دیگر به کار می‌‏آید شاهی‌‏اش ناگوار می‌‏بینم یازده سال پادشاهی او حالتش را فگار می‌‏بینم چارشنبه ز شهر ذی‌‏قعده مرگ او آشکار می‌‏بینم بعد از آن، دیگری فنا گردد پسرش یادگار می‌‏بینم «غین و ده دال» چون گذشت از سال بوالعجب روزگار می‌‏بینم گرد آیینه هست سیر چهار گرچه زنگ و غبار می‌‏بینم جنگ و آشوب و فتنۀ بسیار از یمین و یسار می‌‏بینم غارت و قتل و لشکر بسیار از میان و کنار می‌‏بینم مرگ جُهّال را به یکدیگر خصم در گیر و دار می‌‏بینم اندکی امن اگر بود آن روز در حد کوهسار می‌‏بینم دولتش می‌‏رود به باد فنا حال مردم فگار می‌‏بینم بعد از آن، چند سال دگر عالمی چون نگار می‌‏بینم چون زمستان پنجمین بگذشت ششمین خوش‌‏بهار می‌‏بینم نایب مهدی آشکار شود نوع عالی‌‏تبار می‌‏بینم پادشاهی تمام دارنده سروری باوقار می‌‏بینم بندگان جناب حضرت او سربه‌‏سر تاجدار می‌‏بینم تا چهل سال ای برادر جان دور آن شهریار می‌‏بینم دور ایشان تمام خواهد شد لشکری را سوار می‌‏بینم سیّدی را ز نسل آل حسن سروری را سوار می‌‏بینم قائم شرع آل پیغمبر به جهان آشکار می‌بینم «میم حا، میم دال» می‌‏خوانند نام او نامدار می‌‏بینم👇 👇