هدایت شده از روضه دفتری
زمزمه_استقبال_محرم
دوباره از راه می رسه ماتم
سیاهی و کتیبه و پرچم
پهن شده سفره ی غمِ عالم
ای وای ازاین غم ٬ای وای ازاین غم
چه حس خوبیه بازم هیأت
عاشورا و سجده ی رو تربت
ایشالا کربلا بشه قسمت
توی محرم ٬ توی محرم
میاد صدای قافله ای وای
نداره دیگه فاصله ای وای
تیر وکمان و حرمله ای وای
آه و واویلا ٬ آه و واویلا
مرتضی شاهمندی
#روضه_دفتری
هدایت شده از روضه دفتری
زمان:
حجم:
547.9K
هدایت شده از کانال نوای عاشقان
|⇦•که جرائت کرد...
#روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده #شب_دوم_محرم۱۴۰۳به نفسِ حجت الاسلام سید حسین موسوی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
روز دوم وقتی رسیدند کربلا حضرت دیدند اسبشون قدم از قدم برنمی داره. بعضی از نقل ها اینه هفت تا اسب حضرت عوض کرد. دید اسب ها حرکت نمی کنند. فرمود: اسم این سرزمین این چیه؟ یکی گفت: آقا غاضریه. حضرت فرمود: اسم دیگه. نینوا هم میگند آقا. شط فرات هم میگن همین جور چند تا اسم گفتند. حضرت فرمود: اسم دیگه هم داره یا نه؟ یکی از اون پیرمردای قدیمی گفت؛ من شنیدم از پدرانم اینجا رو کربلا هم میگن. تا اسم کربلارو شنید. فرمود:" اعوذ بِالله مِنَ الکربِ والبَلا. هاهُنا والله مَقتلِ رِجالُنا. هاهنا والله مَسفَکُ دِمائِنا" این جا همان جاییه که مردان ما را سر می برند. اینجا همونجاییه که خون های ما ریخته میشه. اینجا همون جاییه که مادرم فاطمه س گفته بود. بابام علی ع گفته بود. رسول الله گفته بود. فرمود: بار بگشایید اینجا کربلاست. عباسم خیمه ها رو برپا کنید. همه اول اومدند طبق روال همیشگی دختر علی «س» رو از ناقه پیاده کنند. رویه این بود. یه جلالی داشت زینب «س» بابا شما یه عالم ربانی می بینید یکی درِ گوشت میگه این چشم سِرِّش بازه ها. آدم جرائت نمی کنه نزدیکش بشه. یک هیبتی داشت زینب سلام الله علیها. بنی هاشمی ها هر جا توو هر منزل که می رسیدند و بنا بود اُتراق کنند رویه این بود. همه اول می اومدند دور ناقه زینب «س» حلقه می زدند. زینب «س» پرده کجاوه رو کنار می زد. شتر مینشست. مظهر جلال خدا از ناقه فرود می آمد. برای اینکه عمه راحت پیاده بشه عباس همیشه می اومد. یه طوری می نشست رو زمین که زانوش به زمین بچسبه و یه زانو بالا قرار بگیره. هم احترام به عمه کنه و هم پله برا عمه درست کنه. قاسم «ع» اومد یه دست عمه رو گرفت. وقتی علی اکبر «ع» می اومد جلو همه بنی هاشمی ها کنار می رفتند. علی اکبر «ع»اومد جلو دست انداخت و دست عمه را گرفت. یه جا دلم رفت. که جرأت کرد دستت را ببندد؟ چشم علی اکبر رو دور دیده بودند. ای خدا اگه این اشک های ما قابلی داره این دعای ما رو مستجاب کن. اونی که اومد جلو دست زینب رو ببنده عذابش را همین الان زیاد کن... *
که جرائت کرد دستت را ببندد؟
که جرائت کرد براشکت بخندد؟
*مظهر جلال خدا، با احترام و با عزت، فرود آمد از ناقه. راوی میگه من روز دوم کربلا بودم. دیدم چطور بنی هاشمیان با احترام زینب «س» رو پیاده کردند. روز یازدهم هم من کربلا بودم. روز دوم رو دیده بودم روز یازدهم هم دیدم. زینب «س» اومد یکی یکی بچه ها رو، یکی یکی زنا رو سوار ناقه ها می کرد. بعضی زن ها خجالت می کشیدند. می گفتند خانم بذار ما کمکت کنیم و ما سوار کنیم شما رو. می فرمود: شما حسین «ع» شما رو به من سپرده. نمی دونم حالا زعم منه ها. اما همه رو سوار کرد. بچه ها را یکی یکی بغل زن ها می داد. رباب همین طور داشت نگاه می کرد. دید همه بچه دارا بچه هاشون رو در آغوش گرفتند. هر چی نگاه کرد دید علی اصغر «ع» رو یکی بغلش نمیده. همه را سوار کرد. شاید غریبانه به علقمه نگاه می کرده. مستأصل به گودال نگاه می کرده. خدایا من این قدر بی کس و کار نبودم...*
نزنیدم داغ دارم
نبریدم یار دارم
*ای کاش مصیبت زینب «س» فقط همینا بوده. زوده حالا براتون بگم این شبای اول. شبای سخت پیش روعه. اما یه بیت فقط بگم. کاروان هرطوری بود حرکت کرد رفتند کوفه. می گذرم از کوفه. رفتند شام. از شام می گذرم. توو مجلس یزید چه به زینب «س» گذشت؟ دروازه ساعات چه شد؟ توو بازار یهودی ها چه شد؟ بماند. بماند. فقط یه بیت. وقتی دوباره برگشت کربلا. یه جمله به امام حسین «ع» صدا زد حسین! ..*
خبر داری مرا بازار بردند؟
میان مجلس اغیار بردند
*حسین جان، یزید جلو خواهرت نجاست می خورد. حسین جان، نبودی نامحرما خیره خیره به سکینه نگاه می کردند.*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حجت_الاسلام_سید_حسین_موسوی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜
@navaye_asheghaan
هدایت شده از کانال نوای عاشقان
@babolharam_netروضه (روز دوم محرم).mp3
زمان:
حجم:
15.3M
|⇦•که جرائت کرد...
#روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده #شب_دوم_محرم۱۴۰۳ به نفس حجت الاسلام سید حسین موسوی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
• فَاِذا مُحَّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَیّانون
آنگاه که آزمایش شوند دینداران اندک خواهند بود.
• اگر امروز در لابلای آزمونها و فتنهها، امام در قلبمان گم شد، فردا برای پیوستن «در رکاب امام» نیز راه را نخواهیم یافت.
#استاد_شجاعی
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
@navaye_asheghaan
هدایت شده از کانال نوای عاشقان
@babolharam_netShab02Moharram1403[02](1).mp3
زمان:
حجم:
12M
|⇦•دلیل گریه ها...
#زمزمه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده #شب_دوم_محرم۱۴۰۳ به نفس حاج میثم مطیعی •✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
• انسان خود، مسیر است!
پایان است! نامه عمل است!
• و او که در جهان درون خود به امام برسد:
فردا «در رکاب امام» به او خواهد رسید.
※ اُدْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِینَ
#استاد_شجاعی
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
@navaye_asheghaan
هدایت شده از کانال نوای عاشقان
|⇦•که جرائت کرد...
#روضه و توسل ویژهٔ ورود خاندان آل الله به سرزمین کربلا اجرا شده #شب_دوم_محرم۱۴۰۳به نفسِ حجت الاسلام سید حسین موسوی•✾•
●━━━━━━───────
⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻
روز دوم وقتی رسیدند کربلا حضرت دیدند اسبشون قدم از قدم برنمی داره. بعضی از نقل ها اینه هفت تا اسب حضرت عوض کرد. دید اسب ها حرکت نمی کنند. فرمود: اسم این سرزمین این چیه؟ یکی گفت: آقا غاضریه. حضرت فرمود: اسم دیگه. نینوا هم میگند آقا. شط فرات هم میگن همین جور چند تا اسم گفتند. حضرت فرمود: اسم دیگه هم داره یا نه؟ یکی از اون پیرمردای قدیمی گفت؛ من شنیدم از پدرانم اینجا رو کربلا هم میگن. تا اسم کربلارو شنید. فرمود:" اعوذ بِالله مِنَ الکربِ والبَلا. هاهُنا والله مَقتلِ رِجالُنا. هاهنا والله مَسفَکُ دِمائِنا" این جا همان جاییه که مردان ما را سر می برند. اینجا همونجاییه که خون های ما ریخته میشه. اینجا همون جاییه که مادرم فاطمه س گفته بود. بابام علی ع گفته بود. رسول الله گفته بود. فرمود: بار بگشایید اینجا کربلاست. عباسم خیمه ها رو برپا کنید. همه اول اومدند طبق روال همیشگی دختر علی «س» رو از ناقه پیاده کنند. رویه این بود. یه جلالی داشت زینب «س» بابا شما یه عالم ربانی می بینید یکی درِ گوشت میگه این چشم سِرِّش بازه ها. آدم جرائت نمی کنه نزدیکش بشه. یک هیبتی داشت زینب سلام الله علیها. بنی هاشمی ها هر جا توو هر منزل که می رسیدند و بنا بود اُتراق کنند رویه این بود. همه اول می اومدند دور ناقه زینب «س» حلقه می زدند. زینب «س» پرده کجاوه رو کنار می زد. شتر مینشست. مظهر جلال خدا از ناقه فرود می آمد. برای اینکه عمه راحت پیاده بشه عباس همیشه می اومد. یه طوری می نشست رو زمین که زانوش به زمین بچسبه و یه زانو بالا قرار بگیره. هم احترام به عمه کنه و هم پله برا عمه درست کنه. قاسم «ع» اومد یه دست عمه رو گرفت. وقتی علی اکبر «ع» می اومد جلو همه بنی هاشمی ها کنار می رفتند. علی اکبر «ع»اومد جلو دست انداخت و دست عمه را گرفت. یه جا دلم رفت. که جرأت کرد دستت را ببندد؟ چشم علی اکبر رو دور دیده بودند. ای خدا اگه این اشک های ما قابلی داره این دعای ما رو مستجاب کن. اونی که اومد جلو دست زینب رو ببنده عذابش را همین الان زیاد کن... *
که جرائت کرد دستت را ببندد؟
که جرائت کرد براشکت بخندد؟
*مظهر جلال خدا، با احترام و با عزت، فرود آمد از ناقه. راوی میگه من روز دوم کربلا بودم. دیدم چطور بنی هاشمیان با احترام زینب «س» رو پیاده کردند. روز یازدهم هم من کربلا بودم. روز دوم رو دیده بودم روز یازدهم هم دیدم. زینب «س» اومد یکی یکی بچه ها رو، یکی یکی زنا رو سوار ناقه ها می کرد. بعضی زن ها خجالت می کشیدند. می گفتند خانم بذار ما کمکت کنیم و ما سوار کنیم شما رو. می فرمود: شما حسین «ع» شما رو به من سپرده. نمی دونم حالا زعم منه ها. اما همه رو سوار کرد. بچه ها را یکی یکی بغل زن ها می داد. رباب همین طور داشت نگاه می کرد. دید همه بچه دارا بچه هاشون رو در آغوش گرفتند. هر چی نگاه کرد دید علی اصغر «ع» رو یکی بغلش نمیده. همه را سوار کرد. شاید غریبانه به علقمه نگاه می کرده. مستأصل به گودال نگاه می کرده. خدایا من این قدر بی کس و کار نبودم...*
نزنیدم داغ دارم
نبریدم یار دارم
*ای کاش مصیبت زینب «س» فقط همینا بوده. زوده حالا براتون بگم این شبای اول. شبای سخت پیش روعه. اما یه بیت فقط بگم. کاروان هرطوری بود حرکت کرد رفتند کوفه. می گذرم از کوفه. رفتند شام. از شام می گذرم. توو مجلس یزید چه به زینب «س» گذشت؟ دروازه ساعات چه شد؟ توو بازار یهودی ها چه شد؟ بماند. بماند. فقط یه بیت. وقتی دوباره برگشت کربلا. یه جمله به امام حسین «ع» صدا زد حسین! ..*
خبر داری مرا بازار بردند؟
میان مجلس اغیار بردند
*حسین جان، یزید جلو خواهرت نجاست می خورد. حسین جان، نبودی نامحرما خیره خیره به سکینه نگاه می کردند.*
↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست...
#تقديم به ساحت مقدس #امام_زمان روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، #شیعیان و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و #مادحيني كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم #صلوات
.....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ.....
#اَللّهُمَّ_عَجِّل_لِوَلیِّکَ_الفَرَج
#روضه_ورود_به_کربلا
#شب_دوم_محرم
#ویژهٔ_ایام_محرم
#حجت_الاسلام_سید_حسین_موسوی
┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅
↜
@navaye_asheghaan
هدایت شده از ذاکرین
هیئت سفیران زینب (س)1403041803(1).mp3
زمان:
حجم:
26.5M
#زمزمه_شب_سوم_محرم
🎤•|محمدرضا طاهری|•
حالمو ببین
شکستگی های بالمو ببین
خونه ام خاکه اقبالمو ببین
بابایی
دستمو ببین
پای زخمی و خستمو ببین
سری که از درد بستمو ببین
بابایی
یه کاری واسه چشام کن
چشاتو وا کن نگام کن
ازون رگ های بریده
یه بارِ دیگه صدام کن
از وقتی که رفتی صد بار مُردم
بابا! همش کتک میخوردم
دارم می میرم
هر بار که اسم تو رو می بردم
بازم کتک می خوردم
دارم می میرم
*اصن بابا! بذار اینطوری برات بگم...*
من بی تو یعنی لباسِ پاره
گوشای بی گوشواره
یعنی یتیمی
من بی تو یعنی چشای کم سو
سر بدون گیسو
یعنی یتیمی
*امشب شب شماست. ناله کن برا دختر حسین. ای حسین... کاشکی شب سوم برات بمیرم خانم خانم...!
هی منو زدن
*خیلی شبا روضه ها تقسیم در حماسه و در عاطفه و در روضه ست، شب حضرت رقیه برا دلخوشی شما یه عده حماسه میخونن. بابا اصن به دختر بچه سه ساله رو تجسم کن. شما فقط از سیلی زدن شنیدید...*
هی منو زدن
نگم از صبح تا کِی منو زدن
عمو دیده از نی منو زدن
بابایی
حرف بد زدن
بجای هر کس که نزد زدن
یا زهرا گفتم با لگد زدن
بابایی
*با تعجب داره به سر نگاه میکنه. میگه بابا...*
تو که پیش ما نبودی
چرا پس اینقدر کبودی؟
نگو مثل من موهاتو
کشیده زجرِ یهودی
ای بابا! تنت کجا، جا مونده
موهاتو کی سوزونده
برات بمیرم
ای بابا! چجوری سر شد شب ها
هنوز که خشکه لب ها
برات بمیرم
❤️ نوحه روضه اشعار محرم
🕋 مداحی و سخنرانی ذاکرین👇
https://eitaa.com/zakerin
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
هدایت شده از ذاکرین
حاج محمود کریمی4_5908781479147604086.mp3
زمان:
حجم:
3M
🚩 روضه محرم
🌷نگیری اسمتو از من... حسین رمز اکسیرم...
اگه یک روز اسمت رو نیارم زود میمیرم...😭
🎙حاج محمود کریمی
❤️ نوحه روضه اشعار محرم
🕋 مداحی و سخنرانی ذاکرین👇
https://eitaa.com/zakerin
🌺🌿🌺🌿🌺🌿🌺
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
علیحاجیانفرkm_20240518_1080p_30f_20240709_010719.mp3
زمان:
حجم:
5.1M
روضه جانسوز شبدوم| ورودیه کربلا
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🔴با احتیاط لاله مارا پیاده کن
عباس جان سه ساله ما را پیاده کن
چون داد زدی میگم
با احتیاط بار حرم را زمین گذار
زانو بزن وقار حرم را زمین گذار
میکشتت بخدا
با احتیاط تا که نیوفتد ستارهای
گوشه کناریا باید داد بزنیدا
میترسم آنکه گیر کند گوشوارهای
شاید ابالفضل اومد جلو
_آقا من کارمو بلدم من عملدار اهل حرمم
چرا اینقدر داری حرف از ترس برای بچهها میزنی... میگی میترسم این بچهها بلا سرشون بیاد/ بابا من کفیل الزینبم کفیل اهل حرمم/ چرا این حرفارو میزنی
شاید ابی عبدالله اینجوری جواب داده
_عباس جان
این دختران من که بیابان ندیدهاند😭
یا الله
در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند
خلاصه خلاصه همه رو آورد پایین با احترام
بعد نوبت زینب رسید عقیله بنی هاشم میخاد بیاد پایین
دیدن اصحاب همه رفتن دور وایستادن
(من دارم حرف احساسی میزنم تو روضهای برداشت میکنی؟)
اصحاب رفتن دور وایستادن زینبو نبینند
سرا همه اومد پایین. دلت کجا رفت؟
روز یازدهم هم رسید... نگاه کرد علقمه
نگاه کرد گودال ...خوش غیرتا ناله میخاما
کجایید؟ بیاید ببینید این اراذل و اوباش
دست زیر چانه گذاشتن زینب بخوره زمین بخندن / آی...
🔴امروز محملم وسط غیرت حرم
ده روز بعد همراه قاتل مسافرم
گفتمو دهنمو بستم
امروز زانوان حرم محارم رکاب من
ده روز بعد چند حرامی برابرم
آره بخون. چی گفتی....
تو کس و کار منی شمر جلودار شده...
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚫️شب دوم محرم⚫️
🎤روضهخوان: #علـی_حاجیـان_فر
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
علیحاجیـــانفرkm_20250628-3_4-رقیه.mp3
زمان:
حجم:
3.9M
روضه جانسوز شبسوم | حضرت رقیه
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
🔴 تو آداب دینی ما یاد دادن
گفتن بچه کوچیک داری دوتا کارو باهاش انجام نده (مخصوصا اگه دختر باشه)
اومد خدمت امام صادق(علیهالسلام)
امام صادق اینو بهش فرمود: دوتا کارو با بچه کوچیکت انجام نده / چیه اون دوتا ادب؟ گفت [_لاتضربها] دست روش بلند نکنی. (اوناکه دارن گریه میکنند میدونن من دلتو میخام کجا ببرم) دومیش فرمود [_لاتسبّها] فحش و بد دهنی نکنی با بچه ات
(وسائل الشیعه ج۲۱ ص ۴۸۲)
[بگمیانه؟] محکم زدند😭
یکیدوتاکه نبودند/یک لشکرباهم میزدند
🔴با کعب نی زدن
منو زیر دست و پا پی در پی زدند
منو از روزی که تو رفتی هی زدند
با کعب نی زدند
(امشب اگه ناله نزنی باختیا)
(یه جمله گفت بابا) من سوخته دامنم
یه جای سالم نیست دیگه تو تنم
معجزه ست بابا این زنده بودنم
تو ندیدی بابا
موهامو کشید از عقب
حرف بد میزد بی ادب(معلومهخیلیرقیهای هستی... با این ناله ت نشون دادی)
زجر اگه دختر داشت
با من اینجوری رفتار نمیکرد...😭
بشکنه دستت چجوری جرات کردی
دست رو دختر بچه بلند کنی
خانوم جان! ببین شب سوم این غیرتیا برات چه کردند... یک کدوم از ما اگه بودیم نمیزاشتم صورتت کبود بشه
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
⚫️شب سوّم محرّم⚫️
🎤روضهخوان: #علـی_حاجیـان_فر
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
اشعار 10 شبی.pdf
حجم:
2.8M
﷽
📜#جزوه_سبکهای_۱۰_شبی📜
تقدیم به مدّاحان و نوحه خوانان
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
شامل ۱۰ شب محتوای سبک
🟢زمزمه | زمینه | واحد | دودمه🟢
از شب اول تا شب عاشورا
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
🎵 سبکهارو از پایین بشنوید👂
هدایت شده از مشق حرم | علی حاجیان فر
فیششباولمحرم.pdf
حجم:
970.6K
﷽
🔖#فیش_شب_اوّل_محرّم🔖
تقدیم به روضهخونای عزیز
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
📜مناجات و روضه شب اوّل📜
مناجات + روضه + گریز
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
✍مـؤلــف و نویسنده:
#علـی_حاجیـان_فر
﴿موبایلی و تازدنی﴾
ـــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ ــــــــــ
🔗با "مشق حرم" همراه شوید👇
https://eitaa.com/joinchat/128581846C53e94584aa