هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
زبانحال زینب س ایام اسارت
#زنجیرزنی #واحد #تک #زمینه #شور
منزل به منزل می روم واویلا
با ناله از دل می روم واویلا
سر تو روی نیزه ای برادر
با شمر قاتل می روم واویلا
وای وای حسینم
وای وای حسینم
از کربلایت می روم برادر
من از قفایت می روم برادر
از پیکرت جامانده ام دارم با
سر جدایت می روم برادر
گشتم اسیر قافله واویلا
دور و برَم شد هلهله واویلا
همسفرانم را ببین برادر
شمر و سنان و حرمله واویلا
وای وای حسینم
وای وای حسینم
این دشمن دریده با جسارت
بر اهلبیت تو کنند اهانت
این هم بدان عزیز من همین ها
بردند از ما خیمه را به غارت
بعد از تو یک دلخسته ام غریبم
با دست های بسته ام غریبم
پیش نگاه این همه حرامی
روی شتر نشسته ام غریبم
وای وای حسینم
وای وای حسینم
هم خواهر و هم مادرم به طفلان
هم مثل سایه ی سرم به طفلان
من تازیانه می خورم دَمادم
هم جان فدا هم یاورم به طفلان
جا ماند رقیه از همه واویلا
در قافله شد همهه واویلا
زَجر آمد و از مرکبش زمین زد
فریاد زد یا فاطمه واویلا
وای وای حسینم
وای وای حسینم
از کربلا گذشتم و در این راه
عمق دلم در کوفه شد پُر از آه
می دید هر کس آمده تماشا
بر نیزه ها خورشید بود و یک ماه
منزل به منزل بار غم کشیدم
آخر به این شام بلا رسیدم
دیدم بلاها و غمی که هرگز
جز شام در جای دگر ندیدم
وای وای حسینم
وای وای حسینم
قصد یزید بر جان ما عذاب است
این درد سنگین تر ز قحط آب است
لعنت به قاتلت شود که اینجا
راس تو بین مجلس شراب است
این آخرِ جنایت از یزیده
روی سر تو خیزران کشیده
ای وای از دندان و از لب تو
دیگر امان از خواهرت بُریده
وای وای حسینم
وای وای حسینم
ای نازنین برادرم حسینم
ای یادگار مادرم حسینم
جنگ تو پایانش نبود شهادت
من زنده ام در سنگرم حسینم
من ذولفقار حیدرم برادر
من زینبم من محشرم برادر
راحت نمی ماند یزید به خطبه
من آبرویش می برم برادر
ای شاه دین حسینم
ای نازنین حسینم
#هادی_همتی
#زینب_س #ایام_اسارت #شام
#زنجیرزنی #واحد #تک #زمینه #شور
هدایت شده از روضه دفتری
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه تنورخولی
#روضه امام حسین (ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَین
⬅️آجر و مزده شما برادران و خواهران عزاداران با بی بی دوعالم فاطمه (س)انشاالله آبروی ابا عبدالله در هر گوشه ای از این مجلس ومحفل نشسته آید می دونم گرفتاری مریض داری جاجت داری انشالله به آبروی حضرت زهرا (س) حاجت روا بشید روضه برات بخونم همه اموات فیض ببرند
♦️چوآمد از جَنان دُخت پیمبر
♦️زخاکستر گرفت آن رأس انور
♦️کشید از سینه آه و ناله از دل
♦️کیای سر روی خاکت داده منزل
♦️شود مادر به قربان سر تو
♦️به خون آغشته رأس اطهر تو
♦️تو آخر زیب عرش کردگاری
♦️که از جور فلک اینگونه خواری
♦️تویی آن نوگل باغ پیمبر
♦️لبت از تشنگی خشکیده حنجر
♦️به اشک دیدگان از چهره تو
♦️برویم خاک و خون از دیده تو
♦️تو جایت بوده در آغوش مادر
♦️گهی در صدر و بر دوش پیمبر
♦️ترا داده خدا در عرش جایی
♦️چراای سر در این مطبخ سرایی
⬅️خولی به دستور عمر سعد ، سر بریده ابی عبدالله را به کوفه آورد به طرف قصر عبید الله بن زیاد رفت ، دید در قصر بسته شده ، نا نجیب سر بریده عزیز فاطمه را آورد خانه زیر طشتی قرار داد ، پنهان کرد 1 همسر خولی می گوید : نیمه شب بیدار شدم آمدم صحن خانه ، دیدم نور آسمان به زمین می رسد ،خدایا چه شده ؟ از همسرم (خولی ) سئوال کردم نا نجیب این چیه زیر طشت پنهان کردی ؟(آی دلهای آماده ) گفت : این سر بریده عزیز زهرا حسین است همه صدا بزنید حسین .
🔶 ای سر پر خون ز کجا آمدی
🔶این دل شب منزل ما آمدی
🔶 ای سر پر خون ز چه افسرده ای
🔶 هست گمانم که جوان مرده ای
🔶 گلشن روی تو عجب با صفاست
🔶 ای سر پر خون بدنت در کجاست
،⏪زن خولی میگه دیدم از تنور خانه نور به آسمان بلند ...." وارد مطبخ شدم ، دیدم چهار زن مجلله، دور تنور نشستن،سر حسین تو تنوره ...."
یکی میگه حسین جان ، مادرت حوا به فدای تو،یکی میگه حسین .... هاجر فدای تو،یکی میگه مریم فدای تو ... یکی میگه آسیه فدای تو" همه داشتن گریه می کردن" یه وقت دیدم یه هودجی از آسمان پایین آمد،پایین آمد،پایین آمد" این چهار بانوی بهشتی بلند شدن،رفتن کمک کردن از این هودج یه خانم قد خمیده ای را آوردن ...."
خمیده خمیده این بانو آمد کنار تنور ..." نشست ؛ سر در تنور کرد " هی صدا میزد مادرت برات بمیره حسین جان می دونید..... '"
این بازدید اون دیدار هایی که نیمه شب حسین میرفت سر قبر مادرش فاطمه زهرا...." مادر هم شبا بازدیدشو پس میداد ..." اولین بازدید شب یازدهم محرم بود" خانم زینب کنار بدن پاره پاره برادر.." زبان گرفته ...." مجلس عزا گرفته ..... یه وقت دیدن هم نوا و هم ناله پیدا شد .. خوب که دقت کرد دید صدای ناله ی مادرش فاطمه ست ...." هی صدا میزنه غریب مادر حسین .
عطشان مادر حسین
شهید مادر حسین.....
.
حسین آرام جانم..حسین روح وروانم
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
احمد بهزادی
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
هدایت شده از روضه دفتری
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه امام سجاد(ع)
#گریز حضرت عباس(ع)
بسم الله الرحمن الرحیم
یا رحمن یا رحیم
یا اَبَا الْحَسَنِ، یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، یَا زَیْنَ الْعابِدِینَ، یَا ابْنَ رَسُولِ، اللّٰهِ یَا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلیٰ خَلْقِهِ، یَا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ إِلَی اللّٰهِ وَقَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یَا وَجِیهاً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛
امام سجاد رو چهل منزل رو شتر برهنه، غل و زنجير به گردنش بستن، اومدن مردم دور و برشون هلهله ميكردن، ميگفتن: اينا خارجي هستن، زخم و زبانشون ميزدند...
بميرم برات آقا زين العابدين، بخدا قبرت غريبه، چقدر شما مصيبت ديدي، چقدر زجر كشيدي، ولي صبر كردي به خاطر خدا، همه رو به جان خريدي...*
♦️من نگویم ظلم برمن کم کنید
♦️بلکه زنجیرِ مرا محکم کنید
♦️هر چه می خواهید ظلم افزون کنید
♦️هرچه می خواهید دلم را خون کنید
♦️گاه دامنِ خون به رُخ رنگم زنید
♦️دسته دسته بر بدن سنگم زنید
♦️اين من و اين كعب ني، اين پيكرم
♦️اين من و فرقِ پر از خاكسترم
♦️ظلم از اينها بيشتر بر من كنيد
♦️لیک دستِ عمّه ام را واکنید
♦️عمّه ام چون مادرم زهرا شده
♦️پشتش از بار مصیبت تا شده
⬅️اونايي كه رفتيد مدينه، حتما ديديد قبر امام سجاد تو بقيع با خاك يكسانه... امام باقر ميگه: وقتي بابام رو غسل ميدادم، وقتي پيرهنش رو از تنش در آوُردم ديدم هنوز جايِ زنجير بر بدنِ بابام مونده، دلها بسوزه براي امام سجاد هر وقت بچه كوچيك ميديد گريه مي كرد، هر وقت نگاهش به آب مي افتاد گريه مي كرد..
*سهل ساعدي ميگه: به امام سجاد گفتم: آقاجان! من يكي از دوستان شما هستم، آيا امري داريد؟ فرمود: سهل! خدا رحمت كنه بابا ي تو رو، يه قدري پول داري به اين نيزه دارا بدي، اين نيزهارو از جلوي زنها دور كنن، كمتر نامحرم ها به اين زنها نگاه كنن... ميگه: پول دادم به نيزه دارها، سرها رو دور كردن، گفتم: آقاجان! اَمرِ ديگه اي داريد؟ فرمود: قدري پارچه برام تهيه كن، سهل ميگه: يه قدري از عمامه ي خودم پارچه اي بريدم به آقا دادم، آقا گردنشون رو كج كردن، فرمود: اين زنجير رو بلند كن پارچه رو زير زنجير بگذار، اين زنجير رو بلند كردم همچين كه نگاه كردم ديدم خونِ تازه از زيرِ زنجير جاري شد...
اما جمله آخرو گریز به روضه آقا اباالفضل و
التماس دعا آقا اباالفضل به
به شیخ کاظم سبطی، فرمودند هر سواری که میخواد روزمین بیفته اول دستاش رومیذاره با صورت رو زمین نیوفته، من که دست نداشتم بتونم عمود قرار بدم آخ بیمرم آقا با صورت به زمین افتاد
🔸باید به لبم جگر می آمد ،عباس!
🔸در پیش تو عمر سرمی آمد، عباس!
🔸ای کاش که بیش از به زمین افتادن
🔸از چشم تو تیر در می آمد ،عبّاس!
🔸مبهوت شدم توانِ گفتارم نیست
🔸یارایِ سخن ندارم و یارم نیست
🔸ای حرمله این تیرنبوده آخر
🔸یک نیمه ی صورتِ علمدارم نیست
با همین تیر،علی اصغر رو ذبح کرد “فَذُبِحَ الطِفلُ مِن الورِید اِلی الورید ، مِن الُذُنِ اِلیَ الاُذُن
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
هدایت شده از روضه دفتری
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
#روضه امام حسین (ع)
#گریز حضرت علی اصغر(ع)
بسم الله الرحمن ارحیم
یا رحمن یا رحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُم
ْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْن
حالا دلها اماده شد بریم کربلا به یا د ان لحظه ای که اقا ابا عبدالله می فرمودند لا حول ولاقوه الا بلا العلیم العظیم یعنی بدانید که هنوز من زنده ام اما یک وقت دیدند صدای اقا به گوش نمی رسد😭
همه از خیمه ها بیرون دویدند
ولی سالار زینب را ندیدند 😭
امدند جلوی ذوالجناح حلقه زدندهر کدام سوالی میکنه یکی سوال میکنه بگو ذوالجناح بابایمان چه شدیکی سوال میکنه بگو ذوالجناح عمویمان عبا س چه شد یکی سوال میکنه ببینم ذوالجناح برادرمان علی اکبر چه شد یک وقت دیدند سکینه امد عناب ذوالجناح به دست گرفت بگو ببینم ذوالجناح تو که بی وفا نبودی آیا آن لحظه ای که بابایم را شهید کردند آیا بهش آب دادند یا نه دیدند😭 ذوالجناح سر به زمین می کوبه یعنی بابایتان را با لب تشنه شهیدش کردند یک وقت ذوالجناح به سمت گودال قتلگاه حرکت کرد زینب وکودکان پشت سر ذوالجناح ای می دویدند ای به زمین می خوردند بلند می شدند تا رسیدند به تل زینبیه عزیزانی که کربلا رفتند میدوند تل زینبیه نزدیک قتلگاه است 😭
اما زبان حالی دارد بی بی زینب
🔸گلی گم کردم می جویم او را
🔸به هر گل می رسم می بویم او را
🔸گل من یک نشانی در بدن داشت
🔸یکی پیراهن کهنه به تن داشت
⬅️یادشهدا امام شهدا اموات جمع حاضرا ازاین مجلس ومحفل فیض ببرندامامیدونم کسانی هستند که درگوشه ای از این مجلس نشسته اند گرفتارند حاجت دارند مریض دارند به هرنیتی آمدند انشاالله حاجت روابشند
از همين جا دلت را روانه کن کربلا
برای علی اصغر امام حسین ناله بزنید چون با آن دستهای کوچکش خیلی گره های بزرگی رابازمی کنه انشالا به هرنیتی شرکت نموده اید حاجت روا بشیید
اما مادرانی که بچه ی کوچک دارید کجای مجلس نشسته ای امروز به یاد مادر علی اصغر ناله بزنید اما ازهمه روضه خوان ، مادر علی اصغره، چه می گفت، عزیزان شما حاضرید کوچکترین خراشی زیر گلو بچه شما باشه اما این جایی روضه را اززبان مادر علی اصغربخوانم
لالا لالا لالا لالا، لالای علی اصغر
آروم بخواب مادر
چه قدر گردن بچه شُله،همچین كه بغلش كنی،سرش میاُفته😭
این قدر با گریه هات من و آتیش نزن مادر
لالای علی اصغر
تو خیمه ها نمونده، نه آبی و نه شیری
داری جلوی چشمام، آروم آروم میمیری
حسین.😭
طاقت بیار خدای ما بزرگه ای اصغر
آرم بخواب مادر
زبونت و دور لبات نچرخون ای مادر
لالای علی اصغر
لالا می گم بخوابی، تا عموت آب بیاره
قول عموت عزیزم، اصلاً نشد نداره
الا لعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون
التماس دعا
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
امسالم الهی که محرم روببینم
بوی محرم میاد...
😭😭😭
محمدفصولی
عربی،فارسی
مشکی می پوشم گرم چاووشم؛ یاد شش گوشم دوستت دارم…
ای اصل ایمان ای جان جانان؛ عشق بی پایان دوستت دارم
کاری کن؛ تسلای قلب مادرت باشم…
امسالم مثل هر سال آقا؛ نوکرت باشم

روز و شب پریشونِ جسم بی سرت باشم!
نزدیکه غمت ماه ماتمت؛ امسالم الهی که محرم رو ببینم
بی تابم حسین اربابم حسین؛ از حالا به فکر کربلا و اربعینم
کاشکی اربعین با دست ساقی؛ مهمونم کنی چای عراقی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
محمد الجنامی محمد فصولی الكربلایی مشکی میپوشم گرم چاووشم یاد شش گوشم
@majmaozakerine
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
❣﷽❣
⏺ #سینه_زنی #اسارت #شام
⏺ #پشنهادم
نظر به حال من بی پناه کن/حسین جان۲
از روی نیزه خواهر و نگاه کن/حسین جان۲
شده پر از حرامیا
دور و برم حسین من
بیا ببین قاتل توست
همسفرم حسین من
⏺وای حسین …
یا
⏺ (حسین من...)
نیستی ببینی خون بر دلم شد/حسین جان۲
حرمله نزدیک به محملم شد/حسین جان۲
داره آتیشم میزنه
نگاه نامحرم حسین
اونکه بریده سرتو
داد کشید سرم حسین
⏺وای حسین …
چشماتو رو نیزه ببند برادر /حسین جان۲
نبینی سنگ میزنن به خواهر/حسین جان۲
هرچی که سنگ میزنن
کاش بخوره به خواهرت
ولی یدونه سنگ هم
نیاد به نزدیک سرت
⏺وای حسین …
خیره شده رقیه دختر تو /حسین جان۲
رو نیزه ها به زخم حنجر تو/حسین جان۲
فدای رگهای گلوت
فدای چشمای ترت
تا دلش آروم بگیره
نگاه کن به دخترت
⏺وای حسین …
(#عبدالزهرا)
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
هدایت شده از کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
218.3K
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
◼️آی دلای آماده،،
روز عاشورا،،، حسین زهرا،،،
اومد با اهل خیام خدا حافظی کنه،،،
خودشم بره،،،
وداع سختی داشت،،،،
آی عزیزان داغ دیده،،،
آی پدر از دست داده ها،،،
نمیدونم اون لحظه آخر،،،
چجوری با پدر وداع کردی،،،
نمیدونم اون لحظه آخر،،،
سر بابا رو به دامن گرفتی یانه،،،
نمیدونم چه حالی داشتی،،،
داغ پدر سنگینه،،،
خدا صبرتون بده،،،
آقا امام حسین هرجوری بود،،،
با اهل خیمه وداع کرد،،،
سوار بر ذوالجناحش شد،،،
روانه میدان شد،،،
اما هر کاری میکنه،،،
ذوالجناح قدم از قدم برنمیداره،،،
آی ذوالجناح،،،
تو دیگه چرا بامن لج میکنی امروز...؟
یه وقت دید حیوون،،،،
سرش و پایین انداخته،،،
یعنی تو میگی برو،،،
اما دخترت نمیزاره برم ،،،
آقا متوجه شد دید دخترش سکینه پاهای ذوالجناح و گرفته،،،
🍁اگر نازی کند دختر خریدارش پدر باشد
🍁بزرگی کن ببوس این دخترکوچکتر خود را
سکینه صدا زد بابا،،،
باید از اسب پیاده بشی،،،
حضرت پیاده شد فرمودبگو دخترم،،،
بگو عزیز دل بابا،،،
گفت بابا... باید رو زمین بشینی..
یتیم نوازا کجا نشستن،،،؟
داغ دیده ها کجا نشستن،،،؟
سکینه گفت بابا یادت میاد وقتی،،،
مسلم به شهادت رسید،،،
اومدی دخترش و رو زانوت نشوندی،،،،
نوازشش کردی،،،
دست یتیمی به سرو روش کشیدی،،،
بابا،،،میدونم دیگه از میدان برنمی گردی،،،
میدونم یتیم میشم ،،،
اما خواستم این لحظه آخر رودامنت بشینم،،،
دست یتیمی به سرم بکشی،،،
صدا زد بابا ( رُدَّنٰا اِليٰ حَرَمِ جَدَّنٰا )
بابا مارو به مدینه پیغمبر برگردون،،،
ابی عبدالله صدا زد دخترم برگرد بابا،،،
با این اشکات قلب منو آتیش نزن بابا،،،
سکینه برگشت خیمه،،،
منتظر بابا بود،،،
⬅️یه وقت صدای ذوالجناح اومد،،،
بی بی سکینه دوید از خیمه بیرون،،،
دید ذوالجناح تنها برگشته،،،
زین اسب واژگونه،،،
یال غرقه خونه،،،
صدای گریش بلند شد،،،
وا محمّداه،،،واغریباه،،،واحسیناه،،،
آی ذوالجناح،،،
بگو ببینم بابام چی شد؟
صدا زد
«یَا جَوادَ أبِی، هَلْ سُقِیَ ابی أوْ قَتَلُوهُ عَطْشَاناً»
آی ذوالجناح،،،
وقتی بابام رفت میدون،،،
بگو ببینم آیا به بابام آب دادن،،،
یا با لب تشنه شهیدش کردن،،،؟
◾️امان... امان …امان از یتیمی،،،
امان از اون لحظه ای که،،،
مظلومانه اومد گودال قتلگاه،،،
ديد عمه جانش زینب،،،
داره با بدن،،،
بي سر و قطعه قطعه ای صحبت میکنه،،،
صدا زدعمه جان،،، این بدن کیه؟
نشناخت بدن باباش و،،،
عزیز دلم سکینه جان،،،
حق داری نشناسی…
«هذا نعش أبيک الحسين»
اين بدن بابای مظلومت حسينه،،،
⏹تا اینو شنید،،،
خودشو انداخت رو بدن بابا…
بابا تو که یتیم نواز بودی ،،،
منم دخترت سکینه،،،
به قدری ناله زد بیهوش شد،،،
وقتی به هوش اومد صدا زد:
یا ابتا،،، أنظر الی عمتی المضروبه،،،
بابا،،،ببین دارن عمه ام زینب و میزنن،،،
صدا زد بابا،،،
ما رو بزنن تازیانه بزنن،،،
اما مارو میان نامحرما نبرن،،،
یه جمله دیگه بگم و التماس دعا،،،
اینجا سکینه پیکر بابارو دید،،،
بی هوش شد،،،
بریم گوشه خرابه شام،،،
همنوا بشیم با بی بی رقیه،،،
دلا بسوزه برا رقیه سه ساله،،،
اونقده بهونه بابارو گرفت،،،
نانجیب دستور داد،،،
سر بریده حسین و براش ببرید،،،
سر بریده باباش و براش بردن،،،
رقیه با همون دستای کوچیکش،،،
سر بابا رو به دامن گرفت،،،
صدا زد،،،
🔻با اشک چشمام میشورم خاکسترای روتو
🔻عمه یادم داد ببوسم زخم رگ گلوتو
بابا،،،،کی سرو صورتت و خونی و خاکستری کرده،،،؟
کی رگای گردنت و بریده بابا،،،؟
بابا،،،،چرا پیشونیت جای سنگه ،،،؟
عمه ام زینب،،،
خیلی منو میبوسید و گریه میکرد،،،
به گمانم به مادرت زهرا هم،،،
مثل من تازیانه زده اند،،،
بابا،،،
ببین حالا به مادرت شبیه تر شده ام،،،
چرا؟
آخه صورت منم،،،
مثل صورت مادرت کبود شده،،،
بابا ،،،،شنیدم مادرت وقتی راه میرفت،،،
دست به دیوار میگرفت،،،
منم سه سالمه،،،
اما وقتی راه میرم،،،
دست به دیوار میگیرم،،،
اونقدر رقیه با سر بابا درد دل کرد،،،
یه وقت دیدن رقیه از دنیا رفت
یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خواری دوران یتیمی
الهی طفل بی بابا نباشد
اگر باشد کتک خورده نباشد
هرکجا نشسته ای سه مرتبه از سویدای دلت،،،
بلند بگو یا حسین،،،
هدایت شده از ترحیم خوانی مجمع الذاکرین
3.76M
ختم پدر،روضه حضرت سکینه و گریز به روضه حضرت رقیه س
🎤کربلایی پرندوش
#ترحیم_خوانی_مجمع_الذاکرین