eitaa logo
نویسا پژوهش
727 دنبال‌کننده
97 عکس
100 ویدیو
33 فایل
✨ نویسا پژوهش 📚 آموزش پژوهش و نگارش علمی 📝 آموزش گام‌به‌گام روش تحقیق، مقاله‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی 🔍 ارائه نکات کاربردی برای تحلیل داده، نگارش، ساختاردهی و ارتقای کیفیت پژوهش ایدی مدیر: @Minimal_110 ایتا: https://eitaa.com/NevisaResearch
مشاهده در ایتا
دانلود
نویسا پژوهش
#کلیپ_63 #النملة و #الصرار #الصرصور مورچه و سوسک موضوع: معرفی حشرات زیرنویس عربی 👇👇 🆔@afsahollesa
✅✅النملة والصرار✅✅ مورچه و جیرجیرک ✍️في فصل الصیف، عاش صرار ظریف یحب الرقص والغناء 📝در تابستان، یک جیرجیرک کوچک زیبا زندگی می کرد که عاشق رقصیدن و آواز خواندن بود ✍️وبجواره عاشت نملةٌ نشیطة تحبّ العمل بجدّ 📝و در کنار او مورچه ای پرانرژی زندگی می کرد که دوست داشت سخت کار کند ✍️في کلّ صباح کان سکّان الغابة یستیقظون علی صوت غناء الصرار وعَزفه علی القیتارة 📝هر روز صبح ساکنان جنگل با صدای آواز سوسک و نواختن گیتارش از خواب بیدار می شدند. ✍️فکان یقضي یومه في اللهو حتی موعد الطعام 📝پس روز خود را تا وقت غذا به تفریح وخوش گذرانی سپری میکرد ✍️فیأکل بعض الحبوب أو الأوراق ثمّ یعود إلی لهوه من جدید حتی موعد النوم 📝او مقداری دانه یا برگ می خورد و دوباره تا زمان خواب به تفریح ​​خود باز می گشت ✍️أمّا النملة، فکانت تقضي یومها في جمع وتخزین کلَّ ما یصادفها من طعام 📝اما مورچه، معمولاً روز خود را صرف جمع آوری و ذخیره تمام مواد غذایی می کرد. ✍️ولا ترتاح إلّا للأکل أو في المساء لتنام. 📝و استراحت نمی کرد جز برای غذا خوردن یا هنگام عصر(غروب) برای خواب. ✍️وفي یوم من الأیام سخر الصرار من النملة قائلاً: 📝و در یکی از روزها جیرجیرک در حالیکه مورچه را مسخره میکرد گفت: ✍️لماذا تقضین فصل الصیف في الکدّ والجدّ وهو فصل راحة ولهو؟ 📝برای چی فصل تابستان را سخت کار میکنی ، در حالی که فصل استراحت و تفریح ​​است؟ ✍️فأجابته نملة: حتی أجد ما آکله في فصل الشتاء 📝مورچه به او پاسخ داد: برای اینکه در زمستان چیزی برای خوردن پیدا کنم ✍️فقال الصرّار: ولکنّ الحبوب والأعشاب تملأ المکان ویمکنها أن تکفي کلّ سکّان الغابة لسنوات 📝جیرجیرک گفت: اما غلات و علف ها فضا را پر کرده اند و همه جا هستند و می توانند سال ها همه ساکنان جنگل را کفایت کنند. ✍️فعرفت النملة أنّها لن تستطیع إقناع الصرار فترکته في لهوه وانصرفت إلی عملها 📝سپس مورچه فهمید که نمی تواند جیرحیرک را متقاعد کند، بنابراین او را در خوش گذرانی‌اش تنها گذاشت و به کار خود مشغول شد. ✍️وفي فصل الخریف اصفرّت الأوراق وسقطت 📝در پاییز برگها زرد شده و ریختند ✍️وهطلت الأمطار بغزارة وجرفت کلّ الحبوب والأوراق الیابسة من الغابة 📝باران شدیدی بارید و تمام دانه ها و برگ های خشک جنگل را شست ✍️فأصبح الصرّار یتضور جوعا ولا یجد ما یسدّ به رمقه 📝بنابراین جیرجیرک گرسنه شد و چیزی برای سیر کردن خود پیدا نکرد ✍️فذهب إلی جارته النملة یطلب منها بعض الطعام 📝پس پیش همسایه اش مورچه رفت و از او مقداری غذا درخواست کرد ✍️أرجوک ساعدیني یا جارتي شیئا من الطعام أسدّ به رمقي 📝ای همسایه من از تو خواهش میکنم مرا کمک کن به مقداری غذا تا سد رمق کنم ✍️فأجابته النملة قائلة: لو لم تکن مساعدة الجار واجبة لترکتک تهلک من الجوع 📝مورچه در جواب او گفت: اگر کمک به همسایه واجب نبود، تو را رها میکردم که از گرسنگی هلاک شوی. ✍️ولکنّني سأساعدک في هذه المرّة لعلک تعتبر 📝اما من این بار بهت کمک خواهم کرد تا شاید عبرت بگیری ✍️وهکذا نجا الصرار وتعلم 📝و این طور جیرجیرک نجات یافت و فهمید که ✍️ أنه من جدّ وجد 📝عاقبت جوینده یابنده بود ✍️ومن سار علی الدرب وصل 📝از تو حـركت از خـدا بركت
هدایت شده از نویسا پژوهش
آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرود و.... ایتا: https://eitaa.com/afsahollesan110 ارتباط با مدیر: @AbdolReza_Mollazadeh110
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 20 صديقان يتحاوران حول صديقهما الثالث 👇👇👇 🆔https://eitaa.com/afs
20 صديقان يتحاوران حول صديقهما الثالث في الحلقة السابقة قلنا إنّ والدَ علي يُعاني من وَعکةٍ قلبية وقد جاء إلی طهران لتلقی العلاج، ومعه والدةُ علي وأختُه. وذهب علي إلی الفندق الذي نزلوا فيه، أمّا صديقه محمد فلا يعرف شيئا عن الموضوع. يعود محمد من الجامعة إلی القسم الداخلي ويتحدّث مع زميله سعيد حول الموضوع وسنُتابع الحوار بينهما ولکن بعد الاستماع الی المفردات الجديدة: ✍️أنت تعلم: تو می دانی ✍️ والد: پدر ✍️ والدة: مادر ✍️ اليوم: امروز ✍️ هم جاءوا: آنها آمدند ✍️ هو عنده: او دارد ✍️ مريض: مريض ✍️ علمية جراحية: عمل جراحی ✍️لـ : برای ✍️ ذهب: رفت ✍️ وعکة قلبية: بيماری قلبی ✍️ أيّ: کـُدام ✍️ مستشفی: بيمارستان ✍️ هناک: آنجا ✍️ متی: کـِى ✍️یُجرون له عمليةً جراحية: برایش عمل جراحی میکنند ✍️ أنا لا أعلم: من نمی دانم ✍️ أنا أظن: من فکر می کنم ✍️ أسبوع: هفته ✍️ الاسبوع القادم: هفته بعد ✍️ بالتأکيد: حتماً ✍️ إذن: پس ✍️ زيارة مريض: عيادت ✍️أذهب لزيارة المريض: من به عيادت می روم ✍️ والده: پدرش
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 20 صديقان يتحاوران حول صديقهما الثالث 👇👇👇 🆔https://eitaa.com/afs
✅✅الحوار✅✅ ✍️محمد: سعيد! علی کجاست؟ تو می دانی؟ 📝محمد: سعيد! أين علي؟ أنت تعلم؟ ✍️سعيد: علی به هتل آزادی رفت. پدر و مادر او به تهران آمدند. 📝سعيد: علي ذهب إلی فندق آزادي جاء والده ووالدته الی طهران. ✍️محمد: إ ... آنها کِـی آمدند؟ 📝محمد: إ ... هما متی جاءا؟ ✍️سعيد: امروز آمدند. چون پدر علی مريض است. 📝سعيد: جاءا اليوم. لانّ والد علي مريض. ✍️محمد: پس برای معالجه به تهران آمدند؟ 📝محمد: إذن جاءا الی طهران للمعالجة؟ ✍️سعيد: بله. پدر على مبتلا به بيمارى قلبى است. 📝سعيد: نعم والد علي مصابٌ بمرض القلب. ✍️محمد: متاسفم. می دانی کدام بيمارستان می ‌رود؟ 📝محمد: آسف. تعلم الی أيِّ مستشفى يذهب؟ ✍️سعيد: او به بيمارستان دى مى رود وآنجا او را عمل جراحى مى کنند. 📝سعيد: هو يذهب الی مستشفی دي وهناک يُجرون له عمليةً جِراحية. ✍️محمد: کِـی عـَمَلـَش می کنند؟ 📝محمد: متی يجرون له العملية؟ ✍️سعيد: نمی دانم. فکر می کنم هفته بعد. 📝سعيد: لا أعلم. أظن الاسبوع القادم. ✍️محمد: من حتماً به عيادت پدر على مى روم. 📝محمد: أنا أذهب لزيارة والد علي بالتأكيد. ✍️سعيد: من هم به بيمارستان مى ‌آيم. 📝سعيد: أنا أيضاً آتي الی المستشفی. إذن يَعتزمُ محمد زيارةَ والدِ علي في المستشفی. زيارة المرضی في المستشفيات هي من التقاليد القديمة في ايران. حيث يهدي الاهل والاقرباء والاصدقاء عادةً باقات من الورود وانواع الحلويات للمرضی. هل هذه العادة سائدة في بلدکم أيضاً؟
ساختارهای معنی «داشتن»
استاد محمدتقی فیاض بخشAUD-20220202-WA0000.mp3
زمان: حجم: 4.1M
بیانات فوق‌العاده در آستانه ورود به ماه رجب، اعمال و مراقبات حتما گوش بدید
نویسا پژوهش
#کلیپ_64 الحشرات زیرنویس عربی
✅✅الحشرات✅✅ ✍️مخلوقاتٌ صغیرةٌ في عالمِنا الکبیر 📝موجودات کوچک در دنیای بزرگ ما هستند ✍️لها قِصَصٌ مُثیرةٌ فیها فیها الکثیر 📝داستان های هیجان انگیز زیادی دارند ✍️أنا النملةُ الصغیرةُ أعملُ دوماً بسرور 📝من یک مورچه کوچک هستم که همیشه با نشاط کار می کنم ✍️و قصّتي شهیرةٌ مع جاري الصرصور 📝و داستان من با همسایه ام سوسک معروف هست ✍️أنا أعملُ باستمرار باللیل و في النهار 📝دائما شب و روز کار میکنم ✍️أبني بیتي الجمیل بالعزم و بالاصرار 📝خانه زیبای خود را با اراده و پشتکار می سازم ✍️أنا جارُها الصرصور أغنّي في حبور 📝من همسایه او، سوسک هستم که از شادی آواز میخوانم ✍️أقضي الصیف الجمیل في اللهو و في السرور 📝تابستان زیبا را در تفریح و شادی سپری می کنم ✍️هذي أنا الفراشة بدیعة الجمال 📝این من هستم، یک پروانه زیبا ✍️أرقص بین الزهور في عالم الخیال 📝در عالم خیال بین گل ها می رقصم ✍️أنا أنا الدعسوقة صدیقة الربیع 📝من کفشدوزک هستم، دوست بهار ✍️صغیرة جمیلة و یهواني الجمیع 📝کوچک، زیبا و همه مرا دوست دارند ✍️النحلة النشیطة محبّة العمل 📝زنبور فعال که عاشق کار کردن هست ✍️أجني هذا الرحیق لأعطیک العسل 📝این شهد را جمع میکنم تا به شما عسل بدهم ✍️هذي أنا الجرادة في أسراب أطیر 📝این منم یک ملخ، که به صورت گروهی پرواز میکنم ✍️أهوی أکل النبات آکل منه الکثیر 📝من عاشق خوردن گیاهان هستم، خیلی از آنها میخورم
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 21 حديث مع صديق حول صحة والده
21 حديث مع صديق حول صحة والده ✅✅المفردات الجدیدة✅✅ في الحلقة السابقة قلنا إنّ علياً ذهب إلی الفندق للقاء والديه وأخته، فقضی الليل هناک وفي صباح اليوم التالي ذهب إلی الجامعة، فشاهده زميله محمد أمام الجامعة وذهب اليه ليتحدث معه عما جری... نتابع الحديث بينهما بعد الاستماع وتعلّم المفردات الجديدة. ✍️أين أنت: کجايی ✍️ أنا بخيرٍ: خوبم ✍️ سمعتُ: شنيدم ✍️ والدک: پدرت ✍️ الآن: الان ✍️ هم مَوجودون، هما موجودان: آنها هستند ✍️ مرض: بيمارى ✍️والدي: پدرم ✍️آسف: متاسفم ✍️أين هو؟، أين هي: کـُجاست ✍️اليوم: امروز ✍️صحته جيّدة: حالش خوب است ✍️مستشفی: بيمارستان ✍️هو لوحده: او تنهاست ✍️عند: پيش ✍️عندَه: پيش ِ او ✍️ والدتک: مادرت ✍️أختي: خواهرم ✍️هو ليس: او نيست ✍️ متی: کـی ✍️عملية جراحية: عمل جراحی ✍️قادم: آينده ✍️طبيب: دکتر ✍️هو يقول: او می گويد ✍️الاثنين: دوشنبه ✍️الثُلاثاء: سه شنبه ✍️القادم: بعد ✍️سريع: زود ✍️تتحسنُ حالـُه: حالش خوب می شود ✍️حاضر: آماده ✍️مساعدة: کـمک ✍️نحن: ما ✍️نحن موجودون: هستيم ✍️کثيراً: خيلی ✍️ شکراً: متشکرم