نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 21 حديث مع صديق حول صحة والده
✅✅الحوار✅✅
نستمع الآن الی الحوار بين محمد و علي:
✍️محمد: سلام على، حالت چطور است؟ کـُجايی؟
📝محمد: مرحباً علي، کيف حالک؟ أين أنت؟
✍️على: سلام محمد، خوبم. تو چطورى؟
📝علي: مرحباً محمد، أنا بخيرٍ، وکيف حالـُک؟
✍️محمد: ممنون. چه خبر؟ شنيدم که پدرت در تهران است.
📝محمد: شكراً. ما الخبر؟ سمعت أنّ والدک في طهران.
✍️على: بله. پدر ومادر وخواهرم در تهران هستند. پدرم بيمار است.
📝علي: نعم. والدي ووالدتي وأختي الآن في طهران. والدي مريض.
✍️محمد: بله. شنيدم. متاسفم. الان حالـَش چطور است؟ کجاست؟
📝محمد: نعم. سمعتُ. أنا آسفٌ. کيف حاله الآن؟ أين هو؟
✍️على: حالش خوب است. او الان در بيمارستان است.
📝علي: حاله جيّدة. هو الآن في المستشفی.
✍️محمد: تنهاست يا مادرِت پيش اوست؟
📝محمد: هو وحدَهُ أم والدتک معه؟
✍️على: نه، تنها نيست. مادر وخواهرم هم در بيمارستان هستند.
📝علي: لا ليس وحيداً. والدتي وأختي أيضاً في المستشفی.
✍️محمد: کی او را عمل جراحى مى کنند؟
📝محمد: متی يُجرون له عملية جراحية؟
✍️على: دکتر مى گويد دوشنبه يا سه شنبه ی آينده.
📝علي: الطبيب يقول الاثنين او الثلاثاء القادم.
✍️محمد: ان شاء الله حالش زود خوب می شود. من وسعيد آماده کمک به تو هستيم.
📝محمد: إن شاء الله تتحسّن حالـُه سريعاً. أنا وسعيدٌ مستعدان لمساعدتک.
✍️على: خيلی ممنون.
📝علي: شکراً جزيلاً.
🕋
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَأَجِرْنِي،
وَأَسْأَلُكَ أَمْناً مِنْ عَذَابِكَ،
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَآمِنِّي،
وَأَسْتَهْدِيْكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَاهْدِنِي،
وَأَسْتَنْصِرُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَانْصُرْنِي،
وَأَسْتَرْحِمُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَارْحَمْنِي،
وَأَسْتَكْفِيكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَاكْفِنِي،
وَأَسْتَرْزِقُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَارْزُقْنِي،
وَأَسْتَعِينُكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَأَعِنِّي،
وَأَسْتَغْفِرُكَ لِمَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَاغْفِرْ لِيْ،
وَأَسْتَعْصِمُكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَآلِهِ وَاعْصِمْنِي.
--- صحیفه سجادیه صلوات الله و سلام الله علیهم
دمیدن ماه رجب و آغاز سه ماه ویژه برای بندگی و نیز سالروز ولادت پُرخیر و سرشار از سعادت باقر العلوم امام محمدبنعلی علیهماالسلام را محضر شما تبریک عرض میکنم. خدای متعال توفیق بهره از این روزها و پیروی از آن امام عزیز را بیش از پیش روزی ما گرداند.
⚜️ عرض سلام و خیر مقدم داریم به عزیزانی که به تازگی به این کانال پیوستهاند.
آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرود و....
#مرحله_مقدماتی
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
💠هدف کلی این کانال، آموزش مکالمه عربی در قالب کلیپهای متنوع هست.
📌 فضای کلی مطالب فعلا به شکل زیر است:
1️⃣ کلیپهای تصویری آموزشی که هر هفته بارگزاری میشود.
شامل:
#ترجمه_متن
#ترجمه_واژگان
#اصطلاحات
#تست
#عکس_نوشته
2️⃣ استماع
مقدماتی:
مجموعه صوتهای #تعلم_الفارسية (شامل مکالمههای کاربردی دو زبانه)
3️⃣ قواعد
4️⃣ کلیپهای مناسبتی
🌺🌺پیام نخست کانال:👇👇
https://eitaa.com/afsahollesan110/4
از شما عزیزان که با ما همراه هستید نهایت تقدیر و تشکر را داریم. 🌺🌻
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
ارتباط با مدیر:
@AbdolReza_Mollazadeh110
ارسال با ذکر لینک کانال جایز است
11.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_65
#الراعي_الكذاب
چوپان دروغگو
زیرنویس عربی
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#کلیپ_65 #الراعي_الكذاب چوپان دروغگو زیرنویس عربی ✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو.
الراعي الکذّاب🤥🤥
چوپان دروغگو
✍️في قریةٍ صغیرةٍ🏠🤏🤏 في سَفحِ الجبلِ⛰🗻🏔
📝در دهکده ای کوچک در پای کوه
✍️عاش حمید👱♂️🥰
📝حمید زندگی میکرد
✍️و عَمِلَ کَراعَ الأغنام أهلَها🏘☺️
📝و برای مردم روستا چوپانی میکرد
✍️و في کُلّ صَباح🌅🌅 کان حمید یَأخُذُ الأغنامَ إلی الجبل🐏🐑🐑🗻🗻
📝 و حمید هر روز صبح گوسفندان را به کوه می برد.
✍️کي تَأکَلَ العُشبَ 🌿🌿و تَرتَعَ و تَلعَبَ هناک
📝 تا در آنجا علف بخورند، چرا کنند و بازی کنند
✍️ثمّ یَعودُ بها في المساء إلی القریة🌆🌇🏘
📝 سپس آنها را غروب به روستا باز میگرداند.
✍️و في یومٍ من الأیّام شَعُرَ حمیدٌ بالمَلَلِ
📝و در یکی از روزها حوصله حمید سر رفته بود.
✍️فأراد أن یُرفِّهَ علی نفسه بالمُزاح مع أهل القریة
📝پس خواست خود را با شوخی با مردم روستا سرگرم کند
✍️فأَخَذ یَصیحُ🗣🗣 و یَستَغیثُ قائلاً🙏🙏:
📝پس شروع کرد فریاد زدن و طلب کمک کردن با این عبارات
✍️النَجدَة ساعِدوني😱🙏 هناک ذئب یُریدُ افتراس أغنامِکم🐺🐺 🐏🐑:
📝کمک، کمکم کنید، آنجا گرگی هست که می خواهد گوسفندانتان را شکار کنه
✍️فهَرَعَ إلیه أهلُ القریة کي یُنقِضوا قَطیعَ الأغنام🏘🐏 🛑🛑
📝پس مردم روستا به سوی او شتافتند تا از بین رفتن گله گوسفندان جلوگیری کنند.
✍️و لکنّهم اکتشفوا أنّ حمیداً کان یَمزَحُ😜😝😛😉
📝اما متوجه شدند که حمید شوخی می کند
✍️فعادو إلی القریة مُنزَعِجین🚶♂️🚶♀️🚶♂️😖😠😡 من مزاحه الثقیل
📝آنها از شوخی سنگین او با ناراحتی به روستا برگشتند
✍️و بعد أیّام أعادَ حمید الکَرّة، فأخذ یَصیحُ قائلاً👱♂️ 🔄🗣
📝چند روز بعد حمیددوباره تکرار کرد و فریاد زد:
✍️النَجدَة ساعدوني هناک ذئبٌ یُریدُ افتراسَ أغنامَکم
📝کمک کمک، کمکم کنید، آنجا گرگی هست که میخاد گوسفنداتون را شکار کنه
✍️و لمّا اکتَشَفوا کَذِبَه غَضِبَ أهلُ القریه منه 😡😠و صاروا یُلَقِّبونه بالکذّاب😯
📝و وقتی به دروغ او پی بردند، مردم روستا از دستش عصبانی شدند و او دروغگو لقب دادند.
✍️و ذات یومٍ بینما کان الراعي في الجبل
📝و یه روز که که چوپان در کوه بود
✍️إذ بذئب ضَخم🐺😱 یظهر من بین الصُخور🧗♂️🧗♀️ و یَهجُم علی الأغنام لیَفتَرسَها🐑😨😱
📝یک گرگ بزرگ از میان صخره ها ظاهر می شود و به گوسفندان حمله می کند تا آنها را شکار کند.
✍️فصاح حمیدٌ طالباً النجدة👱♂️🗣 من أهل القریة🏘🙏
📝حمید فریاد زد در حالیکه از مردم روستا کمک🙏میخواست
✍️النجدة النجدة ساعدوني هناک ذئب یرید افتراس أغنامکم
✍️و لکن في هذه المرّة لم یَأتِ أحدٌ لنَجدَته❌❌🙅♀️🙅♂️
📝اما این دفعه هیچ کسی به کمکش نیامد
✍️فقد ظنّ أهلُ القریة أنّ الراعي یَمزَحُ من جدید🏘🤔🤨
📝به خاطر اینکه اهالی روستا گمان کردند که چوپان دوباره داره شوخی میکنه
✍️و هکذا استطاع الذئب أن یَفتَرسَ أحد النِّعاج
📝و این گونه گرگ توانست یکی از گوسفندان را شکار کنه
✍️و خَسر حمید عَمَلَه و ثقةَ أهل القریة فیه
📝و حمید کارش و اعتماد اهالی روستا به او را از دست داد
✍️و تَعلّم حمید أن لا یستعمل الکذب أبداً ولو مزاحاً
و حمید یاد گرفت که هرگز از دروغ استفاده نکند، حتی به صورت شوخی
���� ����� ����� �������تعلّم_الفارسية_22_حديث_مع_صديق_اجري_لوالده_عملية_جراحية.mp3
زمان:
حجم:
2.3M
#استماع
#سطح_مقدماتی
#تعلم_الفارسية 22
حديث مع صديق اجري لوالده عملية جراحية
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 22 حديث مع صديق اجري لوالده عملية جراحية ✳️آموزش مکالمه عربی ب
#تعلم_الفارسية 22
حديث مع صديق اجري لوالده عملية جراحية
✅✅المفردات الجدیدة✅✅
في هذه الحلقة نُتابع الحوارَ بخصوصِ ما يَجري لوالد علي في المستشفی.
أُجريت لوالد علي عملية جراحية في القلب وهو الآن بحالة جيدة. يُبلّغُ محمّد زميلَه علياً بأنّه يُريد زيارةَ والده في المستشفی. الوقتُ المحدّد لزيارة المرضی هو من الساعة الرابعة وحتی السادسة عصراً و يَصلُ محمد المستشفی في حوالي الساعة الخامسة، ويسألُ الممرّضة عن رقم الغرفة التي يرقُد فيها والد علي. فتُخبره بأنّه في الطابق الرابع. يشاهد محمد علياً في ممرّ الطابق الرابع ويشرعُ بالحديث معه. قبل متابعة الحديث بينهما ومع والد علي نستمع الی المفردات الجديدة التي ستستخدم في هذه الحلقة:
✍️الوالد: پدر
✍️کيف حاله: حالش چطور است
✍️رؤية: ديدن
✍️أنت جئت: تو آمدی
✍️عفواً: خواهش می کنم
✍️غرفة: اُتاق
✍️أيّ: کدام
✍️معي: با من
✍️تعال: بيا
✍️أنا بخير: خوبم
✍️کيف أنتَ: تو چطوری
✍️کيف أنتم: شما چطوريد
✍️صديق: دوست
✍️صديقٌ حميم: دوست صميمی
✍️فرصة سعيدة: خوشبختم
✍️لاجل: به خاطر
✍️ورد: گـُل
✍️ورود: گـُلها
✍️تکـرّمتَ: زحمت کشيدى
✍️الآن: الان
✍️أفضل: بهتر
✍️انا اليوم أفضل: امروز بهترَم
✍️أظنّ: فکر می کنم
✍️عملية جراحية: عمل جراحی
✍️لـ ، لأجل: برای
✍️صعب: سَخت
✍️لأنّ: چون
✍️عجوز: پير
✍️أنتَ لستَ: تو نيستی
✍️شاب: جوان
✍️جرّاحون: جراحان
✍️جيد جداً: بسيار خوب
✍️هو عندهَ: او دارد
✍️أنا أشکرُه: من از او متشکرم
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 22 حديث مع صديق اجري لوالده عملية جراحية ✳️آموزش مکالمه عربی ب
✍️محمد: سلام علی. حال پدرت چطور است؟
📝محمد: مرحبا علي. کيف حال أبيک؟
✍️على: سلام، خوب است. الحمد لله. از آمدنت متشکرم.
📝علي: مرحبا، بخیر، الحمد لله. شکراً لمجيئک.
✍️محمد: خواهش می کنم. پدرت در کدام اتاق است؟
📝محمد: عفواً، والدُك في أيّ غرفة؟
✍️على: با من بيا.
📝علي: تعالَ معي.
يدخل محمد وعلي الغرفة. والد علي مستلق ٍ علی السرير والممرّضة تفحصه. تخرج الممرّضة من الغرفة. يتقدم محمد نحو والد علي وبيده باقة ورود ويسأل عن حاله.
✍️محمد: سلام. حالتان چطور است؟ من محمد هستم.
📝محمد: مرحباً. کيف حالک؟ أنا محمد.
✍️پدر علی: سلام. الحمد لله من خوبم. تو چطوری؟
📝والد علي: مرحباً. الحمد لله أنا بخير. وأنت کيف؟
✍️علی: پدر! محمد، دوست صميمی من است.
📝علي: أبي! محمد، صديقي الحميم.
✍️پدر علی: خوشبختم. زحمت کشيدی. به خاطر گلها خيلی ممنون.
📝والد علي: فرصة سعيدة. شکراً جزيلاً علی الورود.
✍️محمد: خواهش می کنم. الان حالتان چطور است؟ بهتر شده اید؟
📝محمد: عفواً. کيف حالک الان؟ أصبحت أفضل؟
✍️پدر علی: بله. امروز بهترم. فکر مى کنم که عمل جراحی برای من سخت تر از ديگران است، چون من پيرم.
📝والد علي: نعم. اليوم أفضل. أظنّ أنّ العمليةَ الجراحية لي أصعب من الآخرين، لأنّي عجوز.
✍️محمد: نه شما پير نيستی. شما جوانی و ايران جراحان خيلی خوبی دارد.
📝محمد: لا أنت لستَ عجوراً. أنت شابّ وفي ايران جرّاحون جيّدون جداً.
✍️پدر علی: بله. دکتر رضوی جراح بسيار خوبی است. از او متشکرم.
📝والد علي: نعم. الدکتور رضوي جراح جيّد جداً. أنا أشکره.
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
«وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»
و حرف دلت رو با عملت میسنجم تا ببینم چندچندی و انقدر قلبت رو آزمایش میکنم تا صیقل پیدا کنه.
من از هرچی تو اون دلت میگذره خبر دارم
من یکی رو دور نزن لطفا.
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_66
#ماجد_الكذاب
موضوع: دروغ
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#کلیپ_66 #ماجد_الكذاب موضوع: دروغ ✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو.... #مرحله_مقدما
ماجد الکذاب
✍️انتبهوا لي یا أحباب
📝ای عزیزان به من توجه کنید
✍️عندي قصّة یا أصحاب
📝یک داستان دارم ای همراهان
✍️عن ماجد طفلٌ موهوب، لکن للأسف کذّاب
📝از ماجد بچه با استعداد، ولی متاسفانه بسیار دروغگو
✍️کذّابٌ للأسف کذّاب
📝متأسفانه بسیار دروغگوئه
✍️هذا الیومَ ماذا صار؟
📝این روز چی شد؟
✍️سکبَ اللبنَ علی الإفطار
📝شیر را روی صبحانه ریخت
✍️سألته ماما من سکبَه؟
📝مامان ازش پرسید کی [شیر] ریخت؟
✍️قال هو العصفور و طار
📝گفت: گنجشک بود [ریخت] و پرواز کرد
✍️طالت أنفُه طالت طالت جدّا جدّا حتی مالت
📝دماغش دراز شد، خیلی خیلی بلند شد، تا کج شد
✍️هذا عیب أنّک تکذب ولتتأسف ماما قالت
📝مامان درحالیکه تأسف میخورد گفت: این شرم آور است که تو دروغ میگی
✍️رکض ماجد یلعب یجری فاصطدم بإناءِ الزهر
📝ماجد برای بازی می دوید و بالا و پایین میپرید که به گلدان برخورد کرد
✍️سألت ماما أنت کسرته؟
📝مامان پرسید تو گلدان را شکستی؟
✍️کذب وألصقها بالهرّ
📝دروغ گفت و گردن گربه انداخت
✍️لکن فجأة طالت أنفُه
📝اما ناگهان دماغش دراز شد
✍️ماما من ذلک تکتشفه
📝مامان از این اتفاق به حقیقت پی برد
✍️أحرجَ ماجد ممّا فعل واعتذر وآلمه أسفُه
📝ماجد از کاری که کرد خجالت کشید و عذرخواهی کرد و تأسفش او را به درد آورد
✍️ماجد دخل وأکل الحلوی واستطعم في فمه الحشو
📝ماجد داخل شد و شیرینی را خورد و دهانش را پر از آن کرد
✍️سألت ماما ماجدَ عنها أنکر لم یسألها العفو
📝مامان از شیرینی ها پرسید و ماجد انکار کرد و عذرخواهی نکرد
✍️هذه المرّة طالت أنفه جدّا جدّا حتی السقفَ
📝این بار دماغش خیلی دراز شد تا به سقف
✍️فبکی ماجد إنّي مخطیء وعیونُه یملوها الخوف
📝 پس ماجد گریه کرد که من اشتباه کردم و چشمانش پر از ترس شد
✍️لن أکذب أبداً لن أفعل الکذب قبیح بل مُخجل
📝من هرگز دروغ نخواهم گفت، هرگز دروغ نخواهم گفت دروغ زشت است بلکه شرم آور است
✍️عادت أنفه تَصغُرُ تصغر وکما کانت مثل الأول
📝دماغش شروغ به کوچک شدن کرد تا اینکه مثل اولش شد
✍️لن أکذب أبدا لن أکذب
📝هرگز دروغ نخواهم گفت هرگز دروغ نخواهم گفت
✍️قالت ماما اِسمع ماجد لا تکذب أبدا وتُعاند
📝 مامان گفت: ماجد گوش کن و هرگز دروغ نگو و لجبازی نکن
✍️الصدقُ سینجیک یا ولدی أنفک دوما یبقی شاهد
📝راستگویی تو را نجات می دهد پسرم، بینی ات همیشه گواه خواهد بود
✳️آموزش مکالمه عربی با شیوه انیمیشن، کلیپ، سرودو....
#مرحله_مقدماتی
👇👇👇
ایتا:
https://eitaa.com/afsahollesan110