eitaa logo
نویسا پژوهش
727 دنبال‌کننده
97 عکس
100 ویدیو
33 فایل
✨ نویسا پژوهش 📚 آموزش پژوهش و نگارش علمی 📝 آموزش گام‌به‌گام روش تحقیق، مقاله‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی 🔍 ارائه نکات کاربردی برای تحلیل داده، نگارش، ساختاردهی و ارتقای کیفیت پژوهش ایدی مدیر: @Minimal_110 ایتا: https://eitaa.com/NevisaResearch
مشاهده در ایتا
دانلود
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 33 برنامج للتسلق لطلاب الجامعة 2 👇👇👇 🆔 https://eitaa.com/afsaho
والآن نستمع الى الحوار: ✍️محمد: شنيدم تو وسعيد به كوهنوردى مى رويد. درست است؟ 📝محمد: سمعت أنت وسعيد تذهبان لتسلّق الجبال. صحيح؟ ✍️على: آرى. تو هم با ما مى آيى؟ اوقات خوشى را خواهيم گذراند. 📝علي: نعم. أنت أيضاً تأتي معنا؟ سنقضي أوقاتاً ممتعة. ✍️محمد: نمى دانم. آيا مى توانم بيايم يا نه. 📝محمد: لا أدري، هل أستطيع أن آتي أم لا. ✍️على: روز پنجشنبه برنامه ات چيست؟ آيا كار دارى؟ 📝علي: يوم الخميس... ما هو برنامجك؟ هل لديك عمل؟ ✍️محمد: نه پنجشنبه كار ندارم. اما راستش من لباس وكفش مناسب براى كوهنوردى ندارم. 📝محمد: لا. الخميس، ليس لديّ عمل. لكن الحقيقة ليس عندي ملبس وحِذاء مناسبان لتسلّق الجبال. ✍️على: مهم نيست. من هم لباس وكفش مناسب ندارم. 📝علي: ليس مهماً. أنا أيضاً ليس لي ملبس وحِذاء مناسبان. ✍️محمد: پس چه كار مى كنى؟ 📝محمد: إذَنْ ماذا تفعل؟ ✍️على: من مى خواهم بخرم. سه شنبه بعد از ظهر به خيابان جمهورى مى روم. آنجا مركز فروش كفش ولباس ورزشى است. تو هم با من مى آيى؟ 📝علي: أنا أريد أن أشتري. بعد الظهر الثلاثاء أذهبُ الى شارع الجمهورية. هناك مركزٌ لبيع الأحذية والملابس الرياضية. تأتي أنت معي أيضاً؟ ✍️محمد: آرى من هم سه شنبه بعد از ظهر كارى ندارم. 📝محمد: نعم. أنا أيضاً ليس عندي عمل بعد الظهر الثلاثاء. ✍️على: اسمت را در ليست نوشتى؟ 📝علي: كتبتَ اسمكَ في القائمة؟ ✍️محمد: نه هنوز ننوشته ام. الآن مى روم واسمم را مى نويسم. 📝محمد: لا لم أكتبْ حتى الآن. أذهبُ الآن وأكتبُ اسمي.
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حبیبی محمد مشاري العفاسي زیرنویس فارسی❤️🌺 https://eitaa.com/afsahollesan110
11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نشيد قمر سيدنا النبي(ص) مرفوقة بالكلمات 👇👇 🆔@afsahollesan https://eitaa.com/afsahollesan110
31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نشيد قمر سيدنا النبي صلى الله عليه وآله بدون متن 👇👇 🆔@afsahollesan https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#کلیپ 80 ذهب اللیل، طلع الفجر 1 زیرنویس عربی 👇👇 🆔@afsahollesan https://eitaa.com/afsahollesan110
🔷🔶ذَهَبَ الَیلُ🌚 🌌🚶‍♀️🚶‍♂️ طلَعَ الفَجرُ 🌅🤗و العُصفور صَوصَو صَوصَو🦜🦜😍 شب تموم شد و صبح شد و گنجشک جیک جیک میکنه 🔷🔶فرَأَی القِطَّةَ ناداها بِسبِس قالَت لَه: نَونَو نَونَو🦜🐈 📢📢🐈🗣🗣 پس گنجشک گربه را دید و صداش کرد، گربه به او گفت: نونو 🔷🔶قصَّةُ نُونُو راحَ یُلاحِقُ قِطّاً یَتبَعُهُ🦜🐈😃 داستان نونو در مورد اینه که در تعقیب گربه‌ای است که او را دنبال خواهد کرد 🔷🔶أمسَکَ ذَیلَه کَی یُؤذیَهُ فَتَأذَّت یَدُه🦜🐈🤕✋😢 دم گربه را گرفت تا به او آسیب برساند برا همین دستش آسیب دید 🔷🔶قالَت: ماما أَطعِم هذي القِطّةَ واسقِها🦜🐈👩‍🦳🍗🍖💦🚰 گفت: مامان به این گربه غذا بده و سیرابش کن 🔷🔶هذا جَزاءُهُ مَن یُمسِکُ بالقِطَطِ لِیُوذیَها🐈🐈🙂 این سزای کسی است که گربه‌ها(دم گربه‌ها) را بگیره تا به آنها آسیب برسونه. 🔷🔶ذهَبَ الَیلُ🌚 🌌🚶‍♀️🚶‍♂️ طلَعَ الفَجرُ 🌅🤗و العُصفور صَوصَو صَوصَو🦜🦜😍 🔷🔶فرَأَی القِطَّةَ ناداها بِسبِس قالَت لَه: نَونَو نَونَو🦜🐈 📢📢🐈🗣🗣 🔷🔶قالت ماما: لُولُو تَبکي👩‍🦱🦜😭😢 ضاعَت دُمیَتُها🧸🧸😮 مامان گفت: لولو گریه میکنه عروسکش گم شده 🔷🔶نونُو أَخَذَ الدُّمیَةَ👩🧸 منها أخفی لُعبَتَها نونو عروسک لولو را برداشته مخفی کرده 🔷🔶هیّا نُونُو صالِح لُولُو 👭🤝🤝وامسَح دَمعَتَها😢😊 نونوط بیا و با لولو آشتی کن و اشک‌هاش را پاک کن 🔷🔶أرجِع لُعبَةَ لُولُو الحُلوَةَ🧸😍 وارسُم بَسمَتَها😃😀 اسباب بازی خوشگل لولو را برگردان و شادش کن 🔷🔶ذهَبَ الَیلُ🌚 🌌🚶‍♀️🚶‍♂️ طلَعَ الفَجرُ 🌅🤗و العُصفور صَوصَو صَوصَو🦜🦜😍 🔷🔶فرَأَی القِطَّةَ ناداها بِسبِس قالَت لَه: نَونَو نَونَو🦜🐈 📢📢🐈🗣🗣 🔷🔶راحَ النُونُو یُصالِحُ لُولُو👭🤝🤝 أعطاها الحَلوی🧸😍👐🥰 نونو رفت با لولو آشتی کرد و عروسک خوشگلش را بهش داد 🔷🔶ضحِکَت لُولُو😅🤣 و راحَت تَحضُنُ دُمیَتَها الحُلوَة🧸🤗🫂 لولو خندید و عروسک خوشگلش را در آغوش گرفت 🔷🔶معَنا هَیّا نُنیرُ شُموعَ الأَمَل و نُوقِدُها🕯🪔🤞🤞☀️🔆 با ما بیایید شمع‌های امید را روشن کنیم و آرزو کنیم. 🔷🔶نتَعلَّمُ نَحفَظُ أَشعارَ الفَرَحِ و نُنشِدُها🗣☺️😄👩‍🎤👨‍🎤 شعر‌های شادی را یاد میگیریم، حفظ می‌کنیم و می‌خونیمشون 🔷🔶ذهَبَ الَیلُ🌚 🌌🚶‍♀️🚶‍♂️ طلَعَ الفَجرُ 🌅🤗و العُصفور صَوصَو صَوصَو🦜🦜😍 🔷🔶فرَأَی القِطَّةَ ناداها بِسبِس قالَت لَه: نَونَو نَونَو🦜🐈 📢📢🐈🗣🗣 🔷🔶و غَداً تَکبُرُ لُولُو الحُلوة تُصبِحُ دُکتورَة👩‍🦱😌🎇👩‍⚕️ و فردا (آینده) لولو نازنین بزرگ می‌شه و دکتر می‌شه 🔷🔶یبحِر نُونُو قُبطاناً کَی یَجتازَ بُحوراً👩🚣‍♂️🌊 ⛴ نونو دریانورد می‌شه تا از دریاها عبور کند 🔷🔶یکبُر صَفوانُ و یَصیرُ أستاذاً👩👩‍🏫 صفوان بزرگ می‌شه و استادی می‌شه 🔷🔶و علاء قاضٍ محبوباً یَنشُرُ في الأوطانِ العدلَ👩‍⚖️💕😍⚖️ 🌏 و علاء قاضی محبوبی می‌شه که عدالت را تو سرزمین گسترش می‌ده (اجرا می‌کنه)
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 33 برنامج للتسلق لطلاب الجامعة 3 👇👇👇 🆔https://t.me/afsahollesan
تعلم الفارسية 33 برنامج للتسلق لطلاب الجامعة 3 السلام عليکم ورحمة الله وبرکاته، وأهلاً ومرحباً بکم في حلقة جديدة من سلسلة برنامج "تعلّم الفارسية". في هذه الحلقة، سنستمع الی حوار يدور بين الزميلين علي ومحمد من جهة، وصاحب أحد محال بيع التجهيزات والالبسة الرياضية من جهة أخری، لأنّ الزميلين قرّرا المشارکة في برنامج لتسلق الجبال أعدّته مجموعة من طلبة الجامعة. فکونوا معنا ✍️طابتْ أوقاتكم: وقت بخیر ✍️تفضّلوا: بفرمایید ✍️نحن نريد: ما می خواهیم ✍️اثنان: دو تا ✍️حقيبة: کوله پپشتی ✍️ذلک: آن ✍️ذلک بکم؟: آن چند است؟ ✍️أيّ: کدام؟ ✍️أسود: سیاه ✍️في الاعلی: در بالا ✍️جنب: کنار ✍️حقيبة: ساک ✍️أبيض: سفید ✍️سبعة آلافِ تومان: هفت هزار تومان ✍️مثل ذلک: مثل آن ✍️لون: رنگ ✍️آخر: دیگر ✍️عندک: داری ✍️أزرق: آبی ✍️أخضر: سبز ✍️عذراً: ببخشید ✍️بُني: قهوه ای ✍️تسعة آلاف: نه هزار ✍️قليلاً: کمی ✍️اکبر: بزرگتر ✍️هنا: اینجا ✍️موديل: مدل ✍️عندنا: داریم ✍️رجاءاً: لطفا ✍️هات: بیاور ✍️جهة اليسار: سمت چپ ✍️خلف: پشت ✍️خلف الزجاجة: پشت شیشه ✍️صغير: کوچک ✍️أصغر: کوچکتر ✍️ذاته: همان ✍️أنا أريد: من میخواهم ✍️سمعاً وطاعة : چشم
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 33 برنامج للتسلق لطلاب الجامعة 3 👇👇👇 🆔https://t.me/afsahollesan
أمّا الآن نستمع الی الحوار الذی دار بین علی وصاحب المتجر: ✍️علی: سلام. وقت بخير. 📝علي: مرحباً. طابتْ أوقاتك. ✍️فروشنده: روز بخير. بفرماييد. 📝البائع: طابتْ أوقاتكم/ یومکم تفضّلوا. ✍️علی: ما دو تا کوله پشتى مى خواهيم. آن کوله پشتی چند است؟ 📝علي: نحن نريد حقيبتين. بکم تلک الحقيبة؟ ✍️فروشنده: کدام کوله پشتی؟ 📝البائع: أية حقيبة؟ ✍️علی: آن کوله پشتى مشکى که کنار ساک سفيد است. 📝علي: تلک الحقيبة السوداء التي في جنب الحقيبة البيضاء. ✍️فروشنده: بله. بله. آن کوله پشتی ۷ هزار تومان است. 📝البائع: نعم. نعم. تلک الحقيبة بسبعة آلاف تومان. ✍️علی: آيا مثل آن رنگ ديگرى هم دارى؟ 📝علي: هل عندک مثلها بلون آخر أيضاً؟ ✍️فروشنده: بله. آن کوله در سه رنگ است. مشکی، آبی و سبز. 📝البائع: نعم. تلک الحقيبة في ثلاثة ألوان. أسود، أزرق وأخضر. ✍️محمد: ببخشيد، اين کوله پشتی قهوه‌ای چند است؟ 📝محمد: عذراً. بکم هذه الحقيبة البنية؟ ✍️فروشنده: ۹ هزار تومان. کمی بزرگتر است. اينجا چند مدل ديگر هم داريم. 📝البائع: بتسعة آلاف تومان. هذه اکبر قليلاً. عندنا هنا عدّة موديلات أخری أيضاً. ✍️محمد: لطفاً آن کوله پشتی را بياور. سمت چپ پشت شيشه. 📝محمد: رجاءاً هات بتلک الحقيبة. جهة اليسار، خلف الزجاجة. ✍️فروشنده: بفرما. از اين مدل کوچکتر هم داريم. 📝البائع: تفضّّل. من هذا الموديل عندنا أصغر ايضاً. ✍️محمد: پس من اين را می خواهم. 📝محمد: إذن أنا أريد هذه. ✍️فروشنده: به چشم. 📝البائع: سمعاً وطاعة .
نویسا پژوهش
#کلیپ 81 قصة الأسد والفأر 👇👇 🆔https://t.me/afsahollesan https://eitaa.com/afsahollesan110
الأسدُ و الفأر🦁🐭 ✍️في یومٍ من الأیّام، کان هناک أسدٌ یَنامُ في عَرینه🌞🦁🏠😌😴 📝در روزی از روزها، شیری در لانه‌اش خوابیده بود ✍️و کان الفَأرُ یَلعَبُ بالقُربِ منه🐭💥🐁🪨 📝 و موش در نزدیکی آن بازی می‌کرد ✍️بدَأَ الفَأرُ الصغیرُ یَقفِزُ فَوقَه صُعوداً و نُزولاً🐭⬆️⬇️ 📝موش کوچولو شروع کرد به بالا و پایین پریدن روی آن ✍️هذا أوقَظَ الأسدُ سریعاً🦁😴🙄 📝با این کار شیر سریع از خواب بیدار شد ✍️و بینما کان الأسدُ غاضباً من الفأر الصغیر🦁😾😡🐭 📝در حالیکه شیر از موش کوچولو خشمگین بود ✍️أمسَکَ الأسدُ بالفأرِ و قال: أیّها الفأرُ الصغیر کیف تَجرُؤُ علی إیقاظي؟ سَأَقتُلُک🦁🤏🐭😾🫵🔪 📝شیر موش را گرفت و گفت: ای موش کوچولو چطور جرات کردی مرا بیدار کنی؟ می‌کشمت ✍️کان الفَأرُ خائفاً و تَوَسَّلَ للأسد🐭😧😓🥺🙏 📝موش ترسید و به شیر التماس کرد ✍️استَمیحُک عُذراً أیّها المَلِک! لاتَقتُلني رَجاءً🙏😿🙅‍♂️👑 📝ببخشید ای پادشاه! لطفا من را نکش ✍️فأنا مَخلوقٌ صغیرٌ🤌😥🐭 📝چرا که من یک موجود کوچکی‌ام ✍️دعني أذهَب🐀👈🏃 📝مرا رها کن تا بروم ✍️و سَأُسدي لک خِدمةً ذات یوم بسبب عفوّک عن حیاتي🐭🌞🤞👌🤝😊 📝و یه روزی به خاطر گذشت از جانم به تو لطفی خواهم کرد ✍️کان الأسدُ مُستَمتعاً بسماع ذلک و قال: ما الذي قد یَفعَلُه لي؟🦁👂🗣😃 📝شير از شنيدن ای سخن خوشحال شد و گفت: چه کاری برا من میکنه؟ ✍️و سَمَحَ له بالذّهاب😊✌️ 📝و به او اجازه داد تا بره ✍️بعد بِضعَةِ أیّام🌚🌝💫 📝چند روز بعد ✍️کان الأسدُ یَسیرُ في الغابة🦁🌳🌴🌲 📝شیر در جنگل راه میرفت ✍️و وَجَدَ نفسَه عالقاً في شَبَکةِ صیّاد🕸🔫🪓👀 📝و خود را در تور یک شکارچی گرفتار یافت (گیر دام شکارچی افتاد) ✍️أخذ الأسدُ یَزأَرُ و یَلتَفّ محاولاً الخروج من الشبکة لکنّه فشل🦁😾😤😩 📝شیر شروع به غرش کرد و تاب خورد و سعی کرد از تور خارج شود، اما موفق نشد. ✍️کان الأسدُ في أمسِّ الحاجة للمساعدة😢🙏 📝شیر به شدت به کمک نیاز داشت ✍️سمِعَ الفأرُ الذي عفا عنه الأسد من قبل زَئیرَ الأسد🐭👀🦁💨🗣👂 📝موشی که شیر قبلاً بخشیده بودش، صدای غرش شیر را شنید ✍️و رکض نحو الأسد وقال: لا تَقلَق یا صدیقي سَأُنقِذُک🏃🦁🤗🫵✌️ 📝و به طرف شیر دوید و گفت: نگران نباش دوست من تو را نجات خواهم داد. ✍️جمَعَ الفأرُ جمیعَ أصدقائه و قال لهم: یَجبُ علینا جمیعاً مساعدةُ صدیقي لکَي نُحَرّره🐭🐹🐭🔄 📝موش همه دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت: همه باید به دوستم کمک کنیم تا او را آزاد کنیم. ✍️قام الفأرُ و أصدقائُه بقَطَعِ الشَبَکة و حَرّروا الأسد🐹🔪🕸🐭 📝موش و دوستانش مشغول بریدن تور شدند و شیر را آزاد کردند ✍️هرِب الأسدُ و شَکَرَ الفأرَ🦁🏃🙏😊🐭 📝شیر فرار کرد و از موش تشکر کرد ✍️و مُنذُ ذلک الیوم، أصبَحا صَدیقَین حَمیمَین🐭🐹🦁🤝👌🫰 📝و از آن روز به بعد آنها دوستان صمیمی شدند. ✍️مثلَما أصبح الفار الصغیر صدیقاً للأسد🐭🤝🦁 📝همان طور که موش کوچولو دوست شیر شد ✍️و ساعد کُلٌّ منهما الآخر في النهایة🤝✌️🤞🤛🤜 📝و در نهایت هر کدام به دیگری کمک کردند ✍️یجب علیک صدیقي الطفل مساعدة الآخرین أیضاً🫵‼️🤝 📝دوست کوچکم بر تو لازم است همین طور به دیگران کمک کنی ✍️و ذلک لأنّ الصّدیق عند الضیق😄👬🤞🤝😰🥺 📝چرا که دوست آن باشد که گیرد دست دوست/ در پریشـــــــــان حالی و درماندگی