eitaa logo
نویسا پژوهش
724 دنبال‌کننده
97 عکس
100 ویدیو
33 فایل
✨ نویسا پژوهش 📚 آموزش پژوهش و نگارش علمی 📝 آموزش گام‌به‌گام روش تحقیق، مقاله‌نویسی و پایان‌نامه‌نویسی 🔍 ارائه نکات کاربردی برای تحلیل داده، نگارش، ساختاردهی و ارتقای کیفیت پژوهش ایدی مدیر: @Minimal_110 ایتا: https://eitaa.com/NevisaResearch
مشاهده در ایتا
دانلود
نویسا پژوهش
#استماع #سطح_مقدماتی #تعلم_الفارسية 43 حوار بین الأقرباء انضموا إلینا👇🫱 🆔https://t.me/afsahollesan
تعلّم الفارسية - الدرس ٤۳ - حوار بين الاقرباء السلام علكيم ورحمة الله وبركاته. يُسعدنا ونحن نلتقي بكم في حلقة أخري من برنامجكم "تعلیم الفارسية" في هذه الحلقة نستمع الي حوار عبر الهاتف بين مريم ومحمد، صديق أخيها علي. تعمل مريم في أحد مستشفيات طهران. وقرّرتْ هي وأخوها زيارة خالتها في المدينة. وخشية أن ينسي علي الموعد. تتصل به هاتفياً لتذكيره، لكنّه مُنهمك بدروسه في الجامعة. فيجيبها محمد. ونحن نتابع الحوار الذي يدور بينهما، لكن بعد الاستماع إلي المفردات ومعانيها: ✍️تفضّلوا: بفرمایید ✍️مرحباً: سلام ✍️صحيح؟: درست است؟ ✍️عذراً: ببخشید ✍️علي موجود: علی هست؟ ✍️أظنّ: فکر میکنم ✍️جامعة: دانشگاه ✍️تعلم: میدانی ✍️يعود: برمیگردد ✍️بالضبط: دقیق ✍️لا أعلم: نمیدانم ✍️الساعة الثانية: ساعت دو ✍️رسالة: پیغام ✍️تعطي: میدهی ✍️رجاء: لطفا ✍️أنا منتظر: من منتظرم ✍️أنتظره: منتظرش می مانم ✍️شارع: خیابان ✍️تنتظره: منتظرش هستی ✍️قبالة: روبه روی ✍️ملاحظة: یادداشت ✍️أكتب ملاحظة: یادداشت میکنم ✍️بلـِّغْ تحياتي: سلام برسان
✅الحوار✅ ✍️محمد: الو! بفرماييد. 📝محمد: الو! تفضّلوا. ✍️مريم: الو، سلام. من مريم هستم. 📝مريم: الو، مرحباً. أنا مريم. ✍️محمد: سلام مريم خانم. حالت چطور است؟ 📝محمد: مرحباً السيدة مريم. كيف حالك؟ ✍️مريم: متشكرم. تو محمد آقا هستي؟ درست است؟ 📝مريم: شكراً. أنتَ السيد محمد. صحيح؟ ✍️محمد: بله. بله. من محمد هستم. 📝محمد: نعم. نعم. أنا محمد. ✍️مريم: ببخشيد علي هست؟ 📝مريم: عذراً. علي موجود؟ ✍️محمد: نه. الآن علي اينجا نيست. فكر مي كنم در دانشگاه است. 📝محمد: لا. علي ليس هنا الآن. أظنّ أنـّه في الجامعة. ✍️مريم: مي ‌داني كي بر مي گردد. 📝مريم: هل تعلـَمُ متي يعود؟ ✍️محمد: دقيق نمى ‌دانم. اما فكر مى كنم ساعت ۲ بر مى گردد. 📝محمد: لا أعلم بالضبط. لكن أظنُّ أنّه يعود في الساعة الثانية. ✍️مريم: تو پيغامم را به علي مي دهي؟ 📝مريم: أنت تـُعطي رسالتي لعلي؟ ✍️محمد: بله. حتماً. بفرماييد. 📝محمد: نعم. حتماً. تفضلوا. ✍️مريم: لطفاً به علي بگو من ساعتِ ٥ عصر در خيابان حافظ منتظرش هستم. 📝مريم: رجاءاً قلْ لعلي. أنا سأنتظره في الساعة الخامسة عصراً في شارع حافظ . ✍️محمد: او مي ‌داند تو كجاي خيابان حافظ منتظرش هستي؟ 📝محمد: هو يعلم في أيّ مكان من شارع حافظ أنتِ تنتظرينه؟ ✍️مريم: بله. روبروى بيمارستان. 📝مريم: نعم. قـُبالة المستشفي. ✍️محمد: الآن يادداشت مي ‌كنم. ساعتِ ٥ خيابان حافظ. روبروى بيمارستان. 📝محمد: الآن أكتب ملاحظة ً. الساعة الخامسة شارع حافظ. قبالة المستشفي. ✍️مريم: خيلي ممنون. خداحافظ. سلام برسان. 📝مريم: شكراً جزيلاً. في امان الله. بلـّغْ تحياتي. ✍️محمد: متشكرم. خداحافظ. 📝محمد: شكراً. في أمان الله.
امام صادق عليه السلام: هر كس با ماه رمضان در آخرين شب آن وداع كند و بگويد : «بار خدايا! اين ماه را آخرين ماه رمضان عمر من قرار مده و به تو پناه مى‌برم از اين كه سپيده اين شب بدمد و مرا نيامرزيده باشى» خداوند متعال، پيش از آن كه صبح كند، او را مى‌آمرزد و بازگشت به سويش را روزىِ او مى‌كند.
حديث مع موظف البنك الوطني السلام عليكم و رحمة الله و بركاته. يسعدنا ونحن نلتقي بكم في حلقة جديدة من سلسلة حلقات برنامجكم "تعلیم الفارسية". في هذه الحلقة سنتعلم مفردات و عبارات جديدة من خلال حوار دار بين محمد و موظف في أحد فروع البنك الوطني الايراني، حول افتتاح حساب مصرفي لان والده يريد أن يرسل اليه حوالة بالعُملة الصعبة. فكونوا معنا. ✍️ساعدك الله: خسته نباشی ✍️تفضـّلْ: بفرما ✍️أفتحُ: باز کنم ✍️افتتاح، فتح: باز ✍️توفير: پس انداز ✍️أنا جئت: من امدم ✍️أنت تريد: تو میخواهی ✍️أنا أريد: من میخواهم ✍️العملة الصعبة: ارز ✍️حساب بالعملة الصعبة: حساب ارزی ✍️أنت ترسل: تو میفرستی ✍️نقود: پول ✍️هو يُرسِل: او میفرستد ✍️والدي: پدرم ✍️ممكن: ممکن است ✍️طبعاً: البته ✍️رجاء: لطفا ✍️استمارة: فرم ✍️إملأ: پر کن ✍️صورة: کپی ✍️جواز سفر: گذرنامه ✍️جواز سفرك: گذرنامه ات ✍️إعط: بده ✍️أنا ليس لي: من ندارم ✍️قبالة: روبه رو ✍️متجر: فروشگاه ✍️صَوِّر: کپی بگیر ✍️حسناً: بسیار خب ✍️صورة: عکس ✍️أنا عندي: من دارم ✍️اثنان: دو ✍️شكراً: متشکرم
✅✅الحوار✅✅ ✍️محمد: سلام. خسته نباشي. 📝محمد: مرحباً. ساعدك الله. ✍️خانم كارمند: سلام. بفرمائيد. 📝موظفة: مرحباً. تفضـّلْ. ✍️محمد: مى ‌خواهم حساب باز كنم. 📝محمد: أريد أنْ أفتحَ حساباً. ✍️خانم كارمند: حساب پس انداز مي خواهي؟ 📝موظفة: تريد حساب توفير؟ ✍️محمد: بله. من يك حساب پس انداز مي ‌خواهم حساب ارزي. 📝محمد: نعم. أنا أريد حساب توفير. حساب بالعملة الصعبة. ✍️خانم كارمند: شما پول به خارج ايران مي ‌فرستي؟ 📝موظفة: أنتَ تـُرسل نقوداً الي خارج ايران؟ ✍️محمد: نه. پدرم از خارج برايم پول مي ‌فرستد. ممكن است؟ 📝محمد: لا. والدي يرسل لي نقوداً من الخارج. ممكن؟ ✍️خانم كارمند: بله. البته. لطفاً اين فرم را پر كن فارسي مي داني؟ 📝موظفة: نعم. طبعاً. رجاءاً إملأ هذه الاستمارة. تعرف الفارسية؟ ✍️محمد: بله بفرما. 📝محمد: نعم. تفضلي. ✍️خانم كارمند: متشكرم. اينجا را امضا كن. اين پايين. 📝موظفة: شكراً. وقـِّعْ هنا. في الاسفل. ✍️خانم كارمند: يك كپي از گذرنامه‌ات هم به من بده. 📝موظفة: أعطني صورة لجواز سفرك ايضاً. ✍️محمد: گذرنامه‌ام اينجاست، اما كپي از آن ندارم. 📝محمد: جواز سفري هنا، لكن ليس لي صورة لها. ✍️خانم كارمند: روبروي بانك يك فروشگاه است. آنجا كپي بگير. 📝موظفة: قبالة البنك متجر. صَوِّرْه هناك. ✍️محمد: بسيار خوب. 📝محمد: حسناً. ✍️محمد: بفرما. اين كپي گذرنامه‌ام. 📝محمد: تفضلي. هذه صورة لجواز سفري. ✍️خانم كارمند: دو عكس هم به من بده. 📝موظفة: إعطني صورتين شمسيتين أيضاً. ✍️محمد: عكس دارم. بفرما اين دو عكس. 📝محمد: عندي صورة. تفضلي. هاتان صورتان. ✍️خانم كارمند: متشكرم. 📝موظفة: شكراً.
کره القدم ✍️هیّا هیّا فی الملعب هیّا لا تهدئی لا تتعبی لا لا لا لا 📝بدو بیا تو زمین (استادیوم)، بیا آروم نباش، خسته نباش  نه نه نه نه ✍️فی الملعب هیّا ثبی لا تهدئی لا تتعبی 📝تو استادیوم بیا، حرکت کن، آروم نباش، خسته نباش ✍️ومن قدم الی قدم مثل ارتعاشات النغم 📝 از این پا به اون پا، مثل اهنگ لرزان ✍️یحبها الکبار والصغار کانها عصفوره من نار 📝پیر و جوان اون را چنان دوست دارند گویا گنجشک آتشین است ✍️حیاتها في الارض والقضاء إنشودة مسحورة الغناء 📝زندگی او بر روی زمین وقضاوتها اوازی طلسم شده از اواز است ✍️ترتاح فی المیدان اقل من ثوان، ترتاح اقل من ثوان 📝در کمتر از چند ثانیه در میدان استراحت می کنی،در کمتر از چند ثانیه استراحت می کنی ✍️وفجأة تطیر عصفورة الاثیر عصفورة الغناء 📝ناگهان پرنده اتر، پرنده آواز خوان پرواز می کنه ✍️ومن قدم الی قدم حتی یصفر الحکم 📝مرحله به مرحله تا داور سوت بزنه ✍️هیا هیا فی الملعب هیا لا تهدئی لا تتعبی لا لا لا لا(۲) 📝بدو بیا تو زمین بازی،ارام نباش، خسته نباش،نه نه نه نه(۲) ✍️یا حلوة الألوان فی یدی یا حلوة الالوان فی یدی 📝 ای رنگهای زیبا در دستم(۲) ✍️اذا انتهی درسی ومعهدی(۲) 📝وقتی که درسم و آموزشگاهم تموم میشه ✍️قفزت مثل السهم فی الطریق 📝مثل یک تیر توی راه میپرم ✍️بحثت فی الزقاق عن رفیق 📝توی کوچه دنبال دوست وهمبازی میگردم ✍️ومن قدم الی قدم ترفرفین کالنغم 📝از یک پا به پای دیگر مثل یک اهنگ و لحن بال بال می زنی و حرکت می کنی ✍️هیا هیا فی الملعب هیا لاتهدئی لا تتعبی لا لا لا لا 📝بدو تند بیا تو زمین بازی، اروم نباش، خسته نشو ✍️فی الملعب هیا ثبی لا تهدئی لا تتعبی 📝تند بیا تو زمین بازی، حرکت کن، آروم نباش خسته نشی نه نه نه نه ✍️ومن قدم الی قدم مثل ارتعاشات النغم 📝از این پا به اون پا (مرحله به مرحله) مثل اهنگ و لحن لرزان