✅✅نستمع الآن إلي الحوار.✅✅
✍️محمد: سلام عمو!
📝محمد: مرحباً يا عمّ!
✍️شيخ: سلام بفرمائيد.
📝الشيخ: مرحباً. تفضّلا.
✍️محمد: متشكرم. تو اينجا زندگي مي كني؟
📝محمد: شكراً. أنتَ تعيش هنا؟
✍️شيخ: بله. خانه من در بالاست. آنجا.
📝الشيخ: نعم. منزلي في الاعلي. هناك.
✍️محمد: اينجا بسيار قشنگ است. هوا هم خيلي تميز است.
📝محمد: هذا المكان جميل جداً. الهواء أيضاً نقيّ ٌجداً
.
✍️شيخ: بله. اينجا در تابستان خيلي قشنگ است. اما در زمستان خيلي سرد است.
📝الشيخ: نعم. هذا المكان جميل جداً في الصيف. أمّا في الشتاء فهو بارد جداً.
✍️ محمد: عمو! در مورد كوه دماوند چه مي داني؟
📝محمد: يا عم! ماذا تعرف عن جبل دماوند؟
✍️شيخ: دماوند زيباترين كوه در دنياست. دماوند، كوه داستانهاست.
📝الشيخ: دماوند أجمل جبل ٍ في الدنيا. دماوند، جبل القصص.
✍️محمد: چه جالب!
📝محمد: ما أروعه!
✍️شيخ: بله. مادرها براي بچه ها در مورد دماوند داستانها مي گويند.
📝الشيخ: نعم. الأمهات يروين قصصاً للاطفال حول دماوند.
✍️محمد: چه داستانهايي؟
📝محمد: أية قصص؟
✍️شيخ: داستانهاي زيادي در مورد دماوند هست.
📝الشيخ: توجد قصص كثيرة حول دماوند.
✍️محمد: كتاب هم در مورد دماوند هست؟
📝محمد: توجد كتبٌ أيضاً حولَ دماوند؟
✍️شيخ: بله. البته. همه نوع كتاب. شعر وداستان هم هست.
📝الشيخ: نعم. طبعاً. كلّ انواع الكتب. يوجد شعر وقصة أيضاً.
32.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#كليپ 91
فِي مَزْرَعَةِ جَدِّي
انضموا إلينا 👇🫱
🆔https://t.me/afsahollesan
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#كليپ 91 فِي مَزْرَعَةِ جَدِّي انضموا إلينا 👇🫱 🆔https://t.me/afsahollesan https://eitaa.com/afsaho
✍️سنقضي شَهْرًا كاملاً فِي مَزْرَعَةِ الْجَد
📝یک ماه کامل را تو مزرعه پدربزرگ خواهیم گذروند
✍️ليْس شَهْرًا كَامِلًا فَقَط تِسْعَةٌ و عِشْرُون يومًا
📝یک ماه کامل نیست، فقط بیست و نه روز
✍️الْفَارِق بَسِيط يَا أَبَا صُعود
📝فرق کمه ابو صعود
✍️أنَا أُحبّ الدِّقَّة كَمَا تَعْلَمِين
📝همون طور که میدونی من دقت را دوست دارم
✍️إذَا كَانَ هَكَذَا فسنقضي ثَمَانِيَةً و عِشْرِين يوماً و خَمْسَ عَشَرَة سَاعَة
📝 اگه اینطوره، پس بیست و هشت روز و پانزده ساعت می گذرونیم
✍️أمِّي هَل سيسمح لَنَا الْجَدّ باستخدام الحواسب اللوحية؟
📝مامان، بابا بزرگ اجازه می ده از تبلت هامون استفاده کنیم؟
✍️بالطَّبْع
📝البته
✍️ولَكِن لِمُدَّة يَوْمًا وَاحِدٍ فِي نِهَايَةِ الْأُسْبُوعِ !
📝اما برای یک روز در آخر هفته
✍️خسارا
📝چه خسارتی!!
✍️ألَم تَكْتَفي بِاللَّعِبِ طِوَال الطَّرِيق؟
📝آیا بازی در طول راه کافی نبود برات؟
✍️أنَّا لَمْ أَكُنْ أَلْعَب مِثْل صُعُود
📝من مثل صعود بازی نمیکردم
✍️كنْت أُرَاجِع الفيديو الَّذِي اعددناه سَوِيَّا عَلَى اليوتيوب
📝داشتم فیلمی را که با هم برای یویتوب آماده کردیم، مرور میکردم
✍️هي لَا ترفعيه عَلَى اليوتيوب حَتَّى أُرَاجِعُه معكِ
📝هی، تا زمانیکه با تو مرورش نکردم، رو یوتیوب بارگزاریش نکنی!!
✍️باقِي لَنَا سَاعَةٌ مِنْ الْأَرْبَعِ سَاعَات الَّتِي نَقْضِيهَا يَوْمِيًّا فِي الْإِجَازَةِ
📝 از چهار ساعتی که همیشه تو تعطیلات می گذراندیم، یک ساعت باقی مونده
✍️حسَنًا لَقَد وَصَّلْنَا ، اسْتَعْدَوْا للهبوط
📝خیلی خوب!!! رسیدیم، آماده فرود باشید
✍️هبُوط !
📝فرود؟؟
✍️هل تحورت السَّيَّارَة إلَى طَيَّارَةِ؟!
📝آیا ماشین به هواپیما تبدیل شد؟
✍️اسْمُهَا طَائِرَة لِمَاذَا تَنْظُرُونَ إلَيَّ هَكَذَا؟!
📝اسمش هواپیماست. برا چی اینطور به من نگاه میکنید؟
✍️حمْدًا لِلَّهِ عَلَى سلامتكم، هَلْ كَانَتْ الرِّحْلَةُ مُجْهدَة؟
📝خدا رو شکر به خاطر سلامتی تون، آیا سفر سختی بود؟
✍️أشْعَر و كَأَنَّنِي مَا زِلْت أمْسِك الْمِقْوَد هَكَذَا ..
📝احساس میکنم هنوز فرمان ماشین را این طور گرفتم...
✍️جدِّي ههههههه، سأُعانق جَدِّي أَوَّلَا يَا دَانَا
📝پدر بزرگ.... ای دانا اول من پدربزرگ را بغل خواهم کرد
✍️احْتَرَس يَا صَعود، الحاسبة
📝مراقب باش صعود، لپ تاپ...
✍️أحْسَنْت يَا مومو ،قِردٌ ذُكِّي يَعِيشُ عَلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ و يُسَاعِدُنِي أَحْيَانًا
📝احسنت مومو... میمون باهوش که روی این درخت زندگی میکنه و گاهی کمکم میکنه
✍️شكْرًا لإنقاذك جَهَازِي ،هَيَّا نَاوِلْنِي إيَّاه
📝از اینکه دستگاه منو نجات دادی متشکرم، اونو به من بده
✍️في الْحَقِيقَةِ سيناولهُ لِي
📝در واقع اون را به من میده
✍️وكَذَلِك أَنْت ياصعود ستعطيني جَهَازَك
📝و همچنین تو صعود دستگاهت را به من میدی
✍️ولَكِن ياجَدّي !!
📝اما پدر بزرگ!!
✍️ اسْمَع كَلَام جَدّك يَا صَعود
📝صعود به حرف پدر بزرگت گوش کن
✍️وأَنْتُمَا أَيْضًا هَيَّا ناولاني هواتفكما
📝و شما هم بیایید و گوشی هاتون را به من بدید
✍️ماذا؟
📝چی
✍️هذِهِ هِيَ الْقَوَاعِدُ هُنَا، سنقضي الْوَقْت مَعًا.
📝اینها قواعد اینجاست،ما با هم وقتمون را میگذرونیم
✍️نصْفُ ساعَةٍ مَرَّتْ بِدُون حَاسبٍ لِوحي ، سأُصاب بِالْجُنُونِ
📝نیم ساعت بدون تبلت گذشت، دارم دیوونه میشم
✍️لا أَعْرِفُ كَم وَصَل عَدَد الْمُشَاهَدَات لمقطع الفيديو الْأَخِير .
📝نمیدونم ویدیوی آخر چقدر بازدید داشته!!
✍️يجِبُ أَنْ نَصْل لاجهزتنا
📝باید به دستگاه هامون برسیم
✍️و كَيْف ستفعل هَذَا يَا عَبْقَرِيّ ؟ !
📝 چطور این کار را خواهی کرد، نابغه؟ !
✍️امممم سَمِعْتُ جَدِّي يَقُول لمومو أَنْ يَضَعَ الأَجْهِزَة فِي مَخْبَأ بِجِوَارِ حَضِيرَة الدَّجَاج
📝ممم شنیدم پدربزرگم به مومو میگفت وسایل را در یک مخفیگاه کنار طویله مرغ ها بذاره
✍️اممم وَكَيْف ستعثر عَلَى المخبأ ! ؟
📝و چگونه مخفی گاه را پیدا خواهی کرد؟
✍️اممم سنبدأ بِالْبَحْث عِنْد حَضِيرَة الدَّجَاج،هَيَّا بِنَا
📝از مرغداری شروع به جست و جو میکنیم، بیا بریم
✍️إلَى أَيْنَ يَا فَيصل ؟
📝کجا میری فیصل؟
✍️ سأذهب لتنزه قَلِيلًا فِي الْمَزْرَعَةِ .
📝میرم کمی تو مزرعه قدم بزنم/ هوا بخورم
✍️سألحق بِك بَعْدَ قَلِيلٍ .
📝به زودی به تو ملحق خواهم شد
✍️اها هَل تَرَيْن هَذَا السَّهْمِ يَا دَانَا ؟
📝آها... این فلش را میبنی دانا؟
✍️شيْءٌ غَرِيب ، لِمَاذَا يُفْصح جَدِّي عَنْ مَكَانِ المخبا بِهَذِهِ السُّهُولَةِ
📝 عجیبه، چرا پدربزرگ به این راحتی مخفی گاه را لو میده؟
✍️انْظُرِي هَا هُوَ بَابُ المخبأ
📝نگاه کن این درِ مخفیگاهه
✍️ولَكِنْ أَيْنَ الْمِفْتَاح ؟ !
📝اما کلید کجاست؟
✍️ماذَا تَفْعَلَان هُنَا ؟
📝اینجا چه کار میکنید؟
✍️في الْحَقِيقَةِ كُنَّا نبحث عَن أجهزتنا المخبئة
📝در واقع دنبال وسایل پنهان شده مان میگشتیم
✍️ولَكِن مَاذَا تَفْعَل أَنْتَ أَيْضًا يَا أُبَي؟
📝اما تو هم اینجا چه کار میکنی پدر؟
✍️في الْحَقِيقَةِ أَنَا أبْحَث عَنْ هاتِفِي أيضاً
📝در واقع منم دنبال گوشیم میگردم
✍️وأَنَا سأنضم مَعَكُم
📝و منم "همراه شما" می پیوندم
✍️سأنضم إلَيْكُم وَلَيْس مَعَكُم .
📝"به شما" می پیوندم نه همراه شما
✍️أوْه مَعَكُم إلَيْكُم الْمُهِمّ أَن نَصْل للأجهزة
📝اوووه، با شما، به شما.... مهم اینه که به گوشی هامون برسیم
✍️آه مَكْتُوبٌ هُنَا أَنَّ الْمِفْتَاح مُخْبَأ فِي قِنّ دَجَاجَة
📝آه.. اینجا نوشته که کلید تو لونه مرغ پنهون شده
✍️يوجَد أَكْثَر مِنْ خَمْسِينَ قِنّاً للدجاج
📝بیش از پنجاه تا لونه مرغ هست
✍️حسَنًا ، سنَقُوم بِعَمَل فَرِيقِ بَحْث
📝خیلی خوب، یه تیم جست و جو تشکیل میدیم
✍️أنَا سارفع الدَّجَاج ، و صُعُود و دَانَا يَرْفَعُون الْبَيْض ، ثُمّ تَبْحَث أُمّكُم عَن الْمِفْتَاح . وَهَكَذَا...
📝من مرغ ها را بلند میکنم، صعود و دانا تخم مرغ ها را بر میدارند و سپس مادرتون دنبال کلید میگرده...
✍️اووه هَا هُوَ وَجَدْته
📝هاااا... پیداش کردم
✍️ههههه أَحْسَنْتُم
📝باریک الله به شما
✍️ لقَد جَعلتُكم تلعبون مَعًا لُعبةِ البَحْثِ عَنْ الْمِفْتَاح
📝من شما را وادار کردم با هم بازی پیدا کردن کلید را انجام دهید
✍️هاا كُنت تَعرف مِن الْبِدَايَة ؟
📝هااا... از اول میدونستی؟
✍️بالطَّبْع ، وَلَكِن لَا تُنْكِرُوا استمتاعكم بِالْبَحْثِ مَعًا ؟ !
📝البته، اما منکر نیستید که از جست و جو لذت بردید!!
✍️الحَقِيقَة كَانَ أَمْرٌ مُمْتِعًا
📝حقیقتا جالب بود
✍️كنت سأصنع فِيديُو رَائِع عَنْ هَذِهِ الْمُغامَرَة
📝میخواستم یه ویدیوی عالی در مورد این ماجراجویی بسازم
✍️ولَكِن لماذا لَا تَعْمَل الأَجْهِزَة !
📝اما برا چی دستگاه ها کار نمیکنن؟
✍️في الْحَقِيقَةِ لَقَد خَبَّأْت الأَجْهِزَة هُنَا واعطيتُ البطاريات لمومو
📝راستش وسایل را اینجا مخفی کردم و باطری ها را به مومو دادم
���� ����� ����� �������audio_programs_Learning-persion_776-50.mp3
زمان:
حجم:
2M
#استماع
#سطح_مقدماتی
#تعلم_الفارسية 47
حوار بين اعضاء فريق تسلق الجبال
انضموا إلینا👇🫱
🆔https://t.me/afsahollesan
https://eitaa.com/afsahollesan110
تعلم الفارسية
#تعلم_الفارسية 47
حوار بين اعضاء فريق تسلق الجبال
مستمعینا الکرام فی کل مکان، أسعد الله اوقاتكم بألف خیر، وأهلاً ومرحباً بكم الي حلقة جديدة من برنامجكم "تعلیم الفارسية".
تذكرون أنّ محمداً وصديقه ناصر ذهبا لمشاهدة جبل دماوند الشاهق، شمال شرقي طهران، عن كثب، وهناك تحدّث محمد مع شيخ حول الجبل. وفي هذه الحلقة نستمع الي حوار دار بين محمد وأحد أعضاء فريق تسلّق في مطعم قرب الجبل حيث يهيّيء الفريق لصعوده. لكن قبل الاستماع الي الحوار نتعلّم المفردات الجديدة، فكونوا معنا.
✍️تصعد: تو صعود میکنی
✍️أعلي: بالا
✍️أعلي الجبل: بالای کوه
✍️أنا أظنّ: من فکر میکنم
✍️أنت لستَ: تو نیستی
✍️غداً: فردا
✍️صديق: دوست
✍️أصدقاء: دوستان
✍️أصدقاؤك: دوستانت
✍️اصدقائي: دوستانم
✍️نحن نصعد: ما صعود میکنیم
✍️عشرة: ده
✍️عشرة أشخاص: ده نفر
✍️أربعة: چهار
✍️عالي: بلند
✍️أنتم متی تعودون: شما کی برمیگردید
✍️أسبوع: هفته
✍️التالي: بعدی
✍️الأحد: یکشنبه
✍️أنا احب: من دوست دارم
✍️مثل هذا الجبل: مثل این کوه
✍️فقط: تنها
✍️یوجد: هست
✍️یوجدون: هستند
✍️ینادی: صدا میزند
✍️فی أمان الله: خدا حافظ
✍️محمد: سلام.
📝محمد: مرحباً.
✍️كوهنورد: سلام.
📝متسلّق: مرحباً.
✍️محمد: تو به بالاي كوه صعود مي كني؟
📝محمد: أنت تصعد إلي أعلي الجبل؟
✍️كوهنورد: بله. فردا صبح من ودوستانم به بالاي كوه صعود مي كنيم.
📝متسلّق: نعم. غداً صباحاً. أنا وأصدقائي نصعدُ إلي أعلي الجبل.
✍️محمد: فكر مي كنم تو ايراني نيستي. درست است؟
📝محمد: أظنّ أنك لست إيرانياً. صحيح؟
✍️كوهنورد: بله. من ايراني نيستم. من هندي ام.
📝متسلّق: نعم. أنا لستُ إيرانياً. أنا هندي.
✍️محمد: دوستانت هم هندي اند؟
📝محمد: أصدقاؤك أيضاً هُنود؟
✍️كوهنورد: ما ده نفريم. چهار ايراني، دو هندي و چهار آلماني.
📝متسلّق: نحن عَشَرةُ أشخاص. أربعة ٌ ايرانيون، اثنان هنديان وأربعة ٌ آلمانيون.
✍️محمد: كوه دماوند خيلي بلند است. كـِي بر مي گرديد؟
📝محمد: جبل دماوند عال ٍ جداً. متي تعودون؟
✍️كوهنورد: هفته ي بعد، يكشنبه.
📝متسلّق: الأسبوع َ القادم، الأحد.
✍️محمد: موفق باشيد.
📝محمد: موفقين.
✍️كوهنورد: متشكرم. شما هم به بالاي كوه صعود مي كنيد؟
📝متسلّق: شكراً. أنتما أيضاً تصعدان إلي أعلي الجبل؟
✍️محمد: نه، نه. من كوه دماوند را دوست دارم. خيلي زيباست.
📝محمد: لا، لا. أنا أحبّ جبل دماوند. أنـّه جميل جداً.
✍️كوهنورد: بله. خيلي زيباست. تنها دو كوه در دنيا شبيه اين كوه هستند.
📝متسلّق: نعم. إنـّه جميل جداً. يوجد في الدنيا جبلان فقط مثل هذا الجبل.
✍️محمد: آن مرد صدايت مي زند.
📝محمد: ذلك الرجل يناديك.
✍️كوهنورد: خدا حافظ.
📝متسلّق: في أمان الله.
✍️محمد: خدا حافظ. موفق باشيد.
📝محمد: في أمان الله. موفقين.
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#كليپ 92
الأرنب النشيط والأرنب الكسول
الجزء الأول
انضموا إلينا 👇🫱
🆔https://t.me/afsahollesan
https://eitaa.com/afsahollesan110
✍️سلحوف ، أَرْجُوك سَاعدنِي
📝سلحوف، خواهش میکنم کمکم کن
✍️لا أَسْتَطِيعُ فِعلَ ذَلِكَ ، أَنَا أُشَاهِدُ التَّلْفاز
📝من نمیتوانم این کار را بکنم، دارم تلوزیون نگاه میکنم
✍️وأَنْتَ يَا سلحف ؟
📝تو چی سلحف
✍️أنَا صَغِير لَا أَسْتَطِيع
📝من کوچیکم نمیتونم
✍️سلحوف وسلحف ، هَيَّا سَاعِدا أختكُما فِي تَنْظِيفِ الْبَيْت
📝سلحوف، سلحف بیایید خواهرتون را تو تمیز کردن خونه کمک کنید
✍️أرَاكُمَا مُتعَبين ، هَل جّربتُما الْعَمَل
📝میبینم که خسته اید، کار کردن را تجربه کردید؟
✍️نعَمْ يَا أُمِّي كَمْ كَانَ الْأَمْرُ شَاقًّا
📝بله مامان چقدر کار سختی بود
✍️حسَنًا ، ساكافئكما بِقِصَّة جَمِيلَة تَحْمِلُ الْعِبْرَةَ فِي قَدِيمٍ الزَّمَانِ
📝خیلی خوب، بهتون با یک داستان زیبای پند آمیز از قدیم پاداش می دهم
✍️تعَالَ يَا ارنوب إلَى هُنَا، ماذَا تَفْعَل دَاخِلِ الْبَيْتِ ؟
📝ارنوب بیا اینجا، تو خونه چه کار میکنی؟
✍️انْتَظر يَا أُمِّي أن تُحضِري لِيَ بَعْضُ الْجزر الطَّازَج
📝مامان منتظرم تا برام یه مقدار هویج تازه بیاری!!
✍️بالْأَمْس أَحْضَرَتُ لَكَ الْكَثِيرِ مِنْ الْجزرِ
📝دیروز برات هویج زیادی آوردم
✍️ولَكِنْ لَمْ يَكُنْ طازجاً يَا أُمِّي ، وَطَعْمُه مُرّ
📝ولی مامان تازه نبودن و مزشون هم تلخ بود
✍️أشْعَر إنِّي مَرِيضَة مَا رَأْيِك أَنْ تَذْهَبَ و تَعْمَلَ فِي الْأَرْضِ يَا ارنوب
📝ارنوب، احساس میکنم مریض هستم، نظرت چیه بری و تو زمین کار کنی
✍️أمِّي لَا أَسْتَطِيعُ فَعَلَ ذَلِكَ لَمْ أُجّرب مِنْ قِبَلِ ، الْعَمَل شّاق و مُتعب ، سآكلُ هَذَا الْجَزَر.... لَا بَأْسَ
📝مامان من نمیتونم اینکارو بکنم تا حالا تجربه نکردم، کار سخت و طاقت فرسایست، این هویج رو میخورم.... هوووم.... اشکالی نداره
✍️أيْن ارنوبة ؟
📝ارنوبه کجاست؟
✍️ربَّمَا مازالَت نَائِمَة تَشْعرُ بِالتَّعَبِ يَا أُمِّي
📝شاید هنوز خوابه... احساس خستگی میکنه مامان
✍️ممَّ تشعرُ بالتّعب ؟
📝از چی احساس خستگی میکنه؟
✍️لقَد تَعِبنا بِالْأَمْس كثيراً
📝دیروز خیلی خسته شدیم
✍️هيَّا يَا ارنوبة استيقظي ، هَذَا يَكْفِي يَا صغيرتي
📝بیا ارنوبه از خواب بیدار شو، بسه دیگه دختر کوچولوم
✍️أمِّي أرجوكِ أُتركيني أَنَم قليلاً
📝مامان ازت خواهش میکنم بذار یه ذره دیگه بخوابم
✍️ماذَا سَأَفْعَل ! مَتَى سَيعتمدانِ عَلَى نفسيهما ، أَصْبَحَا كَبِيرَيْن ، لاَبُدَّ مِنْ حِلِّ سأذهب لَاَستشيرَ الْحَكِيمَة
📝چه کار کنم؟ کی رو پا خوشون وا میستن، دیگه بزرگ شدن، قطعا چاره ای هست، میرم تا با حکیم مشورت کنم
✍️مرحباً يَا حَكيْمَة
📝سلام حکیمه
✍️أهْلًا بصديقتي لَقَد اشْتَقْتُ إلَيْكِ كثيراً عَلَى مَا يَبْدُو أنَّك مُتْعَبة، تُرِيدِين قَوْلَ شَيْءٍ مَا
📝سلام دوست من، خیلی دلم برات تنگ شده بود، اون طور که پیداست تو خسته ای، میخوای چیزی بگی؟
✍️صدَقْتِ يا حكيمة أَشْعُر بِتَعَب شَدِيد كَمَا تَعْلَمِين لَمْ أعُدْ صَغِيرَة ، أَرْنَب و ارنوبة لَا يَحُبَّان الْعَمَل
📝درسته حکیمه، خیلی احساس خستگی میکنم، همون طور که میدونی من دیگه جوان نیستم و ارنب و ارنوبه هم کار کردن را دوست ندارند
✍️ترِيدِينَ أَنْ يُغيّرا مِن تَصرُّفاتهما ويعتمدا عَلَى نفسيهما
📝میخواهی رفتارشون را تغییر بدن و متکی به خوشون باشن؟
✍️هذَا مَا أُرِيدُ يَا حَكيْمَة
📝حکیمه این همون چیزیه که میخام
✍️حسَنًا اتركي الْأَمْر لِي أَنَا ساتصرَّف
📝خیلی خوب... کار را به من بسپار، من [رفتارشون را] تغییر خواهم داد
✍️مرحباً يَا صغيريّ ، أَرَاكُمَا تلعبان
📝سلام کوچولوهای من... میبینم که دارید بازی میکنید
✍️نعَمْ يَا خَالَة نَحْن نَسْتَمْتِع بِاللَّعِب
📝بله خاله... ما از بازی کردن لذت میبریم
✍️ما رأيكما أَن نتشارك بِاللَّعِب سَوِيًّا
📝نظرتون چیه باهم بازی کنیم؟
✍️الْخَالَة حَكيْمَة ! تُرِيد اللَّعِبَ مَعَنَا ! لَا أُصَدِّقُ ذَلِكَ كَمْ هُوَ مُمْتِع
📝خاله حکیمه... میخای با ما بازی کنی؟ من که باور نمیکنم... چقدر لذب بخشه
✍️نعَمْ لِمَ لَا إن كُنْتُمَا مُوَافِقَيْن سنبدأ غداً باكراً
📝بله... برای چی نه... اگه موافق هستید... بازی را فردا صبح زود شروع خواهیم کرد
✍️أنَا مُوَافَقَة
📝من که موافقم
✍️ وأَنَا مُتَحَمِّس لِذَلِك
📝منم خیلی مشتاقم
✍️حسَنًا ، سَأَكُون بانتظاركما صَبَاحًا
📝خیلی خوب... صبح منتظرتون هستم
✍️ها قَد وَصلْنَا...
📝ها... رسیدیم
✍️ماذَا سنفعل هُنَا؟ هَل سنلعب الكُرَة ؟
📝چه کار خواهیم کرد اینجا؟ آیا توپ توپ بازی خواهیم کرد؟
✍️لا يَا ارنوب يُوجَد كَنْز دَاخِل هَذِهِ الْأَرْضَ يَجِبُ أَنْ تبحثا عَنْهُ وَ تَجِدَاه
📝نه ارنوب... داخل این زمین گنجی هست که باید دنبالش بگردید و پیداش کنید
✍️لعبه شَيِّقة ، لَم العَبُها مِنْ قِبَلِ
📝بازی جالبیه.. قبلا بازی نکردم
✍️و مَا الْجَائِزَة الَّتِي سَيَحْصُل عَلَيْهَا الفَائِز ؟
📝و جایزه کسی که برنده میشه چیه؟
✍️اممم مُفَاجَأَة ، وَلَكِن اعدكما أَن تعجبكما كثيراً
📝هوم ... سورپرایزه.... ولی قول میدم خیلی خوشتون بیاد
✍️سنبدأ مِنْ الْغَدِ باكراً
📝فردا زود شروع خواهیم کرد
✍️أنَا قَبِلتُ التَّحَدِّي
📝من مسابقه را قبول کردم
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#كليپ 93
الأرنب النشيط والأرنب الكسول
انضموا إلينا 👇🫱
🆔https://t.me/afsahollesan
https://eitaa.com/afsahollesan110
نویسا پژوهش
#كليپ 93 الأرنب النشيط والأرنب الكسول انضموا إلينا 👇🫱 🆔https://t.me/afsahollesan https://eitaa.co
✍️وجَدتُ الْكَنْز أَنَا الفَائِز
📝گنج را پیدا کردم، من برنده ام
✍️هههههه ما هذا يَا أرنوب ! إنَّهُ إنَاء قَدِيم عُد لِلْبَحْثِ
📝هههههه این چیه ارنوب؟ این یک ظرف قدیمی هست، برگرد به جستجو کردن
✍️أشْعُر بِالتَّعَب ما هذه اللُّعْبَة الْمُرْهِقَة !
📝من احساس خستگی می کنم این چه بازی طاقت فرسایی است!
✍️سأذهب للحكيمة
📝من به سراغ حکیمه می روم
✍️هل وَجَدتُما الْكَنْز ؟
📝آیا کنز را پیدا کردید؟
✍️لا لَمْ نَجِدْهُ بَعْد ، هَلْ أَنْتِ مُتَأَكِّدَة إنَّهُ يُوجَد كَنْز دَاخِل تِلْكَ الْأَرْضِ ؟
📝نه هنوز پیداش نکردیم، آیا تو مطمئنی که داخل این زمین گنج هست؟
✍️طبعا هَل تفكّران بالانسحاب مِن اللُّعْبَة ؟ سنعلن إنِّي انتصرت عَلَيْكُمَا
📝قطعا، آیا به ترک بازی فکر می کنید؟ اعلام خواهیم کرد که من بر شما پیروز شدم
✍️لا أَنَا لَا اهْزم ساستيقظ غَدًا لاتابع الْبَحْث
📝نه من شکست نمی خورم، فردا بیدار میشوم و به جست و جو ادامه میدم
✍️ وَأَنَا كَذَلِكَ
📝منم همین طور
✍️وفِي الصَّبَاحِ البَاكِرِ انْطَلَق الإثْنَان لِلْبَحْث مُجَدَّدًا عَنْ الْكَنْزِ
📝 صبح زود، آن دو بار دیگر برای جستجوی گنج به راه افتادند
✍️نَبَش الإثْنَان الْأَرْض بأكملها ولَكِنْ دُونَ جدوى
📝آن دو کل زمین را کندند، اما فایده ای نداشت