𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐙚
﷽
«رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا»
پروردگارا، بر دانش من بیفزا.
قرار نیست همیشه جواب همهچیز را بدانیم؛
گاهی کافیست کمی بیشتر ببینیم،
کمی عمیقتر فکر کنیم،
و از کنار چیزهای ساده، ساده نگذریم.
شاید میان یک جمله، یک فکر، یک آیه
یا حتی یک اتفاق کوچک،
چیزی باشد که نگاه ما را به زندگی تغییر دهد.
𓂃 ࣪˖ ִֶָ
#مهندسی_آرزوها
"بِسم اللّهِ منتهی أَمل الآمِلین "
آرزو،سلطانِ قلبِ هر انسـانه؛
بطوریکه؛
محور همه انتخاب هاش میشه!
از امروز؛
مهندسی آرزوها رو باهم می آموزیم.
🔹🔵🔹🔵🔹🔵🔹
✨آرزوهای بلــــند، آخـــر ندارند!
ادامــه دارنــد؛
تــا آغــوش خــودِ خـدا...
صاحبِ آرزوهای بلند باشیم 🌹
#مهندسی_آرزوها_1
یکی از مهمترین چیزهای انسان آرزوست. آرزو در قلب انسان شکل میگیرد و بر او سلطه پیدا میکند. اگر آرزو بد باشد، مانند این است که یک حاکم بد و ظالم بر انسان حکومت میکند و اگر خوب باشد، مانند حاکمی خوب و عادل است که زندگی انسان را هدایت میکند.
بعضیها در زندگی شکست میخورند، به بنبست میرسند، سر از خودکشی درمیآورند، به زندان میافتند یا گرفتار بیماریهای مختلف میشوند. گاهی ریشهی این اتفاقات در آرزوهای بدی است که انتخاب کردهاند؛ آرزوهایی که با شخصیت و حقیقت وجودشان تناسب نداشته است و شخصیتشان آنها را به جایی برده که در نهایت شکست خوردهاند.
خداوند شادی و آرامش دنیا و آخرت انسان را میخواهد و سختی و رنج او را نمیخواهد؛ اما انسان با انتخاب آرزوهای مخالف و نادرست، خودش باعث میشود آرامش دنیاییاش از بین برود و حتی آخرتش نیز آسیب ببیند.
گاهی آرزوها خوب هستند، اما با یکدیگر متضادند. ممکن است در زندگی، دوست خوب، همسر خوب، شغل خوب، رشتهی خوب و محل زندگی خوب داشته باشیم؛ اما چون خودمان به وحدت نرسیدهایم، با اینکه هرکدام از انتخابها خوب هستند، نقطهی مقابل آنها هم برای ما خوب به نظر میرسد. وقتی میخواهیم به همهی آنها برسیم، مانند کسی میشویم که از دو طرف او را به سمتهای مختلف میکشند و احساس میکنیم از درون تکهتکه میشویم.
گاهی انسان فکر میکند در چند چیز خوب دارد قطعهقطعه میشود. با خودش میگوید: «من که آدم خوبیام، کار بدی نکردهام، سراغ چیز زشت و حرامی نرفتهام، نمازم را هم میخوانم؛ پس چرا آشفتهام؟»
به او میگویند: «یاد خدا آرامش میآورد، ایمان آرامش میآورد، نماز آرامش میآورد.» اما او میگوید: «من که یاد خدا هستم، ایمان دارم، نماز میخوانم و آدم بدی هم نیستم؛ پس چرا باز هم دلم دارد تکهتکه میشود؟ چرا دارم له میشوم؟»
اگر به وضعیت زندگی این شخص دقت کنیم، میبینیم انتخابهایی کرده که بد نیستند، اما با یکدیگر متضادند. از زنش راضی است، اما رابطهشان خوب نیست. از بچهاش راضی است، اما رابطهی خوبی با او ندارد. دائماً در حال دویدن است و همیشه احساس میکند کار دارد. حتی ممکن است دائماً قرص بخورد، اما آرام نشود. به سراغ کار حرام و زشت هم نرفته، ولی همیشه عصبی و آشفته است.
علت این است که ما برای دل خودمان چند سلطان ناهماهنگ انتخاب کردهایم. هرکدام از این سلاطین میخواهند بر قلب ما حکومت کنند و ما را به سمت خودشان بکشند؛ در نتیجه انسان به جای وحدت، گرفتار کشمکش درونی میشود.
بعد از مدتی میبینیم سرمایهگذاری کردهایم، عمر گذاشتهایم، تلاش کردهایم، اما به هیچکدام از آرزوهایمان نرسیدهایم. خیلی وقتها وقتی پای حرفها و درد دلهای کسی مینشینی، میگویی: «این همه آرزو داشتی، بالاخره به آنها رسیدی؟» میگوید: «نه، بیست سال گذشت، ولی هنوز نرسیدهام.»
گاهی اشتباه فقط در کمکاری نیست؛ در اشتباه انتخاب کردن است. مثلاً میخواسته با شخصی ازدواج کند، سالها برای رسیدن به آن تلاش کرده و بهای سنگینی پرداخته، اما بعد از سالها فهمیده که آن انتخاب برایش مناسب نبوده است.
وقتی نتیجه را کنار بهایی که پرداخت کرده میگذاریم، میبینیم تناسبی وجود ندارد. میخواسته به صد تومان برسد، اما پانصد تومان هزینه کرده است. بعد اگر از او بپرسی: «اگر به گذشته برگردی، باز هم همین کار را میکنی؟» میگوید: «نه، نمیارزید.»
پس مسئله فقط این نیست که آرزوهای ما خوب یا بد باشند؛ گاهی مسئله این است که آیا آرزوهای ما با یکدیگر هماهنگاند و با شخصیت و حقیقت وجود ما تناسب دارند یا نه.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_1 یکی از مهمترین چیزهای انسان آرزوست. آرزو در قلب انسان شکل میگیرد و بر او سلطه پی
جمله کلیدی 🔑
...........
پس مسئله فقط این نیست که آرزوهای ما خوب یا بد باشند؛ گاهی مسئله این است که آیا آرزوهای ما با یکدیگر هماهنگاند و با شخصیت و حقیقت وجود ما تناسب دارند یا نه.
#مهندسی_آرزوها_2
دخترها و پسرها، شما الان در آغاز یک دوره مهم از زندگیتان قرار دارید؛ دورهای که باید انتخاب کنید: انتخاب دوست، انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب محل زندگی و حتی انتخاب آرزوها.
شما در ابتدای جوانی هستید و باید انتخاب کنید که چه کسی سلطان قلبتان باشد. گفتیم دیگر، آرزو سلطان قلب انسان است. مثلاً کسانی که به حج رفتهاند، میگویند: «این کاروان خوب بود، خیلی خوش گذشت؛ دفعه بعد هم با همین کاروان میرویم.» اما عدهای دیگر میگویند: «نه، من دیگر با این کاروان نمیروم؛ آنقدر به ما سخت گذشت و ما را اذیت کردند که پدرمان درآمد.»
حالا یک سفر در پیش روی شماست که باید در آن قدم بگذارید. زندگی هم همینگونه است. در این سفر، یک رئیس داریم و آن رئیس، همان آرزوی ماست. اگر آرزویی که انتخاب کردهایم خوب باشد، زندگی هم میتواند زیبا و دلنشین باشد؛ اما اگر آرزو و خواستهای نادرست باشد، میتواند انسان را به جایی برساند که بگوید: «ایکاش هیچوقت این راه را انتخاب نکرده بودم.»
مثلاً کسانی هستند که ده میلیون، پانزده میلیون یا حتی بیشتر هزینه کردهاند و به خارج از کشور رفتهاند، اما وقتی زندگیشان را میبینی، دلت به حالشان میسوزد و گریه میکنی از بس که به آنها زجر و سختی دادهاند. این افراد زمانی از روی عشق و با این آرزو که خوشبخت شوند، به خارج از کشور رفتند؛ اما بعد، آنها را حبس کردند و بلاهای فراوانی بر سرشان آوردند. حتی در مواردی انسانها را مانند گوسفند، نوبتبهنوبت میکشند و اعضای بدنشان را تکهتکه کرده و میفروشند.
خب، این هم زمانی یک آرزو بوده است. آن فرد آرزو داشته که به خارج از کشور برود. اما آیا باید هر هوسی که در دل انسان افتاد، فوراً به عنوان یک آرزو باور شود و انسان برای رسیدن به آن حرکت کند؟
گاهی انسان خودش را به یک آرزوی خوب میسپارد و در نتیجه، هم در این دنیا زندگی عالی و رضایتبخشی پیدا میکند و هم در آن دنیا احساس رضایت و سعادت خواهد داشت. بنابراین، مسئله فقط «آرزو داشتن» نیست؛ مسئله این است که بدانیم چه آرزویی ارزش انتخاب کردن دارد.
جوانها، شما الان باید فکر کنید که چه آرزوهایی را انتخاب کنید تا وقتی به چهل یا پنجاهسالگی رسیدید، نگویید: «ایکاش این کار را نمیکردم. ایکاش مسیر دیگری را انتخاب میکردم. ایکاش شغل دیگری داشتم. ایکاش همسر دیگری انتخاب میکردم. ایکاش در جای دیگری زندگی میکردم.»
در یک مرکز علمی، همه کسانی را که از انتخاب رشته و مسیر تحصیلی خود ناراضی بودند، جمع کرده بودند. بسیاری از آنها میگفتند: «من باید کار دیگری میکردم. باید رشته دیگری انتخاب میکردم. این انتخاب، انتخاب درستی برای من نبود.» تازه اینها کسانی بودند که به نوعی متوجه اشتباه خود شده بودند؛ اما انسانهایی که انتخابهای نادرستتری داشتهاند، چه سرنوشتی پیدا کردهاند؟
آرزو، گاهی مانند یک کودک چموش است. کودک میگوید: «من میخواهم به شمال بروم، میخواهم دریا بروم.» پدر میگوید: «نه، الان جاده مناسب نیست، جاده خیس و خطرناک است.» اما مادر میگوید: «گناه دارد، بگذارید برویم؛ بچه دلش میخواهد.»
در نهایت میروند و ممکن است در همان جاده به دره سقوط کنند. بسیاری از پدرها و مادرها خودشان را فدای خواستههای فرزندشان میکنند؛ چرا؟ چون از همان ابتدا مرزی برای خواستههای او تعیین نکردهاند. مشخص نکردهاند که کدام خواسته خوب است و کدام خواسته بد؛ کدام آرزو باید دنبال شود و کدام آرزو باید کنار گذاشته شود.
حواسشان نبوده که اگر انسان در برابر هر خواستهای تسلیم شود، ممکن است روزی چشم باز کند و ببیند همهچیز را از دست داده است. ممکن است ببیند همان چیزی که روزی آرزویش را داشته، تمام دنیایش را گرفته، آخرتش را گرفته و سرانجام حتی به ریشش بخندد.
پس جوانها باید بسیار دقت کنند. شما در آغاز راه زندگی هستید و انتخابهایی که امروز انجام میدهید، میتواند سالها و حتی تمام عمرتان را تحت تأثیر قرار دهد. باید بدانید چه کسی را به عنوان دوست انتخاب میکنید، چه کسی را به عنوان همسر برمیگزینید، چه شغلی را انتخاب میکنید، کجا زندگی میکنید و مهمتر از همه، چه آرزوهایی را در قلب خود جای میدهید.
هر چیزی که انسان هوس میکند، الزاماً آرزوی خوبی نیست و هر چیزی که دل انسان میخواهد، الزاماً به صلاح او نیست. انسان باید یاد بگیرد میان «هوس» و «آرزوی حقیقی» تفاوت بگذارد و بداند که هر خواستهای ارزش دنبال کردن ندارد.
البته این حرف فقط مخصوص جوانها نیست. حتی اگر تو انسانی هستی که چهل سال، پنجاه سال یا حتی شصت سال اشتباه کردهای، باز هم میتوانی مسیرت را اصلاح کنی. هنوز فرصت برای بازگشت، جبران و ساختن وجود دارد. خداوند راه را برای انسان باز گذاشته است.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_2 دخترها و پسرها، شما الان در آغاز یک دوره مهم از زندگیتان قرار دارید؛ دورهای که ب
جمله کلیدی 🔑
...........
«هر چیزی که انسان هوس میکند، الزاماً آرزوی خوبی نیست و هر چیزی که دل انسان میخواهد، الزاماً به صلاح او نیست؛ انسان باید یاد بگیرد میان هوس و آرزوی حقیقی تفاوت بگذارد.»
#مهندسی_آرزوها_3
در حدیث گفتن نسبت به عمرتون بخیل باشید. کسی که بخیل باشه، هر کاری رو انجام نمیده و وقتش رو برای هر چیزی نمیذاره. شاید الان فکر کنیم چیزی نیست، ولی بعداً خیلی برامون هزینه داره و میگیم: «خدایا، ما چیکار کردیم؟»
گاهی آرزوهای خوبی داریم و درست هم باهاش رابطه برقرار میکنیم، اما وقتی به نتیجه میرسیم، میگیم: «ای کاش یه جور دیگه سرمایهگذاری میکردم.» مثل انتخاب شغل؛ میگیم شغلت خوبه؟ میگه آره، ولی اگه اون شغل رو انتخاب میکردی بهتر نبود؟ میگه چرا، ولی قسمت من این شد.
تو بهشت هم همینه. وقتی میریم بهشت، میبینیم: «ای بابا، اونجا بهتره!» شدی ۱۵، قبول شدی، پاس کردی؛ ولی ۱۵ کجا و ۲۰ کجا؟
زیرکترین آدمها اونایی نیستن که همیشه سرشون تو کار خودشونه؛ بهترین آدمها اونایی هستن که به خیلی چیزها میگن نه و ترمز میکشن.
طرف ۶۰ سالشه و ۶۰ سال اشتباه کرده، ولی یه لحظه ترمز میکشه و فکر میکنه که میخواد جبران کنه. جوانها فکر کنن چی رو انتخاب کنم که بعداً پشیمون نشم؛ بزرگترها هم همینطور. هنوز زندهای، پس اگه اشتباه کردی، از الان شروع کن درستش کنی.
یک ساعت دنیا معادل میلیونها سال آخرت میارزه؛ پس دنیا خیلی قیمت داره. حتی اونایی که تو بهشت هستن ممکنه حسرت چند دقیقه از این دنیا رو بخورن، دیگه جهنمیا به کنار.
فکر کن دیشب مرده بودیم و الان تو برزخ بودیم. اگه میگفتن برگرد، میگفتیم آره؛ ولی الان که فرصت داریم، نمیدونیم چطور از وقتمون استفاده کنیم. پای تلویزیون میشینیم، الکی وقت تلف میکنیم و برنامههایی هست که کلی از وقتمون رو میگیرن. الان فکر میکنی هیچی نیست، ولی بعداً خیلی هزینه داره.
از این به بعد میشه یه کاری کرد. برای همین بحث مهندسی آرزوها بحث مهمیه. اگه آرزو و هوس با هم قاطی بشن، آرامش دنیا و آخرت رو میگیرن.
یه بزرگی بود، دکتر بود، ولی وقتی پای حرفاش مینشستیم انگار یه روحانی باهات حرف میزد. یکی بهش گفت: «یا روحانی شو یا دکتر شو.»
الان هم نگاه کنی، بعضی مادر و پدرها هوسهای متفاوتی رو پای بچهها میذارن؛ برو کلاس زبان، برو کلاس کاراته و... اینا شاید بد نباشن، ولی وقتی بدون فکر انتخاب بشن، آرامش بچه رو میگیرن و فقط یه دل ناآرام ازش میسازن.
آدم نباید بخیل باشه، نباید وقتش رو هدر بده. اون دنیا ازت سؤال میپرسن که عمرت رو کجا خرج کردی. میگی شیش ماه رفتم کلاس فلان؛ میپرسن برای چی؟ چه فایدهای داشت؟
میری کامپیوتر بخونی، ولی میافتی تو چت و ماهواره و هزار چیز دیگه. نمیگیم اینا بده؛ ولی وقتی وارد چیزی شدی، حواست باشه برای چی رفتی و چه چیزی به دست آوردی.
آدم میاد بیرون میگه رفتم فلان کلاس چون کلاسش بالا بود. اما ازش میپرسن: این برنامهها برات چی داشت؟ میگه آره، هزارتا گناه کردم، دوست بد پیدا کردم و فلان کردم...
پس از خودمون بپرسیم: دارم عمرم رو کجا سرمایهگذاری میکنم؟ چیزی که امروز انتخاب میکنم، فردا باعث افتخارم میشه یا حسرت؟
هنوز زندهای؛ پس هنوز فرصت داری. اگه اشتباه کردی، از همین الان ترمز بکش و درستش کن.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_آرزوها_3 در حدیث گفتن نسبت به عمرتون بخیل باشید. کسی که بخیل باشه، هر کاری رو انجام نمیده
جمله کلیدی 🔑
...........
«در خرج کردنِ عمرت بخیل باش؛ چون هر لحظهای که امروز بیفکر خرج میکنی، ممکن است فردا بزرگترین حسرتت باشد.»