eitaa logo
حوالیِ خدا
25 دنبال‌کننده
14 عکس
4 ویدیو
0 فایل
🌱 اینجا از حرف‌هایی می‌گوییم که ارزش شنیدن و به خاطر سپردن دارند... گزیده‌ای از صحبت‌های استاد شجاعی 🤍 ___________________________ ادمین: @Tawakkul_User
مشاهده در ایتا
دانلود
«تفکر، چراغی‌ست که وقتی روشن شود، هم راه دنیا را روشن می‌کند و هم مسیر آخرت را.» 🕯️🧠✨
هرکس می‌خواهد به هر آرزویی برسد، باید فکر کند. فکر، جلا‌دهنده عقل‌هاست؛ یعنی اگر عقل کسی زنگ‌زدگی داشته باشد و قدرت تصمیم‌گیری نداشته باشد، باید مدتی فکر کند تا عقلش تیز شود و بتواند درست کار کند. همان‌طور که وقتی وسیله‌ای خوب کار نمی‌کند، به آن روغن می‌زنیم، فکر هم عقل را به کار می‌اندازد. فکر، مقدمه تقواست. وقتی بدن را نمی‌شناسی، پرهیز هم نمی‌کنی؛ اما وقتی فکر می‌کنی، می‌فهمی چه چیزهایی برای بدنت خوب نیست. به این می‌گویند تقوا. پس تقوا با فکر به وجود می‌آید. هیچ آدم غیرمتفکری به تقوا راه پیدا نمی‌کند؛ البته ممکن است کسی دانشمند و باسواد باشد، ولی اهل تقوا نباشد. اندیشه عامل رشد است. اگر انسان فکر کند، رشد می‌کند؛ اما غفلت باعث می‌شود هم‌زمان با پیر شدن بدن، فکر و ذهن هم پیر شود. بعضی‌ها فقط عمل می‌کنند و اصلاً حوصله کار فکری ندارند؛ حتی اگر فکر کنند، فکرشان فقط درگیر کارهای روزمره و دنیایی است. در روایت داریم کسی ۶۰ سال عبادت می‌کند، ولی نمازش قبول نیست؛ چون نمازش بی‌فکر است، روزه‌اش بی‌فکر است و قرائت قرآنش بی‌فکر است. فکر است که باعث می‌شود عبادت برای انسان شیرینی و شادی بیاورد. اینکه قرآن می‌خوانیم، نماز می‌خوانیم، ولی باز هم شادی نداریم، به این دلیل است که بدون فکر عبادت می‌کنیم. فکر کردن به کار خیر، انسان را به انجام آن وادار می‌کند. پس افکارتان را روی کارهای خوب و خیر متمرکز کنید. این موضوع درباره گناه هم صدق می‌کند؛ اگر به گناه فکر کنید و قصد ترک آن را نداشته باشید، ممکن است روزی آن را انجام دهید. گاهی یک اتفاق باعث می‌شود انسان نسبت به خدا یا دیگران بدبین شود؛ مثلاً مریضی شفا پیدا نمی‌کند و فرد می‌گوید: «چرا خدا گوش نکرد؟ چرا شفا نداد؟» اگر این فکرهای منفی ادامه پیدا کند، کم‌کم انسان ناامید می‌شود. شیطان هم همین افکار منفی را بیشتر می‌کند. مثلاً ممکن است شما با کسی رابطه خوبی داشته باشید، اما شیطان فکری در ذهن شما بیندازد تا نسبت به او بدبین شوید. گفتیم یکی از حمله‌های شیطان، ایجاد فکرهای منفی و زنده نگه داشتن کدورت‌هاست. مثلاً مشکلی ۱۰ سال پیش اتفاق افتاده، ولی هنوز فرد به آن فکر می‌کند و غصه می‌خورد تا اینکه یک روز آن را به روی طرف می‌آورد و دعوا شکل می‌گیرد. نباید روی افکار منفی کار کنیم؛ حتی نباید دائماً به گناه‌های گذشته خودمان فکر کنیم. همان‌طور که گفتیم، قبر ما همان نفس ماست. اگر می‌خواهی بدانی فشار قبر داری یا نه، ببین در زندگی چقدر تحت فشار هستی. مثلاً کسی می‌خواهد تو را حسود یا عصبانی کند، اما موفق نمی‌شود؛ این یعنی درونت آرام‌تر است و این فشارها بر تو اثر نمی‌گذارد. نیت‌ها هم خیلی مهم‌اند. می‌فرماید هرکس شهادت را با نیت صادقانه بخواهد، شهید می‌میرد، حتی اگر روی تخت خواب باشد. اگر کسی واقعاً نیت خالص داشته باشد و خودش را آماده کرده باشد، اگر صحنه جنگ پیش بیاید، وارد میدان می‌شود. آن چیزی که نیت را می‌سازد، فکر است. فکر کردن به کارهای خوب و بهشت، انسان را به سمت خوبی می‌برد. حال امروز ما نتیجه افکار گذشته ماست. انسان همیشه سر سفره گذشته خودش نان می‌خورد. افکار ما جمع می‌شوند و «الان» ما را می‌سازند و افکار امروزمان هم آخرت، شب اول قبر و قیامت ما را می‌سازند. شیطان دائماً فکرهای منفی ایجاد می‌کند؛ در مقابل، فرشته‌ها و خداوند هم الهام‌های خوب می‌دهند. وظیفه ما این است که به افکار منفی توجه نکنیم و افکار شیطانی را با افکار الهی جایگزین کنیم. اگر دائماً فکرهای خوب و مثبت داشته باشیم، به سوی بالا و رشد حرکت می‌کنیم. خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_5 هرکس می‌خواهد به هر آرزویی برسد، باید فکر کند. فکر، جلا‌دهنده عقل‌هاست؛ یعنی اگر عقل
جمله کلیدی 🔑 ........... «فکر، سازنده‌ی انسان است؛ هرچه اندیشه‌ات پاک‌تر و الهی‌تر باشد، زندگی‌ات زیباتر و مسیرت به سوی رشد، تقوا و سعادت روشن‌تر خواهد شد.» 🌱✨
💭✨💭✨💭✨💭
شیطان وقتی در ما فکر بد، بدبینی یا حسادت ایجاد می‌کند، می‌تواند فرصتی برای رشد ما باشد. مثلاً اگر نسبت به کسی بدبین شدی، به جای اینکه بدبینی کنی، برعکس چیزی که شیطان می‌خواهد، با او مهربان و صمیمی برخورد کن. اگر حسادت کردی، همان لحظه بلند شو، دو رکعت نماز بخوان، دست‌هایت را بالا ببر و از صمیم قلب دعا کن: «خدایا خوشبختش کن، خدایا موفقش کن.» حتی اگر بتوانی، به او کمک کن. با این کار چیزی که می‌توانست تبدیل به حسادت و گناه شود، به یک کار خوب و عامل رشد تو تبدیل می‌شود. اگر خداوند چیزی را در این دنیا به تو ندهد، ممکن است پاداشش را در آخرت به تو بدهد. پس کسی که حسادت ما را تحریک می‌کند، می‌تواند در واقع وسیله‌ای برای رشد ما باشد. آدم‌های سخت زندگی‌مان هم همین‌طور هستند؛ مادر، پدر، همسر، برادر، دوست یا فرزندی که رفتارشان ما را اذیت می‌کند. اگر ما نقطه مقابل رفتار آنها عمل کنیم، می‌توانند تبدیل به نعمت شوند و باعث رشد ما شوند. خداوند چیزی را بیهوده نیافریده است؛ حتی اتفاقات سخت و آدم‌های سخت هم می‌توانند فرصتی برای رشد ما باشند. آدم‌های خوب هم که الحمدلله هستند و می‌توانیم از محبت، آرامش و معنویت آنها استفاده کنیم. پس هم از خوبی‌ها می‌توانیم رشد کنیم و هم از سختی‌ها. ما باید یاد بگیریم افکار و احساسات منفی را تبدیل کنیم. اگر حسادت آمد، آن را به دعا تبدیل کنیم؛ اگر بدبینی آمد، محبت کنیم و اگر کسی به ما بدی کرد، تا جایی که درست و ممکن است، آن را فرصتی برای تمرین صبر و بخشش بدانیم. خداوند می‌گوید: شما در مقابل من گناه می‌کنید، به من بی‌احترامی می‌کنید، نافرمانی می‌کنید و حتی به من ظلم می‌کنید؛ بعد انتظار دارید من با شما چه کار کنم؟ وقتی می‌آیید و می‌گویید «خدایا اشتباه کردم، ببخش»، من هم شما را می‌بخشم. حالا دیگرانی هم که به تو ظلم کرده‌اند، توهین کرده‌اند یا آزارت داده‌اند، تو هم باید تا جایی که می‌توانی آنها را ببخشی. این همان تمرین شبیه خدا شدن است. ما آفریده شده‌ایم تا صفات خدا را در خودمان بیشتر کنیم. هرکس بیشتر بتواند صفات خدا مثل بخشش، مهربانی و صبر را در خودش ایجاد کند، به خدا شبیه‌تر می‌شود. در مورد اشتباهات هم فکر کردن به عاقبت کارها انسان را از خیلی از مهلکه‌ها نجات می‌دهد. قبل از هر کاری فکر کن: «اگر این کار را انجام بدهم، بعدش چه می‌شود؟» مثلاً اگر می‌خواهی کسی را دعوا کنی یا به او فحش بدهی، یک مرحله جلوتر را تصور کن. بعد از دعوا چه اتفاقی می‌افتد؟ خیلی وقت‌ها همین فکر کردن جلوی انسان را می‌گیرد. گاهی هنگام صحبت با همسر، فرزند یا دوستمان، به خودمان حق می‌دهیم هر حرفی بزنیم. اما اول خودت را جای طرف مقابل بگذار و بگو: «اگر من جای او بودم، دوست داشتم چطور با من رفتار شود؟» وقتی جای او قرار می‌گیری، عقل بهتر کار می‌کند. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «اصل عقل، فکر کردن است.» عقل با هوش فرق دارد. ممکن است کسی بسیار باهوش باشد، اما عاقلانه رفتار نکند. در قرآن هم اهل جهنم می‌گویند: «اگر ما عقل داشتیم، سر از جهنم درنمی‌آوردیم.» پس عقل یعنی فکر درست و انتخاب درست. ثمره فکر درست هم سلامت و قلب سلیم است. کسی که می‌خواهد قلب سالمی داشته باشد، باید فکر کند. خیلی از عصبانیت‌ها، فحاشی‌ها، استرس‌ها و تلخی‌های زندگی نتیجه این است که بدون فکر واکنش نشان می‌دهیم. پس فرمول این است: در هر اتفاقی، قبل از واکنش فکر کنیم. حسادت را به دعا، بدبینی را به محبت، عصبانیت را به صبر و بدی دیگران را به فرصتی برای رشد تبدیل کنیم. این یعنی بتوانیم از هر اتفاقی بهترین استفاده را برای رشد خودمان ببریم. خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_6 شیطان وقتی در ما فکر بد، بدبینی یا حسادت ایجاد می‌کند، می‌تواند فرصتی برای رشد ما باش
جمله کلیدی 🔑 ........... «هر چیزی که سر راه ما قرار می‌گیرد، حتی آدم‌ها و اتفاقات سخت، می‌تواند پله‌ای برای رشد ما باشد؛ کافیست درست فکر کنیم و بهترین واکنش را انتخاب کنیم.»
🕊🌱🕊🌱🕊🌱🕊🌱🕊🌱
فکر می‌تواند انسان را هم به جهنم ببرد و هم به بهشت. حرکت ما به سمت آخرت، یک حرکت وجودی است. ما اکنون در «رحم دنیا» هستیم و برای تولد در عالمی بسیار بزرگ‌تر و کامل‌تر آماده می‌شویم. همان‌طور که جنین در رحم مادر چشم، گوش، دست و پا دارد، اما هنوز نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کامل کند، ما هم در دنیا توانایی‌های زیادی داریم که شاید این عالم پاسخگوی کامل آن‌ها نباشد. جنین این توانایی‌ها را با خود به دنیای جدید می‌برد و ما نیز بسیاری از توانایی‌های وجودی خود را به عالم بعد می‌بریم تا در آنجا کامل‌تر از آن‌ها استفاده کنیم. برای آماده شدن برای آخرت، فقط انجام یک سلسله عبادت‌ها کافی نیست؛ فکر کردن ضروری است. در اسلام بر طلب علم و تفکر تأکید فراوان شده، چون انسان با شنیدن، خواندن و اندیشیدن رشد می‌کند. ما با بدنمان به آخرت نمی‌رویم؛ با روح و حقیقت انسانی‌مان می‌رویم. پس غذای روح ما فقط جسم و خوراک مادی نیست؛ چیزهایی که می‌شنویم، می‌خوانیم و درباره آن‌ها فکر می‌کنیم نیز روح ما را تغذیه می‌کنند. متأسفانه خیلی‌ها حاضرند ساعت‌ها عبادت کنند، تسبیح دست بگیرند یا به زیارت بروند، اما اگر بگویی «یک ساعت فقط بنشین و فکر کن»، برایشان سخت است. چون انسان گاهی از خلوت با خودش فرار می‌کند. یک دخترخانم دانشجو نوشته بود که مثلاً از ساعت ۴ تا ۷، یعنی سه ساعت، مشغول پیام‌دادن و چت‌کردن است. اگر پیام ندهد، تلویزیون را روشن می‌کند؛ اگر تلویزیون راضی‌اش نکند، سراغ اینترنت می‌رود، بیرون می‌رود یا به کسی زنگ می‌زند. حاضر نیست با خودش تنها باشد، در خلوت قدم بزند و فکر کند تا از سطح افکار عبور کند و به جواهرات درونی و دریای بی‌کران زیبایی برسد. مرحله اول، شجاعت فکر کردن است. باید قبول کنیم که برای رشد خودمان، ازدواج، خانواده، آینده و حتی آخرت، لازم است فکر کنیم و مهارت یاد بگیریم. خیلی‌ها می‌گویند: «من همینم که هستم؛ هرچه از خانه پدر و مادرم یاد گرفته‌ام، با همان می‌خواهم زندگی کنم.» اما اگر انسان حاضر نباشد خودش را اصلاح کند و مهارت‌های لازم را یاد بگیرد، ممکن است در زندگی با مشکلات زیادی روبه‌رو شود. مثلاً کسی که می‌خواهد ازدواج کند، فقط نباید به این فکر کند که به چه کسی برسد؛ باید مهارت‌های کلامی، عاطفی و معنوی را یاد بگیرد و برای ساختن یک زندگی خوب و پایدار آماده شود. اگر حاضر نباشد فکر کند و یاد بگیرد، حتی با رسیدن به فرد مورد علاقه‌اش ممکن است شکست بخورد. همان‌طور که وقتی دانش‌آموزی نمره‌های ضعیفی می‌گیرد، برایش معلم خصوصی می‌گیرند تا با تمرکز بیشتری همان مطالب را یاد بگیرد، انسان هم باید گاهی خودش را از شلوغی زندگی جدا کند، بخواند، بشنود و فکر کند. افکار ما روی احساسات، رفتار و شخصیت ما اثر می‌گذارند. اگر انسان دائماً درگیر افکار منفی، نگرانی گذشته و ترس از آینده باشد، آرامش او نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اما اگر درباره خدا، معاد، زیبایی، خوبی و حقیقت زندگی فکر کند، به‌تدریج درونش تغییر می‌کند. بنابراین مسیر رشد را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: پذیرش فکر کردن → خلوت و تمرکز → رؤیا → مکاشفه → رسیدن به حقیقت پس اگر می‌خواهیم برای زندگی بزرگ‌تر و کامل‌تر آخرت آماده شویم، باید از همین دنیا شروع کنیم: شجاعت فکر کردن، وقت گذاشتن برای فکر، شنیدن و خواندن درست و تغذیه صحیح روح. خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_7 فکر می‌تواند انسان را هم به جهنم ببرد و هم به بهشت. حرکت ما به سمت آخرت، یک حرکت وجود
جمله کلیدی 🔑 ........... «برای رشد و آمادگی برای آخرت، باید شجاعت فکر کردن، خلوت کردن و تغذیه صحیح روح را داشته باشیم؛ چون افکار ما شخصیت، احساسات و مسیر زندگی‌مان را می‌سازند.»
🧠✨🧠✨🧠✨🧠✨🧠✨
فکر آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و حضرت جبرئیل(ع) هم می‌بینیم که جبرئیل قرار نیست به شکل مادی و با بال روی زمین بیاید؛ بلکه در عالم معنا و خیال با حضرت مریم ارتباط پیدا می‌کند. می‌گویند نماز، معراج مؤمن است. همین معراج می‌تواند انسان را به بالاترین درجات برساند، به شرط اینکه تمرکز داشته باشد. آدم باید تلاش کند، کار کند و ادامه بدهد؛ بعد یک‌دفعه می‌بیند یک اتفاق، یک کشف، یک انتخاب یا یک حرکت درست در زندگی‌اش شکل گرفته است. در زندگی و روابط هم همین‌طور است؛ کافی است تمرکز داشته باشی. اگر بین تو و کسی اضطراب، دعوا یا کینه وجود دارد، مثلاً پدرت، همسرت یا برادرت از تو کینه دارد و تو هم با این کینه مانده‌ای، اگر می‌خواهی کینه او پاک شود، اول باید کینه را از خودت پاک کنی. نمی‌شود فقط بروی بگویی «حلال کن، معذرت می‌خواهم» در حالی که هنوز دل خودت پر از کینه است. انسان‌ها خیلی چیزها را بدون حرف زدن حس می‌کنند. اگر می‌خواهی همسرت، بچه‌هایت یا خانواده‌ات دوستت داشته باشند، نمی‌توانی محبوب باشی اما خودت محب نباشی. تا وقتی جهنم‌های درونی خودت را نسوزانی، آن اتفاق به‌راحتی در طرف مقابل نمی‌افتد. آدم‌ها حواس درونی دارند. وقتی به کسی نزدیک می‌شوی، می‌فهمی در دلش چه می‌گذرد. می‌گویند مؤمن مثل عسل شیرین است؛ وقتی کنارش می‌نشینی، آرامش می‌گیری. من یک کارگر را می‌شناسم که شاید فقط تا کلاس پنجم درس خوانده باشد، اما آن‌قدر شاد و آرام است که وقتی کنارش می‌نشینم، قلبم سبک می‌شود و گاهی اشکم درمی‌آید. ده دقیقه با او حرف می‌زنی، حتی درباره چیزهای معمولی، اما باز هم شیرینی و آرامش خاصی به تو منتقل می‌کند. کسی که چیزی ندارد، نمی‌تواند آن را منتقل کند؛ پس معلوم است که او این آرامش را در وجودش دارد. ما باید از کجا شروع کنیم؟ از فکر. ممکن است کسی بگوید: «من از این به بعد توبه می‌کنم، آدم خوبی می‌شوم و با خدا آشتی می‌کنم.» اما اگر فقط شعار باشد و دلش همراه نباشد، اتفاقی نمی‌افتد. وقتی حس و دل‌دادن نباشد، تغییر هم سخت می‌شود. در هر کاری همین است. دو نفر نقاشی می‌کشند؛ یکی عالی می‌کشد و دیگری نه. در موسیقی هم یکی ساز می‌زند و آن‌قدر زیبا می‌زند که به دل همه می‌نشیند، اما دیگری نه. چرا؟ چون یکی با آن موسیقی حس گرفته است. پس باید زمینه درونی خودمان را آماده کنیم. اگر هدف خوب باشد، تمرکز و فکر کردن روی آن می‌تواند ما را در همان مسیر جلو ببرد. کسی که می‌خواهد در کار خوبی موفق شود، فقط نباید زور بزند؛ باید بیشتر روی آن تمرکز کند. خدا رحمت کند آیت‌الله بروجردی را. نقل شده یک‌بار عصبانی شد و آن‌قدر از عصبانیت خودش ناراحت شد که نذر کرد اگر دوباره عصبانی شود، یک سال روزه بگیرد. یعنی عصبانیت را آن‌قدر جدی می‌گرفت که نمی‌خواست اثرش در وجودش بماند. نقل دیگری درباره ایشان هست: یک پسربچه که دوچرخه‌سواری بلد نبود، به آیت‌الله بروجردی خورد و ایشان را به زمین انداخت؛ عمامه یک طرف افتاد و خودش طرف دیگر. آیت‌الله بروجردی وقتی بلند شد، به جای عصبانیت با نگرانی از پسر پرسید: «چیزیت نشد؟» ما اما گاهی پر از عصبانیت، فحاشی، حسادت و ناراحتی هستیم؛ حتی اگر اتفاق ناراحت‌کننده‌ای نباشد، خودمان دنبال چیزی می‌گردیم تا ناراحت شویم. مثلاً شوهر می‌گوید: «من منظور بدی نداشتم»، اما همسرش می‌گوید: «نه، منظور داشتی» و آن‌قدر روی این فکر تمرکز می‌کند تا ناراحتی خودش را تثبیت کند. بعضی آدم‌ها به ناراحت شدن عادت کرده‌اند و اگر چیزی نباشد، خودشان چیزی پیدا می‌کنند تا دلشوره بگیرند. عزیز من، خدا ما را آفریده که شاد باشیم. اگر بخشی از شخصیتت عاقل و بخشی دیگر بی‌خیال باشد، خیلی خوب است؛ آن‌وقت هرکس بخواهد عصبانی‌ات کند، نمی‌تواند، چون بی‌خیالی از کنارش رد می‌شود. پس باید روی فکرمان کار کنیم. البته همه مشکلات و بیماری‌ها فقط با فکر کردن حل نمی‌شوند، اما نوع نگاه، تمرکز و عادت‌های ذهنی می‌توانند در احساس و رفتار ما نقش مهمی داشته باشند. وسواس، بدبینی، حسادت و زودرنجی هم گاهی با آگاهی، مطالعه، تمرین و در صورت نیاز کمک متخصص بهتر می‌شوند. در نهایت، نقطه شروع بسیاری از تغییرها فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر می‌کنیم، کم‌کم در احساس و رفتارمان خودش را نشان می‌دهد. خلاصه کننده: فاطمه احمدی👩‍💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_8 فکر آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و
جمله کلیدی 🔑 ........... «نقطه شروع تغییر در زندگی، فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر می‌کنیم، کم‌کم در احساس، رفتار و زندگی‌مان خودش را نشان می‌دهد.»