حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_6 شیطان وقتی در ما فکر بد، بدبینی یا حسادت ایجاد میکند، میتواند فرصتی برای رشد ما باش
جمله کلیدی 🔑
...........
«هر چیزی که سر راه ما قرار میگیرد، حتی آدمها و اتفاقات سخت، میتواند پلهای برای رشد ما باشد؛ کافیست درست فکر کنیم و بهترین واکنش را انتخاب کنیم.»
#مهندسی_فکر_7
فکر میتواند انسان را هم به جهنم ببرد و هم به بهشت. حرکت ما به سمت آخرت، یک حرکت وجودی است. ما اکنون در «رحم دنیا» هستیم و برای تولد در عالمی بسیار بزرگتر و کاملتر آماده میشویم.
همانطور که جنین در رحم مادر چشم، گوش، دست و پا دارد، اما هنوز نمیتواند از آنها استفاده کامل کند، ما هم در دنیا تواناییهای زیادی داریم که شاید این عالم پاسخگوی کامل آنها نباشد. جنین این تواناییها را با خود به دنیای جدید میبرد و ما نیز بسیاری از تواناییهای وجودی خود را به عالم بعد میبریم تا در آنجا کاملتر از آنها استفاده کنیم.
برای آماده شدن برای آخرت، فقط انجام یک سلسله عبادتها کافی نیست؛ فکر کردن ضروری است. در اسلام بر طلب علم و تفکر تأکید فراوان شده، چون انسان با شنیدن، خواندن و اندیشیدن رشد میکند. ما با بدنمان به آخرت نمیرویم؛ با روح و حقیقت انسانیمان میرویم. پس غذای روح ما فقط جسم و خوراک مادی نیست؛ چیزهایی که میشنویم، میخوانیم و درباره آنها فکر میکنیم نیز روح ما را تغذیه میکنند.
متأسفانه خیلیها حاضرند ساعتها عبادت کنند، تسبیح دست بگیرند یا به زیارت بروند، اما اگر بگویی «یک ساعت فقط بنشین و فکر کن»، برایشان سخت است. چون انسان گاهی از خلوت با خودش فرار میکند.
یک دخترخانم دانشجو نوشته بود که مثلاً از ساعت ۴ تا ۷، یعنی سه ساعت، مشغول پیامدادن و چتکردن است. اگر پیام ندهد، تلویزیون را روشن میکند؛ اگر تلویزیون راضیاش نکند، سراغ اینترنت میرود، بیرون میرود یا به کسی زنگ میزند. حاضر نیست با خودش تنها باشد، در خلوت قدم بزند و فکر کند تا از سطح افکار عبور کند و به جواهرات درونی و دریای بیکران زیبایی برسد.
مرحله اول، شجاعت فکر کردن است. باید قبول کنیم که برای رشد خودمان، ازدواج، خانواده، آینده و حتی آخرت، لازم است فکر کنیم و مهارت یاد بگیریم. خیلیها میگویند: «من همینم که هستم؛ هرچه از خانه پدر و مادرم یاد گرفتهام، با همان میخواهم زندگی کنم.» اما اگر انسان حاضر نباشد خودش را اصلاح کند و مهارتهای لازم را یاد بگیرد، ممکن است در زندگی با مشکلات زیادی روبهرو شود.
مثلاً کسی که میخواهد ازدواج کند، فقط نباید به این فکر کند که به چه کسی برسد؛ باید مهارتهای کلامی، عاطفی و معنوی را یاد بگیرد و برای ساختن یک زندگی خوب و پایدار آماده شود. اگر حاضر نباشد فکر کند و یاد بگیرد، حتی با رسیدن به فرد مورد علاقهاش ممکن است شکست بخورد.
همانطور که وقتی دانشآموزی نمرههای ضعیفی میگیرد، برایش معلم خصوصی میگیرند تا با تمرکز بیشتری همان مطالب را یاد بگیرد، انسان هم باید گاهی خودش را از شلوغی زندگی جدا کند، بخواند، بشنود و فکر کند.
افکار ما روی احساسات، رفتار و شخصیت ما اثر میگذارند. اگر انسان دائماً درگیر افکار منفی، نگرانی گذشته و ترس از آینده باشد، آرامش او نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. اما اگر درباره خدا، معاد، زیبایی، خوبی و حقیقت زندگی فکر کند، بهتدریج درونش تغییر میکند.
بنابراین مسیر رشد را میتوان اینگونه خلاصه کرد:
پذیرش فکر کردن → خلوت و تمرکز → رؤیا → مکاشفه → رسیدن به حقیقت
پس اگر میخواهیم برای زندگی بزرگتر و کاملتر آخرت آماده شویم، باید از همین دنیا شروع کنیم: شجاعت فکر کردن، وقت گذاشتن برای فکر، شنیدن و خواندن درست و تغذیه صحیح روح.
خلاصه کننده : فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_7 فکر میتواند انسان را هم به جهنم ببرد و هم به بهشت. حرکت ما به سمت آخرت، یک حرکت وجود
جمله کلیدی 🔑
...........
«برای رشد و آمادگی برای آخرت، باید شجاعت فکر کردن، خلوت کردن و تغذیه صحیح روح را داشته باشیم؛ چون افکار ما شخصیت، احساسات و مسیر زندگیمان را میسازند.»
#مهندسی_فکر_8
فکر آنقدر قدرتمند است که میتواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و حضرت جبرئیل(ع) هم میبینیم که جبرئیل قرار نیست به شکل مادی و با بال روی زمین بیاید؛ بلکه در عالم معنا و خیال با حضرت مریم ارتباط پیدا میکند.
میگویند نماز، معراج مؤمن است. همین معراج میتواند انسان را به بالاترین درجات برساند، به شرط اینکه تمرکز داشته باشد. آدم باید تلاش کند، کار کند و ادامه بدهد؛ بعد یکدفعه میبیند یک اتفاق، یک کشف، یک انتخاب یا یک حرکت درست در زندگیاش شکل گرفته است. در زندگی و روابط هم همینطور است؛ کافی است تمرکز داشته باشی.
اگر بین تو و کسی اضطراب، دعوا یا کینه وجود دارد، مثلاً پدرت، همسرت یا برادرت از تو کینه دارد و تو هم با این کینه ماندهای، اگر میخواهی کینه او پاک شود، اول باید کینه را از خودت پاک کنی. نمیشود فقط بروی بگویی «حلال کن، معذرت میخواهم» در حالی که هنوز دل خودت پر از کینه است.
انسانها خیلی چیزها را بدون حرف زدن حس میکنند. اگر میخواهی همسرت، بچههایت یا خانوادهات دوستت داشته باشند، نمیتوانی محبوب باشی اما خودت محب نباشی. تا وقتی جهنمهای درونی خودت را نسوزانی، آن اتفاق بهراحتی در طرف مقابل نمیافتد.
آدمها حواس درونی دارند. وقتی به کسی نزدیک میشوی، میفهمی در دلش چه میگذرد. میگویند مؤمن مثل عسل شیرین است؛ وقتی کنارش مینشینی، آرامش میگیری.
من یک کارگر را میشناسم که شاید فقط تا کلاس پنجم درس خوانده باشد، اما آنقدر شاد و آرام است که وقتی کنارش مینشینم، قلبم سبک میشود و گاهی اشکم درمیآید. ده دقیقه با او حرف میزنی، حتی درباره چیزهای معمولی، اما باز هم شیرینی و آرامش خاصی به تو منتقل میکند. کسی که چیزی ندارد، نمیتواند آن را منتقل کند؛ پس معلوم است که او این آرامش را در وجودش دارد.
ما باید از کجا شروع کنیم؟ از فکر.
ممکن است کسی بگوید: «من از این به بعد توبه میکنم، آدم خوبی میشوم و با خدا آشتی میکنم.» اما اگر فقط شعار باشد و دلش همراه نباشد، اتفاقی نمیافتد. وقتی حس و دلدادن نباشد، تغییر هم سخت میشود.
در هر کاری همین است. دو نفر نقاشی میکشند؛ یکی عالی میکشد و دیگری نه. در موسیقی هم یکی ساز میزند و آنقدر زیبا میزند که به دل همه مینشیند، اما دیگری نه. چرا؟ چون یکی با آن موسیقی حس گرفته است.
پس باید زمینه درونی خودمان را آماده کنیم. اگر هدف خوب باشد، تمرکز و فکر کردن روی آن میتواند ما را در همان مسیر جلو ببرد. کسی که میخواهد در کار خوبی موفق شود، فقط نباید زور بزند؛ باید بیشتر روی آن تمرکز کند.
خدا رحمت کند آیتالله بروجردی را. نقل شده یکبار عصبانی شد و آنقدر از عصبانیت خودش ناراحت شد که نذر کرد اگر دوباره عصبانی شود، یک سال روزه بگیرد. یعنی عصبانیت را آنقدر جدی میگرفت که نمیخواست اثرش در وجودش بماند.
نقل دیگری درباره ایشان هست: یک پسربچه که دوچرخهسواری بلد نبود، به آیتالله بروجردی خورد و ایشان را به زمین انداخت؛ عمامه یک طرف افتاد و خودش طرف دیگر. آیتالله بروجردی وقتی بلند شد، به جای عصبانیت با نگرانی از پسر پرسید: «چیزیت نشد؟»
ما اما گاهی پر از عصبانیت، فحاشی، حسادت و ناراحتی هستیم؛ حتی اگر اتفاق ناراحتکنندهای نباشد، خودمان دنبال چیزی میگردیم تا ناراحت شویم.
مثلاً شوهر میگوید: «من منظور بدی نداشتم»، اما همسرش میگوید: «نه، منظور داشتی» و آنقدر روی این فکر تمرکز میکند تا ناراحتی خودش را تثبیت کند. بعضی آدمها به ناراحت شدن عادت کردهاند و اگر چیزی نباشد، خودشان چیزی پیدا میکنند تا دلشوره بگیرند.
عزیز من، خدا ما را آفریده که شاد باشیم. اگر بخشی از شخصیتت عاقل و بخشی دیگر بیخیال باشد، خیلی خوب است؛ آنوقت هرکس بخواهد عصبانیات کند، نمیتواند، چون بیخیالی از کنارش رد میشود.
پس باید روی فکرمان کار کنیم. البته همه مشکلات و بیماریها فقط با فکر کردن حل نمیشوند، اما نوع نگاه، تمرکز و عادتهای ذهنی میتوانند در احساس و رفتار ما نقش مهمی داشته باشند. وسواس، بدبینی، حسادت و زودرنجی هم گاهی با آگاهی، مطالعه، تمرین و در صورت نیاز کمک متخصص بهتر میشوند.
در نهایت، نقطه شروع بسیاری از تغییرها فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر میکنیم، کمکم در احساس و رفتارمان خودش را نشان میدهد.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_8 فکر آنقدر قدرتمند است که میتواند در زندگی انسان غوغا کند. در داستان حضرت مریم(س) و
جمله کلیدی 🔑
...........
«نقطه شروع تغییر در زندگی، فکر و توجه ماست؛ چیزی که مدام به آن فکر میکنیم، کمکم در احساس، رفتار و زندگیمان خودش را نشان میدهد.»
جلسه ۹ رو نمیذارم؛ وجدانم اجازه نمیده با دست خودم بچهها رو بفرستم تو دل بدبختی 😭🤚🏻🧍🏻♀️
#مهندسی_فکر_9
امام علی(ع) میفرماید: «هرکس فکرش طولانیتر باشد، بصیرتش بالاتر میرود.» اگر میخواهید به بهترین دیدگاهها برسید، باید فکرهای عمیق و طولانی داشته باشید. فکر فقط این نیست که یک جلسه برویم، بگوییم خوب نبود و تمام؛ یا یک درس و کتاب را فقط یک بار بخوانیم. باید تکرار کنیم، تمرکز بگیریم و عمل کنیم تا اتفاقات مبارکی در وجودمان شکل بگیرد.
چرا میگویند «چله بگیرید»؟ برای اینکه ۴۰ روز با تمرکز یک کار را تکرار کنید و نگویید «تکراریه، حوصله ندارم». هر روز نماز را تکرار کنید. با تکرار و تلقین، انسان به اوج میرسد. خدا رحمت کند امام را؛ میفرمود انسان بدون تلقین به جایی نمیرسد. البته تکرار باید با فهم و اندیشه باشد. اگر آیهای میخوانیم، معنایش را بفهمیم؛ همینطوری عربی نخوانیم و رد شویم، چون فقط لب و گوش و چشم حرکت میکنند. خواندن یعنی فهمیدن.
از طرفی، فکر میتواند انسان را به سمت گناه هم ببرد. کسی که مدام به سیگار یا مواد مخدر فکر میکند، ممکن است بالاخره سراغش برود. وقتی یک فکر در ذهن قوی میشود، به آن قدرت میدهیم و روح آن را میپذیرد؛ بعد عمل کردن به آن راحتتر میشود. آدم بعداً میگوید: «من اصلاً فکر نمیکردم یک روز چنین کاری از من سر بزند.»
پس تمرکز، فکر و محیط، انسان را میسازند.
تو ماهواره میگیری و در خانه میگذاری، بعد میگویی: «بچه من نمازخوانه و خیلی پاکه!» بگذار آهنگها را بشنود و آن صحنهها را ببیند، بعد میخواهی هیچ تأثیری نگیرد. میگویی برایش بلیت گرفتم برود فرانسه درس بخواند.
من یک بار به هند رفتم و با چشم خودم دیدم پدر و مادری بچهشان را با هزار امید برای درس خواندن فرستاده بودند، اما در آن محیط به فحشا کشیده شده بود.
بچه اول میبیند و میشنود؛ بعد بزرگ میشود، دانشگاه میرود، دوستانش را میبیند و به مهمانی میرود. محیط مهم است، چون تولید فکر میکند. بچه صحنهای را بارها میبیند و با خودش میگوید: «من هم میتوانم.» کمکم خودش را در آن محیط قرار میدهد.
این بچههایی که در آمریکا اسلحه برمیدارند و آدم میکشند و حتی معلمشان را میکشند، روز اول قاتل به دنیا آمده بودند؟ نه. در زندانهای خودمان هم کسی یکدفعه از یک آدم پاک و بیگناه تبدیل به مجرم نشده؛ شاید از یک فیلم، یک حرف یا یک صحنه شروع شده و این تولید فکر آنقدر تکرار شده تا به فاجعه رسیده است.
در اسلام برای درمان آدمها دو روش داریم: بهداری و بیمارستان. در بهداری از همان اول واکسن میزنی؛ واکسن فلج، کزاز و... هزینهاش کم است و پیشگیری میکنی. اما اگر پیشگیری نکنی و کار به بیمارستان بکشد، درمان سختتر و پرهزینهتر است و شاید اصلاً درمان نشود.
اسلام میگوید نگذارید کار به بیمارستان بکشد؛ از همان اول مشکل را حل کنید. حجاب را رعایت کنید، فیلم بد نبینید، چیز بد نشنوید و نگذارید بچه صحنههای نامناسب ببیند.
میگویی: «برای بچهام تلفن همراه خریدم.» بعد میگویی: «وای، چه بلایی سرم آمد!» خب خودت تلفن را دستش دادی و بعد میگویی مریض نشو! بچه ابتدایی، راهنمایی یا دبیرستان تلفن همراه میخواهد چه کار؟
میگویی: «اینترنت لازمه، باید تحقیق کنیم.» اگر لازم است، با نظارت خودمان باشد. نه اینکه بگویی «برو توی اتاقت» و بچه در را ببندد و قفل کند؛ فردا یک آدم عجیبوغریب از اتاق بیرون بیاید و بگویی: «ماشاالله، دانشمند شده!»
کامپیوتر جلوی چشم پدر و مادر باشد و بعد از کار خاموش شود. اما ما اینقدر بچهذلیل شدهایم که به فرزندسالاری رسیدهایم.
پیامبر(ص) میفرماید: «خدا لعنت کند پدر و مادری را که اجازه میدهند بچهشان بر گردنشان سوار شود»؛ یعنی اجازه میدهند بیادب و سرکش شود.
اینکه در قیامت از دیدنیها و شنیدنیها سؤال میکنند، برای این است که دیدنیها و شنیدنیها تولید فکر میکنند.
ببینید چقدر آدمها گرفتار حرامخواری شدهاند. برای اینکه شکمو هستند؟ نه. قرآن میگوید اموالی را که جمع کردهاند، در آخرت با آتش عذاب میکنند و به پهلو و صورتشان میچسبانند.
علی(ع) میفرماید: «من تعجب میکنم از آدمهایی که دنبال گمشدههایشان میگردند، اما خودشان گم شدهاند و دنبال خودشان نمیگردند.»
من کیام؟ از کجا آمدهام؟ برای چه آمدهام؟
اگر سوت پایان را بزنند و بروی آن طرف، میگویند: «چی آوردی؟ برای شرایط زیستی اینجا چه آماده کردی؟»
میگویی: «من دکترم، مهندسم، ده تا ماشین دارم، حساب بانکیام پره و مشهورم...» اما اینها مهم نیست؛ آنجا یک چیز دیگر از تو میخواهند.
خلاصه کننده: فاطمه احمدی 👩💻
حوالیِ خدا
#مهندسی_فکر_9 امام علی(ع) میفرماید: «هرکس فکرش طولانیتر باشد، بصیرتش بالاتر میرود.» اگر میخواهی
جمله کلیدی 🔑
...........
فکر، انسان را میسازد؛ چیزی که میبینیم، میشنویم و تکرار میکنیم، کمکم تبدیل به باور و عمل ما میشود. 🧠✨