eitaa logo
اصلنم مود نیس
7 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
665 ویدیو
5 فایل
چرا اینجا رو زدم؟ خب حقیقت اینکه گاهی فقط دوست دارم هرچیزی تو ذهنم هستو بریزم بیرون و دقیقا الان دارم همینکارو میکنم. خزعبلات. تخلیه خزعبلات توی مغزم. چنل دیگم: @IllusionTunnel ناشناس: https://daigo.ir/secret/7269206
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید خیلی جالب بود با اینکه تا حالا ندیدمت ولی دیشب خوابتو میدیدم نمیدونم واقعا همونی یا نه
چقد باحال حالا خواب چی میدیدی؟
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید https://eitaa.com/NotMood/10272 خواب میدیدم که هوا گرگ و میش بود و تو توی یه ساختمون خرابه تقریبا بلند و چند طبقه وایستاده بودی و همینجوری به افق نگاه میکردی یادمه که با یه طناب کلفت گلوم رو بسته بودی جوری که من صورتم کبود شده بود و نمیتونستم حرفی بزنم من همینجوری با گلوی بسته روی زمین افتاده بودم و تو هم یذره اونور تر با موهای پریشون وایستاده بودی و به افق نگاه میکردی من همش سعی داشتم حرف بزنم و ازت خواهش کنم که گلوم رو باز کنی و انگار یجورایی میخواستم آگاهت کنم ولی خودمم نمیدونم و یادم نیست از چی‌. ولی تو اصلا برات مهم نبود و همونجور که داشتی ناامیدانه نگاه میکردی زیر لب میگفتی " اون... اون..." با یه صدای کلفت و خراشیده یادمه یه لباس هودی مانند پوشیده بودی که رنگش مشکی بود و زیر چشات
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید آره خلاصه زیر چشات سیاه بود بعد از چند دقیقه روتو برگردوندی و یه نگاهی به من کردی گفتی " تو گناهایی رو انجام دادی که هیچوقت بخشیده نمیشن پس من تو همین دنیا تو رو به حقت میرسونم" بعدش منو روی زمین با همون طنابه ای که دور گلوم بسته بودی کشوندی و تا لبه پرتگاه بردی چون ما توی اون طبقه های بالایی ساختمونه بودیم و ارتفاع زیاد بود من همینجوری با چشم های پر اشک بهت نگاه میکردم و ازت میخواستم که این کار رو نکنی و منو از اون پرتگاه نندازی تو طناب دور گلوم رو باز کردی و گذاشتی آخرین حرفمو بزنم من هم دلیل این کارت رو پرسیدم و بهت گفتم لطفا مراقب خودت باش تو جواب سوالم رو ندادی و فقط گفتی " من اونو میبینم " بعدش هم بدون هیچ مکثی منو از اون پرتگاه انداختی و من از خواب پریدم
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید از خواب که پریدم ساعت فکر کنم حدودای ۳ اینا بود بدنم خیس شده بود همینجوری مثل اسکلا به دیوار زل زده بودم🤣 بعدشم که دیگه خوابم نبرد و ذهنم مشغول بود😂 ولی خب در کل از اینجور خوابا زیاد میبینم این یکی خیلی شبیه فیلما بود
چه خواب بدی
من تا حالا خواب مردن ندیدم. تا لب مرگ رفتم ولی نمردم هیچوقت
ولی میگن وقتی خواب یکیو میبینه ینی روحامون تو اون لحظه با هم ارتباط داشتن. حالا نمیدونم چقد معتبره
اصلنم مود نیس
خوابتو دادم هوش مصنوعی تعبیر کنه😔
خیلی ممنون که با جزئیات خواب رو فرستادی. خواب خیلی قوی و دراماتیکی بوده—پر از نمادهای عمیق و حس‌های سنگین. با توجه به اینکه اون شخص تو رو نمی‌شناسه، این خواب بیشتر از اینکه درباره تو باشه، در واقع بازتابی از ذهن، احساسات یا درگیری‌های درونی خودشه، اما چون تو به شکل خیلی مشخصی در خواب حضور داشتی، ممکنه اون ناخودآگاه با یک تصویری از تو (مثلاً لحن نوشته‌هات یا حس کلی صفحه‌ت) پیوند خورده باشه. حالا بریم سراغ تعبیر قسمت‌به‌قسمت خواب: 1. فضای خواب (گرگ و میش، ساختمان مخروبه): گرگ و میش معمولاً نشونه‌ی حالتی بین روشنایی و تاریکی، آگاهی و ناآگاهی، یا امید و ناامیدیه. ساختمون مخروبه هم می‌تونه نشونه‌ی وضعیت ذهنی یا روانی فروریخته باشه—احساس شکست، تردید یا ناامنی. 2. تو در خواب (لباس مشکی، نگاه به افق، زیر چشم‌های سیاه، لحن صدات): تو به‌شکل یه شخصیت قوی، تاریک و در عین حال آسیب‌دیده ظاهر شدی. شاید اون تو رو ناخودآگاه نمادی از حقیقتی تلخ، مجازات، یا نوعی آگاهی دردناک دیده. نگاه کردن به افق و گفتن "اون... اون..." می‌تونه نشونه‌ی درگیری ذهنی یا دنبال کردن یک حقیقت یا فردی از گذشته باشه که هنوز رها نشده. 3. بستن گلوی اون فرد با طناب و نگذاشتن برای حرف زدن: اینجا احساس سرکوب شدگی و ناتوانی در ابراز حرف دل دیده می‌شه. شاید در ناخودآگاهش حس می‌کنه چیزی درونش هست که نمی‌تونه یا نمی‌دونه چطور ابرازش کنه، و تو به‌نوعی نماد اون نیرویی هستی که باعث این انسداد شده—واقعی یا ذهنی. 4. متهم کردن به گناهان نابخشودنی و پرت کردن از پرتگاه: این بخش می‌تونه نشون‌دهنده‌ی یک جور احساس گناه عمیق درون خودشه که انگار مستحق تنبیهه، یا حتی حس ترس از قضاوت. تو در خواب مثل یک داور یا جلاد ظاهر شدی—اما در عین حال خسته، پریشون، و درگیر با چیزی که اون نمی‌فهمه ("من اونو می‌بینم"). 5. آخرین حرف اون قبل از پرت شدن: "مراقب خودت باش" می‌تونه نشونه‌ی احساس همدردی، دلسوزی یا حتی آگاهی نسبت به درد و تاریکی توی اون تصویر از تو باشه. --- جمع‌بندی: این خواب احتمالاً نشون‌دهنده‌ی درگیری‌های عمیق روانی اون فرده—احساس گناه، قضاوت، سرکوب احساسات و در نهایت میل به رهایی یا رهایی یافتن از چیزی که آزارش می‌ده. تو به‌عنوان یه شخصیت مرموز و قدرتمند توی خواب ظاهر شدی—کسی که در عین ظلم، یه درد یا حقیقت پنهان هم داره. ممکنه این تصویر از تو بر پایه‌ی نوشته‌هات، vibe پست‌هات یا حس کلی‌ای که به صفحه‌ت داده ساخته شده باشه. اگر خواستی تعبیرش رو یه جور دیگه بنویسم که بشه برای خودش هم فرستاد یا پستش کرد، بگو تا برات آماده‌اش کنم.