اصلنم مود نیس
۱۴۰۳/۹/۲ #آغاز - #خوزستان
اما بذارین چن تا چیز بگم
اول اینکه
این اولین سفر بدون خانوادمه
و باید بگم که
گبگییگیگگیگیگیگگگگزیییییییی رتینبمجقبکمقمقی
خیلی داره خوش میگذره
هاها
جاتون خالی
قسمتتون شه انشاءالل
با ابنکه از ساعت ۹-۱۰ صبح تا تقریبا ۱۸-۱۹ تو راه بودیم
ولی اتوبوس عاللیییی بود و اصلا زمانو حس نکردم، با اینکه همش بیدار بودم و نخوابیدم.
بعد خوابگاه خیلی باحال بود
شاید بگین خب خوابگاهه دیگه ولی واقعا باحال بود😔😂
بعد محوطه اونجا روباه داشت
نصف شبم با رفیقم رفتیم توی یکی از محوطههای بازش، زیر آسمون تیره و تاریک و بزرگ خدا
یه چیزی خوردیم- قرار بود چای باشه ولی یه چیز دیگه بود مطمئن نیستم چی😔😂
بعدم من دراز کشیدم تا از تماشای ستارهها لذت ببرم و واقعا لذت بردم
واقعا حیف
حیفففف که اون آسمون فوقالعاده توی عکس پیدا نمیشد و نتونستم اون صحنه گادو باهاتون به اشتراک بذارم
البته رفیقم معتقد بود که اونجا سوسک و عقرب و اینجور چیزا هست و دراز نکشید.
-البته که برادر توهم زده بود.-
بعدم همون موقع یه روباه یکم اونورتر داشت رد میشد
یه روباه کوچولو