اصلنم مود نیس
میزان خشمی که دارم تحمل میکنمو نمیتونم توصیف کنم حتی الانم حالتم عصبی نیس وقتی تایپ میکنم اینا رو ف
درواقع بحث شارژر نیس
درسته رومخه ولی واقعا به درک
اصلا ادمی نیستم که واسه این چیزا حرص بخورم- خوشبختانه
چیزی که خیلی حرصم میده کسایین که باید تحمل کنم
اخه یه ادم چطور میتونه اینقد انرژی منفی باشه؟ همش بیحال؟ عصبی؟ ناراحت؟ شاکی؟
نه مثلا یکی دو ساعت
کلا همیششششه
ینی اینجوری که وقتی لبخنر میزنه باید اینجوری باشی که جلل الخالق چیشده
و من واقعا احتیاج دارم به یه زندگی مجردی و تنهایی- حالا تنهای تنهام نبودم هم نبودم
بازم به درک
فقط میخوام از چن نفر فاصله بگیرم
من معمولا خیلی با ادما کنار میام
مدلمه
ولی کنار اومدن با بعضیا اصن جواب نمیده چون خود طرف پتانسیلشو نداره
نمیدونم دقیقا چطور توضیح بدم منظورمو
ولی مثلا دو تا ادم بد اخلاق و انرژی منفی و عصبی هست؛ من با یکیشون (نمیگم کاملا ولی تا حدود زیادی) اوکیم. در این حد که با هم میتونیم کلی بخندیم و خوش خرم باشیم حالا هرررچقدم که حساسه
من باهاش کنار میام و اونم اینو میپذیره- کنار اومدن من با اونو و حتی ممکنه اونم در حد خودش با یه چیزای دیگه از من کنار بیاد که بتونیم باهم دووم بیاریم
ولی مثلا اون یکی. اصلااا و ابدا فک میکنه خداست مثلا و من هرررچقدم باهاش خوش بر و رو باشم بازم میرینه فقط
حداقل ای کاش میتونستم برای یه مدت کوتاهم که شده تنهایی زندگی کردنو تجربه کنم که اگه بده حداقل بفهمم و اینقد بخاطر نداشتنش افسوس نخورم