eitaa logo
اصلنم مود نیس
2 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
665 ویدیو
5 فایل
چرا اینجا رو زدم؟ خب حقیقت اینکه گاهی فقط دوست دارم هرچیزی تو ذهنم هستو بریزم بیرون و دقیقا الان دارم همینکارو میکنم. خزعبلات. تخلیه خزعبلات توی مغزم. چنل دیگم: @IllusionTunnel ناشناس: https://daigo.ir/secret/7269206
مشاهده در ایتا
دانلود
و خلاصه اینطوریه که میتونی حرفو از زیر زبونش بکشی بیرون و بفهمی چه مرگشه و چطور میشه حل کرد این مسئله رو بدون رسیدن به فروپاشگی رابطه.
زمان: حجم: 22.1K
ببین تو چه شرایطی دارم سخنرانی میکنم:|😂
یه چیزی میخواستم بگم یادم رفت قسمت‌تون نبود واقعا😔😂
ختم جلسه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از نقاب دار-
📪 پیام جدید واقعا ممنونم ولی یه نکته هست که من خیلی وقت ها این کارو براش کردم و واقعا همه چی هم خوب میشه ولی مسئله اینکه فقط من این کارو میکنم همیشه من باید برا خوب کردنش پیش قدم بشم و اون کلا اهمیتی نمیده یا حداقل اینجوری وانمود میکنه ولی وقتی مثل خودش رفتار می‌کنی گند میزنه به همه چی
اصلنم مود نیس
📪 پیام جدید واقعا ممنونم ولی یه نکته هست که من خیلی وقت ها این کارو براش کردم و واقعا همه چی هم خوب
ام خب مسئله اینجاست که همیشه یک‌سری فداکاری‌ها توی رابطه باید انجام بشه تا به ثمر برسه. یک نمونه ملموسش توی خانوادست. درسته که باهاشون خانواده‌ای، ولی قطعا مواردی هست که تو خوشت نیاد یا اونا خوش‌شون نیاد ولی برای اینکه بتونین کنار هم زندگی کنین (چون در هرصورت مجبورین) مجبورین بعضی وقتا از یه سری چیزا بگذری‌. ولی پوینت منفی‌ش اونجاس که خیلی وقتا فداکاری‌های دیگران به چشم نمیاد ولی فداکاری‌های خودمونو خیلی می‌بینیم. مثلا تو میخوای درس بخونی و بقیه بخاطر تو سعی میکنن ساکت باشن یا کمتر سر و صدا کنن. ممکنه بازم اون آرامش و سکوتی که مدنظرته فراهم نشه ولی اونا واقعا تلاش‌شونو کردن، یونو؟ ممکنه این رفیقتم درمورد یه سری چیزای دیگه فداکاری کرده باشه که تو متوجه‌شون نشدی همونطور که اون متوجه فداکاری‌های تو نشده.
برای همین میگم بهترین کار اینکه بری و باهاش حرف بزنی. تا بفهمی یا بفهمین مشکل‌تون دقیقا چیه.
یاد یه خاطره‌/ تجربه‌ای که از چنین مسئله‌ای داشتم افتادم اقا پارسال ما یه قراری با یه دوستی گذاشته بودیم که مثلا من رفیقش باشم و کلا هواشو داشته باشم اون تکالیف درسای عمومی هرچی داریم انجام بده و واسم بفرسته اینا همه‌چی اوکی بود تا اواسط مهر سر هیچی این یهو گفت ولش کن و اینا با اینکه واقعا رابطه‌مون خیلی خوب داشت پیش می‌رفت. من خیلی عصبی شدم و بشدت ازش بدم اومد چون قرارمونو زیر پا گذاشته بود دیگه- از اول قرار بود که وسطش نزنیم زیرش. منم کلی انرژی واسش گذاشته بودم ولی هنوز حتی یه دونه تکلیفم اون حل نکرده بود:| اقا هیچی حدود یه سال بعد وقتی ما توی کارورزی یه جا افتاده بودیم (و من همچنان ازش بدم میومد) بلاخره فهمیدم که از یکی از رفتارهای من یه برداشت بدی داشته و احساس اضافی بودن و یه همچین چیزی کرده ینی کلللل قضیه یه سوتفاهم مسسسسسخره بود؛ مسسسسخخخخره!! ولی نه من نه اون اصلا حاضر نبودیم درمورد اینکه چرا یهو اینجوری شد حرف بزنیم و اینا