eitaa logo
- مُــبَـرَّح‌ -
645 دنبال‌کننده
10 عکس
1 ویدیو
0 فایل
؛ به‌نامِ‌اللھ ! -مُبَـرَّح؟ غمی‌به‌وسعتِ‌رنج . -اینجا؟ آشیونۀ‌روایات‌خاک‌خوردۀما . -به‌‌نوشتارِ؟ دهه‌هشتادیِ‌‌اهلِ‌قلمُ‌شیفتۀ‌واژگان-! وَاینک‌خالقِ‌‌؟ #ازعشق‌علیه‌السلام‌بگو-🌱! وتو؟ باجانُ‌دل‌بخوان‌تاوجودت‌مرهم‌شودبرای‌مُبَرَح! -کپی‌ازایده‌ومتون؟خیر
مشاهده در ایتا
دانلود
-این‌وسط‌مبرح‌نوشت‌رو با قدم‌های‌سبزتون‌منور کنین‌.🫂🤍 ریحانه‌بانومنتظر حضوردلگرم‌کننده‌ی شماست👌🏻🌱 https://eitaa.com/mobarrah
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
' ☕️ تومحالی‌وبه‌ممکن‌شدنت‌درگیرم توهمانی‌که‌اگرتب‌بکنی ، میمیرم🌚 -مُـبَـرَّح | @Novel_mobarrah
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
' قبل‌ازمطالعه‌پارتِ‌جدیداز رمانِ "ازعشق‌علیه‌السلام‌بگو" ، 10صلوات‌به‌نیتِ‌ظهورُسلامتی‌آقامون‌امام‌زمان‌بفرستیم؟🌿
- مُــبَـرَّح‌ -
. یـٰا أمـٰانَ‌مَـن‌لا أمـٰانَ‌لَـهُ-🤍- روایتِ #ازعشق‌علیه‌السلام‌بگو -🌱 به‌نوشتارِ :سین.‌عین.‌قاف
. یـٰا أمـٰانَ‌مَـن‌لا أمـٰانَ‌لَـهُ-🤍- روایتِ -🌱 به‌نوشتارِ :سین.‌عین.‌قافـ⁷² | خانومِ‌سایه . - سلین با دقت از میان مژه های تاب خورده اش به حرکاتِ علی‌اکبر خیره است و سعی دارد مشت خالی از آب اما خیس را به تقلید از علی‌اکبر ، پشتِ ساعدِ دست بکشد: علی‌اکبر- قشنگم اصلا دقت نمی‌کنی ها... گفتم خانوما و دخترای قشنگی مثل شما جلوی دستشون رو باید بشورن... بالاخره یک به یک اعمالِ وضو را به همراهی علی‌اکبر به اتمام می‌رساند. شلنگ را از گوشه‌ی حیاط برمی‌دارد و به شیر آب کنار حوض متصل می‌کند تا یادگاری های حاج سهراب را سیر آب کند که ناگهان زمزمه ی آوازِ سلین به جیغی متعدد حاصل شد ؛ جیغی که زانوانِ علی‌اکبر را سست کرد و دلهره را به عـمـقِ چشمانش راه داد. سلین با گام هایی بلند سوی علی‌اکبر می‌دود و خود را از پایش آویزان می‌کند. علی‌اکبر در حالی که سعی می‌کرد با نفس های عمیق ، ضربان تند شده ی قلبش را سامان دهد ، پلک بر هم فشرد و پرسید: علی‌اکبر- سکته‌ام دادی دختر ، باز چرا اشکات روونه؟! بین هق‌هق هایش به شرحِ احوالش پرداخت: سلین- مانی... مانی کوشولوم مُده! (ماهی... ماهی کوچولوم مُرده!) اشک مژه‌هایش را خیس کرده بود و بغض گلویش را می‌فشرد. آرام سری تکان داد و سرش روی شانه‌ی علی‌اکبر سنجاق کرد: علی‌اکبر- خُب اینکه ناراحتی نداره عزیزم ، خودم یکی دیگه برات می‌خرم باشه؟ سلین لب برچید و دستش را روی صورتش حائل کرد: سلین- نه.. مَ...مَن ما...مانی کوشولوی خُ....خودمُ می‌خ...وام! بوسه‌ای محبت آمیز به موهای پریشانِ کودک زد و به آرامی گفت: علی‌اکبر- ناراحت نباش قربونت بشم ، وقتی یه موجودِ کوچولوی بامزه مثل ماهی تو از بین ما میره یعنی سفرش توی این دنیا تموم شده و رفته یه جای بهتر... جایی که دیگه اذیت نمیشه و همیشه خوشحاله! کمی آرام شد و دستی پای نمِ چشم‌های خیسش کشید: سلین- ینی تُـجا سَفَل کَده؟ (یعنی کجا سفر کرده؟) آهی کشید و خیره به آسمانی که رو به خاموشی می‌رفت ، زمزمه کرد: علی‌اکبر- شاید یه جایی شبیه به جایی که حاج سهراب سفر کرده ! چینی بین دو ابرو کاشت و نجوا کرد: سلین- دیده مانی کوشولو نمی‌تام! ( دیگه ماهی کوچولو نمی‌خوام! ) عطر موهای کودک را به ریه ها منتقل کرد و پرسید: علی‌اکبر- چرا فدات بشم؟ نگاهش قفل گنجشکی شد که میان شاخه‌های درخت می‌پرید و جابجا می‌شد: سلین- چون مانی کوشولو ها هم مثِ بابا‌سُهلاب منُ تنا می‌زالَن! (چون ماهی کوچولوها هم مثلِ بابا سهراب منُ تنها می‌زارن) علی‌اکبر سری تکان داد: علی‌اکبر- دیگه گریه نکنی ها خب؟ غصه می‌خورم! مکثی کرد و ادامه داد: علی‌اکبر- حالا هم یه آبی به صورتت بزن که بریم نماز بخونیم! _هرگونه‌کپی‌برداری‌بی‌اذن‌ورضایتِ‌نویسنده‌ ، پیگردِ قانونی‌والهی‌ به‌دنبال‌‌دارد . . .⚖️
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_g1iu2i4&btn=مُـبَـرَّح سلام‌ ، حال‌واحوالتون‌چطوره؟✋🏻 -نظراتتون‌روباجونُ‌دل‌شنوام 💚 ! تشریف‌بیارین‌ُ‌یه‌امشب‌نزارید ناشناس‌از حضورتون‌خالی‌بمونه❤️‍🩹 کلبه‌ی‌کوچیکمون‌درجهتِ‌ثبتِ‌یادگاری‌هاتون🤌🏻☕️ https://eitaa.com/joinchat/4288086952Cebd01a265b
پایان تقدیمی لف بدید گزارش میزنم‼️☕️ هروز مسئولین چک می کنن پس لف نده!!! منو از ادی در نیارین فردا هم تقدیمی پرجذب داریم ⛅️🤌🏻 تگ ها تا 3بمونه وگرنه بار بعدی نیستین توی تقدیمی‼️
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
باورم نمیشد مامان این دختره روبرام انتخاب کرده بود و حالا نشسته بود و باب اسفنجی میدید و روبه روش باهاش میرقصید. اخم کرده نزدیک شدم و با خاموش کردن تلویزیون جیغ زد: - چیکار میکنی؟ قسمت جدیدش بود. خسته کرواتمو باز کردم که بالش جلوی صورتش گرفت و گفت: - خاک به سرم. خندیدم و قدمی برداشتم: - خاک بر سرت و چی؟ مگه نمیخواستی باب اسفنجی ببینی...😋😂🔥 https://eitaa.com/joinchat/253888005C41385ac87d
هدایت شده از -پنج ساعت بمونه | گندم✨🌸
+ کی به زن خارجی من فوش یاد داده؟ از صبح به من میگه پدرصلواتی با تعجب گفتم - خب چیز بدی نگفتم تازه فوشای بدترم بلدم حرصی قدمی برداشت + زبونتو قیچی میکنم و ..🤭♥️📵 https://eitaa.com/joinchat/253888005C41385ac87d
درود عزیزان ادمین تقدیمی میشم نگران جذب نباشین برای دونستن بقیه شرایط عضو اینفو بشین و سنجاق رو بخونین✨🖇 https://eitaa.com/joinchat/2356479561Cf73c255630 <اینفو‌تقدیمی‌مجهول>