𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹² | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . و رفتیم سمت جایی ک مبخواستن ویدیو بگیرن تو راه آنیل خیلی
پارت¹²تقدیمِنگاهزیباتون 💕 .
https://eitaa.com/Anistars
چنلدیلیمنه .
یابهترهبگمیهتیکهازمن . .
ببینمتون؟💞
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
یکمی تو راه بودیمو رسیدیم
وارد کافه ک شدیم همه اومدن با بچها عکس بگیرن منو آنیلم رفتیم اون طرف ک فکر بدی نکنن .
وبعد رفتیم نشستیم
سر میز وگارسون اومد
+خیلی خوش اومدین چی میل دارین؟
مانی:روژین تو چی میخوری؟
روژین:یه پیتزا
آنیل:منم پیتزا میخورم
مانی:یه پیتزای دونفره
بچها شما چی میخورین؟
علی:هرچی عشقت کشید برا ماعم سفارش بده
ممد:راس میگه من ذهنم کار نمیکنه انقد گرسنمه
مانی:هممون پیتزا بخوریم؟
بنیامین:عاره اوکیه
مانی:پس کلا یه پیتزای شیش نفره بزنید
+نوشیدنی چی میخورین؟
مانی:نوشابه
+بله سفارشتون ثبت شد یکم صبر کنید اماده میشه .
ممد:مانی
مانی:بله؟
ممد:با چشم اشاره دادم یلحظه بریم بیرون
مانی:از جام بلند شدم ، الان ما میایم
رفتبم بیرون*
مانی:چیشده
ممد:ببین آماره اون گارسونه ک تو مهمونی به روژین شکلات تعارف کردو گیر آوردم
مانی:خب
ممد:چیکا کنم بریم سراغش؟
مانی:میریم عجله نکن فقط روژین هیچی نفهمه
ممد:حله
رفتیم دوباره پیشه بچها نشستیم دیدیم غذارو آوردن
نشستیم غذا خوردیم
مانی:دیدمگوشیه روژین ک روی میزه همش زنگ میخوره ولی روژین گوشیشو سایلنت کردو جواب نداد
مانی:جواب بده خب
روژین:ننهولشکن
مانی:شمارشو میشناسی؟
روژین:نه ناشناسه
بنیامین:چیشده بچها
مانی:چیزی نیست
بده تا جوابشو بدم
روژین:گوشیو دادم بهش و بعد سریع تلفن قط شد
دوباره زنگ زد . .
ایندفعه مانی برداشت
+الو ؟
مانی:بفرمایید
+روژین؟
مانی:بله؟
+روژینکو؟
مانی:اشتباه گرفتی .
+اسکلی؟این شماره ی روژینه !
مانی:شما کی هستید !؟
+ببین برو به همون روژین بگو دمان از روزگارش در میارم!
مانی:آقای محترم ! باره آخرتون باشه اینجوری صحبت میکنید
+مثلا میخوای چیکا کنی؟
مانی:فحش دادم بهش*
و تلفنو قطع کرد
مانی:روژین اینو نمیشناسی؟
روژین:ننهبخدا
مانی:دیروزم زنگ زده چرا نگفتی؟
روژین:خواستم بهت بگم ولی کلا یادم رفت
مانی:خیلی خب غذاتو بخور
روژین:من دیگه اشتها ندارم
مانی:یعنی چی هنوز ک هیچی نخوردی
روژین:خوردم .
وسایلمو جمع کردمو رفتم
مانی:کجا؟
روژین:خونه .
مانی:باهم میریم
روژین:حرفشو گوش ندادمو رفتم
آنیل:مانی برو دنبالش
مانی:تا رفتم بیرون دیدم نیست هرچیم بهش زنگ زدم جواب نداد
برگشتم تو کافه
بنیامین:چیشد؟
مانی:رفت هرچیم زنگ میزنم جواب نمیده
مگه من چی گفتم؟
ممد:دخترا زود رنجن عزیزِ من
بد باهاش حرف زدی
مانی:من میرم خونه اصن
علی:وایسا خب توعم هیچی نخوردی
مانی:کوفت بخورم خدافظ
ممد:عیبابا
یکم گذشت . .
آنیل:ببخشید خیلی زحمت کشیدین من برم ..
بنیامین:شما کجا میرین؟
آنیل:مزاحم نمیشم باید برم خونه
بنیامین:صبکنید من میرسونمتون
تنهایی زشته یه دختر خشگل بیوفته توی این کوچه و خیابون
آنیل:ننه مرسی من خودم میرم مسیرم دوره
بنیامین:خب منممسرای دورو دوست دارم
..شوخی کردم
صبکنید باهممیربم
انیل:خیلی خب ممنون
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . یکمی تو راه بودیمو رسیدیم وارد کافه ک شدیم همه اومدن با ب
پارت¹³تقدیمِنگاهزیباتون 💕 .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
مانی:خیلی عصبی بودم
یدونه محکم زدم رو فرمون
رفتم سمت خونش هرچی در میزدم درو باز نمیکرد که بالاخره یهو دیدم درو بازش کرد
رفتم بالا و دیدم دره خونه همینجوری بازه . .
رفتم داخل دیدم روژین تو آشپز خونه اس لم دادم رو کابینت و گردنمو کج کردم ..
روژین؟عزیزِ من قربونت برم؟ ازم ناراحت شدی؟
روژین:...
مانی:میشه جوابمو بدی؟
روژبن:میشنوم
مانی:ببخشید
روژین:بابته؟
مانی:من نمیدونم ولی تو ازم ناراحتی
روژین:نیستم
مانی:مشخصه . .
رفتم سمتش و روشو کردم به خودم
روژین:چی میخوای؟
مانی:اینکه باهام مث قبل بشی
روژبن:خیلی خب الان غذام میسوزه
مانی:سه ساعته دارم تو کافه میگم چرا نمیخوری میگی اشتها ندارم بعد اومدی غذا درست میکنی؟
روژین:اونموقعه گرسنم نبود
مانی:هرچی شما بگین
روژین:آماده شد
مانی: عوووو بهبه
روژین:میخوری؟
مانی:مگه میشه از غذای شما نخورمم،
روژین:اوکی
مانی:عیبابا اینجوری ک نمیشه از دلت در بیارم
روژین:...
مانی:بفرماییددد
روژین:این چیه؟
مانی:گلهه دیگ
روژین:خیلی خوشگلههه
مانی:عاهاا حالا شد
روژین:خندیدم ، بیا غذاتو بخور
مانی:چشمم
روژین:گلو گرفتم و گزاشتمش تو آب . .
مانی:غذارو خوردم و باهم سفره رو جمع کردیم
خب لباستو بپوش منم منتظرتم
روژین:کجاا میری
مانی:خونه ی من دیگ
روژین:من نمیام وای البته وسایلام اونجاست
مانی پس بدو حاضر شو
روژین:نبخدا نمیام
مانی:پس ک نمیایی؟
روژین:نوچ
مانی:بدو برووو آماده شو گفتمم
روژین:خو اصن من همینجوری میام
مانی:با تاب؟🗿
روژین:لباس میپوشم روش بابااا
مانی:خیلی خبب
روژین:رفتم سوار ماشین شدم و رفتیم سمت خونه ی مانی
مانی:یه آهنگ براتون بزارم؟
روژین:بزارر
مانی: ببین یه عدد بگو من اندازه ی همون عدد پلی لیستمو رد مبکنم هر آهنگی اومد اون حس من به توعه باشد؟
روژین:باشهه خب عدد 3
مانی:خب عوووو چه آهنگی . .
امیر تتلوعه فحش ندا صلوات . .
روژین: بخدا فحش داشته باشه یعنی اون حسی ک بمن داریه بخاطر همین قهر میکنم
مانی:خب بمنچههههه
روژین:دیگه نمیدونم
دیدم صدارو تا آخر زد بالا . .
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . مانی:خیلی عصبی بودم یدونه محکم زدم رو فرمون رفتم سمت خون
پارت¹⁴تقدیمِنگاهزیباتون 💕 .
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . مانی:خیلی عصبی بودم یدونه محکم زدم رو فرمون رفتم سمت خون
Amir TatalooAmir Tataloo - Khaar.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
آهنگیکهمانیپلیکرد .
<مربوطبهپارت¹⁴>
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
هدایت شده از 𝑨𝒏𝒊⋆.
با ویدیوی"دنسرشدیم"بالاخره تونستم بعد مدت ها از ته دلم بخندم .
892.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیباییممبرایچنلِ𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 💞 .