𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹³ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . یکمی تو راه بودیمو رسیدیم وارد کافه ک شدیم همه اومدن با ب
پارت¹³تقدیمِنگاهزیباتون 💕 .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
مانی:خیلی عصبی بودم
یدونه محکم زدم رو فرمون
رفتم سمت خونش هرچی در میزدم درو باز نمیکرد که بالاخره یهو دیدم درو بازش کرد
رفتم بالا و دیدم دره خونه همینجوری بازه . .
رفتم داخل دیدم روژین تو آشپز خونه اس لم دادم رو کابینت و گردنمو کج کردم ..
روژین؟عزیزِ من قربونت برم؟ ازم ناراحت شدی؟
روژین:...
مانی:میشه جوابمو بدی؟
روژبن:میشنوم
مانی:ببخشید
روژین:بابته؟
مانی:من نمیدونم ولی تو ازم ناراحتی
روژین:نیستم
مانی:مشخصه . .
رفتم سمتش و روشو کردم به خودم
روژین:چی میخوای؟
مانی:اینکه باهام مث قبل بشی
روژبن:خیلی خب الان غذام میسوزه
مانی:سه ساعته دارم تو کافه میگم چرا نمیخوری میگی اشتها ندارم بعد اومدی غذا درست میکنی؟
روژین:اونموقعه گرسنم نبود
مانی:هرچی شما بگین
روژین:آماده شد
مانی: عوووو بهبه
روژین:میخوری؟
مانی:مگه میشه از غذای شما نخورمم،
روژین:اوکی
مانی:عیبابا اینجوری ک نمیشه از دلت در بیارم
روژین:...
مانی:بفرماییددد
روژین:این چیه؟
مانی:گلهه دیگ
روژین:خیلی خوشگلههه
مانی:عاهاا حالا شد
روژین:خندیدم ، بیا غذاتو بخور
مانی:چشمم
روژین:گلو گرفتم و گزاشتمش تو آب . .
مانی:غذارو خوردم و باهم سفره رو جمع کردیم
خب لباستو بپوش منم منتظرتم
روژین:کجاا میری
مانی:خونه ی من دیگ
روژین:من نمیام وای البته وسایلام اونجاست
مانی پس بدو حاضر شو
روژین:نبخدا نمیام
مانی:پس ک نمیایی؟
روژین:نوچ
مانی:بدو برووو آماده شو گفتمم
روژین:خو اصن من همینجوری میام
مانی:با تاب؟🗿
روژین:لباس میپوشم روش بابااا
مانی:خیلی خبب
روژین:رفتم سوار ماشین شدم و رفتیم سمت خونه ی مانی
مانی:یه آهنگ براتون بزارم؟
روژین:بزارر
مانی: ببین یه عدد بگو من اندازه ی همون عدد پلی لیستمو رد مبکنم هر آهنگی اومد اون حس من به توعه باشد؟
روژین:باشهه خب عدد 3
مانی:خب عوووو چه آهنگی . .
امیر تتلوعه فحش ندا صلوات . .
روژین: بخدا فحش داشته باشه یعنی اون حسی ک بمن داریه بخاطر همین قهر میکنم
مانی:خب بمنچههههه
روژین:دیگه نمیدونم
دیدم صدارو تا آخر زد بالا . .
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . مانی:خیلی عصبی بودم یدونه محکم زدم رو فرمون رفتم سمت خون
پارت¹⁴تقدیمِنگاهزیباتون 💕 .
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 | رمـآنسِـتآره
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞. 𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁴ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 . مانی:خیلی عصبی بودم یدونه محکم زدم رو فرمون رفتم سمت خون
Amir TatalooAmir Tataloo - Khaar.mp3
زمان:
حجم:
17.1M
آهنگیکهمانیپلیکرد .
<مربوطبهپارت¹⁴>
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar
هدایت شده از 𝑨𝒏𝒊⋆.
با ویدیوی"دنسرشدیم"بالاخره تونستم بعد مدت ها از ته دلم بخندم .
892.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیباییممبرایچنلِ𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍 𝒔𝒕𝒂𝒓 💞 .
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝘀𝘁𝗮𝗿 💞.
𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ | 𝑫𝒐𝒏𝒕 𝒄𝒐𝒑𝒊 .
آهنگتمومشد*
مانی:خبچطوبود ؟
روژین:...
مانی:گریه میکنی؟
روژین:...
مانی:زدم بغل . .
چیشده چرا گریه میکنی
یهو دیدم خودشو انداخت تو بغلمو همزمان داشت گریه میکرد . .
مانی:دیگه هیچی نگفتم و سرشو نوازش کردم . .
یکنی تو بغلم بود و رفت سرجاش . .
منم سرمو گزاشتم رو فرمون ماشین و نگاش کردم ،
خوبی الان؟
روژین:اره..
مانی:جلوتر یه سوپر مارکت هست صبکن برم واست یه آب بگیرم الان میام
روژین:ن نه نمیخوام . .
مانی:چرا؟
روژین:اذیتمنکن باشه؟
مانی:اذیتت کردم مگه؟
روژین:نه . .هیچوقت نکن .
مانی:عزیزم من..
روژین:مانی مت هیچوقت تو زندگیم عاشق نشدم
مانی:یعنی الان عاشق منی؟
روژین:دارم جدی حرف میزنم
مانی: ببخشید
روژین:من،اولین باره جز مامان و بابام به کسی اعتماد میکنم . .
همش فکر میکنم اگه یهو بزاری بری
اگه اینجوری نباشی ک داری نشون میدی
اگه یهو ولم کنی . .
من باید چیکار کنم؟!
من تو زندگیم آرومم ..
خوشحالم با تو آروم تر شدم. .
خرابش نکن خب؟
مانی:...مگه دلم میاد اینکارو بات کنم؟
روژین:کلی گفتم اون آهنگم برام بفرستیا
مانی:چشم،من یلحظه برم یکاری دارم میام ..
روژین:برو
یکم گذشت دیدم با یه آب و ابیوه و کلی کیک اومد
روژین:خندیدم اینا چیهه؟
مانی:بفرمایید این دستمال اشکتونو پاک کنینن
روژین:مرسی
مانی:وظیفسس
[ادامـه؟پــارتبـعدی☆]
𝓛𝓲𝓷𝓴:@Novelstar